tgindex
🍃| عمق آسمان |🍃

🍃| عمق آسمان |🍃

Статистика
@omgheasemanарабский

🍃|تـا عـمـقِ‌ آسمـان|🍃 . #رباعی . @sadegh_abbaszadeh

Последний пост
27 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
арабский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
103
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
143
25 постов
Вовлечённость
138,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 27 февр.8552из omgheaseman

    سنگ 🪨 آیینه منم دلت اگر سنگ شده بعد از تو شکسته‌ام، دلم رنگ شده  هر لحظه که خواستی بیا و برگرد این آدم مغرور دلش تنگ شده! #صادق_عباسزاده

  • سرود! ⏳ تو نیستی که ببینی چگونه دلتنگم شبیه ماهی تشنه درون این تُنگم سرود ثانیه‌ها در سرم عذاب شده منم که با خودم انگار باز می‌جنگم سیاه بخت من است و سپید روی شما بدون روی شما یک جهان بی‌رنگم #صادق_عباسزاده

  • نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است #خیام

  • فال شب یلدا 🍉 شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود بنده‌ی من شو و برخور ز همه سیم‌تنان کم‌تر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان بر جهان تکیه مکن ور قدحی می‌داری شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان #حافظ

  • ماه و پلنگ! خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريدن بود و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود پلنگ من دل مغرورم پريدو پنجه به خالي زد كه عشق ماه بلند من وراي دست رسيدن بود من و تو آن دو خطيم آري موازيان به ناچاري كه هر دو باورمان زاغاز به يكدگر نرسيدن بود گل شكفته خداحافظ اگرچه لحظه ديدارت شروع وسوسه اي در من به نام ديدن و چيدن بود شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به كام من فريبكار دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود اگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد اما بهار در گل شيپوري مدام گرم دميدن بود چه سرنوشت غم انگيزي كه كرم كوچك ابريشم تمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بود #حسین_منزوی

  • 17 дек.11092из Javadganjali1

    کاش برف بگیرد جاده‌ها تا ابد بسته شوند خداحافظی به تأخیر بیفتد و من‌و‌تو پشت همین در چوبی مثل یک عکس برای همیشه متوقف شویم. #جوادگنجعلی @javadganjali1

  • گفت: گلگونۀ مردان خون ایشان است! افراپاد چهارم #منتشر_شد🌱✨ قسمت نهایی فصل اول افراپاد (به دار کشیدن منصــور حلاج) نسخۀ کامل در کست‌باکس🎙👇🏻 https://castbox.fm/va/6879365

  • افراپاد | جایی برای لذت بردن از ادبیات 🍃 . . https://castbox.fm/va/6879365

  • آن‌روز که من سرِ چوب پاره سرخ کنم تو جامۀ اهــل صورت پوشی! افراپاد سـوم #منتشر_شد🌱✨ نسخۀ کامل در کست‌باکس🎙👇🏻 https://castbox.fm/va/6879365

  • 🍂🍁 قسمت دوم افراپاد منتشر شد! پخش مستقیم از کست‌باکس👇🏻 https://castbox.fm/va/6879365

  • 4 дек.10951из abbas_tafteh

    در اولین فصـل افراپاد🎙 رفتیم سراغ تذکرة الاولیا عطار و ذکر منصور حلاج جایی برای لذت بردن از ادبیات فارسی🤍

  • • 🎙قسمت جدید پادکســت افراپاد در پادگـیر‌ها بارگزاری شد.✅ برای دسترسی فقط کافیه لینکrss زیر رو در نرم‌افزارهای پادکســت (مثل کست باکس) وارد کنید. 👇📻 https://feed.dotcast.org/p/afrapoad/feed.xml 💎 •

  • • 🎙قسمت جدید پادکســت افراپاد در پادگـیر‌ها بارگزاری شد.✅ برای دسترسی فقط کافیه لینکrss زیر رو در نرم‌افزارهای پادکســت (مثل کست باکس) وارد کنید. 👇📻 https://feed.dotcast.org/p/afrapoad/feed.xml 💎 •

  • 29 нояб.11482из omgheaseman

    و بِشر گفت: به علی جرجانی رسیدم. بر چشمۀ آبی بود. چون مرا بدید گفت: آیا امروز چه گناه کردم که آدمی را می‌بینم؟ تذکرة الاولیا _ ذکر بشر حافی #عطار

  • یادم مانده مرا چگونه دیدی از پاییزم میوه‌ی تر می‌چیدی... حالا که دلت گرفته از من قهری دل را که خودت ربوده‌ای پس میدی؟ #صادق_عباسزاده

  • من دامن هیچکس نگیرم دیگر از روی هوا، هوس نگیرم دیگر با آن همه ناز و عشوه‌‌ات این دل را طوری بردی که پس نگیرم دیگر #صادق_عباسزاده

  • 27 окт.2125из majidikadkani

    ۱۴۰۴/۸/۲ آرامگاه حکیم فردوسی https://t.me/majidikadkani

  • نقلست که روزی می‌رفت دو کودک خصومت می‌کردند برای یک جوز که یافته بودند شبلی آن جوز را از ایشان بستد و گفت: صبر کنید تا من این بر شما قسمت کنم پس چون بشکست تهی آمد آوازی آمد و گفت: هلاقسمت کن اگر قسام توئی شبلی خجل شد. ذکر ابوبکر شبلی #تذکرة_الأولیاء

  • نقلست که یک روز یکی را دید زار می‌گریست گفت: چرا می‌گریی گفت: دوستی داشتم بمرد گفت: ای نادان چرا دوستی گیری که بمیرد. ذکر ابوبکر شبلی #تذکرة_الأولیاء

  • نقلست که وقتی جنید و شبلی با هم بیمار شدند طبیب ترسا بر شبلی رفت گفت: ترا چه رنج افتاده است گفت: هیچ گفت: آخر گفت: هیچ رنج نیست طبیب نزدیک جنید آمد گفت: ترا چه رنجست جنید از سر درگرفت و یک یک رنج خویش برگفت: ترسا معالجه فرمود و برفت آخر بهم آمدند شبلی جنید را گفت: چرا همه رنج خویش را با ترسادر میان نهادی گفت: از بهر آن تا بداند که چون بادوست این می‌کنند با ترساء دشمن چه خواهند کرد پس جنید گفت: تو چرا شرح رنج خود ندادی گفت: من شرم داشتم با دشمن از دوست شکایت کنم. ذکر ابوبکر شبلی #تذکرة_الأولیاء