پیکانرسو°
Статистика🩺+🎨 = پیکانرسو جایی که هنر با تپش زندگی گره میخوره؛ ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1415861626
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 28
- Всего постов
- 44
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 56
- 1/48двое суток
- 64
- 1/72трое суток
- 69
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
1000 صلوات ب نیت سلامتی و تعجیل ظهور امام زمان (عج)
ی چند تا صلوات میشه لطف کنید فوت کنید این سمتی؟..
1000 صلوات ب نیت سلامتی و تعجیل ظهور امام زمان (عج)
أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ آیا خدا برای بندهاش [در همه امور] کافی نیست؟ زمر | ۳۶
خب راه حل دوم و کارآمدترین راه حل: خواب✨ وقتی با پیش پیش آروم نمیگیری دل عزیزم مجبورم بذارمت روپاهام انقدر تکونت بدم که ب زور بخوابی.
من معتقدم استرس هایی که داریم بخاطر نسخه کوچولوی درونمونه که نمی تونه بفهمه که اون مسئله به ظاهر بزرگ چقدر کوچیکه. باید خیال اون نسخه کوچولو رو راحت کرد که یه آدم بزرگ ( که خود الانمون هستیم ) حواسش بهش هست.
خب دوستان حرفایی که زدمو بریزید دور من همچنان استرس دارم🎀
خلاصه ک ب عنوان آدمای فانی گاهی زیادی دنیا رو جدی میگیریم. شل کن دوست عزیز. بگذر و بگذار ک بگذرد.
اگه دیدید نسبت ب ی مسئله خیلی نگرانید سوار ماشین شید مستقیم خودتونو برسونید نزدیک ترین قبرستون بگید ببین آخر همه همینجاست پس نگران چی هستی؟🦦
من معتقدم استرس هایی که داریم بخاطر نسخه کوچولوی درونمونه که نمی تونه بفهمه که اون مسئله به ظاهر بزرگ چقدر کوچیکه. باید خیال اون نسخه کوچولو رو راحت کرد که یه آدم بزرگ ( که خود الانمون هستیم ) حواسش بهش هست.
بعضی وقتا که دلم استرس میگیره و نگران میشه دستمو حالت پیش پیش طور می زنم رو دلم میگم چیزی نیست، تو سخت تر از اینا گذروندی، آروم باش دختر، نفس عمیق بکش .. و خوب میشم.🎀
از لحاظ روحی نیاز دارم مرداد تموم شه و وارد شهریور بشیم.
واقعا چ طور میشه که ی نفر تصمیم میگیره زنگ بزنه از آی فیلم تشکر کنه؟!
ولی من دوست داشتم این شبای آخر رو تو روضهت باشم آقا جان...
و چای دغدغهی عاشقانهی خوبیست برای با تو نشستن بهانهی خوبیست ..
без подписи
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم…
این شعر تا ابدالدهر >>>>>>
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی: از این عشق حذز کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت باد گران است! تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم "حذر از عشق؟" ندانم نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم .. بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم - فریدون مشیری
چه شود آهویت باشم؟ :)