tgindex
پرکِ لیمو

پرکِ لیمو

Статистика
@parakelimooарабский

-یه خونه با عطر لیمو برای بلند فکر کردن و نوشیدن پیوسته‌ی خاطرات. ؛ . . جهت ارتباط: [ @limoona_bot ]

Последний пост
29 июн. 2025 г.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
арабский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
151
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
740
22 постов
Вовлечённость
490,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • (سعی کردم که دلم را بخری، سود نداشت بخت با ظرف ترک‌خورده‌ی من یار نشد...)

  • «و نگو شیرین‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین‌تر...»

  • 9 июн. 2025 г.7454из marjouat

    [گردش خون در رگ‌های زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین‌تر است..]

  • «و چگونه از جان نگذرد آن‌کس که می‌داند جان بهای دیدار است؟»

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • •رسول یونان

  • «‌دلم برای تو تنگ شده است، اما نمی‌‌دانم چه‌ کار کنم. مثل پرنده‌‌ای لالم که می‌خواهد آواز بخواند و نمی‌تواند!»

  • (یاد من و دربه‌دری‌های دلم باشید پروانه‌ای دیدید اگر تا صبح بیدار است..)

  • 21 мая 2025 г.7153из katoombash

    انگار شب شده جانم؛ این را از اوضاع و احوال خودم می‌فهمم. #شب مکتوم🍃

  • اگر واقعا اشتباه آمده باشم، چگونه برگردم مسیری را که سال‌ها دلم را تکه تکه در آن جا گذاشتم؟ حالا چگونه تمام دارایی‌ام را لگدمال کنم؟

  • قبلا فکر می‌کردم چقدر ثانیه‌هایم برکت دارد، قبل‌ترها همه چیز با برکت‌تر بود؛ حتی زمان. حالا انگار آب ریخته‌اند تووی لحظات زندگی‌ام، به اندازه‌ای که باید باشند هم نیستند چه برسد به برکت داشتن و بیشتر شدن؛ چشمم ترسیده از این بی‌برکتی... با این عذاب چه کنم یا أَمَانَ الْخَائِفِینَ؟

  • (از خون خود حنا به کف پا گذاشتم چون من مباد خون کسی پایمال خویش...)

  • 12 мая 2025 г.594из BChatPlusBot

    توصیف حالت این روزها؟‌ ‌ ‌‌‌ ‌

  • ... متن‌های قدیمی‌ام را که می‌خوانم فکر می‌کنم در کمتر از پنج سال چقدر صیقل خورده‌ام. بدون اغراق می‌گویم که از ابتدای این پنج سالِ تقویمی، حداقل ده سالِ تجربی گذشته. این‌که بعدا زمان چگونه خواهد گذشت را نمی‌دانم، اما به حسب تجربه‌ی ابتدای راهم، احتمالا خیلی بیشتر از‌ این‌ها صیقل می‌خوریم. صیقل پیدا نکنیم، می‌ایستیم و خدا کند که این ماندن، ما را تبدیل به مرداب نکند. دوباره زنده کردن مرداب، جریان بیرونی می‌خواهد و دیگر معلوم نیست کجا و کِی خدا ما را در جریان بگذارد. رود، حرکت کردن و حرکت نکردنش هردو رنج دارد. اما رودی که حرکت نکند دیگر رود نیست، تبدیل می‌شود به مرداب؛ خاصیت رود بودن، تحمل رنجِ حرکت است، باید حرکت کند که باشد؛ شبیه باد، شبیه برق، شبیه انسان...

  • 1 мая 2025 г.6441из masareoloshagh

    سؤالی که هست اینه که چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی؟

  • ما اسیریم و فقیریم و یتیم، ای مهتاب دختر حضرت موسی دل ما را دریاب! -

  • - وصف او را نتوان گفت به صد منظومه گفته معصوم به او «فاطمه‌ی معصومه»

  • می‌گفت: «همه رو می‌بخشم می‌گم حتما منم کسیو ناراحت کردم همه آدمیم و ممکنه خطا کنیم» ؛ و همین چند جمله برای من، حکم چند جلسه‌ی اخلاق را داشت.

  • مرا که مست توام، این خمار خواهد کشت.

پرکِ لیمو — tgindex