رندان تشنه لب
Статистикаبا هر سلام صبح به آقای بی کفن... انگار روبروی حرم ایستادهایم... گهگاهی؛ تک بیتی و دو بیتی
- Последний пост
- 25 февр.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 52
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
صلی الله علیک یا طفل الرضیع یا #علی_اصغر تکلیف نشد روزه به طفل و به مسافر ای طفل مسافر تو چرا آب نخوردی...؟
صلی الله علیک یا مولای یا #اباعبدالله حسین جان... درود بر پدرم که از همان طفولیتم میان روضهات از من کار کشید برای آن که من هم عاقبت بخیر شوم مرا به دست تو داد و خودش کنار کشید
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
ما را دل از نسيم سحر وا نمیشود اين غنچهى فسرده، شكوفا نمیشود گفتند تا كه فكر تو از سر بدر كنم میخواهم اينچنين كنم، اما نمیشود آتش بگير، تا كه بدانى چه میكشم احساس سوختن به تماشا نمیشود گويند: روزگار، فراموشى آورد هرگز غم تو از سر ما وا نمیشود
صلی الله علیک یا قائد غرّالمحجلین و یا #امیرالمومنین عقل از تو مات و نطق در وصفت الکن است گر خوانمت خدای کفرِ مبرهن است ور دانمت جدای آن کفر، در من است از بهر هرکسی حدی معین است ای بی حدود و حد، هو یا علی مدد
صلی الله علیک یا مولانا یا #امیرالمومنین خدا از ذوق رزمِ شیر خود با نغمهای جالب بخواند "لا فَتی اِلا علی بنِ ابی طالب"
صلی الله علیک یا مولای یا اباالحسن یا #امیرالمومنین ترک خورده است آن دیوار و باورها همه حیران سرت از کعبه بیرون آمد و سرها همه حیران چه هستی تو؟ خداوندی؟ چرا پس بی همانندی؟! پـیـمـبـر نـیـسـتـی اما پـیـمـبـرها همه حیران چنان گیراست پیچ و تاب انگور ضریح تو که زائرها همه ساقی و ساغرها همه حیران
صلی الله علیک یا اباالحسن یا #امیرالمومنین ای شاهِ نجف بابِ نجات همهای حاضر ز کرم وقت ممات همهای آورده از آن به مرقدت نوح پناه یعنی که سفینهء نجات همهای
صلی الله علیک یا اباالحسن یا #امیرالمومنین همه دنبال انار شب یلدا و دلم مستِ انگورِ ضریحِ تو شد ای شاه نجف
صلی الله علیک یا مولانا یا اباالحسن یا #امیرالمومنین جَبر چَشمش میكند هُشيار را مجبورِ مست چيست از هر جمله غير از نام او منظور مست غير او نشنيده و جز او نديده در نجف كَر صدايش را شنيد و ديد او را كورِ مست خُرّم آن دَم جای تلقينم فقط هوهو كنند عاقبت "رسوا" ز عشقش میرود در گور مست...
صلی الله علیکِ یا اُمالأدب یا سیدتی یا #ام_البنین از اول هر کجا که حرفی از مادرترین بوده هـمـیـشـه بعد اسم فاطمه، امالبنین بوده شبیه کربلاییها بخواه اول از او حاجت چرا که پیش از عباسش به فکر زائرین بوده کسی نشنیده از او که بگوید: وای عباسم… ولی سردردهایش از عمود آهنین بوده
صلی الله علیک یا طفل الرضیع یا #علی_اصغر صلی الله علیکِ یا سیدتی یا رباب خوش به حال پدرت خنده آخر را دید لااقل لحظه آخر دو لبت را بوسید
صلی الله علیک یا عبدالصالح یا #ابوالفضل_العباس گوشۀ چشمی به سوی گوشهنشین کن زانکه جز این گوشه کس پناه ندارد گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم خواجه مگر بندۀ سیاه ندارد...
صلی الله علیک یا ابوالحسن یا #علی_بن_موسی_الرضا کوچهها بود و قلبِ وامانده منِ بی خود منی که جامانده تا به دیوار خانهای خواندم تا حرم، دویست متر مانده
صلی الله علیک یا #اباعبدالله به پیر میکده گفتم کجاست باده نابت به خنده گفت: که رندان ز چای روضه بنوشند
صلی الله علیکِ یا ایتها الصدیقة الشهیدة یا #فاطمة_الزهرا هرگز نمیفهمم چرا باور زمین خورد هرگز نمیفهمم چگونه بر زمین خورد حتی تصور کردنش هم درد دارد وقتی تجسم میکنم مادر زمین خورد "فضه خزینی" های مادر پشت هم بود یعنی که چندین بار پشت در زمین خورد مردم زمین افتادنش را خنده کردند هر دفعه با افتادنش حیدر زمین خورد هر دو پسرهایش زمین... همراه مادر بابا زمین... فضه زمین... دختر زمین خورد فرزندها را دور کن…این صحنه تلخ است؛ محسن کمی از دیگران بدتر زمین خورد... هی میشنیدم که کسی با خنده میگفت: دیدید مردم! فاطمه آخر زمین خورد… از شدت زخمی که روی صورتش بود فهمیدهام که مادرم با سر... زمین خورد...
صلی الله علیک یا ایتها الصدیقة الشهیدة یا #فاطمه_زهرا مرد از واژه آوار بدش میآید بعد تو از در و دیوار بدش میآید آنقدر واقعه تلخ است که مرد نجار چند روزیست ز مسمار بدش میآید بی هوا دست یکی رفت هوا بعد از آن آینه از تب زنگار بدش میآید چادری ریخت به هم، چادر ناموس خدا چادر از پنجه اشرار بدش میآید پسر ارشد این خانه همیشه سر ظهر از عبور از دل بازار بدش میآید
صلی الله علیک یا انسیة الحوراء و یا #فاطمه_زهرا زندگی با تو بس که شیرین بود شور چشمان مرا نظر زدند...
صلی الله علیکِ یا ایتها الصدیقة الشهیدة یا #فاطمه_زهرا دهلیز خانهء پدرم گشت قتلگاه نوبت به هتک حرمت "قنفذ" رسید و آه؛ آتش به دور مادرمان در طواف شد قنفذ ز مالیات مدینه معاف شد...
صلی الله علیک یا مولای یا #حسن_عسکری کینهٔ دیرینه دارند از حسنها زَهرها مجتبی با عسکری فرقی ندارد آنچنان