tgindex
🪽🪽پرِیاس🪽🪽

🪽🪽پرِیاس🪽🪽

Статистика
@pareyastheaterарабский

دختر نمایش و سینما

Последний пост
21 мая
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
арабский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
87
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
139
21 постов
Вовлечённость
159,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • و آغاز چهل و سه سالگی ، باشد که روزگار آزادی و صلح را ببینیم

  • چهلم که می‌رسد، می‌گویند روح از آستانه‌ی خاک عبور می‌کند… اما بعضی نام‌ها عبور نمی‌کنند، در رگ‌های شهر می‌مانند، در صدای باد، در حافظه‌ی دیوارها. چهلمِ شما پایان نبود، آغازِ ماندگاری بود.

  • در اسطوره‌ها نوشته‌اند: روح، چهل روز راه می‌رود تا از جهانِ ما دل بکند… اما شما دل از جهان نکَندید، جهان از شما پُر شد. چهلم‌تان، چهل چراغ شد در تاریکی این سرزمین.

  • این آهنگ و اون متن رو ۱۵ دی پنج سال پیش نوشتم و اون موقع نمیدونستم اون متن به شکل عجیبی در واقعیت برای پدر و مادرهای بیشماری اتفاق میفته

  • مدتهاست اینجا ننوشتم، اتفاقات زیادی افتاده ، این چهل روز هم که انقدر عجیب گذشت که از سخت بودن خودم متحیر بودم که نکنه سنگ شدم اما امروز که با یه چیز کوچک بغضم شکست و گریه ِکردم فهمیدم بدنم توی حالت انقباض و مبارزه وشاید انکار گیر کرده بود

  • به شکل عجیب و دردناکی ، دنیا داره آدمهای اطرافم رو بهم میشناسونه و من متحیر تر و ناامید تر میشم از آدمها ، دوست‌ها ، خانواده...

  • 8 окт. 2025 г.1861из DarmangarDanial

    ترس از ترک شدن، گاهی خودش رو در لباس «مهربونی بیش از حد»، نشون می‌ده.

  • 6 окт. 2025 г.185из personnaaaaa

    ‏«چیزی نیست»، عبارتی‌ست که آن را می‌گوییم وقتی که درون‌مان لبریز از همه چیز است. -محمود درویش

  • 30 сент. 2025 г.1711из GHOSSTEEN

    هیچ‌کس به «خوب نیستم‌»هاش اهمیت نداد و حالا تبدیل شده به آدمی که همیشه می‌گه «خوبم».

  • برای یه پروژه سینمای خانگی حرفه ای با کست عالی با نقش عالی تست دادم و قبول شدم و بعد آقای بازیگر تشریف آوردند و فرمودند این خانم از من بلندتره و کارگردان هم راحت گفت نه ببخشید .. خب آخه مگه نمیدونستید قد من بلنده؟ مگه فد آقای بازیگر تون رو نمیدونستید ؟ ما مضحکه ی شماییم؟؟؟ چون رابژه و چهره ی عملی نداریم یعنی ، اینهمه سال جون کندن و تمرین و دویدن هیچ ؟؟؟؟؟؟

  • یکی از دو چیزی که خوشحالم میکرد و فعلا به خاطر دستم ازش دورم

  • از فیلم و سریال های ترکی بیزارم سریال این موسیقی رو هم ندیدم اما این موسیقی سالهاست که می‌تونه منو به مرز جنون برسونه

  • без подписи

  • هزاران چیز برای نوشتن هست و هیچ چیز نیست ، طی درگیری آخر ، فکم ترک خورد و دو هفته است دارم خون قورت میدم ، دستم آسیب دید و ورزشم تعطیل شد ، دو هفته است در سکوتم مگر مواقع خیلی ضروری ، فقط سر تمرینها حرف میزنم ، این وسط جشنواره داشتیم جایزه گرفتم اما انگار نه انگار ، پرتو درمانی به خاطر استرس زیاد و عدم آرامشم جواب نمیده . میون تاریکی دست و پا میزنم تا شاید دستم صخره نجاتی پیدا کنه اما می‌دونم روزهای سخت تری در راهه. نجات دهنده خود نیاز به نجات دهنده دارد .

  • دارم تموم میشم ، هیچ چیزی حالمو خوب نمیکنه حتی تئاتر که همه ی زندگیمه ، دارم خفه میشم توی این خونه اما جایی ندارم برم ، دارم جون میکنم کار کنم اما نا ندارم از جام بلند شم ، ای کاش میشد چشمامو ببندم دیگه باز نشه، خیلی خسته ام ، دو سال و سه ماهه دارم می‌جنگم ، الان دیگه تموم شدم .

  • اصلا نمی‌دونستم ید درمانی نیاز به بستری شدن داره و رادیو اکتیویته اش خطرناکه برای بیمار قلبی ، الان من چهار روز در ماه بگم کدوم گوری میرم ؟ باید گزینه ی بدتر رو انتخاب کنم گویا

  • و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته‌ام چایت را بنوش و به‌یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...

  • 31 июл. 2025 г.17922из personnaaaaa

    ذوق آدما هرجایی خودشو نشون نمیده.. هرکسی نمیاد به شما ذوقش نسبت به چیزای معمولی رو نشون بده. ذوق آدما لحظه ای بروز داده میشه که جای امنی باشن؛ پیش آدم امن؛ جایی که میتونن پیش خودشون بگن که من میتونم واقعی ترین حسامو نشون بدم. ذوقه آدما فقط جایی بروز داده میشه که علاقه ای آدمی حسی امنیتی وجود داشته باشه. از من میشنوید از کسی که تو زندگیتون سر بزرگترین چیز ؛یا کوچیکترینش ذوقتونو کور میکنه فاصله بگیرید.. دنیا اونقد ارزش نداره که شما کنار کسی بگذرونیدش که از کودکِ درونه شما نمیتونه مراقب کنه

  • دیشب بعد از جنجال دوباره‌ای که عروس خانم به پا کرده بودند من برای سردرد یه استامینوفن کدئین خوردم و امروز برای آزمایش عدم اعتیاد باید می‌رفتم که کارای استخدامم زودتر انجام شه، و گس وات ؟ به خاطر اون استامینوفن کدئین آزمایشم مثبت شد . چشام گرد شده بود وقتی پرسید چیزی مصرف می‌کنی ؟از حس تحقیر داشت گریه ام می‌گرفت گفتم نه، گفت دیشب مسکن خوردی؟ گفتم یه کدئین ، با اکراه گفت خب پس احتمالا همونه ولی باید آزمایش جداسازی انجام بدیم و یه مبلغ دیگه گرفت ، واقعا گریه ام گرفته بود ، یعنی خدا لعنت کنه آدمهایی که حتی نبودنشون هم توی زندگیت دردسر میسازه . بعد آخه از کجا باید میدونستم استامینوفن کدئین جزو مخدر است . مغزم از اتفاق و آفتاب پکیده

  • وقتی از بیرون بحث بین عروس و خواهر شوهر پیش میاد بدون اینکه فکر بشه میگن خواهر شوهر مقصره ، من یه خواهر شوهرم که عروسمون عقد کرده است ده سال از من کوچکتره با اختلاف من و برادرم چنان رفتار تحقیر آمیزی با من داره (درصورتی که اصلا اختلاف ما به اون ربطی ندارد) که هر بار میاد خونه من از خونه میزنم بیرون که دهنم رو بسته نگه دارم تو این دو سال چند بار باعث درگیری بین پدر و برادرم شده چون به دروغ از دهان پدر من حرف برده یکبار با من این کارو کرد برادرم اومد و مستقیم زد تو گوشم همون موقع من باهاش حرف نزدم پدرم گفت تو بزرگترین کوتاه بیا کوتاه اومدم ، تمام کارای مراسمشون رو دوش من بود پارسال قرار بود عروسی بگیرن که بینشون اختلاف افتاد هنوز عروسی نگرفتن و ایشون مدام اینجاست ، امروز اومد از سر کار اومد تو اتاقم بودم داشتم آماده می‌شدم میرفتم بیرون گفتم سرمو زیر نندازم عین گاو برم ، بلند گفتم سلام فلانی ، جواب نداد روش کرد اونور ، داشتم منفجر میشدم ، آخه نفهم تو یه عمر قراره توی این خونه زندگی کنی ، فکر می‌کنی نمی‌تونم یه کاری بکنم زندگیت سیاه شه ، فکر می‌کنی نمی‌تونم موش بدوونم تو زندگیت ؟فکر می‌کنی نمی‌تونم کاری کنم که مامانم بشه از اون مادر شوهری هاپارتی ؟ آخه بدبخت تو دیدی شوهرت یه کاری کرد که من ده روز بیمارستان بستری بودم ، بعد از اون با من حرف نمیزنی؟ من شعور دارم که هنوز دارم به تو احترام می‌ذارم . اگر نه لایق هیچی نیستی ، من که می‌دونم منتظری بابام سرشو بذاره زمین ، از ارثی که به شوهرت میرسه استفاده کنی و بعدش طلاق . من که می‌دونم چی توی ذهنته و برادر نفهم من نمی‌فهمه . اگر جادویی وجود داشته باشه ایمان دارم که تو یه نفر خانواده منو کور کردی . حالا اگر قراره من خواهر شوهر باشم از این به بعد میشم.