tgindex
دعوتگران

دعوتگران

Статистика
@officialnowandishanКнигиперсидский

با ما بپیوندید، و از تازه ترین مطالب اسلامی علی الخصوص کتابهای مفید مستفید شوید . برای پیام خصوصی به شماره واتساپ ما به تماس شوید. ۰۷۱۳۱۶۸۸۲۰، ۰۷۴۴۸۳۸۳۹۵

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
40
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 650
−5 за 5 дн.
Сутки
−2
−0,05%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
189
40 постов
Вовлечённость
5,2%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 40
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
71
1/48двое суток
81
1/72трое суток
87

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • «چه‌بسا خوش‌رفتاری با مردم و سخن گفتنِ نیکو با آنان، نزدشان محبوب‌تر از طعام دادن و بخشش مالی باشد. چنان‌که لقمان به فرزندش گفت: پسرم! سخنت را نیکو و دلنشین قرار بده و چهره‌ات را گشاده و خوش‌رو نگه دار؛ در این صورت، نزد مردم محبوب‌تر از کسی خواهی بود که به آنان طلا و نقره می‌بخشد.» •حافظ ابن رجب رحمه‌الله 📚 مجموع الرسائل (۱/۱۰۰)

  • روزی یکی از شاگردان احمد بن حنبل رحمه الله از ایشان پرسید: «اگر کسی را به کار نیک امر کردم، اما نپذیرفت و دست برنداشت، چه کنم؟» امام احمد پاسخ داد: «رهایش کن.» سپس افزود: «اگر بیش از این اصرار کنی، دیگر امر به معروف نخواهد بود؛ بلکه به دفاع از نفس و پیروزیِ خودت تبدیل می‌شود.» 📚 الآداب الشرعية (۱/۲۵۷)

  • بلند کردن صدا از طریق بلندگوها، پخش نشیدها و آوازها، یا هر کاری که سبب آزار مردم شود، و نیز مجبور ساختن امامان مساجد به انجام چنین برنامه‌هایی، از بدعت‌های ناپسند و نکوهیده است. علمای اسلام از گذشته تاکنون درباره این مسئله سخن گفته و مردم را از آن برحذر داشته‌اند. علامه فقیه موسی الحجاوی رحمه‌الله می‌فرماید: «هر آنچه غیر از اذان پیش از طلوع فجر باشد؛ مانند تسبیح گفتن، سرود خواندن، بلند کردن صدا به دعا و مانند آن همراه با اذان، سنت نیست. هیچ‌یک از علما نیز نگفته‌اند که این کار مستحب است؛ بلکه این امور از بدعت‌های مکروه است، ازاین‌رو، هیچ‌کس حق ندارد مردم را به انجام آن وادار کند، یا ترک‌کننده آن را سرزنش نماید، یا دریافت حقوق و مزد را به انجام آن مشروط سازد، و یا مردم را به انجام آن ملزم کند؛ حتی اگر واقف در وقف‌نامه انجام آن را شرط کرده باشد.» منبع: الإقناع (۱/۷۹–۸۰)

  • اهمیت اخذ علوم از اهل آن و نقش اساسی استاد در آموزش امام شاطبی رحمه الله می فرماید : «آنچه در جریان عادت‌های مردم واقع شده این است که ناگزیر باید آموزگار و استاد وجود داشته باشد، و این مطلب در اصل، مورد اتفاق همگان است. اتفاق مردم بر این روش در عمل، و استمرار این عادت، خود برای اثبات ضرورت وجود استاد کافی است. چنان‌که گفته‌اند: دانش در آغاز در سینه‌های مردان بود، سپس به کتاب‌ها منتقل شد؛ اما کلیدهای آن همچنان در دست مردان (عالمان و استادان) باقی ماند. این سخن دلالت می‌کند که برای به‌دست آوردن علم، ناگزیر باید آن را از اهل علم و استادان فرا گرفت.» منبع: الموافقات، ج ۱، ص ۱۴۰ عباد الله عطایی

  • ﴿وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا﴾ «و قطعاً بر اذیت و آزاری که از شما به ما می‌رسد، صبر خواهیم کرد.» (سوره ابراهیم، آیه‌ی ۱۲) گاهی بهترین پاسخ به آزار دیگران، نه جدال است و نه انتقام... بلکه موفقیت توست. بگذار پاسخِ تو، استقامتت باشد؛ و انتقامت، پیشرفتت. آنان که می‌خواهند تو را متوقف کنند، بیش از هر چیز از دیدنِ ادامه‌ی مسیرت ناتوان می‌شوند. صبری که انسان را به قله می‌رساند، رساتر از هزار پاسخ است.

  • ما دو تیپ از «ملا» در جامعه داریم: اول: ملاهای سنتی؛ کسانی که بیشتر با ظاهر لنگی و ریش‌های بلند شناخته می‌شوند. دیدگاه‌های فقهی آنان معمولاً انعطاف‌ناپذیر است. بخش قابل توجهی از این طیف، آموزش‌دیده مدارس دینی پاکستان‌اند و در حال حاضر، منابر، ادارات قضایی، محاکم و بخش‌هایی از ساختار حکومت‌داری را در اختیار دارند. بیشترین نگاه انتقادی جامعه نیز متوجه همین گروه است. دوم: ملاهای نسبتاً جوان با ظاهر آراسته؛ کسانی که حضور پررنگی در فضای مجازی دارند. این طیف معمولاً رهبری نهادهای خیریه و برخی مدارس دینی را بر عهده دارند. در ارائه دیدگاه‌ها، رویکردی عام‌پسندتر دارند و تا حدی متأثر از فقه آسان‌گیرانه‌اند. این‌ها به نوعی «سلبریتی‌های مذهبی_مجازی» محسوب می‌شوند؛ طرفداران قابل توجهی دارند، در رسانه‌ها حضور می‌یابند و کمتر مورد نقد جدی جامعه قرار می‌گیرند. در عین حال، به‌عنوان محل مورد اعتماد برای جذب صدقات، زکات‌ها و کمک‌های تاجران و سرمایه‌داران نیز شناخته می‌شوند. چندی پیش، یکی از دوستان مجلسی ترتیب داده بود که در آن جمعی از همین ملاهای سلبریتی زیر عنوان دعوت‌گران، استادان، گرداننده مدارس دینی و نهادهای خیریه حضور داشتند. من نیز در آن جمع حضور داشتم. هرچند برنامه دارای نکات مثبت و قابل توجهی بود، اما نکات ناخوانده و غیرمتعارف نیز داشت. یکی از محورهای شوخی و حتی نوعی افتخار در مجلس، مسئله چندهمسری بود. اکثریت حاضر، به‌جز چند نفر محدود از جمله من، دارای ازدواج‌های متعدد بودند. این موضوع نه‌تنها عادی، بلکه مایه مباهات تلقی می‌شد. حتی نوعی رقابت نانوشته میان سلبریتی‌های جوان فضای مجازی برای داشتن چهار همسر دیده می‌شد و به کسانی که دو، سه یا چهار همسر داشتند، القابی مانند «امیر» و «وزیر» داده می‌شد. بخشی از این ملاهای به‌ظاهر آراسته، با موهای ژل‌زده و ریش‌های مرتب اداره‌کننده نهادهای خیریه و مدارس دینی‌اند که از کمک‌های مالی مردم در داخل و خارج تمویل می‌شوند. بسیاری از آنان زندگی‌های سه و چهار همسری دارند و نوع وسایل نقلیه و سبک زندگی‌شان نشان‌دهنده رفاه قابل توجه است. این‌که، این جوانان چگونه به چنین سرمایه‌ای و چندین زنان جوان دست یافته‌اند؟ این در حالی است که بسیاری از آنان فعالیت تجاری مشخص و بزرگی ندارند. چگونه در مدت کوتاه به چنین رفاه و امکاناتی رسیده‌اند؟ سفرهای مکرر خارجی و حتی داشتن زن در بیرون از کشور، چگونه تأمین می‌شود؟ از سوی دیگر، این همه نهاد‌ خیریه و مدارس دینی از پول های مردم که توسط این افراد اداره می‌شود، تا چه اندازه در کاهش فقر و بهبود وضعیت جامعه مؤثر بوده است؟ منابع مالی این نهادهای خیریه چگونه مدیریت و مصرف می‌شود؟ گاهی روند پاسخ‌گویی داشته اند، یاخیر؟! آن شب به‌سادگی می‌شد ذهن برخی‌ها را خواند. مجلس بیشتر رنگ تعارف، همگرایی و آسیب‌شناسی جامعه را داشت. تا هردیدگاهی نسخه‌ی راه‌گشای برای جامعه بدهد. اما من، برخلاف فضای غالب، با نگاه انتقادی به مجلس و دیدگاه های هر یک می‌نگریستم. پاسخ‌های برخی از حاضران به پرسش‌ها، برایم بیشتر از پیش ذهن برهم‌زن بود. گویی درک این جمعِ به‌ظاهر نخبه و اصلاح‌گر، تنها از یک زاویه شکل گرفته است: آنان فقط مردم را می‌بینند، اما رفتار و عملکرد خود را از هیچ زاویه‌ای مورد ارزیابی قرار نمی‌دهند، یا شاید نمی‌خواهند ببینند. نوعی توهم در میان‌شان حاکم است؛ توهم این‌که الگوی رفتاری جامعه‌اند و معیار سنجش خیر و صلاح مردم. در حالی‌که نگاه من به درون همین جمع بود: به جهلِ خودمان، به توهمِ خودمان. این‌که چگونه به چنین «فهمِ نادرست» رسیده‌ایم؟ چگونه زیر نام نهادهای خیریه و مدارس دینی، نوعی تجارت خاموش را شکل داده‌ایم؟ چگونه با ظاهر آراسته و سخنان عام‌پسند، به نام دین، اعتماد خانواده‌ها را جلب کرده و از وضعیت آسیب‌پذیر مردم بهره‌برداری می‌کنیم، چندین ازدواج راه اندازی کردیم؟ و در نهایت، چگونه با توجیهات دینی، چندهمسری را به ابزاری برای ارضای تمایلات شخصی و طنازی مجالس تبدیل کرده‌ایم، تا جایی که گویی «انبارخانه‌ای از زنان» برای خود ساخته‌ایم تا عقده‌های شهوتی‌مان را تخلیه کنیم. وقتی من آن شب، وضعیت ملاهای ژل‌دار و اوتو کرده‌گی را دیدم، گفتم جامعه‌ی ما ناحق دنبال آن لنگی‌داران را گرفته است. تجارت خاموش و ویرانی کامل اینجا دارد اتفاق می‌افتد.

  • هر صبح، گواهی است بر این حقیقت که فرصت‌هایی که از دست رفتند، هرگز سهم تو نبودند؛ و آنچه از کف دادی، از آغاز برای تو مقدر نشده بود. روزت را با عزتِ نفس آغاز کن، زخم‌های گذشته را با دلی آرام و بخشنده پشت سر بگذار و یقین داشته باش که زندگی، بر مدار حکمت و تقدیر الهی جریان دارد. آنچه خداوند برای تو نوشته است، در زمان مقرر به تو خواهد رسید؛ نه دیر می‌شود و نه هرگز به دیگری خواهد رسید. پس با قلبی مطمئن گام بردار و بدان که تدبیر خداوند، از هر تدبیری مهربان‌تر و حکیمانه‌تر است.

  • ای کسی‌که دیروز در گناه، شیرینی می‌جستی؛ امروز آن لذت‌ها کجاست؟ ای آن‌که با نافرمانی خدا زندگی می‌کنی؛ روز سختی به کجا پناه خواهی برد؟ دل به دنیایی بسته‌ای... که رشته‌اش سست و عمرش کوتاه است. این دنیا نه به دوست وفا کرده و نه به دشمن؛ هم فقیر را در آغوش مرگ افکنده و هم پادشاهانی چون کسری بن قباد را. پس پیش از آنکه راه نجات بسته شود، و پیش از آنکه اشک حسرت، بی‌اختیار بر گونه‌هایت جاری شود. خود را از بند این دنیا آزاد کن؛ به یاد روزی باش که تو را... در قبر تنها می‌گذارند و همه بازمی‌گردند؛ روزی که چیزی جز عملت همراهت نخواهد بود. به یاد آور که حتی سعد بن معاذ رضی‌الله‌عنه نیز از فشار نخستین قبر در امان نماند. پس این دل تا کی سخت خواهد ماند؟ مگر از سنگ است یا از فولاد؟ عجیب است که برای بندگی خدا خود را ناتوان می‌بینی، اما در انجام گناه، چنان چیره‌دست و ماهری! •ابن جوزی رحمه‌الله

  • без подписи

  • без подписи

  • اساساً طرح داستان به این شرح است: صهیونیست‌ها این «تهاجم» را برای مجازات اسپانیا به خاطر حمایتش از فلسطین و دادن هدیه به مراکش به خاطر توافق‌نامه ابراهیمی انجام می‌دهند. و همزمان، رسانه‌ها و چهره‌های عمومی صهیونیست‌ها از احزاب راست‌گرا، گروه دیگری را تشکیل می‌دهند، تا ترس ایجاد کنند و باعث شوند غیرمسلمانان از اسلام و مسلمانانی که در حال تصرف اروپا هستند، متنفر شوند. و مردم اسپانیا نخست وزیر را سرزنش می‌کنند، و سپس او توسط مردم از سمت خود برکنار می‌شود. یک پیروزی بزرگ برای اسرائیل در مراکش و اسپانیا. به نظر می‌رسد که شیطان به صهیونیست‌ها و نقشه‌های آنها کمک می‌کند.

  • از نشانه‌های حماقت: •شتاب در پاسخ دادن، •ترکِ تحقیق و بررسی، •افراط در خندیدن، •نگاهِ دائم به این سو و آن سو (پراکندگیِ توجه) •بدگویی از نیکان، •و معاشرت با بدان •ابن حبان رحمه الله 📚روضة العقلاء

  • خیرخواهی؛ نشانه‌ی کمال ایمان از جریر بن عبدالله شنیدم که می‌گوید: روزی که مغیره بن شعبه وفات نموده بود، برخاست و حمد ‌و ستایش الله متعال را بیان نموده و‌‌ گفت: تقوای الله یگانه را پیشه سازید و با وقار و متانت به عبادت الله مشغول شوید تا این که امیرتان بیاید و اکنون امیرتان نزد شماست. سپس گفت: برای امیرتان عفو و بخشش را طلب کنید، زیرا امیر شما عفو و ‌بخشش را دوست دارد. سپس گفت: اما بعد، من نزد رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آمدم و گفتم می‌خواهم ایمان بیاورم و با شما بیعت کنم. رسول مبارک صلی الله علیه و سلم موعظه و نصیحت کردن را شرط اسلام آوردن من قرار داد، ‌من با قبول این شرط با نبی اکرم صلی الله علیه و سلم بیعت نمودم و سوگند به پروردگار این مسجد، من نصیحت کننده‌ و خیرخواه‌تان هستم، سپس طلب استغفار نموده و از منبر پایین آمد. (صحیح بخاری) در بیان جایگاه شریف، مرتبه‌ی بزرگ ‌و مقام والای امر به معروف و موعظه چه بنگارم که والاتر از آن باشد که پیامبر مبارک آن را شرط اسلام آوردن صحابی کرام تعیین نمود. در این حدیث مبارک جریر بن عبدالله رضی الله عنه داستان ایمان آوردنش را توصیف می‌کند و می‌گوید: به محضر مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آمدم ‌و گفتم با شما بیعت می‌کنم، یعنی به قصد پذیرش اسلام و برپاداشتن امورات آن با شما عهد و پیمان می‌بندم. گفت: دست او را گرفت. یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم دست جریر را گرفت و به سمت خود کشید و ‌فرمود: «نصیحت کردن برای هر مسلمانی». پس موعظه و اندرز برای مسلمان را شرط پایبندی به اسلام قرار داد. پذیرش اسلام یعنی به جا آوردن دستورات و اجتناب از نواهی ‌و رفتار نیکو داشتن با مردم، ‌معامله کردن با اشخاص طوری که از هر گونه مکر، نیرنگ، خیانت و ‌فریب خالی باشد و این که آرزوی بهترین‌ها را برای دیگران داشته باشی، ‌قلبت مملو از عشق خدمت به مسلمانان باشد و با تمام تلاش، هدفت منفعت رساندن به انسان‌ها باشد و با گفتار و کردار در پی دورکردن ضرر و آسیب از دیگران باشی. موارد مذکور منحصر به مسلمان شده گرچه موعظه و نصیحت کردن برای کافر مفیدتر است، زیرا با امر به معروف ‌و بیان راه درست و دعوت وی به سوی اسلام، او را به سوی خیر راهنمایی می‌کنید. سپس رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «کسی که به مردم رحم نکند الله عزوجل به او رحم نمی‌کند». پس کسی که در تعامل با اطرافیان، عطوفت و ‌مهربانی نداشته باشد، به ضعیفان ترحم و مهربانی نکند مستحق رحمت الله متعال نمی‌گردد. گفته شده این هشدار و برحذر داشتن مؤمنان از عذاب الله متعال است. پس کسی که مورد رحمت قرار نگیرد، وقوع عذاب بر زندگی او آغاز می‌شود تا وقتی که رحمت او را فراگیرد اگر شایسته‌ی رحمت الهی باشد. احتمال دارد مفهوم حدیث شریف این‌گونه باشد که او از کسانی که رحمت کامل الله شامل حال‌شان شده و دروازه‌های خیر برای‌شان گشوده می‌شود نیست. در غیر این صورت که رحمت الله همه چیز را فراگرفته است نویسنده: عصام البشیر مترجم: حلیمه عثمانی

  • فضایل درود فرستادن به رهبر مان درود فرستادن به پیامبر "ص" از جمله‌ی بهترین عبادت ها و ذکر هاست و در قرآن و احادیث فضيلت های فروانی برای آن بیان شده است. آیه قرآن (اِنَّ اللهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیّ یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسلِیماََ) همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آورده اید، بر او درود بفرستید وسلامی شایسته تقدیم کنید. حدیث پیامبر "ص" فرمودند: (نزدیک ترین مردم به من در روز قیامت، کسانی هستندکه بیش ازهمه بر من درود می‌فرستند.)روایت ترمذی برخی از فواید درود فرستادن به پیامبر "ص": * باعث جلب رحمت و برکت الهی می‌شود. * با هر یک بار صلوات، خداوند ده رحمت بر بنده نازل میکند. * ده گناه از انسان پاک می‌شود. * ده درجه، مقام او نزد خدا بالا می‌رود. * سبب استجابت دعا می‌شود. * موجب شفاعت پیامبر "ص" در روز قیامت می‌شود. * نشانه‌ی محبت و پیروی از رسول الله "ص" است. * آرامش قلب و نورانیت روح را افزايش می‌دهد. * سبب نزدیکی به پیامبر "ص" در روز قیامت می‌شود. پس زیاد درود بفرستید، خصوصا روز جمعه چون در روز جمعه درود ها به پیامبر "ص" عرضه می‌شود.

  • اگر بخواهید پایه‌های تمدن یک اُمَّت را فرو بریزید، تنها کافی است سه ستون اصلی آن را هدف بگیرید: ◂ خانواده را از درون متلاشی کنید. ◂ نظام آموزشی را تضعیف کنید. ◂ الگوهای حقیقی را از جایگاهشان فرو بیندازید. • برای فروپاشی خانواده، باید جایگاه «مادر» را کم‌رنگ کرد؛ او را از عنوانِ پرافتخار «زنِ خانه‌دار» شرمنده ساخت و نقش بی‌بدیلش در تربیت نسل را بی‌ارزش جلوه داد. • برای نابودی نظام آموزشی، باید منزلت «معلم» را در جامعه شکست؛ تا آنجا که دانش‌آموز، به‌جای احترام، او را تحقیر کند و سخنش را بی‌اعتبار بداند. • و برای دگرگون ساختن نظام الگوپذیری، باید عالمان راستین را آماج تهمت و شبهه قرار داد؛ جایگاهشان را متزلزل کرد تا نه سخنشان شنیده شود و نه راهشان پیروی گردد. آنگاه، وقتی مادری آگاه نباشد، معلمی دلسوز و مخلص نماند و الگوهای راستین از صحنه کنار زده شوند، چه کسی و بر پایهٔ چه معیاری، نسلی شایسته و استوار تربیت خواهد کرد؟ • احسان الفقیه ترجمه و بازنویسی: کانال راسخ

  • اگر خوب تأمل کنی، می‌بینی که دین، آدم‌های ترسو، دل‌مرده، سرگردان و بی‌هدف را پرورش نمی‌دهد؛ بلکه دستشان را می‌گیرد، راه را نشانشان می‌دهد و به آن‌ها «صلابت و قدرت» می‌آموزد شاید تو در باطنِ خود احساس ضعف کنی و در استقامت ورزیدن سست باشی، اما در نهایت چنگ زدن به دین است که تو را به مرحله‌ای از تعادل روانی، آرامش قلبی و استقامتی که آرزویش را داری، می‌رساند. تمام تکالیفِ دین، در خود درسِ تربیت دارند؛ تمامِ ارکانش، سازنده‌اند و تمامِ جزئیاتش، «صلابت و سرسختی» در بر دارند. در واقع دین ابزارهای پیمودن راه را به تو می‌دهد تا بتوانی با دردها مواجه شوی به جوانی بنگر که در خلوتش در نهایت خشوع از خدا می‌ترسد؛ حال و روزش در جمع چگونه است؟ اگر دنیا بر او تنگ شود، قلبش نمی‌گیرد اگر همه‌جا تاریک شود، سینه‌اش به نور ایمان روشن می‌ماند و اگر همه رهایش کنند، همان «خدا» برایش کافی است! دین را در قلبت جای ده؛ تا صلابت،استقامت و آرامش را به زندگی‌ات هدیه دهد •قصی عاصم العُسیلی

  • وقتی در یک کشور برای جوانان فرصت کار، امنیت، آموزش و امید به آینده فراهم نباشد، طبیعی است که بسیاری ناچار شوند جان خود را در مسیرهای پرخطر مهاجرت به خطر بیندازند. سه جوان از یک روستای ولایت بلخ، امروز در کنار هم به خاک سپرده شدند؛ نه به خاطر آن‌که رؤیای بزرگی داشتند، بلکه چون در سرزمین خود، فرصت ساختن آینده را پیدا نکردند. اگر زمینه کار و زندگی آبرومند فراهم می‌شد، شاید امروز این سه جوان در کنار خانواده‌هایشان بودند، نه زیر خاک. سکوت در برابر بیکاری، فقر، ناامیدی و مهاجرت‌های مرگبار، به معنای پذیرفتن ادامه این تراژدی است. به نظر شما، چه کسانی مسئول وضعیتی هستند که جوانان را به انتخاب چنین مسیرهای خطرناکی سوق می‌دهد؟

  • فلسطینیها بمب هسته ای نمی سازند،ترامپ دراین موردچرا وجدان خودرا به لیلام مانده صدای خودرا نمی کشد؟ دهان گشاد بن گویر وزیر امنیت ازائیل(اسرائیل)میگوید: وقتی وارد زندان‌های اسرائیل می‌شویم، زندانیان فلسطینی از دیدن ما در شلوارشان ادرار می‌کنند، از ترس ادرار می‌کنند. وارد سلول مروان برقعی شدیم و او از وحشت گریه می‌کرد. به زندانبانان گفتم که به همین ترتیب به آن‌ها رفتار کنند». بن گویر، آن روان‌پریش نازی که پلیس «اسرائیل» را در کنترل دارد، امروز با افتخار از شکنجه‌هایی که بر سر فلسطینیان در اردوگاه‌های تمرکز خودشان می‌آورند، فخرفروشی کرد و با غرور گفت که فلسطینیان آن‌قدر وحشت‌زده هستندکه فقط بادیدن آن‌ها روی خودادرارمی‌کنندوگریه می‌کنند. این به آرامی همان چیزی است که یک عضو اس‌اس در قرن گذشته با دیدن زندانیان اردوگاه‌های انهدام خود می‌گفت، این خالص شرارت است، این نسل‌کش از رنج دیگران لذت می‌برد.

  • هم‌نشینی با فرومایگان و سبک‌سران برخی افراد از هم‌نشینی و هم‌کلام شدن با سبک‌سران و فرومایگان ابایی ندارند. هرگاه در مجلسی با آنان روبه‌رو شوند، گفت‌وگو را با آنان ادامه می‌دهند، با شوخی‌ها و خنده‌هایشان همراه می‌شوند و کم‌کم رنگ و بوی همان مجلس را می‌گیرند. نتیجه آن است که ناچار سخنان زشت، بیهوده و ناپسند آنان را می‌شنوند و چه‌بسا خود نیز در همان مسیر قرار می‌گیرند؛ زیرا وقتی انسان خود را تا سطح آنان پایین می‌آورد، در سفاهت و فرومایگی، شریکشان می‌شود. ازاین‌رو، نه حکمت اقتضا می‌کند و نه جوانمردی که انسان خود را در معرض چنین افرادی قرار دهد. خردمندی و مروّت آن است که از آنان روی بگرداند و جز به اندازه نیاز ـ مانند سلام کردن، پاسخ سلام، جواب پرسشی ضروری و امثال آن ـ با آنان هم‌سخن نشود. زیرا هر بار که او را به سخن آوری، گویی لاشه‌ای را تکان داده‌ای؛ و هرچه بیشتر آن را بجنبانی، بوی تعفنش بیشتر برمی‌خیزد.» 📚 برگرفته از: کتابِ اشتباهاتی در آداب گفت‌وگو و هم‌نشینی، محمد بن ابراهیم الحمد، ص ۲۹.

  • گناهانِ خلوت = نابودکننده‌ی حسنات...! خلوت انسان با خودش، آزمونی حقیقی برای ایمان اوست. «گناهانِ پنهانی، ریشه‌ی بسیاری از لغزش‌ها و سقوط‌های انسان است.» ابن رجب رحمه‌الله نیز بر همین معنا تأکید کرده و می‌فرماید: «پایانِ ناخوشایند انسان، گاهی به سبب گناهی پنهانی در وجود اوست؛ گناهی که مردم از آن آگاه نیستند.» و ابن‌اعرابی رحمه‌الله می‌گوید: «زیانکارترینِ زیانکاران کسی است که اعمال نیکش را به مردم نشان می‌دهد، اما در برابر کسی که از رگ گردن به او نزدیک‌تر است، آشکارا مرتکب زشتی و نافرمانی می‌شود.» ای کسی که در خلوت، دور از نگاه مردم، به حرام نگاه می‌کنی، حرام می‌شنوی، سخن حرام می‌گویی یا به حرام آلوده می‌شوی... به یاد داشته باش که گناهانِ خلوت، حسنات انسان را می‌خورند و ممکن است آن‌ها را همچون غباری پراکنده از بین ببرند. پس آیا زمان آن نرسیده است که از این گناهان پنهانی، توبه‌ای راستین کنیم؟ آیا وقت بازگشت حقیقی به سوی خداوند فرا نرسیده است؟ پروردگارا! اختیار نفس‌های ما در دست توست؛ آن را در مسیر اطاعتت قرار ده، از نافرمانی‌ات حفظ کن و بهشتت را نصیبش گردان؛ همانا تو شنونده‌ی دعاهایی.