Overlord
Статистикаکانال مشترک پیج اینستاگرامی Instagram.com/overlord_echo.kilo و کانال های تلگرامی @daneshagahi @shantianotes ‼️مسئولیت تبلیغات بر عهده کانال نیست‼️
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 48
- Всего постов
- 3 862
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7 882
- 1/48двое суток
- 9 032
- 1/72трое суток
- 9 741
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
افسوس دوست من افسوس🥀 کی باورش میشه گروه "بانی ام" سال ۱۳۵۲ در شهر مسجد سلیمان یک کنسرت برگزار کرد.... #overlord
🔥 امشب داغتر از همیشه با Ala VPN! ⚡ تخفیف ویژه فقط برای امشب؛ تانل تکلوکیشن، گیمینگ، مستقیم نامحدود و مولتیلوکیشن آمادهست 🚀 سرعت بالا، اتصال پایدار؛ فرصت محدوده، از دستش نده! 50 🎊درصد 🔥کد تخفیف yalord🔥 🤖 سفارش از ربات: @alaavpn_bot کانال تلگرام: https://t.me/ala3006vpn
جنگنده mig-29 اوکراینی در حال تعقیب پهپاد روسی در ارتفاع پایین در آسمان اودسا اوبلاست اوکراین #overlord
без подписи
Netanyahu on Britain: You might call Britain the "Islamic Republic of Britain." Someone said that the first Islamic republic with nuclear weapons will be the Islamic Republic of Britain. We’re making sure there won’t be another one—you know, in Iran. نتانیاهو درباره بریتانیا: «ممکن است بریتانیا را «جمهوری اسلامی بریتانیا» بنامید. یک نفر گفته بود که اولین جمهوری اسلامیِ دارای سلاح هستهای، جمهوری اسلامی بریتانیا خواهد بود. ما داریم اطمینان حاصل میکنیم که جمهوری اسلامی دیگری وجود نخواهد داشت—میدانید، در ایران.» #shantia
داشتم شبکه ۶ میدیدم مجری گفت : همه چیز دوباره گران خواهد شد! آمریکا را نفرین کرد... انصافا دیگه کامل زدن دنده پررو بازی و اینجا باز هم من یاد کتاب شوروی ضد شوروی میافتم : هر روز روزنامههای شوروی، رادیو و تلویزیون، آمریکا را نفرین میکنند...! #shantia
پیام یک شاهد عینی از تفت هیات آذری زبان وسط مداحی هیات تفت یزد ،باند بلندگو خود را حدود ۲ متر داخل هیات آورد اون هم باصدای نی که در حال پخش بود و عملا باعث قطع مراسم هیئت شد، یکی از بچه های هیات به آنها گفت که باند را عقب ببرند که با چوب به سرش زدند و یک درگیری…
چیزی نیست، دارن تو مشهد آماده میشن برای حمله به F35...
چیزی نیست، دارن تو مشهد آماده میشن برای حمله به F35...
پیام عروس خانم معصومه ابتکار از جهنم بازداشتگاه مهاجرتی آمریکا من، همسرم و پسرم ماههاست در بازداشت هستیم؛ با وجود اینکه اقامت دائم داریم و هیچ سابقه کیفری نداریم. این کابوسی تحملناپذیر و بیپایان است. نام من مریم طهماسبی[ است و استاد روانشناسی و آمار…
پیام عروس خانم معصومه ابتکار از جهنم بازداشتگاه مهاجرتی آمریکا من، همسرم و پسرم ماههاست در بازداشت هستیم؛ با وجود اینکه اقامت دائم داریم و هیچ سابقه کیفری نداریم. این کابوسی تحملناپذیر و بیپایان است. نام من مریم طهماسبی[ است و استاد روانشناسی و آمار در کالج لسآنجلس پیرس هستم—یا دستکم تا ۹ آوریل بودم؛ روزی که زندگی من و خانوادهام برای همیشه تغییر کرد. آن روز سر کلاس تدریس میکردم که پسرم برایم پیام فرستاد و گفت پدرش برای بردنش از مدرسه نیامده و تلفنش را هم جواب نمیدهد؛ چیزی که اصلاً از او بعید بود. پسرم را از مدرسه برداشتم، با اضطراب به خانه برگشتم و با پلیس تماس گرفتم، چون فکر میکردم اتفاق وحشتناکی برای همسرم افتاده است. با این حال حتی به ذهنم هم نرسید که ممکن است ICE او را بازداشت کرده باشد. ما مقیم دائم قانونی آمریکا هستیم و گرینکارت معتبر داریم. همسرم، عیسی هاشمی، نیز استاد دانشگاه است و هر دوی ما دانشجویان دکتری بسیاری را راهنمایی کردهایم که در میانشان کهنهسربازانی هستند که دههها به این کشور خدمت کردهاند. ما هیچ سابقه کیفری نداریم؛ حتی یک جریمه رانندگی هم نداشتهایم. وقتی فهمیدم یک کارزار تخریبی آنلاین،دولت آمریکا را متقاعد کرده که یکشبه و بدون طی تشریفات قانونی و حتی بدون اطلاع دادن به ما، برای لغو گرینکارتهایمان اقدام کند، بهشدت شوکه شدم. دولت تصمیم گرفته بود همسرم را بهخاطر این مجازات کند که فرزند زنی است که در سال ۱۹۷۹ برای گروگانگیران ایرانی مترجمی میکرد—آن هم پیش از آنکه عیسی اصلاً به دنیا آمده باشد. من به این کشور آمدم چون میخواستم برای خودم و خانوادهام زندگیای بسازم که بر اساس اعمال و انتخابهای خودمان تعریف شود، نه کارهای دیگران. اما اکنون زندگی ما بهخاطر کاری که شخص دیگری نزدیک به ۵۰ سال پیش انجام داده، از هم پاشیده است. سرانجام موقعیت تلفن همسرم نشان داد که او در یکی از مراکز ICE در مرکز لسآنجلس است. توانستم آنجا حدود یک دقیقه با او صحبت کنم. گفت به او گفتهاند که با وجود بازداشت خودش، من و پسرمان در امان هستیم. معلوم شد این حرف دروغ بوده است. روز بعد، وقتی پسرم را به مدرسه میبردم، خودرویم توسط خودروهای وزارت امنیت داخلی محاصره شد و من و پسرم را بازداشت کردند. مجبور شدم تماشا کنم که به دستهای پسرم—که دانشآموز دبیرستان است و ۱۲ سال است بهطور قانونی در کالیفرنیا زندگی میکند—دستبند میزنند. همان شب ما را در شرایطی وحشتناک از لسآنجلس به تگزاس منتقل کردند؛ شرایطی که در این نامه وارد جزئیاتش نمیشوم. از آن زمان تاکنون در تگزاس ماندهایم. من و پسرم بیش از ۱۲۰ روز است که در مرکز پردازش مهاجرتی دیلی نگهداری میشویم و از همسرم جدا هستیم. او را به مرکز بازداشت جنوب تگزاس در پیرسال منتقل کردهاند. شرایط او حتی وحشتناکتر است و باید بهتنهایی با آن روبهرو شود. وقتی درخواست کردم همسرم را به دیلی، که اصطلاحاً «مرکز بازداشت خانوادگی» نامیده میشود—اصطلاحی که وجودش بهخودیخود عمیقاً نگرانکننده است—منتقل کنند تا کنار ما باشد، به من گفتند در پرونده خاص ما، جداسازی خانواده سیاست و قاعده است. در چهار ماه گذشته ما را از جهنم عبور دادهاند و سلامت جسمی و روانیمان به شکلی آسیب دیده که شاید آثار آن تا سالها قابل جبران نباشد. فقط اجازه داریم هر دو هفته یکبار، آن هم به مدت ۱۰ دقیقه و تحت نظارت، با همسرم صحبت کنیم. پسرم که فقط انگلیسی صحبت میکند و از دوره پیشدبستانی در نظام آموزشی کالیفرنیا بوده، نمیتواند بفهمد چرا تنها کشوری که آن را خانه خود میداند، چنین رفتاری با او دارد. من یک مادر هستم، نه یک شهید؛ بنابراین همیشه سلامت و رفاه پسرم را بر هر رؤیا یا آرزویی که خودم داشته باشم ترجیح میدهم. اما حتی زمانی که تصمیم دشوار گرفتیم و خواستیم اجازه دهند داوطلبانه ایالات متحده—کشوری را که وطن و خانه خود میدانیم—ترک کنیم، دولت نهتنها با آن مخالفت کرد، بلکه اعلام کرد اگر دادگاهی با خروج ما موافقت کند، به آن تصمیم اعتراض خواهد کرد. به عبارت دیگر، آنها میخواهند بازداشت نامحدود ما، بدون هیچ پایانی در چشمانداز، ادامه پیدا کند. اما با چه هدفی؟ بارها و بارها این سؤال را از خودم پرسیدهام. هیچ دلیلی پیدا نمیکنم که چرا باید ما را در معرض چنین مجازات طاقتفرسایی قرار دهند. به همین دلیل به کمک شما نیاز داریم. درد عظیمی را تحمل میکنیم و در کابوسی تحملناپذیر و بیپایان گرفتار شدهایم. میخواهم پسرم زندگی عادی داشته باشد، نه اینکه روزهایش را در این مرکز بازداشت وحشتناک در دیلی بگذراند. با این جمله تمام میکنم: اگر چنین اتفاقی میتواند برای ما—یک خانواده قانونمدار متشکل از دو استاد دانشگاه و یک پسر جوان—بیفتد، میتواند برای هر کسی اتفاق بیفتد #overlord
تصویر آخرین موقعیت ناوگروه های هواپیمابر و آبی خاکی نیروی دریایی آمریکا متعلق به سایت USNI News هست که در تاریخ July 27 منتشر شده. درمورد گزینه های احتمالی جایگزینی آبراهام لینکلن با فرض ادامه آرایش دو ناوگروه هواپیمابر در منطقه: با استناد به این سند…
۱.ناو هواپیمابر هستهای یواساس جورج واشینگتن (USS George Washington - CVN 73) این ناوهواپیمابر طبق گزارش درحال حاضر در بندر دانانگ در کشور ویتنام پهلو گرفته شایدم در حوالی این بندر رو آب باشه. این ناو پس از عبور از دریای فیلیپین و ورود به دریای جنوبی چین، در تاریخ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ برای یک سفر بندرگاهی برنامهریزیشده پنجروزه وارد ویتنام شد این استقرار با هدف تقویت همکاریها در منطقه اقیانوس هند-آرام صورت گرفته و میتونه درصورت لزوم خودش رو به حوزه فعالیت سنتکام برسونه البته اگر ماموریت مهم دیگه در مکانی دیگه براش برنامه ریزی نشده باشه. طبق گزارشهای رسمی پایگاههای تحلیل نظامی مانند Forbes، ناو هواپیمابر یواساس جورج واشینگتن گشتزنی دورهای سال ۲۰۲۶ خود را در تاریخ ۱۰ مه ۲۰۲۶ (۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵) با حرکت از بندر خانگی خود در یوکوسوکای ژاپن آغاز کرده و حدود ۳ ماه از شروع ماموریتش میگذره.
без подписи
без подписи
چیزی که مشاهده میکنید دیسکو و رقص نور روی آب نیست. بلکه حمله پهپادی اوکراین به بندر استراتژیک نووروسیسک روسیه در تاریخ 12 aug هست که پدافند روسیه درحال مقابله باهاشه(فیلم از لحظات پایانیه که انفجارها تمام شده و پدافند داره همینجوری میزنه). پدافند هوایی این…
چیزی که مشاهده میکنید دیسکو و رقص نور روی آب نیست. بلکه حمله پهپادی اوکراین به بندر استراتژیک نووروسیسک روسیه در تاریخ 12 aug هست که پدافند روسیه درحال مقابله باهاشه(فیلم از لحظات پایانیه که انفجارها تمام شده و پدافند داره همینجوری میزنه). پدافند هوایی این بندر دارای قدرتمندترین رینگ های پدافندهوایی روسیه بود. یک حملهی گستردهی پهپادی اوکراین در 12 aug، شهر نووروسیسک را هدف قرار داد و به زیرساختهای مهم نظامی و صادراتی روسیه در یکی از شهرهای با دفاع سنگین در سواحل دریای سیاه ضربه زد. مطابق با تصاویر ماهواره ای منتشر شده از پایگاه نیروی دریایی روسیه، ظاهرا چندین کشتی آسیب دیدهاند، از جمله ناوهای فریگت «آدمیرال ماکاروف» و «آدمیرال اسن» که هر دو قادر به شلیک موشکهای کروز کالیبر هستند. همچنین یک مینروب، یک کشتی گشتی، یک کشتی اطلاعاتی و چند شناور دیگر نیز بر اساس گزارش های اطلاعاتی آسیب دیدهاند. براساس گزارش ها، زیرساختهای متعلق به لشکر چهارم زیردریایی روسیه نیز هدف قرار گرفته است. این حمله همچنین پایانهی غله و سوخت-نفت «NKHP» را هدف گرفت، جایی که چندین اصابت در اطراف انبارهای غله و تأسیسات حملونقل مشاهده شد. پایانهی NKHP حدود ۱۲ درصد از صادرات غلهی روسیه را تشکیل میدهد. پایانهی نفتی «شسخاریس» نیز هدف قرار گرفت. آسیب در نزدیکی اسکلههای اصلی آن، از جمله تأسیساتی که برای نفتکشهای آفرامکس و سوئزمکس استفاده میشود، مشهود است. تصاویر ماهوارهای گویا نشانههای سوختگی، کف اطفای حریق و نفت روی سطح آب را نشان میدهند. مطابق با تصاویر ماهواره ای که تاکنون منتشر شده(پایین پست منتشرشون میکنم) آسیب و خسارات وارده بر تاسیسات نفتی و غلات روسیه و لشکر چهارم چندان جدی و مهلک نبوده هرچند که در نوع خودش آسیب قابل توجهی وارد کرده. اما آسیب و خسارات وارده بر ناوگان دریایی خیلی جدیه چرا که بخش هایی از برخی کشتی ها به خاطر آسیب به زیر آب رفتن و کشتی ها تعادل و توازن خودشون رو ازدست دادن. #overlord
این پرسش را نمیتوان بدون شواهد پاسخ داد. حتی ممکن است پاسخ کاملاً منفی باشد و افزایش قیمت طلا صرفاً نتیجه طبیعی شرایط بازار، سیاست پولی آمریکا، تورم، خرید بانکهای مرکزی و افزایش ریسک ژئوپلیتیکی باشد. ضمن اینکه یک محدودیت مهم نیز وجود دارد: چین یک معاملهگر کوتاهمدت نیست. بانک مرکزی چین میتواند با افق چند دهه تصمیم بگیرد. بنابراین حتی سقوط ۳۰ یا ۴۰ درصدی قیمت طلا لزوماً به معنای شکست استراتژیک چین نیست. اگر هدف اصلی چین کاهش ریسک وابستگی به دلار و افزایش سهم دارایی فیزیکی در ذخایر باشد، ممکن است حاضر باشد نوسانهای کوتاهمدت را بپذیرد. به همین دلیل، شاید مسئله اصلی اصلاً «گران خریدن طلا» نباشد. مسئله مهمتر میتواند این باشد که چه کشوری در بلندمدت کنترل بیشتری بر زنجیره جهانی طلا پیدا میکند: استخراج پالایش تجارت انتقال فیزیکی نگهداری تسویه قیمتگذاری ذخایر بانک مرکزی. از این زاویه، حرکت چین برای تقویت بازار طلای هنگکنگ، توسعه زیرساختهای تحویل فیزیکی و ادامه خرید بانک مرکزی، اهمیت بیشتری پیدا میکند. بنابراین به نظر من : «در شرایط رقابت استراتژیک آمریکا و چین، طلا ممکن است بخشی از میدان رقابت مالی دو کشور باشد. افزایش تقاضای چین برای طلا، تلاش این کشور برای تنوعبخشی ذخایر و توسعه زیرساختهای مستقل بازار طلا میتواند از دید آمریکا یک تحول راهبردی تلقی شود. در چنین شرایطی، تحولات ژئوپلیتیکی و اقتصادی که بر قیمت، عرضه و مسیرهای تجارت طلا اثر میگذارند، میتوانند پیامدهایی مستقیم یا غیرمستقیم برای استراتژی ذخایر چین ایجاد کنند. اینکه این تحولات عمداً برای آسیب زدن به چین طراحی شده باشند، یک فرضیه است و برای اثبات آن به شواهد مستقل نیاز است.» و شاید مهمترین سؤال همین باشد: اگر چین واقعاً در حال حرکت به سمت افزایش شدید ذخایر طلای خود و ایجاد زیرساختهای مستقلتر برای تجارت طلاست، آیا در سالهای آینده شاهد شکلگیری یک رقابت واقعی بر سر «کنترل زیرساخت مالی طلا» خواهیم بود؟ اگر پاسخ این سؤال مثبت باشد، آنوقت موضوع دیگر فقط قیمت طلا نیست. موضوع، بخشی از رقابت بزرگتر بر سر این است که در نظام مالی آینده جهان، «ذخیره ارزش»، «تسویه بینالمللی» و «قیمتگذاری داراییها» تا چه حد همچنان تحت سلطه ساختار مالی آمریکا باقی خواهد ماند. در این چارچوب، سناریوی مورد بحث را نمیتوان در حال حاضر یک واقعیت دانست؛ اما بهعنوان یک فرضیه ژئوپلیتیکی، ارزش بررسی دارد. نکته تعیینکننده این است که برای عبور از «تئوری» به «تحلیل»، باید دادههای واقعی را کنار هم گذاشت: خریدهای ماهانه چین، واردات و صادرات طلای چین، مسیرهای تجارت طلای ایران، شرکتهای واسطه، دادههای گمرکی، تغییرات قیمت طلا، تصمیمات فدرال رزرو، تحریمها و زمانبندی جنگها. اگر این دادهها یک الگوی منسجم نشان دهند، آنوقت دیگر صرفاً با یک تئوری توطئه مواجه نیستیم؛ بلکه با یک فرضیه ژئوپلیتیکی مواجه خواهیم بود که میتوان آن را با داده آزمون کرد. پس به نظر من اگر فعالیت اقتصادی میکنید، حتما بازار طلای چین رو مد نظر داشته باشید. #shantia
در سالهای اخیر، طلا دوباره به یکی از مهمترین داراییهای راهبردی بانکهای مرکزی تبدیل شده است. دادههای شورای جهانی طلا نشان میدهد خرید طلای بانکهای مرکزی در چهار سال گذشته بهطور محسوسی افزایش یافته و بهطور متوسط به حدود ۱۰۰۰ تن در سال رسیده؛ در حالی که میانگین دهه قبل حدود ۵۰۰ تن بوده است. در نظرسنجی سال ۲۰۲۶ این نهاد نیز ۸۹ درصد مدیران ذخایر انتظار داشتهاند ذخایر طلای بانکهای مرکزی در ۱۲ ماه آینده افزایش یابد. چین یکی از مهمترین نمونههای این روند است. ذخایر رسمی طلای چین در مارس ۲۰۲۶ به حدود ۲۳۱۳ تن رسید و طلا حدود ۹ درصد از ذخایر ارزی رسمی این کشور را تشکیل میداد. پس از آن نیز خرید ادامه پیدا کرد؛ بهطوریکه در ژوئن، ذخایر رسمی چین به حدود ۲۳۴۶ تن رسید و خریدهای بانک مرکزی برای بیستمین ماه متوالی ادامه داشت. در ژوئیه نیز چین برای پنجمین ماه متوالی طلا خرید و سرعت خرید نسبت به ماههای قبل افزایش یافت. بنابراین، اصل ماجرا محل چندانی برای اختلاف ندارد: چین واقعاً در حال افزایش ذخایر طلای خود است. مسئله مهمتر این است که این رفتار را چگونه باید تفسیر کرد. توضیح رسمی و متعارف این است که چین، مانند بسیاری از بانکهای مرکزی، به دنبال تنوعبخشی ذخایر خارجی، کاهش ریسک تمرکز بر یک نوع دارایی و کاهش وابستگی نسبی به دلار است. این توضیح از نظر اقتصادی کاملاً منطقی است و با روند کلی خرید طلا توسط بانکهای مرکزی نیز سازگار است. شورای جهانی طلا نیز در گزارش ۲۰۲۶ خود «تنوعبخشی» و «کاهش ریسک» را از عوامل اصلی افزایش نقش طلا در ذخایر بانکهای مرکزی عنوان کرده است. اما از اینجا میتوان یک سؤال بزرگتر مطرح کرد: آیا افزایش ذخایر طلای چین صرفاً یک تصمیم مالی و محافظهکارانه است، یا بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای تغییر موازنه مالی و ژئوپلیتیکی جهان؟ پاسخ قطعی به این سؤال در دسترس نیست؛ اما میتوان یک سناریوی فرضی را بررسی کرد. چین طی دستکم یک دهه گذشته تلاش کرده وابستگی خود را به ساختار مالی تحت سلطه دلار کاهش دهد. همزمان، چین فقط در حال خرید طلا نیست؛ بلکه در حال تقویت زیرساختهای مرتبط با بازار طلا نیز هست. برای نمونه، هنگکنگ در سال ۲۰۲۶ تلاش کرده نقش خود را بهعنوان یک مرکز بزرگ معاملات طلای منطقهای تقویت کند و میان هنگکنگ و Shanghai Gold Exchange نیز یک زیرساخت تحویل فیزیکی طلا ایجاد شده است. این تحولات نشان میدهد مسئله فقط «داشتن طلا» نیست؛ بلکه کنترل بخشی از زیرساخت تجارت و قیمتگذاری طلا نیز اهمیت پیدا کرده است. حالا میتوانیم یک فرضیه ژئوپلیتیکی را، بدون ادعای قطعی بودن آن، مطرح کنیم. فرض کنیم هدف بلندمدت چین فقط افزایش ذخایر طلای بانک مرکزی نباشد، بلکه ایجاد یک پشتوانه بزرگتر و مستقلتر در برابر سیستم مالی مبتنی بر دلار نیز باشد. در چنین شرایطی، طلا برای چین صرفاً یک سرمایهگذاری نیست؛ بلکه میتواند بخشی از یک «ذخیره استراتژیک» باشد که در شرایط تحریم، بحران ارزی یا تغییرات شدید در ساختار مالی جهانی، تحت کنترل مستقیم یک قدرت خارجی قرار ندارد. در این نقطه، یک فرضیه دیگر قابل طرح است: اگر افزایش ذخایر طلای چین برای آمریکا از یک موضوع صرفاً اقتصادی فراتر رفته و بهعنوان بخشی از رقابت بلندمدت با چین دیده شود، آیا ممکن است سیاستهای ژئوپلیتیکی آمریکا در خاورمیانه، تحولات بازار انرژی، تحریمها و حتی تنشهای منطقهای، بهطور غیرمستقیم بر هزینه و دسترسی چین به طلا نیز اثر بگذارد؟ این گزاره فعلاً یک فرضیه است و برای اثبات آن به شواهد مستقیم نیاز داریم. اما مکانیزم اقتصادی آن قابل تصور است. در شرایط جنگ و افزایش تنش ژئوپلیتیکی، طلا معمولاً با افزایش تقاضای پناهگاه امن مواجه میشود. بنابراین اگر تنشهای شدید باعث رشد قیمت طلا شوند، کشوری که در حال افزایش ذخایر خود است باید طلای جدید را با قیمت بالاتری خریداری کند. به بیان ساده: افزایش تنش ژئوپلیتیکی افزایش تقاضای دارایی امن افزایش قیمت طلا افزایش هزینه خرید طلای جدید برای چین. اما اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود: افزایش قیمت طلا در عین حال ارزش ذخایر طلای قبلی چین را نیز افزایش میدهد. بنابراین نمیتوان گفت بالا رفتن قیمت طلا ذاتاً برای چین زیانآور است. سناریوی مورد نظر زمانی جذابتر میشود که مرحله بعدی را نیز در نظر بگیریم. فرض کنیم چین در یک دوره طولانی و در قیمتهای بسیار بالا اقدام به خرید حجم قابل توجهی از طلا کند. سپس پس از کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی، بخشی از «پریمیوم ریسک» از بازار طلا خارج شود و قیمت طلا کاهش شدیدی پیدا کند. در این حالت، چین ممکن است بخشی از طلایی را که در قیمتهای بالا خریداری کرده، در قیمت پایینتر ارزشگذاری کند. مثلاً اگر طلایی در قیمت ۵۰۰۰ دلار خریداری شود و چند سال بعد قیمت آن به ۳۰۰۰ دلار برسد، ارزش دلاری آن بخش از ذخایر کاهش قابل توجهی پیدا خواهد کرد. از این منظر، فرضیه مطرحشده را میتوان اینگونه بازنویسی کرد: «آیا ممکن است یک قدرت بزرگ، با ایجاد یا تشدید شرایطی که باعث افزایش قیمت طلا میشود، رقیب خود را به سمت خرید دارایی مورد نظر در قیمتهای بالاتر سوق دهد و سپس در صورت تغییر شرایط ژئوپلیتیکی و مالی، از افت قیمت همان دارایی برای ایجاد زیان ارزشگذاری استفاده کند؟» از نظر تئوریک، چنین سازوکاری قابل تصور است. اما هنوز یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد: «قابل تصور بودن» با «اثبات شدن» یکی نیست. برای اینکه این فرضیه از یک نظریه به یک تحلیل جدی تبدیل شود، باید شواهدی پیدا شود که نشان دهد افزایش قیمت طلا عمداً با هدف بالا بردن هزینه خرید چین ایجاد یا تشدید شده است. در حال حاضر چنین رابطه علّی مستقیمی اثبات نشده است. موضوع ایران نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. اگر فرض کنیم جمهوری اسلامی ایران، بهصورت مستقیم یا از طریق شبکهای از واسطهها، یکی از منابع تأمین طلای مورد نیاز چین بوده باشد، در آن صورت اهمیت ژئوپلیتیکی مسیرهای تأمین طلا بیشتر میشود. تحریمهای شدید علیه ایران نیز میتواند دسترسی، انتقال پول، حملونقل و تجارت فلزات گرانبها را پیچیدهتر کند. در سال ۲۰۲۶ نیز آمریکا همچنان شبکههای مالی و تجاری مرتبط با ایران را هدف تحریم قرار داده و برخی اقدامات تحریمی مستقیماً به فعالیتهای مرتبط با فلزات گرانبها و دور زدن تحریمها مرتبط بوده است. اما اینجا نیز باید بسیار محتاط بود. اینکه ایران تحت تحریم است، اینکه چین طلا میخرد و اینکه طلا ممکن است در شرایط جنگی گران شود، بهتنهایی ثابت نمیکند که ایران تأمینکننده عمده طلای چین بوده یا اینکه طولانی شدن یک جنگ با هدف گرانتر شدن طلای مورد نیاز چین انجام شده است. برای چنین نتیجهای باید حجم معاملات، مسیرهای انتقال طلا، شرکتهای واسطه، پالایشگاهها، سوابق گمرکی، دادههای تجاری و ارتباطات مالی بررسی شود. با این حال، اگر بخواهیم سناریوی فرضی را تا انتها ادامه دهیم، میتوان چنین تصویری را تصور کرد: چین در بلندمدت تصمیم میگیرد سهم طلا را در ذخایر خارجی خود افزایش دهد. ایران یا سایر بازیگران تحریمی، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، بخشی از زنجیره تأمین طلا را در اختیار دارند. تنشهای منطقهای افزایش پیدا میکند. ریسک ژئوپلیتیکی باعث افزایش تقاضا برای طلا میشود. قیمت طلا بالا میرود. چین، به دلیل استراتژی بلندمدت خود، حتی در قیمتهای بالا به خرید ادامه میدهد. پس از پایان یا کاهش تنش، ریسک ژئوپلیتیکی کاهش پیدا میکند. در صورت همراه شدن این اتفاق با تقویت دلار، افزایش نرخهای واقعی، کاهش تقاضای پناهگاه امن یا فروش بخشی از داراییهای طلایی، قیمت طلا میتواند وارد یک اصلاح عمیق شود. در این حالت، کشور خریدار ممکن است بخشی از طلای جدید خود را در قیمتهایی بالاتر از قیمت بازار آینده در اختیار داشته باشد. این همان نقطهای است که فرضیه اولیه شکل میگیرد: آیا ممکن است جنگ و بحران، فقط یک ابزار نظامی یا سیاسی نباشند، بلکه در یک سناریوی بسیار پیچیدهتر، برای تغییر رفتار اقتصادی رقیب نیز مورد استفاده قرار گیرند؟ #shantia
قبل از اینکه پست تحلیلی در مورد جنگ طلای چین و امریکا رو بنویسم باید خدمتتون عرض کنم این پست ها هیچ ربطی به خرید و فروش طلای روزمره شما یا کارکردن شما در بازار طلا یا تبدیل سرمایه های نقدی به طلا ندارد!!! (موضوع بین کشوری و جهانی هست) شما در بازار طلا 3 حالت دارید 1. یا معامله گر هستید، که خب دیتایی که من میخوام در پست بعدی بهتون بدم بدردتون میخوره 2. یا ذخیره طلایی دارید، که بنظرم نگهدارید، بحث سود کردن نیست! بحث حفظ ارزش سرمایست 3. یا سرمایه ای دارید که میخواهید برای حفظش تلاش کنید پس تبدیلش میکنید به طلا (یعنی پیشنهاد من اینه تبدیلش کنید به طلا، از یک سال قبل از جنگ 12 روزه گفتم برا حفظ ارزش سرمایه نقدی، طلا بخرید) نکته خطاب به افراد خاص : پشگل مغز، دقت کن نوشتم برای حفظ سرمایه! نیای بگی من به حرفت گوش نکردم هولد نکردم! طلا یه تومن ریخت!!! چون همچین گاوهایی داریم مجبورم این نکته رو تاکید کنم! پس از اخبار عجیب هم نترسید، در هر صورت و با هر قیمتی، طلا حفظ ارزش سرمایه را برای شما خواهد داشت! مخصوصا در شرایط کنونی ایران و دوران پسا ج.ا جنگ طلایی که الان هست بین قدرت هاست که در پست بعدی نظر خودم رو خواهم داد... #shantia