tgindex
نِرس نویس|nursenevis

نِرس نویس|nursenevis

Статистика
@nursenevisandehперсидский

پرستار . . کنجی برای نوشتن، نوشتنی که شاید آخرین امید برای التیام باشد... . . پل ارتباطی: https://t.me/HarfChatBot?start=d161ddd5696e

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
77
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
63
20 постов
Вовлечённость
81,8%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
8
1/48двое суток
9
1/72трое суток
9

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • دلم برای تو تنگ است و خوب میدانی برای این تن بی‌جان جز حرم علاجی نیست... _آرزو جودکی

  • گفتم، نشنیدید و نخواهم گفتن…

  • без подписи

  • سال‌ها پیش‌، یکی از دوستان‌مون در روزهای پایانی زندگیش، حافظه‌ش رو از دست داده بود؛ آخرین باری که به دیدارش رفتیم، خیلی سرحال، با تک‌تک‌مون سلام و علیک کرد و حال خانواده‌هامون رو پرسید. بعد از عیادت به دوست پزشک‌مون گفتیم: "این‌که رفتارش عادی بود" گفت: "این روی اسکرین‌سیوره، از روی عادت یه چیزی می‌گه، دست به موس بزنی، همه‌ش می‌پره!". داشتم فکر می‌کردم اگه این روزها کسی ما رو از بیرون ببینه، با خودش می‌گه: "چه باحال، اینا دارن با انرژی ادامه می‌دن." در حالی که این اسکرین‌سیوره دوست من، دست به موس بزنی می‌پره... Polaris @Sirnews2

  • امروز از فرط شلوغی بخش و سر و صداهای موجود به همکارام گفتم: «بچه ها کاش سمعک داشتم، اینجور مواقع خاموشش میکردم.»

  • سگ همسایه گازش گرفته اونم گفته سگم واکسن زده نگران نباش اینم سیستم ایمنیش پایین بوده هاری گرفته گذاشتن انقدر داد بزنه خودش بمیره. یکم دلخراشه، دوست نداشتین نبینین.

  • سگ همسایه گازش گرفته اونم گفته سگم واکسن زده نگران نباش اینم سیستم ایمنیش پایین بوده هاری گرفته گذاشتن انقدر داد بزنه خودش بمیره. یکم دلخراشه، دوست نداشتین نبینین.

  • без подписи

  • خیلی خوبه که هنوز میشه تو خیابون آدمایی رو دید که تو حال خودشون هستن و یه لبخند کوچیک روی لبشونه.

  • حس میکنم این که بعد از ۱۰ سال، بعضی وقت‌ها دلم برای تست‌های روزانه قرابت معنایی نشر الگو، تنگ میشه؛ سندرم استکهلمه »I_duh« 💠 @PersianTwix

  • تو با لالایی خوابت برد، منم با موج خمپاره... جنگه... جنگه... جنگه... نگین جنوبو دارن میزنن... بگین دوباره جنگ شد...

  • اینو مینویسم که یادم نره تو همچین روزی، وقتی دیدم راننده تاکسیِ ..... واضح و با حرص و افتخار به اعتقاداتم، ائمه توهین و فحاشی میکرد، نتونستم ساکت بمونم و جوابشو دادم. جوابشو دادم و از غروب تا این ساعت بخاطر بحث امروز عصبی و هیستریکم، جواب دادم و وقتی رسیدم خونه از شدت غمی که از توهین هاش رو سینم سنگینی میکرد زدم زیر گریه، اما بازم پشیمون نیستم، چون اگر غیر این بود دیگه با چه رویی میخواستم اسم ائمه رو زبون بیارم؟ دوران تاریک و شومی رو میگذرونیم بچه ها...

  • خدایا یا میل به شیرینیجات رو از من بگیر یا جونمو 🤲🏻

  • در پی موج شدید استقبال از آمپول لاغری اسپارتینا توجهتونو جلب میکنم به بیمار خانم حدودا ۶۰سالمون که بعد از یه دوره مصرف اسپارتینا به گفته خودش تونسته وزنشو از هشتاد به شصت! برسونه و مدت کوتاهی بعد از قطع اسپارتینا وزنش بشدت برگشته و حالا هم با عوارض شدید شامل دیابت کنترل نشده و ادم شدید هردو پا و تنگی نفس بستریه. در حال حاضر علم پزشکی اثرات مثبت این آمپول برای کاهش اشتها و کمک به متابولیسم پایه و کاهش مقاومت به انسولین رو انکار نمیکنه، اما مثل هر داروی دیگه‌ای به هیچ عنوان نمیشه از عوارضش چشم پوشید و اگر فردی مصرّ به استفاده از این داروئه باید حتما زیر نظر متخصص، همراه با چکاپ های دوره ای و بررسی دقیق و آگاهی از تمام عوارض احتمالی و پایش مدامش باشه.

  • همینکه حس میکنم:یعنی «زنده‌ام»، برای پادرد شدید حاصل از یه شیفت لانگِ سنگینم صدق میکنه؟ پاورقی: شیفت لانگ: صبح و عصر

  • امشب رفتم بالا سر یه بیمار، داشتم توضیح میدادم وقتی داروش تموم شد تا من بیام پیچ سرمو بب...، وسط حرفام پسر نوجوونش گفت ببندمش؟ گفتم آره. مریض که باباش بود با ذوق گفت آقا سجاد ما کارش درسته! فقط چون شاید از یه کار کوچیک بیمارستانی سر در میاورد :)) والدین ایرانی تا ابد علوم پزشکی فن هستن :))

  • هیچ‌وقت درک نکردم چرا انقدر برای مردم "برند" لباس مهمه. برای من لباس خوب یعنی چیزی که تو تنم بنشینه و بهم بیاد؛ حالا تو هی از اعتبار جهانی اون برند بگو! به نظرم لباس باید کاری کنه که من به چشم بیام، نه اینکه لباس از من جلوتر باشه. 💌 از: Erfan 🫧 @YouBgo

  • تو که نیستی، گره‌های هندزفریم وا نمیشه تو که نیستی سر چسب‌‌ نواری پیدا نمیشه بی‌تو نسخه‌‌‌ی ضعیف منو می‌بینن همه دست من حریف شیشه‌‌ی مربا نمیشه تو که نیستی اول صبح عینَکم گم میشه تو که نیستی شوخیام سو تفاهم میشه من یه جوری از نبودن تو غمگینم که خود غم باهام رقابت کنه دوم میشه من یه بچه‌‌ ام که تو یارکشی تنها مونده دانش‌ آموزی که مَشقاش تو خونه جا مونده منم‌ اون که قبل یه قرار کاری مهم یهو می‌‌بینه اتو پیرهنشو سوزونده تو که نیستی همه دنیا روی اعصاب منه انگاری نور بالای ماشینِ پشتی روشنه انگاری یه مژه افتاده باشه تو چِشمام انگاری کفش جدیدم داره پامو میزنه انگاری که سرد و گرم میشه همش آب حموم انگار استخون ماهی گیر کرده تو گلوم ِنگار انگشت کوچیکم خورده به پایه‌ ی مبل انگاری یه بخش پاهامو نپوشونده پتوم من یه بچه‌‌ ام که تو یارکشی تنها مونده دانش‌ آموزی که مَشقاش تو خونه جا مونده منم‌ اون که قبل یه قرار کاری مهم یهو می‌‌بینه اتو پیرهنشو سوزونده _محمد_کلار

  • 14 سال رفاقت یعنی همچین چیزی...((: @mazibaid1 @nursenevisandeh