- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آقای امام حسین؛ تموم شد... ما رو یادت نره آقا ازمون خسته نشو، بالاخره درست میشیم💔 به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو تو هم ار مرا نخواهی سر بیکسی سلامت...
آقای امام حسین؛ تموم شد... ما رو یادت نره آقا ازمون خسته نشو، بالاخره درست میشیم💔 به کسی ندارم الفت ز جهانیان مگر تو تو هم ار مرا نخواهی سر بیکسی سلامت...
без подписи
آواره و غربت زده سوی تو دویدم با دست تهی آمدم ای شاه، کرم کن من قصد ندارم ز خُم غیر بنوشم مست آمدم ای دوست، خودت مستترم کن افتاده ام از بام جهان، در بغل تو آدم نشدم، کاش کبوتر بشوم، کاش... من جَلد شدن را بلدم، جان عزیزت لطفی کن و حکمی بزن و نامه برم کن س.س یا امام رضا...
دلتنگ توام تو یوسف کنعانها ای مقصد پایانی بیسامانها ای کاش که پاکبان مشهد بودم من خستهام از شلوغی تهرانها... س.س
غزل جدید دیدمش از دور چشمم را زمین انداختم باز هم مثل همیشه سر ز پا نشناختم عقل دلدل کرد: "حرفت را بزن"؛ دل گفت: نه دل پشیمان بود از آن رویا که عمری ساختم درد اینجا بود، دل این بار دستم را کشید من که عمری در رکاب دل به سویش تاختم حکم دستم بود و دل دست مرا رو کرده بود داشتم این بار بازی را به دل میباختم من به تو یک دوستت دارم بدهکارم هنوز کاش این وامانده را این بار میپرداختم س.س
آواز: همایون شجریان آهنگساز: غلامرضا صادقی شعر:حسین منزوی
کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت؟!... #حسین_منزوی
کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت؟!... #حسین_منزوی
چشم او کهکشان راه عاشقی است که ستاره های آن همیشه برق میزنند؛ گاه در طلوع وجد گاه در غروب غم گاه در کسوف شرم گاه در خسوف خشم. روزگاری است من به لطف او منجمم؛ در خیال کشف کهکشان چشم. - ۱۵ مرداد - محمدصدرا کوششتبار
ای بغض فروخورده مرا مرد نگهدار تا دست خداحافظیاش را بفشارم... #فاضل
اینم شعر آخر برای خداحافظی:😄
تا صبح میشه از فاضل شعر خوب نوشت ولی خب فعلا تا همینجا کافیه یه روز دیگه هم به امید خدا به فاضل اختصاص میدیم شبتون بخیر🌱
سفر نگو که دل از خود سفر نخواهد کرد اگر متم که دلم بیتو سر نخواهد کرد . . . خبرترین خبر روزگار بیخبری است خوشا که مرگ کسی را خبر نخواهد کرد... #فاضل
#فاضل
رعنا بتی که آب و گل آفرینشش از چشمه ای مطهر و خاکی مقدس است...
اوقات تلخ و وضع خراب و هوا پس است من تاب قهر یار ندارم بگو بس است
آبرویی را که عمری جمع کردم حاضرم روز دیدار تو یکجا خرج رسوایی کنم #فاضل
جام مِی نزد من آورد و بر آن بوسه زدم آخرین مرتبۀ مست شدن #اخلاق است! آقای #فاضل_نظری
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟ من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست؟ گاه اگر از دوست پیغامی نیاید بهتر است داستان هایی که مردم از تو می گویند چیست؟ خود قضاوت کن اگر درمان دردم عشق توست این سر آشفته و این قلب ناخرسند چیست؟ چند روز از عمر گل های بهاری مانده است ارزش جان کندن گل ها در این یک چند چیست؟ از تو هم دل کندم و دیگر نپرسیدم ز خویش چاره ی معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست؟ عشق، نفرت، شوق، بیزاری، تمنا یا گریز حاصل آغوش گرم آتش و اسفند چیست؟ _فاضل نظری