- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گر شود عالم نگارستان، نگار من یکیست
تو رد شدی و عطرت وزید بر مزارم نفس کشید سینه منی که جان نداشتم...
دری نمانده بود که به رویم نبندی اما من هنوز دلم همانجا بود پشت همان در،پشت همان سکو،پشت تو من نرفتم ، فقط ایستادم و تماشا کردم چطور تمام راه های رسیدن ب تو یکی یکی بسته شد
اگر شبی بر مزارم رسیدی و بادی وزید بدان سلام من بود که گونه ات را نوازش کرد من رفته ام اما میان خاطرات «هنوز قدم میزنم»
چقدر احمق به نظر میرسیدم وقتی اون میتونست تموم روز رو بدون صحبت کردن با من بگذرونه، در حالی که من هر دو دقیقه یک بار تلفنم رو چک میکردم تا ببینم به من پیام داده یا نه.
کم مباد آمد و رفت از سر کوی تو ولی رفتنی هوش من و آمدنی بوی تو باد #طالب_آملی @shernush
گاه گاهی که دلم میگیرد به خودم میگویم: در دیاری که پر از دیوار است به کجا باید رفت؟ به که باید پیوست؟ به که باید دل بست؟ حس تنهایی درونم میگوید: بشکن دیوار تنهایی که در درونت داری چه سوالی داری؟تو خدارو داری وخدا.... اول و آخر با توست
خیلی وقته دلیل زیاد کار کردنم،پول نیست! فقط میخوام اونقدر له بشم که فرصت نکنم بافکرام تنها بمونم :)
محبت کردن به بعضیا مثه بزرگ کردن مار تو استینه ، همون قدر سمی و کشنده
اون کسی که انتظارشو نداری یه حرفی میزنه که نابودت میکنه
هیچوقت نتونستم اضافه بودن رو هضم کنم...
ای مرد... کمی آرامتر بجنگ؛ مگر نمیبینی؟ هیچکس خستگیه شانههایت را نمیبیند...
اجرای زنده و دلی ترانه خاطره انگیز پرنده
چه غریبانه تماشا کردم رفتنت را و کاری از دستم بر نیامد....🕊️
اگر روزی بمیرم از تهی دستی در این دنیا شرافت را نمیبخشم به کوهی از طلا حتی که ذره ذره جمع ابرو کردم ولی هرگز نخوردم نان هرکس را نگشتم راهی هرجا
دستم برای مراقبت از تو کوتاهه برای پرسیدن حالت هم خیلی غریبه ام مراقب خودت باش :(
گر ستم خوبست آری برشماهم میرسد هر چه میخواهی بدی کن وقت ماهم میرسد از همان دستی که دادی بی گمان خواهی گرفت ترکه هایت را بزن چوب خدا هم میرسد
без подписи
@mrvr_314
@mrvr_314