tgindex
:)
@o_nowhere_oперсидский

ناشناس Hamid: t.me/HidenChat_Bot?start=230022843

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
195
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
126
20 постов
Вовлечённость
64,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
37
1/48двое суток
42
1/72трое суток
45

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی...! | #هوشنگ_ابتهاج |

  • . گاهی آدم فقط دلش می‌خواهد ، یک نفر باشد... نه برای اینکه تمام غم‌هایش را حل کند، نه برای اینکه معجزه‌ای اتفاق بیفتد. فقط یک نفر که بگوید: «من هستم...» بعضی وقت‌ها، همین دو کلمه، آدم را از هزار فکرِ بی‌رحم نجات می‌دهد.🤍

  • ‌ ‌ اگر از من بپرسی چند بار به ذهنم آمدی؟ می‌گویم: یک بار چون آمدی و هرگز نرفتی ... #محمود_درویش

  • آرام باش عزیز من آرام باش؛ دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم، و تلالؤ آفتاب را می‌بینیم؛ زیر بوته‌ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری، طالع می‌شود...

  • بغل کن روحمو که خستس...

  • As long as i'm here...

  • «می‌بینم آن شکفتنِ شادی را پروازِ بلندِ آدمیزادی را آن جشنِ بزرگِ روزِ آزادی را…» هوشنگ ابتهاج | روز آزادی

  • видео или голосовое, без подписи

  • چه دریایی میان ماست، خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل، خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن ، خوشا از عاشقی مردن

  • اي كوه تو فرياد من امروز شنيدي دردي ست درين سينه كه همزاد جهان است   از داد و وداد آن همه گفتند و نكردند يا رب چقدر فاصله ي دست و زبان است   خون مي چكد از ديده در اين كنج صبوري اين صبر كه من مي كنم افشردن جان است

  • شب از جایی شروع می‌شه که تو چشمات و می‌بندی

  • بیداری‌ام چه دانی؟ ای خفته‌‌ای که شب‌ها نَنْشَسته‌ای به حسرت، نشمرده‌ای ستاره #فروغی_بسطامی

  • بگفت: تو ز چه سیری؟ بگفتم: از جز تو...

  • سر هر جاده منم، چشم به راهی که تویی شب و روزم شده چشمان سیاهی که تویی بندبازی وسط معرکه ام، وای اگر روی دوشم بنشیند پر کاهی که تویی! زیر پایم پلی از موست، ولی زل زده ام بین چشمان تماشا به نگاهی که تویی کور کرده ست مرا عشق و سر راهم باز باز کرده ست دهان حلقهء چاهی که تویی نیست کم وسوسه ای سیب بهشت، اما من دستم آغشته به نارنج گناهی که تویی ...! پانتهآ صفایی

  • видео или голосовое, без подписи

  • گرچه گاهی بالشم از گریه تا فردا تر است با خیالش خوابهایم شب به شب زیباتر است مثل دلفینی به دام افتاده در استخر، آه! ظاهراً مشغول رقصم، چشمهام امّا تر است من نه، هرکس خواب اقیانوس را هم دیده است چشمهایش مثل من تا آخر دنیا تر است زندگی مثل سیابازی ست، آدم هر چقدر دوستدارانش فراوان تر، خودش تنهاتر است گاه می گویم که باید چشمهایم را ... ولی هرچه محکم تر ببندم چشم، او پیداتر است پانتهآ صفایی

  • видео или голосовое, без подписи

  • قشنگ بود :)

  • بهم گفت: چیزهایی که بیشتر نگرانشان هستی همان چیزهایی هستند که کمتر به خدا واگذار کرده ای. و این جمله واقعاً آرومم کرد...

  • видео или голосовое, без подписи

:) — tgindex