tgindex
پشت در چوبی

پشت در چوبی

Статистика
@poshtedarechubiперсидский

دالانی از سروده ها، ادبیات، فرهنگ...

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
73
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
140
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
90
40 постов
Вовлечённость
64,3%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 73
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
23
1/48двое суток
26
1/72трое суток
28

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔴نارسیسم فرهنگی ناسیونالیسم افراطی اغلب نه با ناتوانی در دیدن فرهنگ دیگری، بلکه با ناتوانی در دیدن فرهنگ خود به‌مثابه‌ی فرهنگی تاریخی و آمیخته آغاز می‌شود. فرهنگ ملی در این نگاه، دیگر محصول تماس، ترجمه، مهاجرت، جنگ، دادوستد و آمیزش تاریخی نیست؛ به موجودیتی…

  • 13 авг.удалён 13 авг.

    آنچه در مورد سرزمین‌ها و فرهنگهای کهن من را شگفت زده می‌کند،  این ژرفا و شدت و پُر ورقیِ  خوبی و بدی در این سرزمین‌هاست.  چنانکه هندی‌ها در کنار تجربه‌های عظیم معنوی و زیستی و داشتن متفکرانی چون بودا و مهاویرا...  و ساخت ورزش یا نرمشی چون یوگا،  خرافاتی زشت و ریشه‌‌زده در تاروپود فرهنگشان دارند.  ایران ما نیز چنین است.  در این روزگار که فشار زمانه شریف بودن را چنین سخت کرده،  توجه به سرمایه‌های معنوی و اخلاقی و میراث روشن و پرنوری که از زردشت و مولانا و حافظ و فردوسی... به ما رسیده،  هم می‌تواند دوای بسیاری دردهای این روزگار باشد،  و دستکم نقطه اتکایی‌ست، کما اینکه مدح و ترویج این روشنی لزوما انکار تاریکی و ظلمت نیست.   احتراما به باور من،  دکتر کزازی توجه بسیاری جلب کرده،  پیشنهادش به سره‌گرایی الهام‌بخش بوده و واژگان و رفتاری که در زبان گفتار و نوشتار داشته گاه،  به شدت نغز و هنرمندانه است، و برچسب ناسیونالیسم افراطی به ایشان،  اگر از روی بی‌انصافی ندانیم آن را،  حاصل ندانستن مفهوم «ناسیونالیسم افراطی» ست.  از منتقد محترم می‌شود پرسید:  چطور از صحبت ایشان مطلب کذبی را درشت،  سنجاق مطالب خود کرده‌اند!؟ در کجای سخن کزازی گفت:  «همه چیز از ما آغاز شده است» !؟ ایشان گفتند:  «بسیاری از هنجارها، فرهنگها،  بنمایه‌های فرهنگی_اندیشه‌گی،  از ایران به سرزمین‌های دیگر رفته است...» و فرق میانِ «همه‌چیز»  و «بسیاری»، بسیار است.  در مورد کزازی،  سخن و نقد فراوان می‌توان داشت،  چون ایشان بسیار پرکار بوده‌اند،  اما به باورم نسبت به آنکه برای فرهنگ و ادبیات،  اینقدر کوشیده،  می‌شود بااحتیاط بیشتر نوشت. #کزازی #میثم_مهرنیا

  • 🔴نارسیسم فرهنگی ناسیونالیسم افراطی اغلب نه با ناتوانی در دیدن فرهنگ دیگری، بلکه با ناتوانی در دیدن فرهنگ خود به‌مثابه‌ی فرهنگی تاریخی و آمیخته آغاز می‌شود. فرهنگ ملی در این نگاه، دیگر محصول تماس، ترجمه، مهاجرت، جنگ، دادوستد و آمیزش تاریخی نیست؛ به موجودیتی ناب، اصیل و ازلی تبدیل می‌شود. از همین‌جا «سره‌گرایی» پدید می‌آید: رؤیای پاک‌کردن عناصر بیگانه از زبان و فرهنگ. اینجاست که مفهوم نارسیسیسم فرهنگی اهمیت پیدا می‌کند. فرد نارسیسیست خود را نه چنان‌که هست، بلکه چنان‌که دوست دارد باشد می‌بیند؛ نارسیسیسم فرهنگی نیز ملت را نه به‌مثابه‌ی واقعیتی پیچیده و تاریخی، بلکه به‌مثابه‌ی تصویری آرمانی از «خود» می‌سازد. در نتیجه، به‌جای فهم فرهنگ، به ستایش آن می‌رسد و به‌جای مقایسه، به رتبه‌بندی. شاید از همین‌جاست که ادعای «همه‌چیز از ما آغاز شده است» شکل می‌گیرد: فرهنگ خودشیفته نمی‌تواند تأثیر بگیرد؛ فقط می‌تواند تأثیر بگذارد. و این، آغاز تبدیل تاریخ فرهنگ به اسطوره‌ی برتری است. سینا جهاندیده @tabarshenasi_ketab

  • ⬇️⬇️⬇️

  • ۴۷. بر دستهٔ بیلچه چکاوکی می‌خواند— روستای کومو. #ایسا #هایکو #ترجمه #بهار #میثم_مهرنیا

  • پاییزِ خوش‌باران (بخش اول) امروز دیدم سازمان هواشناسی جهانی خبر داده‌، پاییزی پُرباران در راه ایران است. «پرباران» را که دیدم، پیش خود گفتم: چرا نگوییم «خوش‌باران»؛ همان تعبیر دلنشینی که مولانا در غزلِ «مستان سلامت می‌کنند» به کار برده و استاد محمدرضا شجریان، که خاک بر او خوش باد، با صدای سِحرانگیزش، آن را در جانِ دوستدارانِ شعر و موسیقی نشانده است: ای ابرِ خوش‌باران، بیا وی مستی یاران، بیا وی شاهِ طرّاران، بیا مستان سلامت می‌کنند... باران در فرهنگ ما تنها واژه‌ و پدیده‌ای مربوط به جغرافیا و آب‌وهوا نیست؛ باران، یادآور عشق، مِهر، رحمت، برکت و تازگی است. ما ایرانیان، از باران عشق می‌گوییم، از باران مِهر و از باران رحمت. از همین روست که در نگاه بایزید بسطامی، عشق چون بارانی است که از آسمان می‌بارد: «به صحرا شدم، عشق باریده بود و چندان که پای مرد در گلزار فرو رود، پای من در عشق فرو رفته بود.» در نگاه مولانا نیز عشق بارانی است که غبار روزگاران را از جان آدمی می‌شوید: این عشق چو باران است، ما برگ و گیا ای جان باشد که دمی باران بر برگ و گیا بارد اما هر زمینی پذیرای باران نیست. گاه جان آدمی چنان در خشکی عادت، خودخواهی و ابتذال فرومی‌رود که حتی باران نیز بر آن کارگر نمی‌افتد. اینجاست که شعر مهدی اخوان ثالث (م. امید) با طنین تلخ و تکان‌دهنده‌ای به گوش می‌رسد: ای درختانِ عقیمِ ریشه‌تان در خاک‌هایِ هرزگی، مستور! یک جوانه‌ی ارجمند از هیچ‌جاتان، رُست نتواند ای گروهی برگِ چرکین‌تارِ چرکین‌پود یادگار خشکسالی‌های گردآلود، هیچ بارانی شما را شُست نتواند! آرزو کنیم پاییز امسال، هم برای سرزمین ما خوش‌باران باشد و هم برای جان‌های ما؛ چرا که خشکسالی دل، از خشکسالی خاک، سهمگین‌تر است. ▫️ایرج رضایی @irajrezaie

  • без подписи

  • دو روزه فرصتِ وهمی‌ که زندگی نام است گر از هوس ‌گذری، بی‌ملال می‌گذرد... بیدل دهلوی دل بی‌خواهش نهان را می‌بیند و دل همیشه خواهنده، تنها چیزی را که می‌خواهد... دائو، فصل اول، ترجمه: ع. پاشایی (با احتمال خطای حافظه در اصل ترجمه)

  • ‏آن‌چه انکار می‌کنی، تو را شکست می‌دهد؛ آن‌چه می‌پذیری، تو را تغییر می‌دهد. 💬کارل گوستاو یونگ @Carl_GustavJung

  • ❗️آخرین پیام جین گودال! ▪️جین گودال Jane Goodall؛ دانشمند، رفتار‌شناس حیوانات، فعال محیط‌زیست و سفیر صلح سازمان ملل بود که زندگی‌اش را وقف شناخت و حفاظت از حیوانات و طبیعت کرد. او در سوم‌آوریل ۱۹۳۴ در لندن متولد شد و در سال ۱۹۶۰، در بیست‌و‌شش‌سالگی، برای مطالعه شامپانزه‌های وحشی به گومبه در تانزانیا رفت؛ پژوهشی که به یکی از طولانی‌ترین مطالعات میدانی درباره‌ی شامپانزه‌ها در جهان تبدیل شد. یکی از مهم‌ترین کشفیات او این بود که شامپانزه‌ها می‌توانند ابزار بسازند و از آن استفاده کنند؛ کشفی که نگاه علمی به مرز میان انسان و دیگر حیوانات را تغییر داد. جین گودال در سال ۱۹۷۷ مؤسسه جین گودال را بنیان گذاشت و بعدها به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جهان در زمینه حفاظت از طبیعت، حیوانات و محیط‌زیست تبدیل شد. او همچنین برنامه Roots & Shoots را برای توانمندسازی جوانان در سال ۱۹۹۱ راه‌اندازی کرد. او در یکم‌اکتبر ۲۰۲۵، در نودویک‌سالگی درگذشت؛ اما پیامش همچنان زنده است: «هر فردی اهمیت دارد؛ هر فرد نقشی برای ایفا کردن دارد و هر فرد می‌تواند تفاوتی ایجاد کند.» @artchanel

  • شعر جدیدی از حافظ موسوی: «...سپاری» به خاک نمی‌سپاریم‌تان به سایه‌سارِ سروها به دریا به صخره‌های بلند به آسمان حتی نخواهیم‌تان سپرد. می‌سپاریم‌تان به ظرفِ بی‌زوالِ زمان به تپیدنِ دل‌ها به واژه‌ها به سخن به حروفِ الفبا تا همچون گرده‌ی گیاهان با باد بر کشتزارها، کارخانه‌ها، دبستان‌ها منتشر شوید تا هر بهار از زمینی که بر آن در خون غلتیدید بنفشه‌وار سربرآرید و زیبا شود جهان.

  • «معاصر بودن پیش از هر چیز کسب‌وکار شجاعت است: چراکه معاصر بودن نه‌تنها توانایی خیره‌شدن به تیرگی‌های زمانه، بلکه مشاهده‌ی نوری‌ست که در بطن این تیرگی‌ها سوسو می‌زند؛ نوری که رو به سوی ما دارد، و در عین حال پیوسته از ما فاصله می‌گیرد.» جورجو آگامبن

  • "به قول پروفسور  شاندل: گاهی یک مرد چندان رشد می کند که بودنش جرم‌ می شود و جریمه ی آن را باید هم به دشمن بپردازد وهم به دوست." ( علی شریعتی-قاسطین- مارقین -ناکثین/م. ا. ۲۶)

  • "به قول پروفسور  شاندل: گاهی یک مرد چندان رشد می کند که بودنش جرم‌ می شود و جریمه ی آن را باید هم به دشمن بپردازد وهم به دوست." ( علی شریعتی-قاسطین- مارقین -ناکثین/م. ا. ۲۶)

  • در جریان برگزاری جشنواره موسیقی الکترونیک. یک ترک از شعر پارسی ( در ناامیدی بسی امید است ) پخش شد.✨

  • 25 июл.1526из فريده🌾

    آدم در بیست‌سالگی هرقدر هم کتاب بخواند و هرقدر هم سرک بکشد به دنیای آدم‌های بزرگتر از خودش، باز نمی‌تواند آن موضعِ تماشاچیِ یک آدم سی و پنج ساله، چهل ساله یا پنجاه ساله را درک کند. موضعِ کسی که گاهی اوقات به انتخابِ خودش دست از بازی می‌کشد، گوشه ای می‌ایستد و به چیزها فقط نگاه می‌کند؛ موضعِ کسی که بسیاری چیزها را پیشتر دیده و آزموده است، بسیاری چیزها برایش از هر هیجانی- از خوشی و لذّت گرفته تا ترس و اضطراب-خالی شده‌اند و می‌داند چیزها هیچ وقت آنطور که به نظر می‌رسد نیستند. آدم آن وقت‌ها نمی فهمد که یکی دو دهه بعد چقدر ممکن است سهل‌گیرتر بشود، با جهان بیشتر کنار بیاید و خودش را از بسیاری بازی‌ها کنار بکشد. این روزها آرام آرام دارم این چیزها را حس می‌کنم. تغییرِ تدریجی معنای چیزها را در روانم می‌بینم. این مهمترین چیزی است که این روزها حیرت زده‌ام می‌کند. می‌بینم که چطور وارد جهان تازه ای شده‌ام. جهانی که تفاوتش با جهانِ پیشین نه فقط در خواست‌ها که در کیفیتِ و چگونگی خواستن است. این روزها سکون را بیشتر از حرکت، گفتگوی طولانی و عمیق را بیشتر از مهمانی و «با خود بودن» را بیشتر از «بودن در جهانِ بیرون» می‌خواهم. بزرگسالی تجربۀ غریبی است. این را بارها گفته‌ام. حیرت می‌کنی از اینکه چطور تصویرِ جهان و زندگی پیش چشم‌ات عوض می‌شود و رنج های پیشتر آشنا، بی‌صدا و بی‌خبر درونت را ترک می‌کنند. رنج هایِ خیالی می‌روند و دردهای واقعی می‌آیند. و خودت را می‌بینی که خو کردن به این دومی را به تحمّل اوّلی ترجیح می‌دهی ... ✍🏻 "محمود مقدسی"

  • کارتون های قدیمی سیلاس: https://t.me/c/1974581895/110058 ماجراهای تام سایر: https://t.me/c/1974581895/110040 زبل خان: https://t.me/c/1974581895/110155 افسانه سه برادر https://t.me/c/1974581895/115443 دهکده حیوانات https://t.me/c/1974581895/115491 خانواده دی https://t.me/c/1974581895/115518 گوریل انگوری https://t.me/c/1974581895/115575 لوک خوش شانس https://t.me/c/1974581895/115535 بینوایان https://t.me/c/1974581895/115561 مهاجران https://t.me/c/1974581895/112684 رامکال https://t.me/c/1635569636/178542 بچه های مدرسه والت https://t.me/c/1974581895/111659 دور دنیا در هشتاد روز https://t.me/c/1974581895/111632 خانواده دکتر ارنست https://t.me/c/1974581895/111581 چوبین https://t.me/c/1974581895/111539 پرین ( باخانمان) https://t.me/c/1974581895/111481 بابا لنگ دراز https://t.me/c/1974581895/111398 لوک خوش شانس https://t.me/c/1974581895/111440 کنت دراکولا ( قلعه هزار اردک) https://t.me/c/1974581895/111467 دختری به نام نل: https://t.me/c/1974581895/110071 سرزمین کوچولوها https://t.me/c/1974581895/109962 بچه های کوه آلپ https://t.me/c/1974581895/111261 وروجک و نجار https://t.me/c/1974581895/111200 هایدی https://t.me/c/1974581895/113016

  • 📚#تذکره‌الاولیا #عطار_نیشابوری ذکر حسین منصور حلاج راوی: بهروز رضوی @ziaeddinkhaleghi

  • без подписи

  • 📃#شعر_دکلمه ▪️قصیده‌ «دماوندیه» ▪️ ملک‌الشعرای بهار ▪️با صدای ایرج گرگین ◼️@MAH_7ART