پیرِمغان
Статистикаآب میگردیم اگر بر روی ما آری گناه بگذر ای پیرمغان دانسته از تقصیر ما
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 52
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 36
- 1/48двое суток
- 41
- 1/72трое суток
- 44
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بنشین جلوی آینه ، بنشین و ببین آیینه چه ماه میتواند باشد... 🥰 #محمدرضا_معلمی
ابرویش تا رقمِ قتلِ من امضا میکرد مژه این حکم برون نامده اجرا میکرد #عارف_قزوینی
بنشست و شراب خورد و برخاست به رقص وه وه! چه نشستنی! چه برخاستنی! #اهلی_شیرازی
. دلم میان دو زلفت نهان شد ای مه روی ز بهر آن که ز چشمت همی بپرهیزد #ابواللیث_طبری
دستگیری نتوان داشت توقع ز غریق اهل دنیا همه درماندهتر از یکدگرند صائب تبریزی
سخن باید که باشد آنقدرها دلنشین صائب که از مشکل پسندان وا کشد بی خواست تحسین را #صائب_تبریزی
با حریفان همهشب در تهِ یک پیرهن است آن که در خانهی ما بند قبا نگشاید😐 #صائب_تبریزی
با حریفان همهشب در تهِ یک پیرهن است آن که در خانهی ما بند قبا نگشاید😐 #صائب_تبریزی
دو چشمش سنگ نیشابور را در یاد می آرد تراش قامت اش اسلیمی قالی کاشان را #علیرضا_بدیع
غمهای گونهگونهی در هم میآورد این دورهگرد پیر که هی غم میآورد این دورهگرد پیر که هی غم میآورد پس کی برای یاد تو مرهم میآورد؟ در کافهی خیال من آن آرزوی دور کی قهوهی نگاه تورا دم میآورد؟ آری، تورا که رفت در آن برگریز تلخ بادی سمج دوباره به یادم میآورد از تو چقدر خاطره دارم، که سالهاست هم میبرد غم از دل من هم میآورد امشب مرا #مسیحِ نگاه تو میکُشد فردا برای من گل #مریم میآورد با یادت ایستادهام و ایستادهاند تا عاشقت کجای جهان کم میآورد بر دوش من امانت بغض تو جاری است این کوه کی به شانهی خود خم میآورد از پیش من گذشتی و نشناختی مرا داغت ببین چه بر سر آدم میآورد! باران گرفته پشت نگاهم، نگاه کن باران مرا به یاد تو نمنم میآورد محمدحسین نجفی
بوسه ها بر دست خود داده است معمار ازل تا به اقبال بلند آن طاق ابرو بسته است #صائب_تبریزی
گرچه بستی همهی میکدهها را ای شیخ دور ما چون برسد مسجد تو معتبر است حسین جنتی
شايد كه گفتگوي تو باشد، در آن ميان هر قصهای كه هست به عالم،شنيدنی ست 🥰 #تسلی_شیرازی
شعله کشیدم تو را، بعد خودم سوختم کشتن معشوق را من به تو آموختم…
روباهی به فرزندش گفت؛ فرزندم از تمام این باغ ها میتوانی انگور بخوری غیر از آن باغی که متعلق به "ملای"ده است! حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو! روباه جوان از پدرش پرسید چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟ روباه به فرزندش پاسخ داد نه فرزندم اگر"ملا"بفهمد که ما از انگور باغش خورده ایم، فتوا می دهد و گوشت روباه را حلال می کند و دودمانمان را به باد می دهد! #عبید_زاکانی
جهان را میتوان تسخیر کرد از تیغ استغنا گلستان سربهسر از توست، گر بیآشیان باشی دیوان کلیم همدانی محمد قهرمان
تنهاییِ من ، مشکلِ فقدانِ بشر نیست گفتم به همه خیر ؛ که گویم به تو آری 😇 #سیروس_عبدی
مثل تمام جمعههایی که پر از آه است حالا دوباره یک غروب بی تو در راه است #میترا_ملکمحمدی
زلف با خال لبش تلقین ایمان می کند نامسلمان نامسلمان را مسلمان می کند #سیدای_نفسی
در دل هرکس که مهمان میشود عشقِ فضول خانه را اوّل ز صاحبخانه خالی میکند #صائب