tgindex
پوچک
@pouchakjanИскусствоперсидский

هنرمزّنده‌ای که هنر نویسندگی را بیش‌تر می‌مزد و کمی هم داروساز کانال موسیقی: https://t.me/pouchakmusic

Последний пост
27 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
168
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
163
24 постов
Вовлечённость
97,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
77
1/48двое суток
88
1/72трое суток
95

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تجربه کرده‌اید حتمن نشستن و کار کردن و یاد چیزی افتادن، یا در اتوبوس به درخت‌ها خیرگی کردن و یاد چیزی افتادن، یا هر چه دیگر. خارجی‌ها را دیده‌اید حتمن که ساخته‌اند «Brain Dump»ها را. من هم ساختم «مغزریزی» را. در «مغزریزی مختصر» یک گربه سیاه هست. او برای آن‌ کارهایی‌‌ست که به آسان ذهن آیند و سخت به عمل؛ چون پایان ‌نامه برای من. اگر مایلید استفاده بفرمایید. من مایل بودم ساختم برای خودم. شاید شما حال‌تان نکشیده بود و می‌خاستید از این‌ها پس لذت ببرید! لذتش را که بردید به بقیه هم بگویید و بپخشید. ندیدید و نبردید هم که No hard feelings.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 5 июл.13361из Everythingaboutphotography

    مربیان زیادی هستند که می توانند نابودتان کنند. قبل از اینکه بفهمید تبدیل به کپی رنگ و رو رفته ای از این یا آن معلم می شوید. شما باید خودتان باشید. عکس و‌ متن برنیس ابوت @Everythingaboutphotography

  • دوباره قطع می‌کنند پس از چندین ماه ننوشتن حسابی، امروز موضوع را گذاشتم وسط و آزادانه نگاشتم. حاصلش؟ نداشت حاصلی که خبر آمد شلیک کرده‌اند؛ از اصفهان، کرمانشاه و تبریز. ورق بعدی: کارهای امروز(اگر جنگ نشه). یک ماهی‌ست که کارها را با دیدی بلندتر از یک روز روی کاغذ می‌نویسم و حالا باز می‌گردیم به همان بند بودن به ثانیه، دقیقه؛ که بودیم پیش از امشب هم، اما می‌شد که نوشت درباره‌ی «دهکده‌ی جهانی»، درباره‌‌ی «یک‌سان‌سازی»، درباره‌ی هر آن‌چه ربطی ندارد به موشک و بمب‌باران. به جمهوری اسلامی و حزب‌الله‌. به صدای جنگنده، بالای سر. از بس ننوشته‌ام واژه‌هایم خشکیده‌اند‌. از بس پوچک نبوده، واژه‌ها و اصطلاحات، بالا و پایین جملات، استعاره و تشبیه و فلان رنگ باخته و نمی‌آید رو‌به‌روی من. این‌بار، اگر قطع شدیم، اگر پوچک نبود، می‌نویسم. می‌نویسم و بلند‌بلند می‌خانم. می‌خانم از تمام زنجیر نوشته‌هایی که بمب و موشک پاره‌شان کردند. می‌خانم از تمام چهره‌های خندانی که با یک شلیک گرفتند ماتم. می‌خانم از ثانیه‌های بند به بلندپروازی‌های دین‌مآبانه. می‌خانم از خستگی نشسته بر سینه‌. می‌خانم. با فریاد می‌خانم.

  • وصل می‌مانیم؟ لک زده دلم برای نوشتن توی پوچک

  • «خانه سیاه است.»

  • «تو بگو دل‌یار تو کیست»

  • «تو بگو درمان تو چیست؟»

  • «گرچه بی‌من گرچه که دور دل من دل‌یار منی»

  • «تو شب بیدار منی همه جا تکرار منی»

  • «با من حوصله کن در این شب کور تو همیشه دل‌یار»

  • دارم به همه پیام میدم، شاید فردا نتونم با خیلیا حرف بزنم شاید بمب اتم در انتظارمون باشه شاید شاید خیلی چیزهای دیگه این چند ساعت باقی‌مونده زیادی ترسناکن و دلهره‌آور. این اولین باره از اول جنگ که تموم کورسوهای امید تاریک شدن و هیچی جز سیاهی پیدا نیست. اما هنوز ساعتا رو با جنگیدن و دنبال نور گشتن می‌گذورنیم. کاش امشب مرغ آمین رد شه از بالای سرمون و وقتی بگیم: رهامون کن از این سیاهی بگه: آمین ساعت ۲۲:۳۴ دقیقه‌ی ۱۸ فروردین ۱۴۰۵

  • دیوانه‌وار دل‌تنگم برای نقطه‌نقطه‌ی تهران برای آدمی که توی تهران بودم، شدم و هستم. دیوانه‌وار صدای همهمه‌ی آدم‌ها رو می‌خام توی تهران. هوس دماوند رفتن رو می‌خام و وول خوردن میون کتاب‌ها و موسیقی‌ِ آروم در حال پخش اون‌جا رو می‌خام دیدن یهویی بچه‌های نویسندگی رو دم دوازده فروردین. می‌خام پیراشکی‌های نرسیده به مترو انقلاب رو. حرص خوردن پوستر فیلم‌های مزخرف سینما بهمن رو می‌خام. شگفتی از بارون و دیدن آسمون آبی تهران رو می‌خام. تهران عزیزم، می‌سازیمت دوباره، دووم بیار فقط. برای همین دارم شهر از نو رو می‌خونم. شاید بعدش مجبور شیم یه کتاب بنویسیم: کشور از نو.

  • «می‌گریزد شب‌. صبح می‌آید. »

  • без подписи

  • без подписи

  • در این جغرافیا، آرزو بر جوانان عیب است.