tgindex
پیچکِ دل🍃

پیچکِ دل🍃

Статистика
@pichakedelперсидский

من ارگِ بم و خشت به خشتم متلاشی تو نقشِ جهان هر وجبت ترمه و کاشی:) 🍃🤍 سوال و انتقاد: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1057956933

Последний пост
12 дек.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
45
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
92
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
73
40 постов
Вовлечённость
79,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 45
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تمنای کمک در عشق آسان نیست این یعنی کسی حین سقوط از پرتگاهی لال هم باشد #سید_سعيد_صاحب_علم

  • سردرد داریم دودها از درون بالا می‌آیند سیگار بهانه‌ای است #یانیس_ریتسوس

  • 12 окт. 2025 г.691из baycot

    پاییزِ بی تو را دوست ندارم، واضح تر بگویم هیچ چیزی را بدون تو دوست ندارم… @baycot ✅

  • او قاتل جان من و من، عاشق او بیچاره من که قاتلم را دوست دارم #ساناز‌_رئوف

  • اگر درخت، اگر آسمان، اگر رودم به آنچه سهم من از بودن است خشنودم نشد بیابمت ای «کیمیای خوشبختی» اگرچه در طلبت لحظه‌ای نیاسودم چو آسیاب دویدم تمام عمر ولی به قدر یک قدم از جای خود نپیمودم به طعنه گفت به فواره، حوض کوچک آب بیا که منتظر بازگشتنت بودم به من نگاه نکردی و رد شدی! بهتر هزار شکر که چشم تو را نیالودم مرا قیاس مکن با خودت که من هرگز به اسم عشق به تنهایی‌ات نیفزودم #فاضل_نظری

  • ای ملائک كه به سنجیدن ما مشغولید بنویسید كه اندوه بشر بســــیار است #حامد_عسگری

  • این حق رو داره نه بگه اما من تو مرامم نه شنیدن نیست!!

  • 4 сент. 2025 г.79из ammar_ui

    من ِگُم را، تو پيدا كن.

  • پیمانه ام از رعشه ی پیری به خاک ریخت بعد از هزار دور که نوبت به من رسید:// #صائب_تبریزی

  • عزیزم! به خودت بیا، درونِ حسِ خودت آن‌چنان فرورفتی گمـان کنم که بدلکارِ نقشِ چنگیزی... #امیدصباغ‌نو

  • هر روز نفرینم کن اما خاطرت باشد پشت‌ سرِ عاشق دعای‌ مادری هم هست... #حسین_زحمتکش

  • چه‌کسی می‌دانست ما بعد از خداحافظی، به چه‌چیز مبتلا می‌شویم..؟! #احمدرضا_احمدی

  • 22 авг. 2025 г.781из Ahsan9S

    یادت هست؟! عصر ۲۲ تیر ۴۰ سالگیم بود. از صبح منتظر بودم. می‌دانستم اهل زنگ زدن نیستی. هزار تا زنگ و پیام داشتم اما من فقط همان پیام کوتاه تولدت مبارک تو را می‌خواستم. حال غریبی داشتم. از شب قبل بغض راه گلوم را بسته بود. ۴۰ سالم شده بود بی‌آنکه به چیزهایی که می‌خواستم رسیده باشم. جز تپه‌های نریده بعدی چیزی منتظرم نبود. نه همدمی، نه بچه‌ای... تهش چند سالی میشد که دوستت داشتم که با اینکه می‌دانستی، یکبار رفیق خطابم کرده بودی و آب پاکی را ریخته بودی روی دستم. دینگ... صدای نوتیف تلگرام آمد... یک ویس سه دقیقه‌ای. پلی کردم. زده بودی زیر آواز... آهنگ درخت ابی را می‌خواندی. (توی تنهایی یک دشت بزرگ که مثه غربت شب بی‌انتهاست) بغضی که از صبح زور زده بودم قورتش بدهم ترکید. تو می‌خواندی (یه درخت تن سیاه سربلند آخرین درخت سبز سرپاست) و من اینور های های گریه می‌کردم. ته ویست گفتی که می‌خواستم تبریک تولدت خاص باشد. و من برای بار هزارم ته دلم چراغی روشن شد که شاید هنوز امیدی باشد برای این که من فقط رفیقت نباشم! بعد مثل آدمی که کادوی تولدش را از توی جعبه درآورده و دارد وراندازش می‌کند به این فکر کردم چرا این آهنگ؟ شاید از تنهایی خسته شدی، شاید می‌خواستی بگویی تنهایی را خودت انتخاب کردی. خلاصه یک ویس ۳ دقیقه‌ای را ۴ بار پلی کردم و یک تفسیر درست نتونستم ازش دربیاورم. حالا حدود ۶ سال از آن عصر توام با غم و امید گذشته. ۳ سال پیش دیدم توی استوری تولد عشقت را تبریک گفتی.‌ آن شب برای من چه شب برفی کشداری شد بماند. از آن شب به بعد دیگر حتی رفیق هم نیستیم. ویس‌های بالای ۴ دقیقه نمی‌دهی. با هم نمی‌خندیم، لجم را در نمیاوری، ایرادهای بنی اسرائیلی نمی‌گیری، ناراحتم نمی‌کنی که بعدش عذرخواهی هم نکنی و من باز دلتنگت شوم و زنگ بزنم و تو به جای دلجویی قاه قاه بخندی و بگویی باور کن دست خودم نیست، من همیشه در موقعیت‌هایی که نباید می‌خندم. حتی دیگر کلماتم را نمی‌خوانی، کلماتت را نمی‌خوانم. دیگر هیچ خبری از تو ندارم. نخواستم که داشته باشم. امروز توی اینستاگرام این ویدیو را دیدم و یادت افتادم. و یادم آمد دیگر خیلی وقت است که از خودم نمی‌پرسم (مرا یادت هست؟!) همین. #جمعه boufe koor🤍

  • تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد ریاضتِ منِ شب تا سحر نشسته چه دانی؟ سعدی شیرازی

  • شکر خدا دیشب پس از چندی به خوابم آمد و رفت بماند گفته بود آن شب، مرا دیگر به خوابت هم نمیبینی #حسین_عبداللهی

  • یک لحظه نیم رخ شدی و من از آن به بعد دارم تمام رخ به شما فکر میکنم #حامد_فلاحی_راد

  • 19 авг. 2025 г.7313из seyedtaghiseyedi

    بی اسلحه در جنگ نبودی که بدانی چه کشیدم…

  • بنظرم قشنگ‌ترین حرف به یه آدم میتونه این باشه که من کنار تو خود واقعیم، آدم کنار هر کسی نمیتونه خودش باشه. #پرستونوشت

  • البته که دوستت دارم احمق جان، ولی آزارت می‌دهم دلیلش هم صاف و ساده این است که دوستت دارم این را میفهمی؟ آدم کسانی را که به آنها بی‌تفاوت است آزار نمی‌دهد...! 📒قهرمانان و گورها #ارنستو_ساباتو

  • دلم میسوزه، برای روزهایی که بی تو داره میگذره... #پرستونوشت

پیچکِ دل🍃 — tgindex