tgindex
آپارات/نوشته‌های امید نجوان

آپارات/نوشته‌های امید نجوان

Статистика
@omid_najvanКнигиперсидский

جدا از نوشته‌ها و اطلاعات مربوط به کتاب‌هایی که از من منتشر شده، فیلم‌های کوتاه، تبلیغاتی و مستندی که ساخته‌ام را نیز می‌توانید در وب‌سایت شخصی‌ام تماشا کنید. در این نشانی: https://omidnajvan.com

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
200
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
302
20 постов
Вовлечённость
151,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
119
1/48двое суток
136
1/72трое суток
147

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 авг.7282из AxNegarBot

    ‍ نه...اشتباه نکنید...این مطلب صحت ندارد...اما محصول فتوشاپ یا هوش مصنوعی هم نیست! خبری‌ست که از حدود یک‌سال پیش (زمان درگذشت همکار عزیزم، مهران زینت‌بخش) در گوشه‌‌ای از وب‌سایتی به نام «آوش» جا خوش کرده؛ و اوج دقت، امانت‌داری و هوشمندیِ روزنامه‌نگاران فعال در این به اصطلاح «رسانه‌ی نسل نو!» را به نمایش می‌گذارد. شبه‌روزنامه‌نگارانی که نه تنها از استعداد «کپی کردن» مطلب دیگران، آن‌هم در رسانه‌ی خود بی‌بهره‌اند، بلکه آن‌قدر درگیر و گرفتارند که حتی حال و حوصله‌ی مطالعه‌ی مقدمه‌ی متن ارسال‌شده و دریافتی را هم ندارند! البته اگر وقت گران‌بهای این خبرنگاران عزیز و کوشا، و هم‌چنین دبیر گروه یا سردبیرشان اجازه می‌داد و آن چند سطر ابتدایی را مطالعه می‌کردند...خُب، حتماً متوجه می‌شدند که بنده، نویسنده‌ی آن یادداشت (درباره‌ی مهران عزیز) هستم، نه فرد متوفی! اما وقتِ این عزیزانِ دل، بسیار ارزشمند و گران‌بهاست. آن‌قدر ارزشمند و گران‌بها که حتا نمی‌توان توقع داشت آن را برای مطالعه‌ی یک یادداشت «سایت پُر کُن» هم صرف کنند! بگذریم...تقریباً یک سال است که به این مطلب و تیتر آن نگاه می‌کنم؛ و بیش از هر زمان دیگری به این فکر می‌کنم که گاهی مرگ چه‌قدر می‌تواند ساده و در عین حال بی‌رحم و غیر قابل پیش‌بینی‌ باشد. البته قاعدتاً باید سپاس‌گزار دست‌اندرکاران عزیز و محترم سایت «آوش» باشم که «فلسفه‌ی مرگ‌آگاهی» را در این بنده‌ی حقیر بیدار کردند اما چه کنم که برخلاف تصور این عزیزان، در این دنیای فان و فانی، خیلی خیلی کار دارم...و حالا حالاها هم قصد مُردن ندارم! به‌هرحال از روزی که این مطلب منتشر شده دنبال فرصتی می‌گشتم تا آن را با دیگران به اشتراک بگذارم...و خُب، چه زمانی بهتر از هفدهم مرداد...روز گرامی‌داشت منزلت و جایگاه خبرنگار! @omid_najvan

  • 2 авг.135141

    نمی‌دانم چرا با خود فکر می‌کردم وقتی لینک تماشای فیلم را در انتهای برشی از فیلم و هم‌چنین یادداشت و توضیح آن می‌دهم دیگر کار تمام است! نمی‌دانم چرا با خود فکر می‌کردم کسانی که آن پیوند را در انتهای متن می‌بینند، روی آن می‌زنند و خیلی راحت فیلم را تماشا می‌کنند! به‌هرحال این‌ها جزو اشتباهات بنده بود؛ و این‌گونه شد که خیلی از دوستان تماس گرفتند و گفتند چرا فیلم این‌قدر کوتاه و گُنگ است؟ پس بقیه‌اش کو؟ و...از این صحبت‌ها! همین‌ شد که تصمیم گرفتم برای رفاه حال این گروه از عزیزان، نسخه‌ی کامل فیلم را در همین کانال آپلود کنم. با این حال اگر خواستید یادداشت ساخته شدن این فیلم و متنی که سال گذشته (هم‌زمان با درگذشت مهران عزیز) نوشته بودم را بخوانید، وب‌سایت بنده هم‌چنان در خدمت شماست. به این نشانی. @omid_najvan

  • 2 авг.120134

    به یاد مهران زینت‌بخش ششم اردیبهشت 1347 تا نهم مرداد 1404 عکس‌ها و اطلاعات بیش‌تر در: https://omidnajvan.com/zinatbakhsh @omid_najvan

  • 1 авг.1 0701515

    مهران زینت‌بخش سال گذشته در یکی از همین روزهای داغ مردادماه ما را تنها گذاشت...و از آستانه گذشت. اما متاسفانه به شکل عجیبی در مراسم یادبودی که زمستان گذشته و در حاشیه‌ی جشنواره‌ی «سینما حقیقت» برگزار شد هیچ یادی از او به میان نیامد! به همین دلیل تصمیم گرفتم با استفاده از عکس‌ها و تصویرهای اختصاصی و دیده‌نشده‌ای که از او در اختیار داشتم یک فیلم کوتاه بسازم و بی‌توجهی دست‌اندرکاران جشنواره را به صورت شخصی جبران کنم. در حقیقت، این یادبود کوتاه تصویری که بخشی از آن‌ را در این‌جا می‌بینید واکنشی‌ست به آن فراموشی که شاید به عمد و شاید هم از روی سهل‌انگاری اتفاق افتاد. اگر دل‌تان خواست نسخه‌ی کامل این فیلم را ببینید یا درباره‌ی آن، حرف و سخن و نکته‌ای داشتید لطفاً به وب‌سایت من و این نشانی مراجعه کنید: 🌐 https://omidnajvan.com/zinatbakhsh 🆔@omid_najvan

  • به بهانه‌ی هشتاد و پنجمین زادروز استاد #مسعودـکیمیایی. فیلم‌سازی که سینما را با دستیاری #ساموئل ـ خاچیکیان در فیلم سنگین و پرهزینه‌ی «خداحافظ تهران» آغاز کرد و با ساخت دومین فیلم خود یعنی «قیصر» یکی از نقاط عطف تاریخ سینمای ایران را رقم زد. او در فیلم #ساموئل ـ خاچیکیان ـ یک ـ گفت‌وگو درباره‌ی نحوه‌ی این دستیاری و تاثیر زنده‌یاد خاچیکیان بر ساختار ذهنی و آموخته‌های فنی خود توضیح داده است. برای تماشای نسخه‌ی کامل این مستند و البته حمایت از سینمای مستقل ایران لطفاً به این‌جا مراجعه کنید.   @omid_najvan

  • https://www.isna.ir/news/1404031509552/

  • نمایش و نقد و بررسی #ساموئل_خاچیکیان_یک_گفت‌و‌گو در پاتوق #حرفی_نو 🆔️@omid_najvan

  • 23 мар. 2025 г.387158из attachbot

    ‍ انتشار تازه‌ترین تیزر #ساموئل_خاچیکیان_یک_گفت‌و‌گو  هم‌زمان با آغاز سال نو خورشیدی. در این تیزر که در بر گیرنده‌ی واکنش تعدادی از منتقدان به این مستند سینمایی‌ست، برش‌هایی از یادداشت‌های همکاران عزیزم #عباس_بهارلو، #هوشنگ_گلمکانی، #همایون_امامی، #محمد_جعفری و #محدثه_واعظی‌_پور درباره‌ی این فیلم مورد استفاده قرار گرفته است. لازم به یادآوری‌ست اکران آنلاین این فیلم در پلتفرم #هاشور آغاز شده؛ و از همه‌ی عزیزانی که این پُست را مطالعه می‌کنند تقاضا می‌کنم برای پشتیبانی از این محصول سینمای مستقل (که بدون هیچ‌گونه حمایت مالی از سوی دولت یا افراد حقیقی ساخته شده) نسخه‌ی کامل، نهایی و رسمی این فیلم را در سایت هاشور تماشا کنند. 🆔️@omid_najvan

  • 23 мар. 2025 г.25311из AxNegarBot

    ‍ من پرویز دوایی نیستم! این، عنوان بهاریه/خاطره‌ای‌ست که در چهل و نهمین شماره‌ی ماهنامه‌ی «فیلم امروز» (ویژه‌ی نوروز) نوشته‌ام. شرح علاقه‌مندی‌ام به جناب پرویز دوایی و نوشته‌هایش که سال‌ها بعد و در سفری به اروپا چنان شوری در من به وجود آورد تا در شهر جادویی پراگ به دیدار ایشان بشتابم. جالب این که در آن سفر، مجموعه داستان «باغ» را هم با خودم برده بودم تا هم ماجرای خریدنش در چهارده‌ پانزده سالگی‌ام را برای ایشان تعریف کنم و هم آن را به نوشته و امضای استاد، مزین. البته این نوشته شامل یک داستان فرعی دیگری هم هست که عنوان مطلب از آن گرفته شده؛ و شامل تماسی تلفنی در تهران با شخصی‌ست که از مختصات نویسنده‌ای با ویژگی‌های «دوایی» فقط یک تشابه اسمی جالب با او داشت؛ و زمانی که از محل سابق «سینماتئاتر کوچک تهران» با او تماس گرفتیم تا سفارش مطلبی را بدهیم، متوجه سوء‌تفاهم ما شد و با ناراحتی گفت: من پرویز دوایی نیستم! 🆔️@omid_najvan

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • @omid_najvan

  • @omid_najvan

  • دوستان و همکاران عزیز و گرامی، ضمن دعوت از شما برای تماشای فیلم، خواهش می‌کنم در این بی‌صداییِ فرهنگی، بنده را یاری فرموده و با اشتراک‌گذاری لینک رسمی تماشای فیلم، از این محصول سینمای مستقل که بدون هیچ‌گونه حمایت (از سوی دولت یا افراد حقیقی) ساخته شده حمایت فرمایید. لازم به ذکر است نسخه اکران شده "ساموئل خاچیکیان؛ یک گفت‌وگو" تفاوت‌هایی با نسخه به نمایش درآمده این فیلم در جشنواره "سینماحقیقت" دارد و حدود سه دقیقه به آن اضافه شده که شامل تصویرهای دیده‌نشده‌ای از حضور حاشیه‌ای (بخوانید: هیچکاکی!) زنده‌یاد خاچیکیان در فیلم‌های خودش است. باقی بقایتان.🎬 🆔️@omid_najvan

  • 2 мар. 2025 г.232158из hashuremostanad

    ‍ ‍ آغاز اکران "ساموئل خاچیکیان؛ یک گفت و گو" در هاشور 📢 در سال "1377" ساموئل خاچیکیان یکی از مهم‌ترین و سرشناس‌ترین کارگردان‌های تاریخ سینمای ایران در گفت‌وگویی با ماهنامه‌ی سینمایی فیلم شرکت کرد. گفت‌وگویی که همان سال در پرونده‌ی کارگردانی و در کتاب سال سینمای ایران به چاپ رسید. این مستندتلاشی برای مصورسازی گفته‌های زنده یاد خاچیکیان، از طریق صدای ضبط شده بر تنها نوار کاست به جا مانده از آن گفت‌وگو است. 🎬مستند "ساموئل خاچیکیان؛ یک گفت و گو" به کارگردانی امید نجوان با حضور مسعود کیمیایی، هوشنگ گلمکانی، نظام الدین کیایی و زنده یاد حسن شریفی را در هاشور، صفحه هنر و تجربه به تماشا بنشینید. ⁉️فروش بلیت: ♦️سایت هاشور https://hashure.com/screening/5019 #ساموئل_خاچیکیان_یک_گفت‌و‌گو #هاشور_مستند #مرجع_مستند_ایران کانال هاشور مستند: @hashuremostanad

  • ‍ این تنها عکسی‌ست که با #شاهپور_عظیمی دارم؛ یادگار ششمین جشن نوشتار سینمای ایران و در حاشیه‌ی مراسمی که از او و عالی‌جناب هوشنگ حسینی به‌خاطر یک عمر فعالیت نوشتاری تجلیل و قدردانی شد. در آن جشن، من هم برای اولین‌بار در طول دوران روزنامه‌نگاری‌ام به‌خاطر گفت‌وگویی که با یکی از اسطوره‌ها‌ی سینمای ایران یعنی جمشید هاشم‌پور انجام داده بودم جایزه گرفتم...و این عکس، حاصل همان جشن و همان شب به یاد ماندنی‌ست. شبی که شاهپور عظیمی مهم‌ترین اعتراف عمرش را انجام داد و در پاسخ به دوستان و همکارانی که شاید گاهی از برخورد کم‌وبیش سرد او گلایه داشتند، به دیالوگی از ‌فیلم «چیزهایی هست که نمی‌دانی» اشاره کرد و گفت: «در این فیلم، لیلا حاتمی به علی مصفا می‌گه: «وقتی جواب نمی‌دی، آدم بهش برمی‌خوره.» و مصفا جواب می‌ده: «واقعاً نمی‌دونم چی باید بگم!» این دقیقاً مثل وضعیتی‌ست که من دچارش هستم و خیلی وقت‌ها نمی‌دونم در پاسخ به اظهار لطف دوستان چه واکنشی باید نشون بدم!» در حقیقت، شاهپورخان صادقانه گفت بلد نیست احساس واقعی‌اش را ابراز کند و در همان سخنرانی کوتاه، از همه‌ی دوستان و همکارانی که ممکن است روزی روزگاری به‌خاطر همین برخورد از او دلگیر شده باشند عذرخواهی کرد اما واقعیت این است که او پشت آن جثه‌ی تنومند، روحی بسیار لطیف و قلبی از طلا داشت؛ و بعید می‌دانم کسی از او رفتار تلخ یا خاطره‌ی بدی به یاد داشته باشد. مردی که کافی بود چند دقیقه با او دم‌خور شوی و رگ خوابش (یعنی جادوی سینما) را پیدا کنی تا در کوتاه‌ترین زمان، لُپ‌های گل انداخته‌اش را ببینی و از برق چشم‌های پرنفوذش حیرت کنی. شاه‌پوری که از نیکان روزگار بود و متاسفانه خیلی خیلی زود ما را با نوشته‌هایش تنها گذاشت. یادش همیشه سبز و نامش تا ابد ماندگار. @omid_najvan

  • ‍ #سید_ابراهیم_نبوی را از اوایل دهه‌ی هفتاد می‌شناختم؛ زمانی که دو دستی و بی‌وقفه می‌نوشت...و تحلیل‌ها و نقدها و طنزهای بی‌نظیرش را بین مدیران و سردبیران نشریه‌های پرطرفداری که آن روزها بی‌صبرانه منتظر نوشته‌هایش بودند توزیع می‌کرد. از «گُل‌آقا» و «فیلم» و «گزارش فیلم» گرفته تا «همشهری» و «جامعه» و یک دو جین مجله و روزنامه‌ی دیگر...حتی صفحه‌ی طنز نشریه‌ی روزانه‌ی جشنواره فیلم فجر (که عکس پشت‌صحنه‌اش را همین‌جا می‌بینید و شرح‌اش را پیش از این هم نوشته‌ام). «سید» که ما هم به تقلید از حلقه‌ی رفقای بسیار نزدیکش او را «داور» صدا می‌زدیم، از آن آدم‌ها بود که تقریباً همیشه لبخند روی لبش بود؛ و در کنار مهارت‌های مختلفی که داشت (تقلید صدای شخصیت‌های سیاسی و هنری، و البته تعریف کردن جوک‌هایی که حتماً باید آن‌ها را با لهجه‌های مختلف روایت می‌کرد) از این توانایی منحصر به فرد برخوردار بود که آدم‌هایی از طیف‌های مختلف را هر طور شده به خنده بیاندازد؛ از راست‌های کاملاً افراطی تا چپ‌های به‌اصطلاح سنتی! سال‌ها بعد که جدا از تحریریه‌ها پایش به دادگاه انقلاب هم باز شد هنگامه‌ای به راه انداخت که حتی قاضی صلواتی را هم به خنده انداخت! (گزارش‌هایش را می‌توانید در لابه‌لای روزنامه‌های به‌ جا مانده از دوم خرداد بیابید) اما زندان هم نتوانست وجه طنازانه‌ و منتقدانه‌ی «داور» را مهار یا کور کند؛ و حاصلش شد کتاب «یادداشت‌های روزانه‌‌ی زندان» که تلخند، و در حقیقت، واکنش او به آن روزهای تب‌زده‌ی عجیب و باورنکردنی بود. بعدها که پیش از دریافت حکم سنگین خود (برای یک دوره زندانی طولانی‌تر) از ایران گریخت، گاه و بی‌گاه در برنامه‌های ماهواره‌ای می‌دیدمش که بی‌وقفه نمک می‌ریخت و به جریان‌های مختلف سیاسی زخم زبان می‌زد...اما واقعیت این است که او دیگر کم‌ترین شباهتی به آن «داور» روزهای اوج خود نداشت. داوری که وقتی برای نوشتن هیجان‌زده بود، گویی یک نیروی انفجاری در درون خود داشت، دوزانو روی صندلی می‌نشست...و دولا می‌شد تا بتواند شیره‌ی جانش را با تمام قدرت در جان کلمه‌ها بریزد. و حالا...مرگ خودخواسته‌ و بسیار غم‌انگیز او هزاران کیلومتر دور از زادگاهش پاسخ دندان‌شکنی به آن‌هایی‌ست که در طول عمرشان حتی یک‌بار هم طعم تلخ غربت در دیار فرنگ را نچشیده‌اند اما با خود می‌اندیشند مهاجرت (آن‌هم به سرزمین رویاها) دوای تمام دردها و پایان همه‌ی زخم‌هاست. زخم‌هایی که متاسفانه هرچه بیش‌تر بدانی و بفهمی، عمیق‌تر...آتشین‌مزاج‌تر...و طبعاً جانکاه‌تر می‌شود. یک نمونه‌اش همین زخمِ دور ماندن از وطن است که هیچ مرهمی بر آن قابل تصور نیست؛ و متاسفانه داور نبوی را هم طعمه‌ی خود کرد. داوری که نوشته‌هایش مثل بنفشه‌ها (در جعبه‌های خاک) ریشه در این مرز و بوم داشت؛ و متاسفانه او نتوانست آن را همراه خویشتن ببرد هرکجا که خواست...یادش تا همیشه گرامی. @omid_najvan

  • ما از این مستند مصاحبه‌محور به گزاره‌های به‌ظاهر ساده‌ای از منش فیلم‌سازیِ خاچیکیان می‌رسیم. مثل این مورد‌ که: اخلاق حرفه‌ای رمز ماندگاری‌ست. این مستند را می‌توان به مثابه یک مسترکلاسِ «هنرمند بودن» دید. مستندی که جملات طلایی یک نام ماندگار در سینمای ایران را برای ما کادوپیچ کرده؛ مثل: پرتره‌ی یک شاعر یا شاعری که با نور می‌سرود. این جمله‌ها بخشی از متن تیزری‌ست که روابط عمومی جشنواره‌ی سینماحقیقت در زمان نمایش #ساموئل_خاچیکیان_یک_گفتگو در بخش مسابقه‌ی این جشنواره ساخته و در صفحه‌ی رسمی این جشنواره منتشر کرده بود. اینک که فیلم وارد چهارمین هفته از نمایش خود شده به نظر می‌رسد اشتراک‌گذاری مجدد این ویدئو خالی از لطف نیست. @omid_najvan