انتشارات پورصائب
Статистика" ناشر كتب مذهبي و عمومي و نفيس " تلفن سفارشات : 09195312301 اينستاگرام : http://instagram.com/poursaeb.pub
- Последний пост
- 24 февр.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دیدن سپاه شیاطین ونتانیاهو ومشاهده وجودنازنین آقاامام زمان به وسیله این جوان...حتماحتماببینید
بازگویی تجربه نزدیک به مرگ😳😭لطفا توجه توجه توجه کنید خیلی مهم است وقایع اخر الزمان و فتنه ها لطفا لطفا با دقت و در صورت امکان چند مرنبه گوش کنید ماه مبارک رمضان نزدیک هست مراقبه نفس داشته باشیم التماس دعای خیر
همگی بار اوله که داریم زندگی میکنیم.
الهی دنیا به کامتان باشد و یلدا به کامتان باشد و امشب را یک دقیقه بیشتر بخندید و یک دقیقه بیشتر خوشحال باشید و یک دقیقه بیشتر عاشق باشید و یک دقیقه بیشتر آرام... الهی در نبرد میان نور و تاریکی، تمام غمهایتان سر به نیست شود و رنجهایتان سر به نیست شود و مشکلاتتان سر به نیست شود و تا همیشه در شادی و نور و برکت باشید. الهی برسید به تمام آرزوهایتان، برسید به تمام اهدافتان و هربار که خسته از هر نبردی بازگشتید، کسانی را داشتهباشید تا در شادی یا اندوهِ پس از نبردتان، شریک باشند. الهی هرگز ذوقتان کور نشود و همیشه به موقع برسید به هر آنچیزی که ذوق آن را دارید و کنار کسانی عمر بگذرانید که شور و شوق زیستن را در شما بیشتر میکنند. الهی همیشه خوشحال باشید، شادمان، آرام، سرزنده... و خوشحال... #نرگس_صرافیان_طوفان یلدا مبارک 🍉
رفیق روزهای قشنگم! یه پاییز هم کنار شما دوست عزیز گذشت زمستان هم فرا رسید… اگر سردت شد خبرم کن تا برایت بسوزم… بهانههای دنیا تو را از یادم نخواهد برد در قلبم جاری هستی.. هفتهات پربرف، لبت پرخنده… همایون پورصائب یلدایت مبارک🍉🫂
کلی تحت تاثیر حرف های این دختر شدم آفرین به این بچه های قدر شناس ایرانی
ممنون از امام جماعت. مسجد امام سجاد علیه السلام و هئیت امنای محترم مسجد و نماز گذاران خوب مسجد که هم همدردی کردند هم نماز لیله الدفن خواندن
без подписи
صبح 28 مهر ماه 1404 #رادیو_مرسی @MER30TV 👈💯
без подписи
میگن مادر نیستی که بدونی منو یاد قدیما میندازه که بچه بودم
هفت خان رستم به نقل از شاهنامه فردوسی
روی شیشه ی عقب ماشینش نوشته بود: یه نفر هست که نه فیسبوک ، نه وات ساپ نه ... صلوات بر محمد صلی الله علیه و آل او
کار صفحه بندی شده برایتان گربه تجویز میکنم کنار صفحه نمونه لاتین یه گربه از بالا به پایین میاد کم کم البته باید برای سامانه ی ارشاد بار گذاری بشه انشالله برای چاپ راهی چاپ و کتابفروشی ها بشود مترجم نسرین علی پور ویراستار زهره رضا زاده_نگار پورصائب انتشارات 1404 پورصائب نوبت چاپ اول
من برای دندانی که امروز کشیدمش غمگینم! فکر کن از بچگی بامن بوده و همراهیام کرده و جزئی از من بوده و امروز وقتی دکتر گفت باید کشیده شود، گفتم: یعنی هیچجوره نمیشود نجاتش داد؟ هنوز به دنبال نگه داشتنش بودم، دندانی که مدتها بخاطرش درد کشیدهبودم و مطمئن بودم یکبار عصبکشی شده و اینبار که درد گرفته، فقط راهچارهاش کشیدن است و تلاش میکردم با قرصهای مختلف نجاتش بدهم و کمی بیشتر آن را همراهم داشتهباشم، حتی به قیمت درد کشیدن! نمیخواستم به جای خالیاش فکر کنم... درد میکشیدم که کمی بیشتر نگهش دارم و نبودنش را به تعویق میانداختم. انگار از جای خالیاش میترسیدم، از اینکه عضوی که در من ریشه دوانده و همیشه بوده و همراهیام کرده، ناگهان دیگر نباشد... درست مثل رابطههای آسیبزا و آدمهایی که از یکجایی به بعد نه تنها نقش مفیدی ندارند، که فقط آسیب میزنند و آزارمان میدهند و زخمهایی که به مراتب به آنها رجوع میکنیم و نگهشان میداریم، فقط چون آشنا هستند. رنج میکشیم و درد میکشیم چون دلمان نیامده طنابِ به نخ متصل ماندهی زخمها و رنجهای آشنا را قطع کنیم! دندانی که از ریشه گذشته و درد میکند و راهی هم برای نجاتش نمانده را باید کشید! باید دل کند از چیزها و آدمها و مکانهایی که بخاطر همزیستی و وابستگی و عادت، نگهشان داشتهایم و بواسطهی همین نگه داشتن، به دفعات زخمی شدهایم و آسیب دیدهایم. دل بکنید و رها کنید و یکبار عمیقا درد بکشید تا برای همیشه از یک عذاب و رنج مزمن و تکراری خلاص شوید. نگران جای خالی نباشید، جای خالی به وقتش با گزینهی مناسب پر خواهد شد... #نرگس_صرافیان_طوفان
روزی حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود که مرد میانسالی را در حال کار بر روی زمین کشاورزی دید. حاکم پس از دیدن آن مرد بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند. روستایی بی نوا با ترس و لرز در مقابل تخت حاکم ایستاد. به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب هم به او بدهید. حاکم که از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد به مرد کشاورز گفت میتوانی بر سر کارت برگردی. ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند، حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت! همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا، منتظر توضیح حاکم بودند! حاکم از کشاورز پرسید : مرا می شناسی؟ کشاورز بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید. حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود. حاکم گفت: بخاطر داری بیست سال قبل که من و تو با هم دوست بودیم، در یک شب بارانی که درِ رحمت خدا باز بود، من رو با آسمان کردم و گفتم خدایا به حقّ این باران و رحمتت، مرا حاکم نیشابور کن! و تو محکم بر گردن من زدی و گفتی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم، هنوز اجابت نشده، آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟! یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد. حاکم گفت: این هم قاطر و پالانی که می خواستی، این کشیده هم تلافی همان کشیده ای که به من زدی! فقط می خواستم بدانی که برای خدا، حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد! "نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ" : "بندگانم را آگاه کن که من بخشنده ی مهــــربانم !" این ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد. از خدا بخواه، و زیاد هم بخواه. خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست و به خواسته ات ایمان داشته باش
امام رضا علیه السلام کرامتش بر همگان ثابت شده حرفی نیست من در عجبم این چهار ده معلول مادر زادی که از جاهای مختلف اومدن چجوری دلشون یکی بوده که شفا رو برای همدیگه خواستن جمع بستن بیاییم یاد بگیریم از اینها برای جمع دعا کنیم
در تمام لحظات کتاب هدیه بدهیم چه کادوی تولد چه کادوی عیدی و چه نذر کتاب دوست و مونس، خوب انسانها هست 🌹
میخواهم ندانم! ملتفت نباشم! نفهمم! که نمیدانی چه آرامش عمیق و عزیزی در نفهمیدن است! که نمیدانی چه لذتی دارد به هیچ چیز فکر نکنی و نگران هیچ اتفاق و احتمالِ در آستانهی وقوعی نباشی! که نمیدانی چه لذتی دارد خودت را رها کنی و به جریان زندگی بسپاری؛ درست مثل تکه چوبی وسط اقیانوس! مثل برگی رها شده از شاخه، مثل پرندهای ایستاده لبهی پرتگاه... خوشبین باش! عمیق نشو و ببین که چقدر آرامی! چقدر زندگی زیباست و چقدر وقتی که سخت نمیگیری و کمتر فکر میکنی، حال و روزِ بهتری داری! #نرگس_صرافیان_طوفان
آدم ها باید ریشه داشته باشن