ناول سورنا | SORENA NOVEL
Статистика🪔 ناول یا داستان کوتاه و بلند، شعر، مطالب آموزشی، چالش، معرفی کتاب... 📜 کانال ما در بله: @sorenanavel ارتباط با مدیر: @atefeart_ir لینک کانال کمکی https://t.me/linkdoninavelsorena پیام ناشناس: https://t.me/BChatBot?start=sc-60893716
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 359
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 18
- 1/48двое суток
- 20
- 1/72трое суток
- 22
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
امیرکبیر و ساخت توپ جنگی ⚜زمانی که بهدلیل تحریم و نبود فلز، امیرکبیر از مردم خواست دیگهای اضافی خود را برای ساخت توپ اهدا کنند، نفوذی های انگلیس در شهر و «روزنامهها» که تازه راه اندازی شده بود بین مردم شایعه کردند که میرزا تقی خان میخواهد ظرف غذای شما را بگیرد و جنگ راه بیاندازد. ⚜انگلیس تصمیم داشت به ایران حمله کند و با اشغال خارک، افغانستان را از ایران جدا کند؛ روایتی که نشان میدهد بیاعتمادی و نفوذ چگونه میتواند توان دفاعی کشور را تضعیف کند. طرح امیرکبیر شکست خورد. چند وقت بعد انگلیس به ایران حمله کرد. جزیره خارک را اشغال کرد و ایران را تحت فشار قرار داد تا این که افغانستان از ایران جدا شد و این آغازی بود بر دوره قحطی و آبله اواخر قاجار که قریب به ۱۰ میلیون ایرانی از بین رفتند. مردمی که دیگهای خود برای دفاع از میهن و دوری از جنگ ندادند، هم جنگ سراغشان آمد هم گرسنه ماندند هم کشورشان کوچک شد. چقدر زود تاریخ تکرار میشود و همان تفکر که مانع ساخت توپ برای امیرکبیر شد، امروز در گوش ما حرف از این میزند که موشک برای ما آب و نان نمیشود! #تاریخ_ایران #امیر_کبیر ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
⚜سیاستها و ابتکارات در دوره حکومتداری خود، مصدق چهار هدف عمده را دنبال میکرد: نخست، دست استعمار را ببریم. وجهه عملی این هدف در دو موضع پدیدار میشود: استقرار حاکمیت ملی بهوسیله ملی کردن صنعت نفت؛ و دکترین موازنه منفی در سیاست خارجی. دوم، دولت ستمکار…
⚜سیاستها و ابتکارات در دوره حکومتداری خود، مصدق چهار هدف عمده را دنبال میکرد: نخست، دست استعمار را ببریم. وجهه عملی این هدف در دو موضع پدیدار میشود: استقرار حاکمیت ملی بهوسیله ملی کردن صنعت نفت؛ و دکترین موازنه منفی در سیاست خارجی. دوم، دولت ستمکار…
مصدق و اهداف چهارگانه ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
داستانی واقعی و تکاندهنده از کشور🌹 یمن 👞 زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل بگیرد، یک جفت کفش نو جایزه بدهد، همه با نمرات عالی موفق شدند. اما تکه کاغذ کوچکی درون جعبه، رازی را فاش کرد که باعث شد آن معلم تمام شب را در برابر همسرش گریه کند. استاد «نوال» در یک مدرسه ابتدایی کوچک در روستایی فقیر تدریس میکرد. شاگردانش هر صبح با لباسهایی ساده، دفترهایی قدیمی و رؤیایی بزرگتر از خانههایشان به مدرسه میآمدند. او آنها را مانند فرزندان خودش دوست داشت و از چهره هر کودک میفهمید که آیا شب سیر خوابیده است یا گرسنگیاش را از خانوادهاش پنهان کرده است. روزی خواست تا روحیه آنها را بالا ببرد، پس با لبخندی به آنها گفت: «هر کس در امتحان نمره کامل بگیرد، به او یک هدیه کوچک میدهم.» یکی از کودکان با هیجان پرسید: «خانم، هدیه چیست؟» معلم پاسخ داد: «یک جفت کفش نو.» کفش برای آنها یک شیء معمولی نبود، بلکه رؤیای کوچکی بود که روی دو پا راه میرفت. کودکان بسیار خوشحال شدند و با جدیت شروع به درس خواندن کردند و هر کدام آرزو داشتند که این هدیه نصیب او شود. در میان آنها دختری به نام «وفاء عبدالکریم» بود که انتهای کلاس مینشست؛ او بسیار آرام بود و همیشه پاهایش را زیر نیمکت پنهان میکرد. وفاء کفشی قدیمی و پاره داشت که نوک آن باز شده بود و بندش چندین بار گره خورده بود، اما هرگز شکایتی نمیکرد. روز امتحان فرا رسید و کودکان با پشتکاری عجیب نوشتند؛ تا جایی که معلم احساس کرد تمام این قلبهای کوچک میخواهند پیروز شوند. بعد از تصحیح اوراق، غافلگیری این بود که تمام دانشآموزان نمره کامل گرفته بودند! استاد نوال خوشحال شد اما درماند ماند؛ کفش را به چه کسی بدهد در حالی که همه شایستگی آن را داشتند؟ او به آنها گفت: «شما همه عالی هستید، اما هدیه فقط یکی است؛ راه حلی پیشنهاد بدهید که همه راضی باشند.» کودکان کمی با هم مشورت کردند و سپس گفتند: «نامهایمان را روی کاغذهای کوچک بنویسیم و در جعبه بیندازیم و شما یک ورق را به طور تصادفی بیرون بکشید.» معلم پذیرفت و هر کودک نامش را روی کاغذ نوشت، تا کرد و در جعبه انداخت. استاد نوال در مقابل دیدگان آنها یک کاغذ بیرون کشید، آن را به آرامی باز کرد و خواند: «وفاء عبدالکریم». وفاء با قدمهایی لرزان و در حالی که اشکهایش از شادی جاری بود، جلو آمد و در حالی که بقیه دانشآموزان صادقانه برایش دست میزدند، کفش نو را گرفت. او کفش را طوری در آغوش گرفت که انگار گنجینهای به دست آورده است و دست معلمش را بوسید و گفت: «به خدا قسم خانم، من واقعاً به آن نیاز داشتم.» نوال نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد، اما لبخند زد تا شادی آن دخترک خراب نشود. شب هنگام، در حالی که جعبه کوچک کاغذها را با خود داشت، به خانه برگشت. همسرش پرسید: «چرا در حالی که داستانی زیبا تعریف میکنی، گریه میکنی؟» او در حالی که جعبه را باز میکرد گفت: «من به خاطر اینکه وفاء برنده شد گریه نمیکنم.» همسرش تعجب کرد و پرسید: «پس چرا؟» او کاغذها را یکی پس از دیگری بیرون آورد و در مقابل همسرش باز کرد. روی تمام کاغذها، فقط یک نام نوشته شده بود: «وفاء عبدالکریم». همسرش خشکش زد، اما نوال بیشتر گریه کرد و گفت: «تمام بچهها نام او را نوشتند و هیچکدام نام خودشان را ننوشتند!» او در حالی که میلرزید ادامه داد: «همه آنها کفش میخواستند، اما دیدند که نیاز او بیشتر از نیاز آنهاست.» روز بعد، نوال به مدرسه رفت در حالی که به تعداد تمام شاگردان کلاس، کفشهای نو به همراه داشت؛ چرا که همسرش تنها ساعتی را که داشت فروخت تا این کفشها را بخرد. وقتی وارد کلاس شد به کودکان گفت: «دیروز شما درسی به من دادید که در هیچ کتابی نیست.» وفاء گریه کرد، کودکان گریه کردند و آن روز در مدرسه به نام «روز قلبهای سفید» شناخته شد. اما زیباترین اتفاق زمانی رخ داد که پیامی از یک خیرخواه رسید که داستان را شنیده بود و متعهد شد لباس و کفش تمام دانشآموزان مدرسه را تا پایان سال تهیه کند. در پایان پیام نوشته بود: « کودکی که شادی خود را به خاطر دیگری کنار میگذارد، سزاوار است که دنیا تمام درهایش را به رویش باز کند...» #داستان_براساس_واقعیت ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
"هر کس به اندازه ضربههایی که خورده، تنهاییاش را محکمتر در آغوش میفشارد ...!" #آلبرکامو ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
⚜کهنسال ترین موجود زنده ایران در مرکز ایران سروی بلند بالا، با قامتی استوار از دل این آب و خاک قد برافراشته و سالیان سال چون همراهی وفادار پا به پای تاریخ این سرزمین نفس می کشد و از قدمت و شکوه آن می گوید. سرو ابرکوه یکی از کهنسال ترین موجودات زنده دنیا با قدمتی بیش از 4500 سال می باشد که شهرتی جهانی دارد و در میان هم سن و سالان خود رتبه دوم را به خود اختصاص داده است. درختی باشکوهی که بشر را شگفت زده می کند و نه تنها گردشگران بلکه دانشمندان و گیاه شناسان بسیاری از سراسر دنیا را برای دیدن و تحقیق و بررسی به دیدن این درخت می آیند. #ایران_باستان #تاریخ_ایران #سروابرکوه ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
⚜حسین گلگلاب (مرداد ۱۲۷۴ – ۲۲ اسفند ۱۳۶۳) گیاهشناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، موسیقیدان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه برابریابی برای دانشواژگان از متخصصان فرهنگستان ایران…
без подписи
без подписи
«ما که توقع نداشتیم این دنیا ما را ناز کند یا گرم در آغوش بگیرد؛ فقط توقع بود که آنقدر جگرمان را نسوزاند!» #محمدصالح علاء #نقل_قول ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
بیکلام ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
تو چیزی جز مجموعهای از روزها نیستی؛ هر روزی که میگذرد، بخشی از وجود تو نیز میگذرد. -امام علی(ع) #نقل_قول ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
«همیشه نمیشود قوی باشی، اما همیشه ادامه بده...» #لوییز_اردریچ ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
باید یاد بگیریم دوستیمونو با آدمها تا موقعی که زندهن نشون بدیم؛ نه بعد از مردنشون. #گتسبی بزرگ #اسکات_فیتز_جرالد ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
⚜مصدق برای ایران چه خواست و چه کرد هفتاد سال از روز سرنوشت ساز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گذشت. این فرصتی مناسب برای یادآوری میراث دکتر محمد مصدق و تامل بر درسآموختههای مهمی است که دوره کوتاه نخستوزیری او برای نسل جوان امروز فراهم میکند. مصدق برای ایران چه میخواست…
۱۴ مرداد؛ روز تبریز، پایتخت مشروطه ایران ⚜ ۱۴ مرداد، یادآور نقش بیبدیل تبریز در پیروزی انقلاب مشروطه و پاسداشت شهری است که با ایثار و مقاومت ستارخان، باقرخان و هزاران مجاهد گمنام، پرچم قانونخواهی و آزادیخواهی را در ایران برافراشت. تبریز با ایستادگی تاریخی خود، نه تنها از مشروطه پاسداری کرد، بلکه مسیر قانونگرایی و مردمسالاری را برای کشور هموار ساخت. گرامیداشت این روز، ادای احترام به هویت، تاریخ و مردمانی است که نام تبریز را برای همیشه در تاریخ ایران ماندگار کردند. #مشروطه #تبریز ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
آیا فکر میکنی به همین سادگی است که برای رهایی از یک زخم، آن را ببندی؟ #ژان_کوکتو ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
⚜مصدق برای ایران چه خواست و چه کرد هفتاد سال از روز سرنوشت ساز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گذشت. این فرصتی مناسب برای یادآوری میراث دکتر محمد مصدق و تامل بر درسآموختههای مهمی است که دوره کوتاه نخستوزیری او برای نسل جوان امروز فراهم میکند. مصدق برای ایران چه میخواست و چه کرد؟ ⚜ آرمانها، ارزشها و اصول حکومتداری او چگونه میتواند برای سازندگی ایران آزاد، مستقل و شکوفا الهامبخش باشد؟ آیا سرنگونی مصدق قیام ملی بود یا کودتا؟ از سایت: زیتون ⚜ آرمانها و فلسفه حکومتداری مصدق یکی از میهندوستترین، بااخلاقترین و پاکدستترین رهبران ایران در طول تاریخ دو قرن گذشته بود. مرکز ثقل اندیشه او انسان آزاد، و معادل آن در جمع، همان ملت آزاد بود. انسان و ملتی که هم «حق» دارند، یعنی حق آزادی و حاکمیت؛ و هم مسئولیت دارند، یعنی مسئولیت دفاع از این حقوق چه در درون و چه در بیرون کشور. این اندیشه بنیادین و لیبرال دموکراتیک مصدق منشا اکثر آرمانها، ارزشها و اصول حکومتداری او بود. ⚜سامانه ارزشهای مصدق ترکیبی از مدرنیته و سنتهای بومی بود. او فرزند خلف ایرانی ضداستعماری عصر روشنگری بود – با تأکید بر «خلف» و «ایرانی» و «ضداستعماری». بر خلاف بسیاری از همدورهایهای خود که دچار غربزدگی بودند یا یک نوع نوگرایی وانمودین را دنبال میکردند (مانند دو شاه پهلوی)، مصدق، بهدرستی، مدرنیته را در دگرگونی طرز فکر و ارزشهای اجتماعی میدید. ⚜دو نقل قول از گفتار مصدق فلسفه او را خلاصه میکند: «حاکمیت ملی و آزادی دو روی یک سکهاند، یعنی آزادی بدون حاکمیت ملی ممکن نیست» و «ایران جز از طریق دموکراسی و غیر از عدالت اجتماعی با رویه دیگری اصلاح و اداره نمیشود». فلسفه حکومتداری مصدق کاملا ملت-محور بود، و نه ایدئولوژیک. مصدق حاکمیت ملی را در ملت میپنداشت و مردم را والاتر از هر نهاد حکومتی میدانست. ⚜مخالفت با دیکتاتوری مصدق از معدود نخبگان سیاسی زمان خود بود که در مجلس پنجم شجاعانه با سلطنت رضا خان مخالفت کرد و نسبت به دیکتاتوری آینده رضا شاه هشدار داد. برخورد دیگر مصدق با رضا شاه نمایانگر تفاوت طرز فکر آن دو شخصیت سیاسی است. روزی رضا شاه مصدق را احضار میکند. او به پهلوی اول میگوید: «موقع آمدن به حضور، چشمم به سردر سنگی افتاد، این بنای با عظمت را اعلیحضرت برای چه میخواهد»؛ رضا شاه جواب میدهد «در خانه من است – مگر من خانه نمیخواهم!» مصدق در پاسخ میگوید «خانه حقیقی شاه، قلب ملت است، اگر آن را دارند احتیاجی به اینها ندارند». بعد اضافه میکند: «از بستن طاق نصرت در ولایات و آوردن مردم با البسه عاریه به استقبال شاه مقصود چیست؟» رضا شاه در پاسخ میگوید: «حرفهای شما جواب ندارد!». ⚜ استراتژی مبارزه با استبداد و استعمار رویکرد مصدق در یک کهن الگوی مبارزه مسالمتآمیز و یک استراتژی سه وجهی خلاصه شده است: افشای سوءاستفادههای حکومت و فساد؛ مخالفت با سیاستهای مخالف منافع ملی؛ و پیشنهاد راه حل برای مشکلات مهم اجتماعی. بهطور مثال، در مجلس چهاردهم مصدق دو مقام ارشد دولت سابق (علی سهیلی ومحمد تدین) را با ارائه شواهد در رابطه با تقلب در انتخابات مجلس چهاردهم متهم کرد. هنگامی که مجلس حاضر نشد آن اتهامات را پیگیری نماید، مصدق اعلام کرد: «اینجا مجلس نیست، اینجا دزدگاه است!» و سپس مجلس را ترک کرد. مصدق همواره سعی میکرد نظام حکومتی را از درون اصلاح کند. او انقلابی نبود و هرگز به دنبال سرنگونی نظام نرفت. ⚜آرمانگرای واقع بین در هفتاد سال اخیر بعد از سرنگونی دولت مصدق بسیاری از تاریخنویسان و تحلیلگران استدلالهای مختلفی در باب اینکه آیا مصدق یک سیاستمدار واقعبین یا یک آرمانگرا بود را ارائه دادهاند. به نظر نگارنده، مصدق یک آرمانگرای واقعبین بود. او سیاستمداری بود که به دنبال حل مشکلات و رسیدن به توافق بود، ولی نه به هر قیمتی؛ و بهخصوص نه به قیمت نفی اصول کلیدی حکومتداری خود. شوربختانه در تاریخ معاصر ایران بسیاری از سیاستمداران وقت حاضر به توافق با دولتهای جهانی بودند ولی اغلب بدون در نظر گرفتن هزینهها، چه از نظر اخلاقی و چه از نظر حاکمیت ملی. ما چندین نمونه از این نوع توافق سیاسی را تجربه کردیم. نمونه بارز آن دادن امتیاز به خارجیها در عوض سود مالی شخصی بود، مانند امتیاز نفت دارسی که در عوض چندین هزار لیره به حاکمان وقت میسر شد! #مصدق #تاریخ_ایران ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜
توانایی گریه کردن تمساح ها هرگز مرا تحت تأثیر قرار نداده است. La capacité à faire pleurer les crocodiles ne m’a jamais ému. Jean-François Deniau ژان فرانسوا دنیائو #نقل_قول ⚜~|📖@novelsorena🖋|~⚜