tgindex
کتابکده

کتابکده

Статистика
@pdf_bookparsiКнигиперсидский

از بس کتاب در گرو باده کرده‌ایم امروز خشت میکده‌ها از کتاب ماست

Последний пост
1 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
247
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
260
23 постов
Вовлечённость
105,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
55
1/48двое суток
63
1/72трое суток
67

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • . مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال درِ سرای نشاید بر آشنایان بست #سعدی @pdf_bookparsi

  • به چشم خویش دیدم در گذرگاه که زد بر جانِ موری مرغکی راه هنوز از صید منقارش نپرداخت که مرغی دیگر آمد کار او ساخت چو بد کردی مباش ایمن ز آفات که واجب شد طبیعت را مکافات سپهر آیینه عدل‌ست و شاید که هرچ آن از تو بیند وا نماید منادی شد جهان را هر که بد کرد نه با جان کسی با جانِ خود کرد مگر نشنیدی از فراش این راه که هر کو چاه کند افتاد در چاه سرای آفرینش سرسری نیست زمین و آسمان بی‌داوری نیست نظامی گنجوی @pdf_bookparsi

  • تقدیم با دل و جان

  • سهراب سپهری

  • 10 июн.19712из saadieshiraz

    من که از پژمردن يک شاخه گل از نگاه ساکت يک کودک بيمار از فغان يک قناری در قفس از غم يک مرد در زنجير حتی قاتلی بر دار! اشک در چشمان و بغضم در گلوست واندرين ايام زهرم در پياله زهر مارم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم صحبت از پژمردنِ یک برگ نیست وای جنگل را بیابان می‌کنند! دست خون‌آلود را در پیشِ چشم خلق پنهان می‌کنند! هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا آنچه این نامردمان با جانِ انسان می‌کنند ✍ #فریدون_مشیری 🎙 #محمدرضا_کاکائی ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ خورشیدی

  • ‌ ای چنگ فروبرده به خونِ دلِ حافظ فکرت مگر از غیرتِ قرآن و خدا نیست ‌ #حافظ_جانان @pdf_bookparsi

  • پدری ‏که دنبال پسر‌ گمشده‌اش می‌گشت، ‏آن روز فهمید که دنیا ‏چقدر بزرگ بوده است.» ‏#ایلهان_برک @pdf_bookparsi

  • علوفه حیوانات کم و کم‌تر می‌شد. همه به جان هم افتاده بودند. حالا دیگر ادایِ احترام به یاد بودِ موسس مزرعه نه به خاطر احترام و اعتقاد که فقط از سر اجبار و ترس بود. گوسفندان بیشتری به کشتارگاه برده می‌شدند و صاحب مزرعه مدام از دسیسه‌‌های دشمنی خونخوار به نام "گرگ" به عنوان سرمنشاء تمامی مشکلات سخن می‌گفت! #جورج_اورول @pdf_bookparsi

  • ـــــــــــــــــــــــ اسمِ اعظمِ الاهی «نان» است. حکایت: سایلی پرسید از آن شوریده‌حال گفت «اگر نامِ مِهینِ ذوالجلال، می‌شناسی بازگوی ای مردِ نیک» گفت: «نان است، این بِنَتوان گفت لیک» مرد گفتش «احمقی و بی‌قرار کِی بوَد نامِ مِهین نان، شرم دار!» گفت «در قحطِ نِشابور، ای عجب می‌گذشتم، گرْسِنِه، چل روز و شب نه شنودم هیچ‌جا بانگِ  نماز نه دری بر هیچ مسجد بود باز من بدانستم که نان نامِ مهینْست نقطهٔ جمعیّت و بنیادِ دینْست عطّار، مصیبت‌نامه، به مقدمه، تصحیح و تعلیقات دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ابیات ۵۱۹۴–۵۱۸ پی‌نوشت: نامِ مِهین: اسم اعظم الاهی که عقیده داشتند هرکس بر او وقوف داشته باشد، هر مقصود او برآورده می‌شود. بِنَتوان گفت: نمی‌توان گفت نامِ مِهینْست: نام مِهین است. بیناد دینْست: بنیاد دین است. قحطِ نِشابور: از اوایل قرن پنجم تا اواسط قرن ششم قحط‌ سال‌های متعدد در نیشابور گزارش شده است که معلوم نیست عطار به کدام یک اشارت دارد.

  • در تاریخ، ننگ این دوره را به آبِ زمزم و کوثر هم نمی‌شود شست. • حاجی آقا؛ #صادق_هدایت @pdf_bookparsi

  • #مادر چیست؟ تنها کسی ست وقتی وارد خانه می‌شوی بی آنکه با او کاری داشته باشید بی دلیل سراغش را می‌گیری❤️ سلامتی تمام مادران سرزمینم. @pdf_bookparsi

  • عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست هر که با شاهد گل‌روی به خلوت بنشست نتواند ز سر راه ملامت برخاست که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق که نه اندر عقبش گَرد ندامت برخاست عشق غالب شد و از گوشه‌نشینان صلاح نام مستوری و ناموس کرامت برخاست در گلستانی کآن گلبن خندان بنشست سرو آزاد به یک پای غرامت برخاست گل صدبرگ ندانم به چه رونق بشکفت یا صنوبر به کدامین قد و قامت برخاست دی زمانی به تکلف بر سعدی بنشست فتنه بنشست چو برخاست قیامت برخاست #سعدی @pdf_bookparsi

  • «تو کیستی» خواننده: همایون شجريان آهنگ: محمدجواد ضرابيان شعر: فریدون مشیری آلبوم: «با ستاره‌ها» تو کیستی که من این‌گونه بی‌تو بی‌تابم شب از هجوم خیالت نمی‌برد خوابم تو کیستی که من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته روی گردابم من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه تو دوردست امیدی و پای من خسته است چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه چه آرزوی محالی‌است زیستن با تو مرا همین بگذارند یک سخن با تو @pdf_bookparsi

  • ده آدمی بر سفره‌ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند. حریص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سیر. حکما گفته‌اند: توانگری به قناعت، به از توانگری به بضاعت. رودهٔ تنگ به یک نان ِ تهی پر گردد نعمت ِ روی زمین پر نکند دیدهٔ تنگ #سعدی @pdf_bookparsi

  • هر انسانی داستانی دارد؛ که اگر بشنوی، دیگر نمی‌توانی از او متنفر باشی. ✍️ آروین د.‌ یالوم @pdf_bookparsi

  • نسخه فارسی و بدون سانسور کتاب "پاسخ  به تاریخ" نوشته محمدرضا شاه پهلوی @pdf_bookparsi

  • #شاهنامه کامل فردوسی 👆👆👆 نسخه جلالی خالقی @pdf_bookparsi

  • 1 авг. 2025 г.4245из Negar P

    без подписи

  • 1 авг. 2025 г.4075из Negar P

    без подписи

  • 1 авг. 2025 г.3685из Negar P

    без подписи