𝑫𝒂𝒔𝒉𝒕𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒉𝒂
Статистикаبرگرد، واست از دردام بگم از گریه ابرا بگم از این من تنها بگم🦋 @b1uecore ارتباط با من: https://t.me/BluChtBot?start=60afaa04bedda9898544
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 16
- 1/48двое суток
- 18
- 1/72трое суток
- 19
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ولی هیچکس چشماش و صداش و صورتش و رفتارش و بدنش مثل تو قشنگ نیست، هیچکس مثل تو نمیتونه انقد قشنگ بخنده، هیچکس به اندازه ی تو برام دوست داشتنی نیست، هیچکس غیر تو بغلش برای من امن نیست، هیچکس جز تورو نمیخوام برای خوشبختی؛ چون تو کاری میکنی که حتی قلبمم لبخند میزنه.
ذهنم قصد کشتنم را دارد، میدانم.
اینکه دوستم داری، اوضاع را بهتر کرده مثل یک سنگر امن، وسط میدان جنگ.
به روی خودم نميارم ولى يک گوشه از قلبم؛ براى تموم جيزايى كه حقم نبود ولى تجربه شون كردم درد ميكنه.
بعضی روزام هیچ اتفاقی نیوفتاده، ولی دلت میخواد غمگین باشی، دلت میخواد کمتر حرف بزنی، بیشتر خیره بشی، کمتر بیرون بری، بیشتر تنهایی وقت بگذرونی، تا خود صبح رو یه موسیقی غمگین قفلی بزنی و ریز ریز اشک بریزی، بعضی روزا انگار آدم وظیفه خودش میدونه تموم غم دنیا رو به دوش بکشه.
و آیا چیزی از ما باقی مانده که مرگ با خود ببرد؟ -چارلز بوکوفسکی.
درحال حاضر، نجات دهنده پاییزه، بارونه، هوای سرده.
همه يروزى ميان و ميرن اما با احترام شما حق ندارى هيچوقت از پیش من برى.
از هیچ کس انتظار نداشته باش اما اونایی که برای خوب کردن و خوشحال کردنت هرکاری میکنن بدون اینکه ازشون بخوای فراموش نکن از بقیه هم کم کم دور شو هرکسی میتونه تو روزای شاد کنارت باشه اما تو غم نه اما اون آدمایی که موندن و برات تلاش کردن یه جوری بالا سرت نگه دار که ارزششون کم نشه من حواسم هست خوب میبینم دورمو و یادم میمونه بعدا باید چیکار کنم.
گربه ها وقتی میفهمن اخر عمرشونع خودشون رو از صاحبشون قایم میکنن
ناگهان میل شدیدی به خزیدن توی تختخواب، پنهان شدن از همهکس و همهچیز، و تا ابد خوابیدن، بر من غلبه کرد.
ازم پرسید: چی باعث میشه یک نفر نویسنده بشه؟ گفتم: خیلی ساده ست. یا حرفاتو روی کاغذ مینویسی، یا خودتو از پل پرت میکنی پایین.
بدم میاد وقتی خواب هم دیگه درستش نمیکنه.
بهترین تعریف از خانواده که دیالوگ تامی شلبی بود: "به سلامتی خانواده که گاهی پناهی در برابر طوفانه و گاهی خود طوفان."
من خیلی تنها بودم، برای این حجم از رنج دیدن و دویدن و به دوش کشیدن، خیلی تنها بودم.
درخواست کردن خیلی بد فازم میکنه، یا خودت انجامش بده یا من هیچوقت ازت نمیخوام.
تنها پلنم برای تابستون اینه که صبر کنم تا پاییز بشه.
از ادمای دو رو دوری کنید.
نه چیزی نیست خودم یه کاریش میکنم. (گریه میکنم.)
«اگر میدانستید بعضی آدمها چه مسیر سخت و طولانیای را پشت سر گذاشتهاند تا دوباره به آرامش و شادی برسند، میفهمیدید چرا اینقدر مراقباند که هیچ انرژی منفیای وارد زندگیشان نشود. آن وقت درک میکردید چرا در انتخاب کسانی که به زندگیشان راه میدهند، اینقدر گزیده و محتاط هستند. آدمی که برای آرامش خود بهای سنگینی پرداخته، آن را به سادگی در اختیار هر کسی نمیگذارد و اجازه نمیدهد چیزی آن را از او بگیرد.»