- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 141
- 1/48двое суток
- 161
- 1/72трое суток
- 174
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گرفتار چند ماجرای شخصیام و فرصت خواندن و نوشتن ندارم. تنها یک چیز را خلاصه مینویسم. تمام فضای مدیای فارسی و همینطور رسانههای جریان اصلی آمریکا، پر شدهاند از خبر اتمام ذخایر استراتژیک موشک پاتریوت و تحت فشار قرار گرفتن پنتاگون و در نهایت پیشنهاد آتشبس. من هرچه گشتم، دیدم این خبر نه منبع درستی دارد، نه مبتنی بر آمار و داده صحتسنجی شده خاصی است. من گمان میکنم این خبر با هدف دیگری به این شکل گسترده در حال انتشار است. البته رسانههای داخلی که چشمشان به دهان میناستریم آمریکایی است و معمولاً استراتژی خاصی جز «ما پیروزیم» و «ما سواریم» وجود ندارد. آنها محل صحبت و اعتنا نیستند. اما هیچ بعید نیست که در آمریکا کسانی اراده کرده باشند که با این اخبار، باد زیر دامان جمهوری اسلامی بیاندازند و او را تشجیع کنند و در سوی دیگر، به بهانه «موشک رهگیر نداریم» اصطلاحاً «ناز کنند» و با برگه ایران از اعراب حاشیه خلیج فارس امتیاز بگیرند. بماند که نبود موشک رهگیر، حتی به فرض صحت، به هیچ وجه دست ارتش ایالات متحده را در جایگزین کردن پلنهای نظامی آفندی یا پدافندی نمیبندد.
پست اینستاگرام پدرام شکری، برادر سپهر شکری، معروف به «سپهر بابا»: + نمیترسی از خاندان پهلوی عکس و فیلم میگذاری؟ - تخمشو دارم میذارم
یک نفر از کارکنان یک فروشگاه کفش در خیابان پیروزی تهران، با اکانت خود فروشگاه زیر پست اعدام یکی از جاویدنامان کامنت زشتی میگذارد. به فاصله تنها دو روز، چنان واکنش خشمآلودی از مردم میگیرند که مجبور میشوند ویدئوی «گه خوردم» پر کنند و بگویند نویسنده کامنت با ایشان قطع همکاری کرده. پرویز پرستویی به «پهلوی و هوادارانش» لعنت میفرستد و در کمتر از ۲۴ساعت، هفتاد میلیون کامنت خشمآلود ملت چنانش به وحشت میاندازد که بدو، بدو میآید به مالهکشی. از آن طرفش را هم بگویم. در این مدت در اکسپلور اینستاگرام با ترند جدیدی مواجه شدم که فروشنده میگوید: «شنیدم هواداران پهلوی بامعرفتاند. میشه خواهش کنم برام لایک و کامنت بگذارید تا صفحهام بالا بیاد؟» و بلااستثنا هزاران کامنت، عمدتا «جاوید شاه» و عبارات مشابه گرفته است و به اکسپلور رسیده تا به چشم من و شما هم بیاید. صفحات متعدد لباس و اکسسوری و حتی طلا و جواهر که المانها و نمادهای انقلاب شیر و خورشید را میفروشند نیز از همین قبیلاند. عرضم این است: بازار هیچگاه دروغ نمیگوید. ما در اکثریت مطلقیم و هواداران حکومت و سه فاسد و... در اقلیت محض. قدرت و توان خود را به هیچوجه دستکم نگیرید. طرف مقابل با علم به همین حقیقت است که به انحای مختلف سعی در شکستن ما دارد. مقاوم باشیم. به هم روحیه بدهیم. همدیگر را تسلی دهیم. مراقب هم باشیم. از حال هم باخبر باشیم. هیچکدام از ما نباید با اندوه خودش تنها باشد و تنها بماند. کمی دیگر باید طاقت بیاوریم.
جنایت دی ماه نه تنها از حیث ابعاد کشتار هیچ مشابهی در تاریخ معاصر ایران ندارد، بلکه از جهت تحقیر داغدیدگان و توهین به کشته شدگان نیز قطعاً بینظیر است. ما پیشتر و در جریان قیام ۹۸ و جنبش مهسا نیز مواردی را از ایجاد مزاحمت برای مراسم ترحیم و یا شکستن سنگ قبرها شاهد بودیم. اما پرت کردن جنازه جلوی پدر و مادرها، رها کردنشان با بدن برهنه بر زمین سولههای متفرقه، شیرینی گرفتن از خانوادهها، دفن در گورهای سیمانی بینشان، اشاره توهینآمیز به یخچال حمل اجساد در رسانه رسمی حکومت و این آخری، توهین به جاویدنامان در یک پلتفرم اینترنتی وزارت اطلاعات، سطحی از بیشرمی و وقاحت و پفیوزیاند که نظیرش را تاکنون ندیده بودیم. جمهوری اسلامی آشکارا در پی «تغییر روایت» و «شکستن بازماندگان» بهطور همزمان است. حکومت با قبحزدایی از توهین به جاویدنامان، در واقع علاوه بر آنکه میکوشد روحیه بازماندگان را بشکند، در پی انسانیتزدایی از آنان است تا اولا خود را تبرئه کند و ثانیاً زمینه را برای کشتار بعدی فراهم نماید. در این میان، به میدان آمدن سلبریتیها و بازیگرها برای شنیعترین خونشویی تاریخ، آنهم بی هیچ شرم و لکنتی، حیرتآور است. چهرههایی مانند واشقانی، امین زندگانی، غفوریان، جوان، زن جدید بیژن و... یک دوجین کثافت دیگر که نامشان را نمیبرم، به معنای حقوقی و دقیق کلمه «شریک جنایت»اند و در فردای ازادی ایران باید محاکمه شوند. این آن چهره واقعی جمهوری اسلامی بود که امثال ما سالها فریادش زدیم و به بدبینی و تندروی متهم شدیم، اما جمهوری اسلامی چیزی بهمراتب بدتر از آنچه ما میگفتیم را رقم زد. پ.ن: کشتگان آن سال، مظلومترین کشتگان بودند....
پفیوز اصلاحطلب یعنی همین پسرخوانده منتظری که «جنایت سیستماتیک» را به «خطای قاضی» تقلیل میدهد. و البته یقین دارم همین را هم «بفرموده» و برای آرام کردن فضای خشم عمومی میگوید. وای به روزگار تو و امثال تو عماد باقی. وای به روزگارتان
#موقت مجموعه سیگنالهایی وجود دارند که باعث میشوند شخصاً از امشب تا دستکم فردای اربعین، کمی هشیارتر بخوابم، باک بنزینم را پر کنم، پاوربانکم شارژ داشته باشد و در نهایت تخمه و سیگار کافی ذخیره داشته باشم. البته این فقط یک برداشت کاملا شخصی است
✅ گسلایتینگ سیستماتیک ماجرا ساده است؛ مردم ایران خواهان عبور از جمهوری اسلامی هستند. رهبری هم دارند به نام رضا پهلوی. غرب و شرق و سازمانها و افرادی که خود را دشمن ج.ا (اپوزیسیون) معرفی میکنند، قبول نکردند، گفتند فراخوان نداده و معلوم نیست او اکثریت را دارا باشد. مردم با ۴۰-۵۰ هزار کشته، خواستهشان را فریاد زدند. بازهم قبول که نکردند هیچ، صدایشان را هم تحریف کردند. اخیرا دیدم یکی از همینها نوشته در دیماه مردم شعار «زن، زندگی، آزادی» میدادند. قبلا هم از این کارها زیاد کردند. مستندات هم نمیدهند! من را راهنمایی کنید، شاید ندانم! در اعتراضات ۴۰۱ یا «زن، زندگی، آزادی» آیا هیچ رسانه غربی علیه نرگس و مسیح و اسماعیلیون و … رپورتاژی منتشر کرد؟ کسی از سخنرانی رهبر گروه مسلح کردی در پارلمانی ممانعت کرد؟ مطلقا نکردند. ولی در مورد شاهزاده رضا پهلوی، چرا. همه این کارها را کردند. دیدم یک نفر که خودش را اپوزیسیون ج.ا معرفی میکند، با افتخار نوشته رویترز در رپورتاژ علیه «تاریکخانه پهلوی» از من کمک خواست و من کمک کردم. لطفاً بفرمایید کجای دنیا اپوزیسیونی که مدعی دشمنی با حکومت مستقر است، با خبرگزاری دیگری علیه رهبر اکثریت جامعه،با حکومت دیکتاتوری که ۴۰-۵۰ هزار نفر را کشتار کرده، همکاری میکند؟ اصولا چرا یک «رسانه» باید علیه رهبر اپوزیسیون یک حکومت خونریز رپورتاژ تهیه کند؟ کدام رسانه نرگس محمدی را در این سطح به چالش کشیدند؟ چرا هزاران صفحه «تحقیق» و «گزارش» تهیه شده تا اثبات کند در دیماه شعار اصلی «این آخرین نبرده/پهلوی بر میگرده» نبوده است؟ یادآوری میکنم ۴۰ تا ۵۰ هزار «جان» عزیز. ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر، کشته شدند. این موضوعی فقط سیاسی نیست. مردم ایران بایکوت شدهاند. فراتر از بایکوت، به شکلی شرمآور و بهطور سیستماتیک به قول فرنگیها مورد «گسلایتینگ» یا وارونهنمایی قرار گرفتند. عجب روزگار! تاریخ چهها خواهد نوشت... گسلایتینگ یک نوع دستکاری روانی است که در آن فردی یا گروهی تلاش میکند ادراک، حافظه یا واقعیت فرد دیگر را زیر سؤال ببرد و او را به شک در مورد عقل، حافظه یا قضاوت خودش بیندازد. این رفتار معمولاً با هدف کنترل کردن، قدرتنمایی یا فریب دادن طرف مقابل انجام میشود. ✍ امیرهادی انواری
در شرایطی که یک نوجوان هفده ساله، روبهروی لیزر سبز مامور مسلح میایستد، دست میگشاید و فریاد سر میدهد و لحظاتی بعد، خونش چون آبشاری از جمجمه بر زمین میریزد، اینکه «من در بیت رهبری یک شعر دیگر از جیبم درآوردم و خواندم» را مبارزه جا بزنی، یک وقاحت و بیچشم و رویی خاصی میطلبد که در کمتر کسی میتوان نظیرش را یافت. باید به آقای جنتی تبریک گفت که از این نظر رکورددار شدند. ببین! ما کاری به کارتان نداریم. خودتان تنتان میخارد.
از دستبوس میل به تخمبوس کردهای خاکت به سر! ترقی معکوس کردهای راستش، من همان وقت که مجبور شدم درباره فردرپوس چیزی بنویسم، حالم بد شد. با بیمیلی و خشم نوشتم. از شرایطی که در آن گرفتاریم، حالت تهوع گرفتم. از حماقت مستهجن و زننده برخی هموطنانم شرمنده شدم.…
«فرزند صداوسیمای آخوند» دیشب با لحنی ملتمسانه و بهطرز تهوعآوری حقیرانه، با گریه میگفت: «من دیگه کرک و پرم ریخته. همه خط قرمزها رو هم میشناسم. چرا پلتفرم من رو بستید؟» فردوسیپور یکی از نمادهای تقلیل «مطالبه» به «التماس» و «ضدیت» به «مخالفت» و «مدارا…
مصاحبه شاهزاده با رویترز، از حیث پرسشهای جهتدار و حمله شخصی مداوم به ایشان اصلا خوب نبود. هرچه فکر کردم، فایدهای برای این مصاحبه نیافتم. دنیایی که جولانی را بهعنوان رهبر باورمند به دموکراسی میپذیرد، مشکلش با ما ابهام و عدم اقناع نیست. ما به اندازه کافی و بیش از آن، شواهد و ادله اثبات حقانیت خود و شایستگی رهبرمان را به جهان ارائه کردهایم. اساسا کسی هم منتظر نظر رسانههای ورشکستهای مانند رویترز نیست که خبرنگارش بهجای ملت ایران، ایشان را احراز صلاحیت کند. غرور ملی من بهعنوان یک ایرانی اجازه نمیدهد دو تا خبرنگار دوزاری اینطور با نماینده ملتم سخن بگویند. امیدوارم تیم ایشان در هماهنگی مصاحبههای بعدی، این نکته را مدنظر قرار دهند.
#موقت مجموعه سیگنالهایی وجود دارند که باعث میشوند شخصاً از امشب تا دستکم فردای اربعین، کمی هشیارتر بخوابم، باک بنزینم را پر کنم، پاوربانکم شارژ داشته باشد و در نهایت تخمه و سیگار کافی ذخیره داشته باشم. البته این فقط یک برداشت کاملا شخصی است
⚠️ این متن، صریح و خشمگین است بلافاصله بعد از خبر هولناک اعدام دو تن از فرزندان ایران در ملا عام و در برابر چشم مردم، جمعی متشکل از رپر تواب و «خاله» و وکیل حقوق بشری و چند اصلاحطلب کاسب کمپین راه انداختهاند که: «نه به اعدام»! اصلاحطلب یکچنین قحبهزاد بیآزرمی است. بی هیچ خجالتی، از حلق کبود بهترین و مظلومترین فرزندان این ملت استفاده میکند تا از همین الان برای قاتلانشان اماننامه بخرد. آنهم در قالب فعالیت به اصطلاح «حقوق بشری» اساساً عبارت «فعال حقوق بشر» در واقع نام دیگر اپوزیسیون صادراتی جمهوری اسلامی است. این یک فکت است که از پس سالها مشاهده فعالیت این قبیل افراد عرض میکنم. تمام فعالیتهای به اصطلاح «حقوق بشری» درباره ایران بدون هیچ استثنایی، نه تنها هیچ نفع مشخصی به ملت ایران نرسانده، بلکه برعکس، در تمامی موارد به تقليل جنایت جمهوری اسلامی پرداخته است. شما نگران خشونتاید، یا نگران آن حرامی که پرستاران بیمارستان رجایی را در زیرزمین جمع کرد و وقتی در برابر دستور عدم درمان زخمیها مقاومت کردند، با شاتگان به صورتشان شلیک کرد؟ یا آن پلیدی که به جنازه زنی تعرض کرد و فیلمش را برای همسرش فرستاد؟ یا آنکه در تبریز با ماشین از روی سر معترض بر زمین افتاده رد شد؟ یا آنکه وارد بیمارستان شد و به مجروحان تیر خلاص زد؟ یا آنکه در خیابان مغز بچه شانزده ساله را متلاشی کرد؟ یا آنکه جلوی چشم پدر، قلب فرزند را هدف گرفت و بعد ایستاد به رقصیدن؟ یا آنکه بازار رشت را آتش زد و نگذاشت کمک برسد تا زنده زنده بسوزند؟ یا.... ما دامان ایران را از نجاست وجود این خنازیر مادون انسان میپالاییم و دهان نحس نجس امثال شما را نیز گل میگیریم. کمپینتان را فرو کنید در ماتحتتان پفیوزهای بیهمه چیز رانتیزاده.
بهطور خلاصه، ترامپ همه انرژی خیزش و مشروعیت ملی آن را خرج تفاهمی کرد که احتمالا اکنون مشغول خواندن بندهایش هستید. میتوانم درباره بندها حرف بزنم. میتوانم درباره تاثیر هر کدام از این کلمات، روی روحیه ملتی که نزدیک یک سال است زیر بار خردکنندهترین استرسها…
ضدیت مشتی کمخرد کودکمغز سادهانگار و احمقهای مفید جمهوری اسلامی با جنگ، نه وطندوستی، بلکه در واقع ضدیت و دشمنی با ملت ایران است. به یک دلیل ساده و واضح؛ تا جنگ اندکی فروکش میکند، چوبههای دار وقیحانهتر و بیشتر برپا میشوند. اگر یکی، یکی میکشتند، اینبار سهتا، سهتا میکشند. اگر مخفیانه میکشتند، اینبار در ملا عام میکشند. میکشند و به ملت دهنکجی میکنند که: «کاری از دستتان بر نمیآید.» معنای این اعدام در ملا عام این بود. تحقیر و خوارداشت ملتی را اراده کردند که با چشم دیدند چگونه سقوطشان را به انتظار نشستهاند. تاریخ این ملت، تاریخ ما که مشتی حرامی صدایمان را خبه کردهاند، نه جنایت را از یاد خواهد برد، نه خیانت را فراموش خواهد کرد و نه حماقت را خواهد بخشید
خبر وقتی از حد تواتر خارج میشود، دیگر یک خبر نیست. فکت است. امثال این یا این خبر را در این روزها از رسانههای مختلف و به انحای مختلف شنیدهایم. پیام دیشب منسوب به الیاف سلولز و تاکید امروز مجموعه حاکمیت بر ادامه ناامنسازی تنگه هرمز نیز در جهت تقویت گزارههای مستتر در همان خبرها عمل میکنند. آنچه دورتر از همیشه به نظر میرسد «توافق» است. ادامه👇 ترامپ در جنگ چهل روزه، با تحریک غریزه بقای جمهوری اسلامی، دنیا را به اکران رایگان جنون حاکمان تهران برد و نتیجتاً، الان دیگر دفاع از «سیاست مهار جمهوری اسلامی» بهجای «اسقاط و یا فلجسازی» بسیار دشوار شده است. اهل پیشبینی نیستم. نیز، از این پیشبینی بازیها که این روزها سکه رایج فجازی است، بدم میآید. اما وضعیت بهگونهای پیش میرود که دیگر هیچ نوع ژیمناستیک خبری نمیتواند مرا قانع کند که احتمالی ولو اندک برای توافق قائل باشم. آنچه مینویسم، احتمالاتی است که مبتنی بر عقل سلیم به ذهنم متبادر میشود. تنها دو سناریو باقی است؛ نخست، دستیابی به یک تفاهم موقت با هدف به تعویق انداختن رویارویی نظامی؛ و دوم، ورود آمریکا به یک جنگ تمامعیار. در حال حاضر، شخصاً احتمال وقوع این دو سناریو را تقریباً برابر میبینم. درباره خودِ جنگ، و بهویژه اصطلاح «جنگ تمامعیار» که این روزها از زبان برخی مقامات آمریکایی نیز شنیده میشود، دو تصور قابل طرح است. سناریوی نخست، وقوع جنگی گستردهتر از جنگ ۴۰ روزه اخیر است؛ جنگی که میتواند به تهران کشیده شود، زیرساختهای انرژی، نیروگاهها و دیگر مراکز حیاتی را هدف قرار دهد و در نهایت، جمهوری اسلامی را در وضعیتی شبیه یک حکومت ازکارافتاده و فاقد توان راهبردی رها کند؛ الگویی که از برخی جهات میتوان آن را با رویکرد دولت جورج بوش پدر در قبال عراقِ صدام حسین پس از جنگ ۱۹۹۱ مقایسه کرد. سناریوی دوم، اقدام برای اسقاط کامل نظام است؛ سناریویی که تحقق آن، به باور من، مستلزم ورود مستقیم و تمامعیار اسرائیل و همچنین شکلگیری یک ائتلاف گسترده از تمامی بازیگران درگیر، از اوکراین گرفته تا کشورهای عرب منطقه و حتی کشورهایی مانند انگلستان و تا حدودی فرانسه خواهد بود. ارزیابی شخصی من این است که حتی اگر یک تفاهم موقت نیز حاصل شود، این تفاهم در نهایت به توافقی پایدار منجر نخواهد شد و صرفاً زمان وقوع یکی از دو سناریوی جنگ را به تعویق خواهد انداخت. در صورت امضای تفاهم، احتمال تحقق سناریوی نخست ــ یعنی تضعیف حداکثری جمهوری اسلامی بدون تلاش برای اسقاط فوری آن ــ را بیشتر میدانم. اما اگر چنین تفاهمی شکل نگیرد، به گمان من دولت آمریکا در نهایت ناگزیر خواهد شد گزینه اقدام مستقیم برای اسقاط حکومت را در دستور کار قرار دهد؛ اقدامی که از نظر زمانبندی، ممکن است تا پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا به تعویق بیفتد. در هر دو سناریو، آنچه مهم است آن است که به هیچ قیمتی نباید اجازه داد بعد از حمله گسترده، بقایای جمهوری اسلامی از گیجی مشتی که خوردهاند درآیند و بر کار مسلط شوند. اشتباه روزها و ساعات نخست پس از مرگ خامنهای نباید تکرار شود.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
آتشنشانِ جوان عهدی بسته بود؛ هرجا جانی در خطر باشد، من آنجا خواهم بود. وقتی خیابان پُر از هیاهوی گلوله و آتش شد، حمید مهدوی بارِ جانِ دیگری را بر دوش کشید. این تصویر، روایتِ انسانی است که در میان تاریکی، چراغِ انسانیت را بر دوش میکشد. در این تصویر، قامتِ یکی از نجیبترین فرزندان این سرزمین زیر سنگینیِ رنجِ انسانی دیگر خم شده است. او بهحق، سهمی جاودانه در تاریخ خواهد داشت و در حافظهی تاریخ، چون سرو ایرانی همیشه راستقامت خواهد ایستاد. انسانیتِ حمید مهدوی تصویری برای آراستنِ ظاهر نیست؛ حقیقتی است که باید در رفتار و انتخاب انسان دیده شود. کاش اجازه دهیم این تصویر، همان چیزی بماند که هست. یادآور شجاعت، ایثار و انسانیت. بعضی آدمها را باید از هیاهو پس گرفت و در همان جایی نگه داشت که شایسته آناند؛ در وجدان، حافظه و قلب یک ملت. چنین انسانهایی زخمی بر حافظهی یک ملتاند، زخمی که فراموش نمیشود. چنین تصاویری نباید بر سینهی کسانی بنشیند که معنای آن را نفهمیدهاند. شرافت با تظاهر به دست نمیآید و ایثار، زیوری برای نمایش نیست. نمیتوان از رنج و فداکاری برای کسانی که از معنای آن فاصله دارند، نشان ساخت ✍ بهار
«آریامهر ایران! در آن هنگام که پادشاه ایران بودی، با نیروی خود و شوکت و شکوه ملی، هیچ اهریمنی جرات نگاه ناروا به خاک ایران نداشت. و بعد از آنکه رخ در نقاب خاک کشیدی، آه که داغ چه جانهای جوانی به دل پدران و مادران نشست. ما بودیم، ما دیدیم، سوختیم و اشک ریختیم...…