Product Drafts
Статистикаهر چی به ذهنم میاد رو مینویسم اکثرا بی ربط @mahdimajidzadeh @productbooks @productinbox
- Последний пост
- 24 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
پروژه PM Feed چیزی بود که خیلی وقته تو ذهنم بود. تا یه بخشی ش رو هم برای نیاز شخصی م ساخته بودم. چیزی که تو ذهنم این بود که چطوری میشه مقالات خوب رو راحت تر خوند. پروژه PM Feed شامل مقالات با کیفیت و دستچین شده مرتبط با توسعه محصول، لیدرشیپ و گروث هست که مقالات توش هم خلاصه شدن و هم امتیاز گرفتن و اگر این موضوعات مورد علاقه تون باشن میتونین بهترین هاش رو توش بخونید. یه سری قابلیت دیگه هم داره مثل اینکه موضوعات مورد علاقه تون رو انتخاب کنید. یا اینکه به مقالات امتیاز بدین. لینک پروژه https://feed.majidzadeh.ir/ لینک دعوت https://feed.majidzadeh.ir/register?ref=zmkQrLEX - اگر از پروژه خوشتون اومد خوشحال میشم که برای دوست های پروداکی و همکارات بفرسید. - بسیار خوشحال تر میشم که برای بهتر شدنش فیدبک بدین. - از اونجایی که کل پروژه ساخته و پرداخته دوست عزیزم کلاد هست به احتمال قوی باگ داره که اگر حوصله داشتید حتما بهم بگید. - سایت یه مدل هزینه ای هم داره که برای سرور و خرید و محتوا و هزینه ai که با مدلی بین همه تقسیم میشه و من قصد درآمد زایی ندارم. - در آخر هم آرشیو کامل لنی و چند وبلاگ پروداکی دیگه هم به زودی در سایت قراره میگیره ارادت
تجربه ساختن با ai پارسال که یه سری تلاش کردم که با ai کد بزنم، سال ها بود که کد نزده بودم و بیشتر تلاشم این بود که از ترند عقب نیوفتم با کرسر بود و تقریبا همه فرایند کد زدن رو مثل قبل طی می کردم ساختار پروژه و کلاس و کدها رو سعی میکردم خودم تعیین کنم و فقط بخش هایی رو میدادم کرسر انجام بده تجربه خوبی نبود، اون پروژه ها هیچ وقت منتشر نشدن چون خوب نبودن و تموم کردن پروژه تو شلوغی که داشتم کار سختی بود چند ماه پیش گفتم یه شانسی هم به کلاد کد بدم، به کلاد کد مقاومت داشتم (به اشتباه). مقاومت هم سر این بود که کد رو که نمیشه فقط از پنجره چت و نوشتن ساخت. اما تجربه م فوق العاده، کیفیت خروجی خیلی خوب و نگاه به اینکه من خودم باید کد رو بخونم و تو ادیتور باشه رو شست برد تو این مدت از مرتب کردن سیستم تا ساختن ارائه تا مرتب کردن و ساختار دادن به یادداشتم هام تو ابسدین تا ساختن ابزار هایی که هیچ وقت توانایی ساختن ش رو نداشتم رو همه شو با کلاد ساختم مثلا یکی ش یه افزونه برای متمم که آمار مقالات خونده و مقالاتی که میخوام بخونم رو نگه داره، چیزی که مدت ها میخواستم داشته باشم ولی بلد نبودم بسازم. یا یه افزونه دیگه که کارهایی که دوس دارم حین نتگردی داشته باشم رو برام راحت کرد.
تجربه ۴ ساله من از بولت ژورنال روز اول هر ماه من یه تسک مهم دارم، جمع بندی ماه و این ماه میشه ۴۸مین ماهی که دارم این کارو انجام میدم. جمع بندی ماه یکی از بخش های بولت ژورنال نویسیه. رایدر کارول که یه طراح محصول بود (شاید الانم باشه)، از یادداشت برداریهای دیجیتال و پییچدگیش و آشفتگیش خسته شده بوده، یه روش برا خودش درست میکنه و اسمش رو میذاره بولت ژورنال یا به اختصار بوژو bojo و بعدش با یه مهارت مارکتینگ فوق العاده، یک سایت میزنه و یک کتاب هم براش مینویسه و میشه آنچه که شد. ادامه در https://mjdz.ir/s/bujo @productdrafts
داستان از وقتی شروع شد که چند ماه پیش، همسرم پیشنهاد داد یه پرینتر سهبعدی بخریم. حس میکرد با روحیات و علایقم جور درمیاد. طبق معمول اولش مخالفت کردم. همیشه وقتی تو اکسپلورر چیزی درباره پرینت سهبعدی میدیدم، پر از تنظیمات عجیب و پیچیده بود. فکر میکردم حوصله یاد گرفتن یه چیز انقدر پیچیده رو ندارم. ولی اخیرا که یه بازهای که هم ذهنم درگیر بود، هم وقت اضافه داشتم، دوباره ایده داشتن پرینتر سهبعدی برام جذاب شد. شروع کردم یه کم تحقیق کنم که ببینم اوضاع از چه قراره. تجربه خرید و داشتن پرینتر سه بعدی رو توی وبلاگ نوشتم https://mjdz.ir/s/3d-printing
🎯 ضدکتابخانه چیست؟ — کتاب جدید بخرید، حتی اگر کلی کتاب نخوانده دارید 🔴 ویدئوی کوتاهی از اومبرتو اکو به جا مانده است که در آن، نویسندۀ مشهور ایتالیایی، پشت به دوربین، در کنار کتابخانۀ عظیم شخصیاش راه میرود. تمام دیوارهای خانۀ بزرگ او، تا سقف، پر از کتاب است. بعد در طول مصاحبهای دربارۀ کتابهایش میگوید: کسانی که کتابخانۀ مرا میبینند، دو دسته میشوند: یکدسته بازدیدکنندگانی هستند که میگویند «وای! چقدر کتاب دارید! چندتا از آنها را خواندهاید؟» و بقیه، که اقلیت بسیار کوچکی هستند، میدانند که این کتابها نشاندهندۀ چیزهایی که من میدانم نیست، بلکه بحثی است دربارۀ آینده. 🔴 اکو با این دستهبندی به یکی از پرچالشترین بحثها میان «آدمهای کتابی» و بقیه اشاره میکند: اینکه آیا فقط باید کتابهایی را بخریم که قصد داریم آنها را بخوانیم؟ 🔴 نسیم نیکولاس طالب، در کتاب مشهور خود، قوی سیاه، مفهومی را معرفی میکند که برای فهم این موقعیت به ما کمک میکند: «ضدکتابخانه». طالب میگوید ضدکتابخانه مجموعۀ کتابهایی است که خریدهاید اما نخواندهاید. اگر در مسیر یادگیری و دانشوری قدم بردارید، هر چقدر جلوتر میروید، ضدکتابخانۀ شما هم بزرگتر خواهد شد. در این نگاه، کتابهایی که خواندهاید به مراتب بیارزشتر از کتابهایی هستند که هنوز نخواندهاید. ضدکتابخانۀ شما بهترین انگیزهبخش ادامۀ مسیر یادگیری است. 🔴 مفهوم «ضدکتابخانه» به موضوع گستردهتری در تحقیقات روانشناختی اشاره میکند که میگوید تصور فرد از میزان نادانستههایش، نشانۀ دقیقی از روحیه و رویکرد علمی اوست. هرچقدر فرد دانش گسترده، انتقادی و موشکافانهتری داشته باشد، بهتر میداند که «چقدر نمیداند». 🔴 در عصر مصرفگرایی، کتاب خریدن هم میتواند مثل خریدن بسیاری چیزهای دیگر که واقعاً نیازی به آنها نداریم، به رفتاری بیمعنا تبدیل شود. بااینحال، مصرفگراییِ کتابی فواید خاص خودش را هم دارد. فوایدی که از قضا، از مدتها پیش از دوران تولید انبوه، شناختهشده بودند. مفهوم ژاپنی تسوندوکو اشاره به وضعیتی دارد که در آن فرد در نزدیکی خودش، مقدار زیادی کتابِ نخوانده نگه میدارد، در حالی که میداند به این زودی فرصت و موقعیتی برای خواندن آنها نخواهد داشت. اما صرف حضور آنها باعث فروتنی و اشتیاق فرد به دانستن میشود. 🔴 این حالتی است که خیلیها هنگام حضور در کتابخانههای بزرگ احساس میکنند. تحقیقی در این باره میگوید: صرف حضور در کنار قفسههای تمامنشدنی کتاب، شوق خواندن را در دل بسیاری از افراد زنده میکند. 🔴 علاوهبرآن، بسیاری از کتابها، مثل دایرهالمعارفها یا لغتنامهها اصلاً به این منظور طراحی نشدهاند که خواننده از ابتدا یا انتهای آنها را بخواند. آنها راهنماهایی برای تحقیق هستند که به وقت نیاز به آنها مراجعه میکنید. کتاب خریدن هم چنین چیزی است. وقتی میخواهید کتابی بخرید، شاید بهتر باشد به جای اینکه از خودتان بپرسید: «آیا وقت میکنم آن را بخوانم؟» از خودتان بپرسید: «دلت میخواهد آن را بخوانی؟» 📌 آنچه خواندید خلاصه و مروری است بر این چند مطلب: Umberto Eco’s Antilibrary: Why Unread Books Are More Valuable to Our Lives than Read Ones نوشتۀ ماریا پوپوا، منتشر شده در وبسایت مارجینالیان؛ All Those Books You’ve Bought but Haven’t Read? There’s a Word for That، نوشتۀ کوین میمز، منتشر شده در نیویورک تایمز و گزارشی از تحقیقی در دانشگاه پنسیوانیا دربارۀ آثار روانشناختی حضور در کتابخانه، با عنوان The psychology behind the well-being benefits of libraries، منتشر شده در وبسایت دانشگاه پنسیلوانیا. @tarjomaanweb
اگر دنبال دنبال این هستین که تو تعطیلات نوروز چه کتابهایی بخونید، لیست زیر پیشنهادهای من هستند: کتابی که در حال خوندش هستم: آناتومی پیشرفت از اونجایی که در حال حاضر در حال خوندنش هستم احتمالا خیلی قوی نمی تونم پیشنهادش بدم اما حرف کتاب رو خیلی پسندیدم، کتاب…
یه پست دیدم از اینکه از chatgpt پرسیده بود که اگر بخوای بگی چرا نباید خوندن رو عقب بندازم چی بهم میگی گفتم این سوال خودمم بپرسم ازش و اما جواب تصور کن نسخهای از خودت را ده سال بعد، که در اتاقی ساکت نشسته و سکوت آن اتاق پر از پژواک فرصتهای از دست رفته است. قفسههای کتاب پر نشدهاند از کتابهایی که خواندهای، بلکه سنگینی داستانهایی را در خود دارند که هرگز کشف نکردی، دانشی که هرگز کسب نکردی و دنیاهایی که هرگز واردشان نشدی. آن نسخه از خودت با اندوهی آرام به تو نگاه میکند، میداند هر باری که امروز به تعویق انداختی، در واقع یک قدم کوچک از تبدیل شدن به کسی که همیشه میخواستی باشی، فاصله گرفتی. پشیمانیها جمع میشوند، نه فقط به خاطر کتابهای نخوانده، بلکه به خاطر نسخههایی از خودت که هرگز به آنها اجازه ندادی وجود داشته باشند. حالا تصور کن که امروز کتابی برداری. یک صفحه بخوانی، سپس یک فصل. حس میکنی که ذهنت در حال گسترش است، تخیلت شعلهور میشود و ناگهان ده سال بعد، آن نسخه از خودت در اتاقی نشسته که پر از داستانها، حکمتها و زندگی بهخوبی زیسته شده است. انتخاب با توست. هر صفحه نخوانده، یک جاده نرفته و یک امکان از دست رفته است. تو لایق این هستی که بهترین نسخه از خودت را ملاقات کنی، و تنها راه رسیدن به آن، این است که همین امروز شروع به خواندن کنی. تاپیک: #دیالوگ
یه اصطلاحی داریم تو فضای تخصصی و کاری که میگن فلانی «قد بلنده»! بیاین یه خرده درباره آدم قدبلند صحبت کنیم. قد بلند بودن فقط به فیزیک نیست آدم قدبلند رو در نظر بگیرید، منظورم آدم قدبلند فیزیکی! کم پیش میاد از این آدم بشنوید که دستش به چیزی نمیرسه. دستش به اون ور میز یا طبقه بالای کابینت میرسه، میتونه بدون نیاز به چهارپایه لامپ رو عوض کنه، و معمولا کمتر احساس محدودیت داره. برای این آدم، «دست نرسیدن» یه مفهوم نامفهومه؛ یا دستش میرسه، یا اون چیز واقعا دور از دسترسه. حالا این مفهوم رو بیاریم توی محیط کاری. آدم قدبلند تو کار کسیه که دستش به خیلی از مسائل میرسه، نه فقط به خاطر اینکه توانایی فنی بالایی داره، بلکه چون درک وسیعی از مسائل داره، ارتباطات درستی ساخته، و راهحلهای متنوعی رو بلده. اگه کاری براش «نشدنی» باشه، یا واقعا محال فیزیکی و منطقیه، یا هنوز وقت کافی برای رشد و بلندتر شدن نذاشته. چطور توی کار قد بلند بشیم؟ قدبلند بودن تو کار نیاز به رشد دائمی داره. به نظرم یه سری ویژگیها هست که کمک میکنه آدم دستش به مسائل بیشتری برسه: - بلندپروازی هوشمندانه – اینکه فقط دنبال پیشرفت باشی کافی نیست، باید بدونی کِی و چطور رشد کنی. - مهارتهای متنوع – هرچی بیشتر بلد باشی، احتمال اینکه بتونی یه مسئله رو حل کنی بیشتره. از مذاکره و مدیریت تا تکنیکهای جدید تو حوزه کاری خودت. - شبکه ارتباطی قوی – بعضی وقتا قدبلند بودن یعنی بدونی چه کسی میتونه کمکت کنه. ارتباطات مثل چهارپایهای میمونه که بهت کمک میکنه دستت به جاهای دورتر برسه. - حل مسئله و خلاقیت – آدمای قدبلند همیشه یه راهی پیدا میکنن. بعضی وقتا لازم نیست خودت کار رو انجام بدی، کافیه راه بهتری براش پیدا کنی. - پشتکار و تجربه عملی – یه شبِ قدبلند نمیشی! باید تجربه کسب کنی، شکست بخوری، یاد بگیری و قدمبهقدم بلندتر بشی. بقیه میگن “نمیشه”، تو یه راه پیدا میکنی. یعنی وقتی یه فرصت پیش میاد، تو میتونی دستت رو دراز کنی و بگیریش. یعنی وقتی مشکلی سر راهته، ازش عبور میکنی، نه اینکه تسلیمش بشی.
یادگیریم هنوز کار میکنه؟ چند ماهی هست که دارم به این فکر میکنم که آیا روشی که تا الان باهاش چیزای جدید رو یاد میگرفتم هنوزم هم برام کار میکنه یا نه؟ هنوز با این روش میتونم یادگیری موثر داشته باشم یا نه؟ این سیستمی که برا یادگیری دارم هنوز کارایی خودش…
یادگیریم هنوز کار میکنه؟ چند ماهی هست که دارم به این فکر میکنم که آیا روشی که تا الان باهاش چیزای جدید رو یاد میگرفتم هنوزم هم برام کار میکنه یا نه؟ هنوز با این روش میتونم یادگیری موثر داشته باشم یا نه؟ این سیستمی که برا یادگیری دارم هنوز کارایی خودش رو داره یا نه؟ دلیل این شک برمیگرده به اینکه در چندین ماه گذشته حسی از نوع کاهش سرعت یادگیری داشتم و حس میکردم که چیزی یاد نمیگیرم و حتی یادگیریهای قبلیم کارایی نداره برام. تا اینکه تو دو سه هفته گذشته، در چند موقعیت و دیالوگ متوجه شدم که چقدر یادگیریهای گذشتهم به کار میاد و حتی به عبارتی چقدر منو از بقیه جلو انداخته. همین چند تا موقعیت ساده کمککننده بود تا دوباره انگیزه پیدا کنم موتور یادگیری خودم رو روشن کنم. آیا سیستم یادگیریم به قدرت قبل خودش هست و همون تأثیرگذاری رو روی من داره؟ احتمالا جواب نه هست اما این نه به کل مدل یادگیریم نیست و فقط کمی به روزرسانی، کمی روغن کاری و شاید کمی چکش کاری بخواد.
رول مدل ت کیه؟ تو فیدبکهای اخیری که دادم، دیدم یه موضوعی رو دارم زیاد تکرار میکنم: رول مدل ت کیه؟ رولمدل کیست و چه میکند؟ رولمدل یه شخصیتی هست که ممکنه واقعی هم نباشه یا ممکنه ترکیبی از چند نفر باشه و کارش اینکه هر بار با دیدن مهارتهاش و کارهاش ببینی چقدر عقبی و چه چیزهایی رو لازمه یاد بگیری اگر این شخصیت واقعی باشه و از نزدیک میتونین رفتارش رو ببینید، کلی چیزهای ریز قابل یادگیری وجود داره که وقتی میبینی و بهش دقت میکنی، تازه میفهمی چرا یکی شده پروداکت لید یا دایرکتور موفق! یکی که در کارش موفقه (منظور هم موفقیت سالم در یک سازمان سالمه) این مسیر رو از چندین جهت رفته، از نحوه برخورد و کامیونیکیشن تا مدیریت زمان و دانش، تا نحوه تصمیمگیری، تا داشتن استانداردهای مختلف و ... این ترکیب که برای هر کسی ترکیب منحصر به فرده و این ترکیب رو هیچ جایی، نه در کتاب نه در دوره یا کلاسی نمیشه یاد گرفت. رول مدل به من چه؟ از اونجایی که هر کسی ترکیب منحصر به فرد خودشو داره، انتخاب رول مدل به شما کمک میکنه که بتونین تصمیم بگیرید شبیه کی میخواد بشید، این «شبیه کی خواستن شدن» بحث مهمیه، به مدیرهای ارشد دور و برتون نگاه کنین، یکی خیلی اگرسیوه، یکی خیلی نگاه متفاوتی به مسائل داره، یکی خیلی جرئت نداره، یکی رو هیچ چیزی نمیتونه راضی نگه داره و... این تفاوت مهمه همون جور که تفاوت لیدرشیپ استایل ها متفاوته، همون جور که همه شون کار میکنن اما هر کسی یکی شو انتخاب کرده به عنوان استایل خودش در نهایت، انتخاب رول مدل درست این کمک رو میکنه که بتونین استانداردهای جدیدی رو برا خودتون پیدا کنین و از طرفی چندین جهته رشد کنین رول مدل داشتن برا تقلید کردن نیست و برای الهام گرفتنه! پس اگر رول مدل ندارید، رول مدل خودتون رو پیدا کنین و شروع به الهام گرفتن کنید تاپیک: #رشد #مسیرشغلی
اولین بلاگ پستم برا سال ۹۶ هست اون زمان که تصمیم گرفتم شروع به نوشتن کنم، اینجوری بودم که دیگه ماهی یه پست رو که مینویسم. اما زکی خیال واهی کمالگرایی مگه گذاشت! ۴۰۱ این کانال رو زدم، با این خیال که اینجا که پست بلاگ نیست که مته به خشخاش بذارم، ایشالا که بیشتر مینویسم اما بازم زکی خیال واهی اینو دارم مینویسم که به خودم یادآوری کنم مرگ بر کمالگرایی
اگر دنبال این هستین که تو تعطیلات نوروز چه کتاب هایی بخونید، لیست زیر پیشنهادهای من از بین ۶۰ کتابی هست که توی سال ۱۴۰۱ خوندم: مزیت ساختن یه سازمان سالم و سلامت کار خیلی سختیه و کمتر کسی میتونه انجامش بده، کتاب مزیت پاتریک لنچونی به خوبی مولفه های یه سازمان…
سریال this is us درباره یه خواهر و دو تا برادر همسن هست که یکی شون به فرزند خواندگی گرفته شده و سر همین از اون دو تا خیلی باهوش تر و برای درامای سریال حتی سیاه پوست هم هست. (دو تا سفید و مو بلوند) یه جای سریال پدر خوانده از رندال (برادر سیاه پوست) سوال های ریاضی طور میپرسه و پسر با اینکه جواب ها رو میدونه اما نمیگه پدر عصبانی میشه و پسر رو دعوا میکنه که تو که باهوشی چرا انقدر نمره هات بده و چرا تلاش نمیکنی؟ پسر در دفاع از خودش میگه که دوس نداره جواب درست بده چون باعث میشه فقط خودش جایزه بستنی بگیره و خواهر برادرش جایزه نگیرن و این جوری خواهر برادرش از رندال بدشون میاد و نمیخواد که متفاوت باشه حالا این موقعیت رو تصور کنیم در یک پروژه ای بخشی از تیم درگیر بودن و تونستن پروژه رو با موفقیت جلو ببرن اگر بخوام منصفانه تشویق کنیم، بخشی از تیم رو باید تشویق کنیم و اگر این کارو کنیم حس خوبی به اونایی که تشویق نشدن و حتی اونایی که تشویق شدن نمیدیم. اگر همه رو تشویق کنیم، که خوب منصفانه نیست و تاثیر کلی تشویق رو کاهش میده تاپیک #موقعیت_سخت
فایل صوتی مهارت یادگیری محمدرضا شعبانعلی (قسمت ششم) موضوع: یادگیری کریستالی و دروغ و فریب در مذاکره این فایل صوتی چهل دقیقهای صرفاً روی یک موضوع متمرکز هست: دروغ و فریب در مذاکره. آنچه در این فایل صوتی مهم است روندی است که در یادگیری کریستالی شکل میگیرد و بی توجهی به آن، میتواند اثربخشی یادگیری ما را کاهش داده یا اساساً یادگیری را به رویدادی زیان بخش تبدیل کنند.
محمدرضا شعبانعلی – مهارت یادگیری (5) - یادگیری کریستالی
فایل صوتی مهارت یادگیری محمدرضا شعبانعلی (قسمت پنجم) موضوع: یادگیری کریستالی این فایل صوتی چهل دقیقهای، به مقایسه کردن دو نوع یادگیری، پرداخته است. یادگیری قطعه قطعه یا Chunk Learning و مقایسه آن با Crystalized Learning.
مناظره مشارکتی یکی از عبارت هایی که وقتی باهاش آشنا شدم خیلی خوشم اومد collaborative debate هست به معنای مناظره مشارکتی! احتمالا با مناظره آشنا هستید، دو یا چند نفر با هم بحث میکنن تا درستی خودشون یا نظرشون رو ثابت کنن. اما مناظره مشارکتی به معنی اینکه دو یا چند نفر بحث میکنن تا بتونن با مشارکت به یه نتیجهای برسن، قرار نیست نظر کسی بر اون یکی پیروز بشه و شاید نتیجه متفاوت با نظرها در شروع بحث باشه. مناظره مشارکتی واقعا چیز جدیدی نیست و ما تو روزمرههامون هم مناظره مشارکتی داریم، مثلا زمانی که داریم با پارتنرمون درباره اینکه کجا شام بخوریم بحث میکنیم، یکی میگه بریم فلان جا اون یکی میگه نه پیتزاش خوب نیست امشب استیک بخوریم و اون یکی میگه استیک بهمان جا خوبه و اون یکی میگه اگر میخوایم بریم بهمان جا که پاستاهاش خیلی بهتره. مساله اینجاست که در خیلی از جاها، ما جای مناظره مشارکتی، مناظره میکنیم و دنبال اثبات درستی خودمون یا نظرمون هستیم، این اتفاق به طور مشخص خیلی در کار سازمانی اتفاق میوفته. به نظرم برا اینکه بیشتر بتونیم مناظره مشارکتی داشته باشیم، یه پارادیم شیفت میخوایم، گاردمون رو پایین بیاریم، به هوش جمعی اعتماد بیشتری داشته باشیم و جای دفاع از خود، به فکر رسیدن به بهترین نتیجه باشیم برچسب: #طرز_فکر
دیسیپلین در ایجاد و حفظ عادتها ایجاد دیسیپلین عملکردی طولانی مدت، مانند کاهش مصرف قند، ورزش منظم یا بیدار شدن در صبح زود، میتواند برای بسیاری از افراد چالش برانگیز باشد. با این حال، چندین استراتژی وجود دارد که میتوانید برای کمک به ایجاد و حفظ دیسیپلین در این زمینهها به کار ببرید: ۱. تعیین اهداف واضح و قابلدستیابی: به وضوح آنچه را که میخواهید به دست آورید تعریف کنید و اهداف واقعبینانه تعیین کنید. اطمینان حاصل کنید که اهداف شما مشخص، قابلاندازه گیری، قابلدستیابی، مرتبط و محدود به زمان هستند (اهداف SMART). برای مثال، به جای گفتن «میخواهم بیشتر ورزش کنم»، هدفی مانند «۲۰ دقیقه در روز و سه بار در هفته ورزش خواهم کرد» تعیین کنید. ۲. از کوچک شروع کنید و به تدریج افزایش دهید: زمانی که با گامهای کوچک و قابل کنترل شروع میکنید، اغلب ایجاد دیسیپلین آسانتر است. با وارد کردن تغییرات کوچک در روتین خود شروع کنید و به تدریج شدت یا مدت زمان را در طول زمان افزایش دهید. به عنوان مثال، اگر میخواهید مصرف شکر را کاهش دهید، با کاهش مصرف میان وعدهها یا نوشیدنیهای شیرین یک روز در هفته شروع کنید و به تدریج از آنجا گسترش دهید. ۳. یک روتین ایجاد کنید: ایجاد یک روتین ثابت میتواند به خودکارسازی رفتارهای شما کمک کند و پیروی از آنها را آسانتر کند. زمانهای خاصی را برای فعالیتهایی مانند ورزش یا بیدار شدن در صبح تعیین کنید و تا حد امکان به آنها پایبند باشید. با گذشت زمان، این به یک عادت تبدیل می شود و نیاز به تلاش آگاهانه کمتری دارد. ۴. یافتن انگیزه درونی: دلایلی که میخواهید این عادات را بپذیرید را شناسایی کنید. خواه بهبود سلامتی، افزایش سطح انرژی، یا دستیابی به اهداف شخصی باشد، ارتباط با انگیزههای اساسی شما میتواند انگیزه و عزم لازم را برای حفظ دیسیپلین فراهم کند. این انگیزهها را به طور مرتب به خود یادآوری کنید. ۵. پیشرفت خود را پیگیری کنید: پیشرفت خود را ثبت کنید تا پاسخگو بمانید و دستاوردهای خود را زیر نظر داشته باشید. از ابزارهایی مانند دفتر روزمره نویسی، برنامه ردیاب عادت یا تقویم برای پیگیری تلاشهای خود استفاده کنید. دیدن پیشرفت شما به صورت بصری میتواند انگیزه دهنده باشد و دیسیپلین را در شما را تقویت کند. ۶. به دنبال حمایت و پاسخگویی باشید: اهداف و پیشرفت خود را با یکی از دوستان، اعضای خانواده یا یک گروه پشتیبانی به اشتراک بگذارید. داشتن کسی که شما را مسئول نگه دارد و شما را تشویق کند میتواند تفاوت چشمگیری ایجاد کند. پیدا کردن یک دوست ورزشی یا پیوستن به یک انجمن متمرکز بر عادتی که میخواهید ایجاد کنید، در نظر بگیرید. ۷. با خود صبور و مهربان باشید: ایجاد دیسیپلین نیازمند زمان و تلاش است. بدانید که شکستها و لغزشها بخشی عادی از روند هستند. اگر شکستی را تجربه کردید، خود را به خاطر آن مقصر ندانید. در عوض، از آن درس بگیرید و دوباره به اهداف خود متعهد شوید. موفقیت های خود را در طول مسیر جشن بگیرید تا با انگیزه بمانید. به یاد داشته باشید که دیسیپلین داشتن در کارها مهارت است که با تمرین میتوان آن را توسعه داد. با گامهای کوچک شروع کنید، ثابت قدم باشید و به تدریج تلاشهای خود را گسترش دهید. با گذشت زمان و پشتکار میتوانید دیسپلین لازم را برای رسیدن به عادات و اهداف مورد نظر خود پرورش دهید.