- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 88
- 1/48двое суток
- 100
- 1/72трое суток
- 108
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
با مردی حرف زدم درمورد فیلم بیداد، و خیلی حرف قشنگی زد! گفت اینکه اینقدر یهو بولد شد و در پشت پرده ی اینکه همه به این فیلم پرداختن بنزین شد ۸۷ تومن، فقط ام توی کرمان، و دوتا پمپ بنزین اونجا اتیش زدن که سریعا این گرونی رو منتفی کردن خودش نشون میده که این پروژه برای خودشونه مثل برگردوندن تتلو به ایران! توی این بازه که همه رو داشتن میگرفتن داشتیم یوتیوبرایی که دستگیر شدن، بعد همچین فیلمی که ساخته شده داخل کشوره پخش بشه و هیچکس آخ نگه؟ غیرممکنه. به چه حقارتی رسیدید!
هیزل الان بهم گفت که فاضله میخواد کلیپی که برای فیلمشون زدم و پست کنه و کلی تشکر و ابراز خوشحالی کرده. چی قشنگ تر از این رضایت داشتن؟ اگه اینجور اتفاقا انگیزه نشن برای ادامه دادن و سختی کشیدن پس یاد اون خوشحالی چجوری زنده بمونه؟
عجب هواییه پسر. رعد و برق میزنه اخر مرداد، دوباره دارم سعی میکنم خودمو جمع کنم و با خودم حرف بزنم. سریال میبینم و میرم دفتر، پارسال ارزو کردم امسال اینموقع اونجایی که بودم نمونده باشم، و نموندم. امیدوارم سال دیگه هم همینطور باشه.
без подписи
دوروزه کارفرما بهم میگه صبحا بهم زنگ بزن اگه بیای عالی میشه، صبح زنگ میزنم در دسترس نیست.
без подписи
без подписи
بذارید برم خونه تروخدا. از ۱۲ ظهره که سر پام! اونم نه سرپای عادیها، باشگاه و فوتبال و نبمدحدحکدخ حل۸اد!😭
بادیم رسیده و ارزش این همه صبر و دردسر رو نداشت ولی واقعا خوشگله. دارم به گرفتن یه چیز خیلی بانمک فکر میکنم و امیدوارم که بشه. مربیم گفت بدنت داره خیلی خوب فرم میگیره و این یعنی دارم نتیجه میگیرم و امیدوارم دوباره چیزی باعث نشه به زندگی ببازم.
سامرتایم فقرنس.
دلم میخواد از یه سریا بپرسم پشت سه پایه چیکار میکنن دقیقا؟ گربه ی من مفید تر نقش ایفا میکنه.
بادیم که نرسید، این هوش مصنوعی ام که خنگ شده. قبلا اینطوری نبود چرا به این روز افتاده اخه.
اگه بادیم فردا برسه اول هفته ام رو کاملا تکمیل شروع میکنم. این پاییز دیگه برنامه فقط ادا.
без подписи
без подписи
این چند روز مهتاب اومد پیشم، کلی چیز میز خوردیم و کلی راه رفتیم. کلی خندیدیم، ریلز دیدیم، صحبت کردیم و غذا خوردیم. برگشتم به نوجوونیم و دلم برای اون روزا تنگ شد، خیلی عجیبه که ادم از یه دوره از زندگیش خوشش نیاد ولی حضور یه سری آدما توی اون دوره باعث شه دلتنگش شی.
без подписи
بفرمایید دوستان! سوالی داشتید بپرسید بگم بهتون. @Aminzvr https://docs.google.com/spreadsheets/d/1ciR4U2g4x-0pKt-tzdv1dt_je91V6gri42xdFcbZQHk/edit?usp=sharing
براتون از اینا بذارم؟
без подписи