- Последний пост
- 26 авг. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
Yeonbin Au: - New Him جایی که یونجون به عنوان مدل، توی یه گالری هنری با یکی از کارمند های گالری، سوبین، روبهرو میشه؛ کسی که به طرز عجیبی براش آشناست. پسر ناشنوایی که یونجون حاضره قسم بخوره تو اعماق خاطراتش، پیانو زدنش رو دیده، و شاید حتی چیزی بیشتر از اون.
Sorry, I love you
از دور برات دست تکون دادم. هودی قرمز و شلوار جین آبی پوشیده بودی و توی محوطه سینما مثل یه ستاره می درخشیدی. کلی زحمت کشیده بودم تا تونسته بودم برای سینما رفتن قانعت کنم. پس امروز برام ارزش خاصی داشت. همین که بهم رسیدی، بلیت ها رو توی دستت گذاشتم و همونطور که به سمت دکه پاپکورن می رفتم گفتم: + همینجا وایستا الان بر میگردم. قبل از اینکه برم تونستم لبخندت رو ببینم، خدای من، چطور انقدر زیبا میخندی؟ سریع با سطل بزرگ پاپ کورن برگشتم. دستت رو گرفتم و به سمت پرده کشیدم، با لبخند قشنگت که هنوز روی لب های خرگوشیت بود دنبالم میومدی. چال روی گونهت، کنار لبخندت خودنمایی می کرد و جوری لطیف و ظریف بود که چطور می تونستم عاشقش نباشم؟ نیم رخت توی تاریکی سینما هم، وقتی نور روی صورتت افتاده بود، مثل همیشه بی نقص بود. حتی اشک هات بی نهایت زیبا بودن. تو اولین و تنها کسی هستی که حتی وقتی گریه میکنه هم انقدر زیباست. با انگشت شستم اشکات رو پاک کردم و موهای بلوندت رو با دست دیگهم نوازش کردم: + فیلم ارزشش رو نداره. سرت رو به نشونهی مثبت تکون دادی و دوباره به صفحه نمایش زل زدی. مگه اون پردهی نورانی چی داشت که اینطوری محوش شده بودی؟ چی میشد اگه همونطوری به من نگاه می کردی؟ - چرا اینطوری به من زل زدی؟ مگه کلی اصرار نکردی که این فیلم رو ببینیم؟ سریع نگاهم رو ازت گرفتم و جوابی ندادم. من اصلا علاقهای به فیلم دیدن نداشتم. فقط میخواستم تو رو ببینم. آروم زمزمه کردی: - یونجون؟ نگاه شیفتهم قفل لبهات شد. چرا انقدر کم حرف می زدی وقتی صدات از لطیف ترین صداهای دنیا هم شیرین تر بود؟ چرا وقتی شنیدن اسمم از لبهات انقدر دلنشین بود، صدات رو ازم دریغ می کردی؟ دوباره صدا زدی : - یونجون؟ این بار خنده توی صدات بیشتر شنیده می شد: - از فیلم خوشت نیومده نه؟ میدونستم خوشت نیومده! الکی منو کشوندی اینجا خودت هم پشیمونی! میدونستم این فیلمای آبکی سلیقت نیست. + آبکی؟ من بودم که دو دقیقه پیش داشتم گریه میکردم؟ سرت رو پایین انداختی: - من... من فقط یاد خودم افتادم. عالی بود. من حتی نگاه نکرده بودم که تو توی کدوم صحنه گریه کرده بودی. + مگه چی بود؟ با چشمهای گرد شده بهم زل زدی: - واقعا توقع داری بهت بگم که یک عمر مسخرهم کنی؟ + چند بار تا حالا مسخره کردم که اینجوری میگی؟ - شاید این دفعه کردی زیادی مسخره بود آخه. دستام رو دور شونه هات حلقه کردم: + اگه مسخره بود که گریه نمیکردی. دستام رو از دور بدنت باز کردی و کنار زدی: - یکم مثل دوستای معمولی باش یونجون. بعد صدات رو پایین تر آوردی: - هر کی ندونه فکر میکنه کاپلی چیزیایم. چطور میتونستم مثل دوست معمولی رفتار کنم وقتی تو برام یه دوست معمولی نبودی؟ چطور میشد مثل یه دوست رفتار کنم وقتی تو برای فقط دوست بودن زیادی زیبایی؟ + ببخشید سوبین... میدونستم پشیمون میشم، ولی دیگه نمیتونستم پنهونش کنم. نگاهم رو از چشمهای متعجبت گرفتم به زمین دوختم: + من دوستت دارم سوبین، برای همینه که نمی تونم مثل یه دوست معمولی رفتار کنم. - یونجون... بدون توجه به صدای بهتزدهت ادامه دادم: + می دونم احمقانه است. معذرت میخوام که باعث خراب شدن دوستیمون شدم. ولی دیگه نمی تونم پنهونش کنم. با احساس دستت که روی شونم گذاشتیش سرم رو بالا آوردم. این حرکات دوستانهت همیشه آخرین امیدهای ته دلم رو میکشت. - متاسفم... این آخرین کلمه ای بود که قبل از ترک کردن من توی محوطه سینما گفتی. اونی که باید متاسف می بود تو نبودی، من بودم. + من متاسفم سوبین. متاسفم که دوستت دارم... #oneshot
видео или голосовое, без подписи
Cinema Tickets 🎟✨
𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐓𝐡𝐞 𝐑𝐚𝐢𝐧 ... چند دقیقه دیگه از مدرسه میاد بیرون، بچه ها اونجا جا گرفتن، به محض اینکه از مدرسه بیرون بیاد... با دو تا از انگشتاش تفنگ درست کرد و روی سر خودش گرفت: - بنگ! میخوام ببینم که میمیره. ... داستان یه عشق ساده، بین معلم و شاگرد، توی یه کشور غریب؟ یا... یه انتقام برنامه ریزی شده؟ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝑷𝒂𝒓𝒕ˡᵃˢᵗ 𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ #undertherain
𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐓𝐡𝐞 𝐑𝐚𝐢𝐧 ... ماموریتش احمقانه ترین ماموریتی بود که تا حالا داشت. گول زدن یه بچه دبیرستانی و بوسیدنش روی پل برای اینکه پدر مسیحیش بفهمه یه پسر گی داره؟ اونم پدری اصلا به وجود بچهش اهمیت نمیداد؟ ... داستان یه عشق ساده، بین معلم و شاگرد، توی یه کشور غریب؟ یا... یه انتقام برنامه ریزی شده؟ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝑷𝒂𝒓𝒕³,⁴ 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ³ 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ⁴ #undertherain
- سوبین اینجا رو نگاه کن! چرخیدی و قبل از اینکه بفهمی چی شده از صورت مبهوتت عکس گرفتم. وقتی فهمیدی دارم عکس میگیرم و لبخند زدی، دوباره ازت عکس گرفتم. دوربینو پایین آوردم و بهت زل زدم، هنوز داشتی بهم نگاه میکردی و لبخند میزدی. چطور انقدر زیبا بودی و زیباییت هیچ وقت برام تکراری نمیشد؟ لبخند که میزدی و چشمات نیمه بسته میشدن، گونه های نرمت حالت میگرفتن و چاله گونه هات خودشونو نشون میدادن، ولی من فقط به لب هات نگاه میکردم که از همیشه پرستیدنی تر به نظر میومدن. حتی الانم که به عکسات نگاه میکنم ناراحتم که چرا بیشتر از لبخندت عکس نگرفتم، چرا بیشتر از لب هات عکس نگرفتم، چرا بیشتر از حضورت عکس نگرفتم. شاید اگه میدونستم امروز قرار نیست باشی، قرار نیست هیچ وقت برگردی، قرار نیست ببینمت یا حتی صداتو بشنوم، بیشتر این کارو میکردم. ولی سوبین، این درست نیست که از وقتی رفتی حتی دیگه به خوابم هم نمیای. مگه نگفته بودی قرار نیست هیچ وقت ترکم کنی؟
видео или голосовое, без подписи
با اینا یه وانشات مینویسم نه فورا ولی حتما
𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐓𝐡𝐞 𝐑𝐚𝐢𝐧 ... بعد از اینکه سوبین رو به خونهش رسوند، گوشیش رو برداشت و به پارک، که چند دقیقه پیش زنگ زده بود زنگ زد. - الو؟ - مگه نگفته بودم به من وقتی مدرسه ام زنگ نزنین؟ اگه پسره مشکوک میشد چیکار میکردی؟ ... داستان یه عشق ساده، بین معلم و شاگرد، توی یه کشور غریب؟ یا... یه انتقام برنامه ریزی شده؟ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝑷𝒂𝒓𝒕² 𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ #undertherain
𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐓𝐡𝐞 𝐑𝐚𝐢𝐧 وقتی معلم ریاضی جدیدی وارد مدرسه میشه، سوبین سال آخری اونو فقط سرنوشت برداشت میکنه. مهم نیست اگه نمیدونه پدرش کیه یا چرا از اول عمرش تو کشوری خارج از کشور خودش بزرگ شده و مادرش هم به سوالاتش جوابی نمیده. مهم فقط اینه که یونجون رو پیدا کرده. داستان یه عشق ساده، بین معلم و شاگرد، توی یه کشور غریب؟ یا... یه انتقام برنامه ریزی شده؟ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝑷𝒂𝒓𝒕¹ 𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ #undertherain
𝐓𝐡𝐞 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫𝐬 ... دوباره چشماشو باز کرد و به یونجون پیام داد. + «یه روزی جبرانش میکنم هیونگ.» گوشیش رو خاموش کرد و روی میز گذاشت، هنوز تازه چشماشو بسته بود که جواب پیامش اومد. - «چرا همین امشب جبرانش نمیکنی؟» ... ورژن دوم بلادی لاو، وقتی که دو تا قاتل سریالی با هم برخورد میکنن. 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑯𝒐𝒓𝒓𝒐𝒓, 𝑪𝒓𝒊𝒎𝒊𝒏𝒂𝒍, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝑷𝒂𝒓𝒕⁷ 𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ #TheKillers
𝐓𝐡𝐞 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫𝐬 ... + هیونگ... هیونگ لباسم... یونجون با شنیدن لحن ترسیده سوبین مطمئن شد که قطعا دوباره یه گندی زده. - چیکار کردی سوبین؟ سوبین درو بست و سعی کرد در اروم ترین حد ممکن حرف بزنه. + تهیون لباس خونیمو پیدا کرده. ... ورژن دوم بلادی لاو، وقتی که دو تا قاتل سریالی با هم برخورد میکنن. 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑯𝒐𝒓𝒓𝒐𝒓, 𝑪𝒓𝒊𝒎𝒊𝒏𝒂𝒍, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 𝑷𝒂𝒓𝒕⁶ 𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ #TheKillers
𝐄𝐥𝐞𝐜𝐭𝐫𝐢𝐜 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 ... - الان که همه اومدین، وقتشه که بهتون بگم. وقتی مطمئن شد حواس همه سمتشه ادامه داد: - پروژه 9 / 13 56 781، یا همون... چوی یونجون، برای همیشه بسته شد. ... 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑺𝒄𝒊𝒆𝒏𝒄𝒆, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 (𝑺𝒐𝒐𝒃𝒊𝒏 𝒕𝒐𝒑) 𝑷𝒂𝒓𝒕ˡᵃˢᵗ 𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ #ElectricHeart
𝐄𝐥𝐞𝐜𝐭𝐫𝐢𝐜 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 ... دستای یونجون از روی شونههاش سر خوردن و پایین افتادن. + یه جای دیگه؟ باید... باید از اینجا برم؟ من نمیخوام برم. اینجا خونهمه چرا باید برم. - فقط یه مدت. زود برمیگردی. خودش میدونست که داره دروغ میگه. یونجون هم میدونست. ... 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑷𝒆𝒓𝒍𝒂 𝑽𝒊𝒐𝒍𝒂 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑺𝒄𝒊𝒆𝒏𝒄𝒆, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒃𝒊𝒏 (𝑺𝒐𝒐𝒃𝒊𝒏 𝒕𝒐𝒑) 𝑷𝒂𝒓𝒕¹¹ 𝑊𝑎𝑡𝑡𝑝𝑎𝑑 𝑇𝑒𝑙𝑒𝑔𝑟𝑎𝑝ℎ #ElectricHeart
The End
видео или голосовое, без подписи
25