tgindex
فیزیک و فلسفه - physicsphilosophy

فیزیک و فلسفه - physicsphilosophy

Статистика
@physicsphilosophyперсидский

ارتباط با ادمین: @Hich_85

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
190
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
87
26 постов
Вовлечённость
45,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کولر گازی چگونه اختراع شد؟ @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • без подписи

  • ۸۱ سال پیش در چنین روزی ساعت ۸:۱۵ صبح بمب اتمی معروف به پسر کوچک توسط بمب افکنی آمریکا روی شهر هیروشیما ژاپن رها شد. آمریکا دوبار حمله اتمی کرد بار بعدی سه روز بعد یعنی ۹ اوت رخ داد ژاپن بعد از حمله اتمی آمریکا بالاخره تسلیم شد و جنگ جهانی به پایان رسید تعداد کشته شده ها بعد از حمله بمب اتم ۱۵۰٬۰۰۰ تا ۲۴۶٬۰۰۰ نفر اعلام شده تو ویدیو بالا میتونید بازسازی انفجار اتمی رو تماشا کنید @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • 📝📝۵۰ جمله کلیدی از کتاب نفیس «جامعه باز و دشمنان آن» ✍ نویسنده کارل پوپر : ⚛ @jomhuriyat ♈️۱- جامعهٔ باز جامعه‌ای است که در آن هیچ اندیشه‌ای مقدس و مصون از نقد نیست ۲- دشمن اصلی آزادی، این باور است که تاریخ قانون قطعی و اجتناب‌ناپذیر دارد ۳- تاریخ‌باوری می‌کوشد آیندهٔ بشر را همچون سرنوشت محتوم تفسیر کند ۴- هرگاه کسی مدعی دانستن «معنای نهایی تاریخ» شود، راه استبداد هموار می‌شود ۵- افلاطون نخستین نظریه‌پرداز بزرگ جامعهٔ بسته است ♈️۶- آرمان‌شهر افلاطونی به قیمت حذف آزادی فردی ساخته می‌شود ۷- فدا کردن انسان‌های واقعی به نام انسانِ ایده‌آل، خطرناک‌ترین خطای سیاسی است ۸- عدالت اگر با آزادی همراه نباشد، به ابزار سرکوب بدل می‌شود ۹- جامعهٔ بسته از تغییر می‌ترسد و آن را انحراف می‌نامد ۱۰- جامعهٔ باز تغییر را می‌پذیرد و از آن می‌آموزد ♈️۱۱- دشمنان جامعهٔ باز معمولاً نیت خیر دارند اما پیامدهای فاجعه‌بار می‌آفرینند ۱۲- هیچ‌کس مالک حقیقت نهایی نیست ۱۳- خطاپذیری انسان، بنیان عقلانیت سیاسی است ۱۴- سیاست عقلانی یعنی کاستن از رنج، نه تحقق بهشت زمینی ۱۵- وعدهٔ نجات نهایی، اغلب پوششی برای خشونت است ♈️۱۶- هگل تاریخ را تقدیس کرد و دولت را تجسم عقل دانست ۱۷- تقدیس دولت، آزادی فرد را قربانی می‌کند ۱۸- مارکس تاریخ را علمی پنداشت اما آن را به جبر اقتصادی فروکاست ۱۹- پیش‌بینی قطعی مسیر تاریخ ناممکن است ۲۰- آیندهٔ اجتماعی حاصل کنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر انسان‌هاست ♈️۲۱- اصلاح تدریجی بر انقلاب تمام‌عیار برتری دارد ۲۲- مهندسی اجتماعی کلان، خطرناک و غیرانسانی است ۲۳- مهندسی اجتماعی خُرد به‌جای وعده‌های بزرگ، بر حل مسائل واقعی تمرکز دارد ۲۴- خشونت سیاسی معمولاً با زبان اخلاق توجیه می‌شود ۲۵- آزادی بدون مسئولیت به هرج‌ومرج می‌انجامد ♈️۲۶- مسئولیت بدون آزادی به اطاعت کور تبدیل می‌شود ۲۷- نقد آزاد، قلب تپندهٔ جامعهٔ باز است ۲۸- سانسور نشانهٔ ترس از حقیقت است ۲۹- هیچ نظریه‌ای فراتر از آزمون و خطا نیست ۳۰- قدرت اگر مهار نشود، میل به خودکامگی دارد ♈️۳۱- دموکراسی نه به‌خاطر حکومت اکثریت، بلکه به‌خاطر امکان عزل حاکمان مهم است ۳۲- سؤال اصلی سیاست این نیست که چه کسی حکومت کند، بلکه چگونه کنترل شود ۳۳- رهبران خطاناپذیر، خطرناک‌ترین رهبران‌اند ۳۴- بت‌سازی از رهبران، جامعه را نابینا می‌کند ۳۵- جامعهٔ باز به شهروندان بالغ نیاز دارد، نه پیروان مطیع ♈️۳۶- اخلاق سیاسی یعنی جلوگیری از بدترین‌ها، نه تحقق بهترین‌ها ۳۷- آزادی اندیشه بدون تحمل اندیشهٔ مخالف ممکن نیست ۳۸- دشمنان جامعهٔ باز، از قطعیت تغذیه می‌کنند ۳۹- تردید عقلانی نشانهٔ ضعف نیست، نشانهٔ بلوغ است ۴۰- هیچ آرمانی ارزش نابودی انسان‌ها را ندارد ♈️۴۱- تاریخ صحنهٔ انتخاب‌های انسانی است، نه اجرای نقشه‌ای از پیش‌نوشته ۴۲- انسان‌ها تاریخ را می‌سازند، اما هرگز آن را کنترل کامل نمی‌کنند ۴۳- توجیه شر به نام خیر نهایی، دروازهٔ توتالیتاریسم است ۴۴- جامعهٔ باز همواره ناتمام و در حال اصلاح است ۴۵- حقیقت از دل گفت‌وگوی آزاد زاده می‌شود ♈️۴۶- عقلانیت یعنی آمادگی برای تصحیح خود ۴۷- بزرگ‌ترین خطر، ایمان کور به نظریه‌های نجات‌بخش است ۴۸- آزادی بدون نقد می‌میرد ۴۹- نقد بدون آزادی خفه می‌شود ۵۰- جامعهٔ باز، شجاعت زیستن بدون قطعیت را می‌طلبد @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • علوفه حیوانات کم و کم‌تر می‌شد. همه به جان هم افتاده بودند. حالا دیگر ادایِ احترام به یاد بودِ موسس مزرعه نه به خاطر احترام و اعتقاد که فقط از سر اجبار و ترس بود. گوسفندان بیشتری به کشتارگاه برده می‌شدند و صاحب مزرعه مدام از دسیسه‌‌های دشمنی خونخوار به نام «گرگ» به عنوان سرمنشاء تمامی مشکلات سخن می‌گفت! #جورج_اورول @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • گفتم غم تو دارم خواننده: #سام_حقیقت شعر: #حافظ گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآید گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموز گفتا ز خوب‌رویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم گفتا که شب‌رو است او ، از راهِ دیگر آید گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید گفتم که نوشِ لَعلَت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کاو بنده‌پرور آید گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد؟ گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟ گفتا خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • فردوسی شاعر قدرت یا خرد؟ این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده می‌شود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است. در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملت‌ها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستم‌شان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید. اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش می‌خواهیم یا برای خردش؟ ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد می‌آوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمی‌کند بلکه با خرد شروع می‌کند: «به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد» یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی می‌گوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم؛ "توانا بود هر که دانا بود" این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحث‌هایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی می‌آید. اما چرا امروز بیشتر رستم را می‌بینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظه‌های بحران، ما بیشتر دنبال قدرت می‌گردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد. اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد.‌ بزرگ‌ترین شکست‌ها همیشه از کمبود قدرت نمی‌آیند بلکه از کمبود خرد می‌آیند! رستم را ببینید. بزرگ‌ترین پهلوان ایران است. هیچ‌کس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگ‌ترین تراژدی زندگی‌اش زمانی رخ می‌دهد که حقیقت را نمی‌بیند و سهراب، فرزند خودش، را می‌کشد! فردوسی اینجا یک حرف بزرگ می‌زند: ممکن است آن‌قدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیک‌ترین آدم زندگی‌ات را با همان قدرت نابود کنی! کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیم‌های غلط است. اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفت‌وگو و خرد را می‌گیرد، پایانش تراژیک می‌شود. انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر می‌شود! جهان در قرن بیستم آرام‌آرام از دوره‌ای که ایدئولوژی‌ها حرف اول را می‌زدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظام‌هایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایسته‌سالاری تکیه کنند. چون قدرت در جهان امروز فقط تعداد موشک و وسعت خاک نیست. قدرت یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدم‌های متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظه‌های حساس! فردوسی اگر بود امروز از ما می‌پرسید؛ قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیده‌ایم یا به همان اندازه برای خرد سازمان‌یافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؟ فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست! رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشته‌ایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملت‌ها فقط با بازوی قوی که زنده نمی‌مانند، بلکه با اراده‌ها و ذهن‌های قوی زنده می‌مانند. @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • 💢 نوزادان «ویرایش ژنی» یک قدم تا واقعیت؛ پیشرفت علمی بزرگ یا آغاز جنجالی‌ترین عصر پزشکی؟ دو پژوهش تازه نشان می‌دهد دانشمندان بیش از هر زمان دیگری به امکان ویرایش ژنتیکی جنین انسان نزدیک شده‌اند؛ فناوری‌ که می‌تواند از انتقال بیماری‌های ارثی جلوگیری کند، اما همزمان نگرانی‌های جدی درباره تولد «نوزادان سفارشی» و پیامدهای اخلاقی آن را دوباره زنده کرده است. دانشمندان در تازه‌ترین گام برای توسعه فناوری ویرایش ژن، موفق شده‌اند دی‌ان‌ای (DNA) جنین انسان را با دقتی بی‌سابقه اصلاح کنند؛ دستاوردی که می‌تواند در آینده راه را برای جلوگیری از انتقال بیماری‌های ژنتیکی از والدین به فرزندان هموار کند. بیشتر بخوانید: https://l.euronews.com/Vj1M

  • Release @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • معاشرت بر دانایی می‌افزاید ولی تنهایی مکتب نبوغ است. #ادوارد_گیبون @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • без подписи

  • خداحافظ مرد دوست داشتنی شاید طرفدار تو نبودم ولی تو نشون دادی که انسان واقعی هستی کمکهایی که تو به دیگران کردی، دست خیرت، رفتار و برخوردت با دیگران و مهربونیت همیشه یادمون میمونه #رونالدو @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • معاویه: قوی‌تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟ عمروعاص: آری ، جهل مردم @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • 🔴 *چت‌جی‌پی‌تی با تحلیل داده‌های مربوط به صدساله‌ ها در مناطق آبی* (Blue Zones) *به نتیجه‌ای غیرمنتظره دست یافت:* ۱- نه رژیم غذایی عامل اصلی است، نه فعالیت بدنی، و نه حتی ژنتیک. *عامل اصلی طول عمر، سطح پایین استرس مزمن است.* سایر عوامل نقش ثانویه دارند. می‌توان سالم غذا خورد، ورزش کرد و سیگار نکشید، اما *اگر در معرض استرس دائمی زندگی کنید، مرگ زودرس تقریباً قطعی است.* ۲. چت‌جی‌پی‌تی توضیح داد: استرس مزمن به کار یا پول مربوط نیست. *استرس مزمن نتیجه‌ی تعارض درونی میان آنچه هستید و آنچه وانمود می‌کنید که هستید است.* وقتی زندگی خودتان را زندگی نمی‌کنید، بدن شما به‌طور مداوم در حالت "بقا" باقی می‌ماند. هورمون کورتیزول به‌تدریج همه چیز را تخریب می‌کند: عروق خونی، سیستم ایمنی، و مغز. افراد مسنِ سالم در اوکیناوا و ساردینیا به‌ این‌ دلیل عمر طولانی دارند که با خود در هماهنگی روانی و درونی زندگی می‌کنند، نه صرفاً به خاطر خوردن ماهی. ۳. *قاعده‌ی نخست* طول عمر از دیدگاه چت‌جی‌پی‌تی: - فقط کارهایی را انجام دهید که مقاومت درونی در برابرشان ندارید. • از شغل خود متنفرید اما برای پول ادامه می‌دهید؟ میانگین کاهش عمر: ۱۵ سال. • با فردی زندگی می‌کنید که دوستش ندارید، از ترس تنهایی؟ ۱۰ سال کمتر • خود را با انسان‌های منفی و انرژی‌بر احاطه کرده‌اید؟ ۸ سال کمتر. هر روز زندگی در محیط سمی = پیرشدن تسریع‌شده در سطح سلولی. *قاعده‌ی دوم:* "زندگی را برای بعد" نگه ندارید. همین امروز آنگونه زندگی کنید که برای بازنشستگی برنامه‌ریزی کرده‌اید. بیشتر مردم زندگی را به تعویق می‌اندازند: "وقتی بازنشسته شدم، شروع می‌کنم." اما زمانی می‌رسد که بیمار، خسته و بی‌انرژی شده‌اند. چت‌جی‌پی‌تی نشان داد که ۴۳٪ از افراد ظرف پنج سال نخست بازنشستگی می‌میرند. چرا؟ زیرا بدنشان عمری در انتظار اجازه برای زندگی کردن مانده بود و وقتی آن را یافت، دیگر دیر شده بود. *قاعده‌ی سوم:* پیوندهای اجتماعی از ویتامین‌ها ارزشمندترند. تنهایی = معادل کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز. افرادی که روابط اجتماعی قوی دارند، به‌طور متوسط ۵۰٪ بیشتر عمر می‌کنند. موضوع، تعداد دوستان نیست؛ بلکه کیفیت رابطه‌هاست. وجود تنها یک انسان که بتوانید در کنار او خودِ واقعی‌تان باشید، عمر را بیش از هر رژیم غذایی افزایش می‌دهد. *قاعده‌ی چهارم:* هدفی فراتر از خود بیابید. در ژاپن به آن ایکیگای (Ikigai) می‌گویند دلیلی که هر صبح برایش از خواب برمی‌خیزید. افرادی که ایکیگای مشخصی دارند، به‌طور میانگین ۷ سال بیشتر عمر می‌کنند. این هدف لزوماً مأموریتی بزرگ نیست؛ می‌تواند باغبانی، نگهداری از نوه‌ها، هنر یا کمک به دیگران باشد. آنچه اهمیت دارد احساس درونی است: "من به دلیلی اینجا هستم من مفیدم." *قاعده‌ی پنجم:* وسواس «بهینه‌سازی سلامتی» را کنار بگذارید. پارادوکس: افراد وسواسیِ تناسب اندام، کوتاه‌عمرترند. زیرا وسواس = استرس = افزایش کورتیزول. شمارش کالری، ترس از غذاهای مضر، یا پایش وسواسی هر گام این زندگی نیست، زندان است. افراد درازعمر هرچه می‌خواهند می‌خورند، اما به‌طور طبیعی به غذاهای ساده و طبیعی میل دارند. *قاعده‌ی ششم:* حرکت کنید، اما طبیعی نه از سر اجبار. ساکنان مناطق آبی به باشگاه نمی‌روند. آن‌ها راه می‌روند، باغبانی می‌کنند، از پله بالا می‌روند. تحرک در زندگی‌شان ادغام شده، نه محدود به یک ساعت تمرین. بدن انسان برای حرکت مداوم طراحی شده، نه برای یک ساعت شدید پس از هشت ساعت نشستن. *قاعده‌ی هفتم:* بخواب زمانی‌که خوابت می‌آید. بخور زمانی‌که گرسنه‌ای. استراحت کن زمانی‌که خسته‌ای. افراد درازعمر از برنامه‌های زمانی خشک و تحمیلی پیروی نمی‌کنند؛ آن‌ها به بدن خود گوش می‌دهند. اما انسان مدرن می‌گوید: "تحمل کن، تمامش کن، بعد استراحت کن." بدن سال‌ها تحمل می‌کند… تا آن‌که فرو می‌پاشد. چت‌جی‌پی‌تی به‌روشنی گفت: *"یاد بگیر که به بدن خود گوش دهی، وگرنه بدن دیگر با تو سخن نخواهد گفت!"* @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • چرا زمان فقط رو به جلو می‌رود؟ یکی از پرسش‌های عمیق کیهان‌شناسی این است: جهان چگونه از یک حالت کاملا کوانتومی، مبهم و پر از امکان‌های هم‌زمان، به جهانی کلاسیکی و مشخص تبدیل شد؛ جهانی که در آن گذشته را به یاد می‌آوریم، نه آینده را؟ در مکانیک کوانتومی، یک سامانه می‌تواند هم‌زمان در چند حالت ممکن باشد. اگر این ایده را به کل جهان اولیه تعمیم دهیم، جهان می‌توانست به‌صورت هم‌زمان شامل «شاخه‌های» مختلفی باشد: شاخه‌ای که در حال انبساط است، شاخه‌ای که در حال انقباض است، و ترکیبی از این امکان‌ها. اما جهان امروز چنین ابهامی ندارد. ما جهانی مشخص و در حال انبساط می‌بینیم. نکته‌ی اصلی مقاله‌ی اخیر علی نیّری این است که تورم کیهانی، یعنی دوره‌ی انبساط بسیار سریع آغازین، به‌تنهایی کافی نیست تا جهان را کاملا کلاسیکی کند. تورم نوسان‌های کوانتومی را بسیار کش می‌دهد و آن‌ها را شبیه امواج کلاسیکی می‌کند، اما هنوز باید توضیح داد چرا شاخه‌های مختلف کوانتومی دیگر با هم تداخل نمی‌کنند. اینجاست که مفهوم واپاشی همدوسی وارد می‌شود. منظور این نیست که جهان به‌وسیله‌ی یک ناظر آگاه «دیده» شده است. بلکه میدان‌ها و درجات آزادی پنهان در خود جهان، نقش محیط را بازی می‌کنند. این محیط با شاخه‌های مختلف جهان برهم‌کنش می‌کند و از آن‌ها «ردپا» یا «رکورد» به جا می‌گذارد. وقتی این رکوردها به‌اندازه‌ی کافی قوی شوند، شاخه‌های مختلف دیگر نمی‌توانند با هم تداخل کنند. در نتیجه، جهان برای ناظران درون آن مانند یک تاریخ کلاسیکی مشخص ظاهر می‌شود. تصویر ساده این است: جهان اولیه مانند مهی کوانتومی از امکان‌ها بود. تورم این مه را کشید و ساختارهای بزرگ را از دل آن بیرون آورد. اما محیط کیهانی، با ثبت ردپاهای شاخه‌های مختلف، باعث شد فقط یک تاریخ مؤثر و پایدار باقی بماند: تاریخی که در آن جهان در حال انبساط است. این فرایند همچنین به مسئله‌ی پیکان زمان مربوط می‌شود. قوانین بنیادی فیزیک اغلب میان گذشته و آینده تقارن دارند، اما تجربه‌ی ما چنین نیست. مقاله نشان می‌دهد که در جهان تورمی، شاخه‌ی انبساطی رکوردهای پایدارتری در محیط ایجاد می‌کند. این رکوردها به‌طور برگشت‌ناپذیر تقویت می‌شوند و جهت مؤثری برای زمان می‌سازند: جهتِ انباشته شدن رکوردها، افزایش تمایز تاریخ‌ها، و ظهور جهان کلاسیکی. بنابراین، پیام اصلی مقاله این است: زمان از بیرون به جهان تحمیل نمی‌شود. پیکان زمان می‌تواند از درون خود فیزیک جهان اولیه پدیدار شود، وقتی تورم کیهانی و واپاشی همدوسی با هم باعث می‌شوند یک تاریخ مشخص و کلاسیکی از میان امکان‌های کوانتومی سر برآورد. به زبان کوتاه‌تر:  جهان «واقعی» شد، چون خودش ردپای تاریخش را در محیط کیهانی ثبت کرد. منبع: [Gist.Science summary of arXiv:2602.21263](https://gist.science/paper/2602.21263#gist) @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • تظاهر به شادی، رنجی‌ست ژرف‌تر از خود اندوه. #گوستاو_فلوبر @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • تا نشستیم در غمش، برخاست او آتشی در دل، نهان انداخت او سالیان در شوق دیدارش گذشت... «دیدمش... گفتم: منم... نشناخت او» #آرمان_صفاریان @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • حفظ تعادل با حرکات بدن و جابجایی مرکز جرم در نیروهای مرکزگرا @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی؟ @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*

  • کلید پیری پیدا شد!! همیشه تصور می‌کردیم پیری صرفاً به خاطر آسیب دیدن DNA یا کوتاه شدن انتهای کروموزوم‌هاست، اما ..‌‌. درون سلول‌های ما ماشینی وجود دارد (آنزیم RNA پلیمراز II) که وظیفه‌اش خواندن کدهای ژنتیکی و ساخت پروتئین است. دانشمندان متوجه شدند وقتی جوان هستیم، این ماشین با حوصله و دقت حرکت می‌کند. اما هرچه سن بالاتر می‌رود، این ماشین سرعتش را زیاد می‌کند و انگار عجله دارد! مشکل کجاست؟ وقتی سرعت خواندن ژن‌ها بالا می‌رود، دقت پایین می‌آید و «غلط‌های املایی» در ساخت پروتئین‌ها زیاد می‌شود. همین اشتباهات کوچک باعث ناکارآمدی سلول و در نهایت پیری بدن می‌شود. نکته‌ی کاربردی و امیدوارکننده تحقیق اینجاست: دانشمندان دیدند وقتی حیوانات کالری کمتری مصرف می‌کنند (رژیم غذایی محدود)، سرعت این ماشین دوباره کم می‌شود و دقتش مثل دوران جوانی بالا می‌رود. در واقع، وقتی ژن‌ها را مجبور کردند که آهسته‌تر خوانده شوند، عمر موجودات ۱۰ تا ۲۰ درصد بیشتر شد. https://www.sciencealert.com/scientists-may-have-found-the-key-cellular-process-behind-aging-in-animals 🆔️ @physicsphilosophy * ─┅━━•𑁍⊱𖠁⊰𑁍•━━┅─*