🦉 Owel | اووِل 💙
Статистика🦉 Holistic Psychologist متخصص ACT, CFT و Positive Psychology عضو انجمن بینالمللی مایندفولنس آمریکا 💙 پشتیبانی و رزرو وقت👇🏼 @owel_admission اینستاگرام اوول: instagram.com/owel.ap چنل موسیقیهای آرامشبخش 👇🏼 @owel_music
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 755
- 1/48двое суток
- 865
- 1/72трое суток
- 933
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سوال اینکه «قراره چی بشه؟ چه اتفاقی بیوفته؟» معمولا پاسخ شفاف و دقیقی نداره و اغلب باعث میشه مغز در حالت «تهدید و هشدار» قرار بگیره و فریز بشه. اما سوال «در همین شرایط میخوام چگونه رفتار کنم؟» نه تنها پاسخی شفاف و دقیق میده، بلکه سیستم عصبی رو به جنبش در میاره. بنابراین شما حتی اگر ندونی در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، باز هم رو به جلو حرکت خواهی کرد. 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
امروز صبح زود رفتم شنا کردم و کلی شارژ شدم. تازه رسیدم خونه و دارم روی فصل جدید پادکست کار میکنم. توی این فصل قراره درباره «زیستن در عدم قطعیت» صحبت کنم. شرایطی که توش نه میدونه قراره چه اتفاقی بیوفته، جنگ میشه، نمیشه، گرونی و تورم تا کجا میره، چه کاری خوبه چه کاری بده، و نه میدونی چه بلایی قراره سرت بیاد. برای اینکه بتونم محتوای کاربردیتری تولید کنم، ازتون دعوت میکنم از تجربههای این روزهای خودتون برام بنویسین. این روزها چه میکنین با نمیدانمها و عدم قطعیت؟ چه احساساتی تجربه میکنین؟ و اینکه چه چیزهایی براتون کمک کننده بوده؟
وقتی میگی اعصابم دیگه نمیکشه یعنی ظرفیت روانیت ته کشیده و سیستم عصبیت دیگه توانایی پردازش فشارهای بیشتر رو نداره در این وضعیت دو چیز نجات بخشه: ۱. کاهش حداکثری فشارهای روانی به خصوص روابط پر تنش ۲. افزایش کارهای لذت بخش و تفریح 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
وقتی مدام تلاش می کنی ولی با ناامیدی مواجه میشی، ذهنت هزینه ادامه دادن رو خیلی زیاد میبینه. در نتیجه تو به مرحلهای میرسی که دیگه از زیستن دست میکشی. نه رمقی برای حرکت کردن پیدا میکنی، نه حوصلهای برای انجام کاری. امروز میخوام در این مورد صحبت کنم. از تجربههاتون برام بنویسین 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
چرا والدینم مدام کنترلم میکنن؟ و سر اغلب چیزها باهمدیگه جر وبحث میکنیم دیگه خستهام از این جدالِ بیپایان. در این پادکست در رابطه با حد و مرز گذاشتن با والدین، و رهایی از این بندها، صحبت کردهانم. 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
چرا والدینم مدام کنترلم میکنن؟ و سر اغلب چیزها باهمدیگه جر وبحث میکنیم دیگه خستهام از این جدالِ بیپایان. در این پادکست در رابطه با حد و مرز گذاشتن با والدین، و رهایی از این بندها، صحبت کردهانم. 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
رابطه شما با خانوادهتون باید «حد و مرز» داشته باشه. به خصوص با والدین. وگرنه میشه مثل خونهای که هیچ در و دیواری نداره و هر کسی هر طور دلش خواست میاد و میره. دارم در این مورد یک پادکست کوتاه آماده میکنم. تا تموم بشه، شما بهم بگین که با خانواده خودتون بیشتر سر چه مسائلی اختلاف دارین؟ 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
میخوام تو این پست یک انسان باشم، نه یک روانشناس. دیروز، شمع ۳۹ سالگیام رو فوت کردم. لحظهای که نفسم به شعله رسید، درونم دری باز شد که پشتش یک سال کامل منتظرم ایستاده بود. ناگهان همه چی برام مرور شد. اما این مرور شدن مثل دیدن فیلم روی دور تند نبود. مثل فلشبک هم نبود. بلکه بیشتر شبیه قدم گذاشتن توی یک اتاق تاریک بود که دیوارهاش رو نمیشناختم. جایی که، انسانیتم احضار شده و بازجویی میشد. گاهی حس میکنم که انگار از اون دو شبِ هولناکِ دیماه، توی همین اتاق گم شدهام. بعضی گوشههاش هیچ نوری نیست، و من حتی نمیدونم به کجا تعلق دارم. گوشه دیگهاش یه آینه شکسته است که توی هر تکهاش یک تکه از «من» پنهون شده. مدام از خودم میپرسم: «این دیگه چیه؟» سپس صدام توی اون تاریکی مثل پژواکِ یک قایقِ گمشده وسطِ مه، هزار بار میپیچه و برمیگرده به خودم. بیآنکه با خودش جوابی بیاره. هر سال، بهار که از راه میرسید من هم مثل درختها جوونه میزدم. میرفتم کوه. بوی خاکِ تازه بارون خورده رو نفس میکشیدم و با دیدن شکوفهها انگار دوباره متولد میشدم. با وجود اینکه امسال وسط جنگ و بمباران بودیم، اما رفتم. کوه بود، بارون بود، بوی خاک بود، شکوفهها نیز بودن. اما من نبودم. تنم رفته بود کوه ولی روحم هنوز توی اون اتاق تاریک دنبال خودش میگشت. همزمان یک «من» دیگه هم هست که بیرون این اتاق، مثل مرتاضهای هندی، چمباتمه زده. آروم نفس میکشه، نگاه میکنه، و در سکوتِ کامل همه چیز رو مشاهده میکنه. نه قضاوت داره، نه فرار میکنه، نه حتی سعی میکنه نجاتم بده. فقط هست. و من از حضورش میآموزم: «شیون مادران سرزمینم رو خوب در خاطرم حفظ کنم حتی اگر شبها ندونم صبحش چه شکلیه اجازه بدم اشکهام برای جوانان وطنم جاری بشه و خاموشیشون رو فریاد بکشم حتی اگر به سکوتهای اجباری محکوم بشم. و حتی وقتی همه چی بر علیه انسانیته، من همچنان «انسان» باقی بمونم.»
یه مرحلهای از بلوغ هست که دیگه برات مهم نیست مقصر بدبختیهای زندگیت کیه و چیه! و تو، مسئولیت ساختن زندگیت رو به عهده میگیری. 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
🍃 برای افزایش عزت به نفس ازم سوال پرسیدین: قبلاً 👈🏻 اینجا بهتون گفتم، قدیما فکر میکردن با انجام کارهای خاصی مثل تکرار جمله «من دوست داشتنی هستم» عزت نفس افزایش پیدا میکنه و از این طریق مشکلات روانشناختی حل میشن. اما امروزه پژوهشگران نوین بهمون نشون دادن که عزت نفس ما به میزان ارزش و احترامی وابسته است که نزدیکترین آدمهای زندگی بهمون قائل هستن. یعنی اگه مادر یا پدرت هر روز سرزنش یا مسخرهات کنن و تو روزی هزار بار هم بگی «من دوست داشتنی هستم» چندان تفاوتی نخواهد داشت. اما اگر فقط یکبار اونا بهت احترام بذارن و به تصمیمات یا احساساتت بها بدن، تو احساس ارزشمندی و عزت نفست بالاتر خواهد رفت. دانشمندان معاصر یه روش بسیار بسیار موثر پیدا کردن، و اون «مهربونی با خود» هست. اما مهربونی با خود اصول داره که من اون رو قبلا در همین کانال و در قالب یک چالش ۱۰ روزه با تمرینات روزانه به طور کاملا رایگان در اختیارتون قرار دادهام. میتونین از لینک زیر دانلودش کنین دانلود 👈🏻 «مهربونی با خود» 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
پرسید: چرا با هر کسی وارد رابطه میشم بهم بیتوجهی و بیمهری میکنه؟ نمیدونم که مشکل از منه یا آدما دیگه حوصله توجه و محبت کردن ندارن گفتم: مسئله صرفاً بیتوجهی افراد نیست. بلکه اینه که تو در اعماق وجودت خودت رو فردی دوست نداشتنی میدونی که لایق توجه نیست. برای همین ناخودآگاه جذب افرادی میشی که بهت بیتوجهی کنن تا باورت مورد تایید قرار بگیره 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
واقعیت اینه که قرار نیست ترسهای ما به پایان برسن. اگر تو هم منتظری که دیگه نترسی تا بتونی یه حرکتی بزنی، داری خودت رو گول میزنی. ما فقط یاد میگیریم که با وجود ترسها همچنان به سمت خواستههامون قدم برداریم. و این یعنی، شجاعت! 🦉 اووِل | Owel | @owel_ap
без подписи
مدتیه که به خاطر درگیریهای زیاد نتونستم براتون آموزشهای جدید تولید کنم. برخی از شما عزیزان حتی نگران حالم بودین و این خیلی برام ارزشمنده. قدردانتون هستم. میخوام از این هفته مجدد آموزشها رو شروع کنم. شما بهم بگین که در مورد چه موضوعی صحبت کنم؟
اگه معمولا منتظری که شرایطش بیاد، یا همه چی فرانم بشه تا کارها رو شروع کنی، یا فکر میکنی ارادهات ضعیفه و تنبلی و میخوای در هر شرایطی کارهات رو انجام بدی و به اتمام برسونی... این پادکست برای شماست 💙 یک روش علمی و ساده رو آموزش دادهام. 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
آدمها به دو دسته تقسیم میشن: ۱. کسانی که معمولا منتظرن که شرایطش بیاد ۲. کسانی که در هر شرایطی کارهاشون رو انجام میدن تو جزو کدوم دستهای؟
از مراسم خاکسپاری بهتون بگم که واقعا قیامت بود شاید نزدیک به هزار نفر آدم اومده بود.. به قدری زیاد که جا توی سالن نبود و افراد زیادی بیرون ایستاده بودن. و تقریبا همه اون آدمها یه ارتباط دلی خاصی با شخص متوفی (پسرخالهام) داشتن. برام سوال بود که دلیلش چی میتونه باشه؟ اینکه جوون فوت شد؟ یا تصادف کرد؟ یا؟ ادامه 👇🏻 من از زبان افراد مختلف اینا رو میشنیدم: • یکی میگفت: «بابک به نیازمندان کمک میکرد» • یکی میگفت: «بابک گل سرسبد مراسمهای فامیل بود» • یکی دیگه میگفت: «بابک رفیق روزهای سخت بود» از خودم میپرسیدم: هر انسانی فقط چند دهه فرصت زیستن پیدا میکنه. ارزشمندتر از این چی میتونه باشه که از فرصت کوتاهت طوری استفاده کنی که وقتی دیگه نیستی، مردم اینطوری در موردت صحبت کنن؟ مسئله حرف و نظر مردم نیست. بلکه میراثی است که ما از خودمون به جا میذاریم. این روزها که فشارهای زندگی زیاد شده • دیگه صبر و حوصله قبل رو نداریم • دیگه اعصابمون سریع به هم میریزه • کشش جر و بحث نداریم • توان تحمل سختیها کم شده • زود-زود پرخاش میکنیم • با کوچکترین تنشها دلخور میشیم • و... و همه اینها باعث میشن طوری رفتار کنیم که بعدا پشیمونی زیادی داشته باشه. اینجاست که مهم میشه: «تو انتخاب میکنی که چگونه انسانی باشی در این تاریکی روزگار؟» یکی از تمرینهایی که در کلاس ۱۳.۸ انجام میدیم تا تصویری شفاف از این مسئله داشته باشیم اینه: «فرض کن مردهای و مراسم خاکسپاری توست. یک تریبونی هست که افراد میرن پشتش و درباره تو صحبت میکنن» دوست داری در مورد تو چی بگن؟ یادمون باشه، در روزهای عادی همه میتونن خوش اخلاق باشن، صادق باشن، مهربون، همدل یا سخاوتمند باشن. اما آیا ما بلد هستیم که در روزهای سخت امروز، همچنان انسان بودن خودمون رو حفظ کنیم؟ 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
وسط کار بودم که یهو گوشیم زنگ خورد. داداشم بود. با همون لحن ۳ سال پیش که خبر تصادف و فوت مامان رو بهم داد! ناگهان دستام سست شدن تپش قلبم شدت گرفت نفسم بند اومد. بدنم داشت حرف میزد باهام: «نکنه باز همون درد قدیمی؟» به سختی بلیط پیدا کردم و خودم رو رسوندم فرودگاه. توی راه تمام نوجوونیهای مشترکمون اومد جلوی چشام. گفتم: «فقدان، فقط غم “اکنون” نیست. بلکه غم تمام لحظههاییست که با اون آدم بودی» میدونی چیه؟ ما خيلى وقتها فكر مى كنيم آدمهاى زندگیمون قراره هميشه باهامون باشن. در حالى كه زندگی بيشتر شبيه يه جاده پر پيج وخمه كه همه باهم توش راه مىريم، ولى قرار نيست همه تا آخر همراه هم بمونيم. پیچیدگیش هم همينه كه دقيق نمیدونيم كدوم همسفر، كجا از ما جدا میشه. براى همينه كه خيلى وقتها بايد حواسمون به رفتارمون با نزديكانمون باشه. اگه فردا بدونى كسى كه باهاش بدرفتارى كردى، دیگه نيست، چه احساسى نسبت به رفتارت خواهى داشت؟ مثلا، يكى از حسرت هاى زندگیم اينه كه كاش اون روز كه براى آخرين بار از مادرم جدا شدم، محكمتر بغلش مى كردم و چشمهاى اشک آلودش رو مىبوسيدم. اما من بهش گفتم: «غصه نخور مامان، بازم ميام ديدنت» امروز كه خبر تصادف وفوت پسرخالهام رو شنيدم، برام دوباره يادآورى شد: تو يك ميهمانى توى اين دنيا. سعى كن مهمون خوبى باشی! 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
آدمهای رشدیافته طبق ارزشها و احساسات واقعی خودشون زندگی میکنن، نه طوری که دیگران انتظار دارن. یک انسان اصیل و رشدیافته به خودش آگاهه، با خودش و دیگران رک و صادق هست. نقاب نمیزنه، نقش بازی نمیکنه. انتقادها رو میشنوه، گارد نمیگیره، از زندگی دیگران الهام میگیره، ولی از اونا تقلید نمیکنه. مسیر زندگیش رو خودش انتخاب میکنه، مسئولیت انتخابهاش رو میپذیره، و اگر اشتباه کرد، ازشون یاد میگیره. 🦉 اووِل | Owel @owel_ap
امروز یکی از مراجعینم گفت: من خیلی نگران نظر دیگرانم. همش با خودم میگم: - نکنه فکر کرد من آدم بیعرضهایم ـ نکنه برداشتش بد شد - نکنه بگه من خودبرتربین هستم! - نکنه از حرفم دلخور شد؟ بعدش یه مکالمه ۳۰ ثانیهای تبدیل میشه به یه عذاب چند ساعته توی ذهنم. شما…