tgindex
روانپزشکان

روانپزشکان

Статистика
@psychiatristsМедицинаперсидский

گروه پژوهشى اختلالات دوقطبى

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
30
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Медицина (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 514
+1 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
620
29 постов
Вовлечённость
41,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 30
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
184
1/48двое суток
210
1/72трое суток
227

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 👥 کانال یوتیوب انجمن روان‌پزشکی کودک و نوجوان ایران -

  • 8 авг.2087из IACAP

    🎥 آیا شما هم سوگوارِ انتظاراتتان هستید؟ در قسمت چهارم مجموعه مراقبت از کودکان با نیازهای ویژه، دکتر فریبا عرب‌گل درباره‌ی موضوعی صحبت می‌کنند که کمتر کسی جرئتِ حرف زدن از آن را دارد: «سوگ والدین». ✅ مراحل سوگ را بشناسید. ✅ تفاوت سوگ طبیعی و پیچیده را درک کنید. ✅ یاد بگیرید چطور با «پذیرش»، کیفیتِ رابطه با فرزندتان را متحول کنید. یک گفتگوی التیام‌بخش برای تمام والدین. 📍 لینک مشاهده: https://youtu.be/hvbL7qF4RMM

  • 👥 پیشگیری اجتماعی سکته مغزی (Primordial Prevention) ✍ دکتر بابک زمانی؛ یادداشت روز دوشنبه روزنامه شرق 👤 پیشگیری اجتماعی، که گاه از آن با عنوان «پیشگیری بنیادین» نیز یاد می‌شود، به‌تازگی به‌طور رسمی در آخرین ویرایش مراجع و گایدلاین‌های پزشکی وارد شده است. با این حال، سال‌ها پیش هرگاه در مصاحبه‌ها می‌پرسیدند که مردم چه کار کنند تا سکته مغزی نکنند، می‌گفتیم ابتدا باید پرسید دولت چه کار کند که مردم سکته مغزی نکنند؟ 👤 معنای این مفهوم آن است که وظایف اجتماعی پزشکان در تقویت پیشگیری اجتماعی، از هر طریق، بخشی از وظایف ذاتی ایشان به‌عنوان پزشک به شمار می‌رود. پزشکان، چه به‌عنوان طبیب در محل درمانی خود و چه به‌عنوان مسئولان نظام سلامت کشور، وظیفه دارند به تقویت پیشگیری Primordial، یعنی اقداماتی که دولت و جامعه برای پیشگیری از سکته‌های مغزی و قلبی بر عهده دارند، یاری رسانند. نه‌تنها این، بلکه پزشکان وظیفه دارند در سازمان‌های مردم‌نهادی که درخواست‌های عمومی را نمایندگی می‌کنند یا قرار است تشکیل شوند و چنین نقشی را بر عهده گیرند، نقش محوری داشته باشند. این موضوع، اگر از نقش ایشان به‌عنوان تصمیم‌گیر اهمیت بیشتری نداشته باشد، قطعاً به همان اندازه مهم است. 👤 آشکار است که مردم برای جلوگیری از سکته‌های مغزی و قلبی به هوایی پاک نیاز دارند. پزشکان، هنگامی که مسئولیتی در نهادهای دولتی و بهداشتی می‌پذیرند، نه‌تنها به‌عنوان یک انسان، بلکه به‌عنوان یک طبیب، همان‌گونه که در برابر نسخه داروها مسئول‌اند، در این زمینه نیز باید احساس مسئولیت کنند. و نه‌تنها این، بلکه وظیفه دارند در سازمان‌های محیط زیستی و سازمان‌هایی که هدفشان هوایی پاک و پالوده است، فعال باشند و مردم را سازمان‌دهی کنند. 👤 به همین ترتیب، فعالیت فیزیکی شهروندان مستلزم وجود پارک، پیاده‌راه و مسیرهای دوچرخه‌سواری و دوندگی است و جز با درخواست عمومی به دست نمی‌آید. 👤 مقابله با دخانیات، به‌ویژه قلیان، جز با مشارکت و روشنگری مردم امکان‌پذیر نیست. این‌گونه مسائل با دستورات غلاظ و شداد دولتی حل نمی‌شوند. در آمریکا حداقل سه سازمان بزرگ مردم‌نهاد تنها برای کاهش مصرف دخانیات توسط هنرپیشه‌ها در فیلم‌ها و سریال‌ها فعالیت می‌کنند؛ یعنی کمپین به راه می‌اندازند، تحریم می‌کنند، پلاکارد به دست می‌گیرند و … . کاهش مصرف دخانیات در سینمای هالیوود در سال‌های اخیر مشهود است. در این زمینه می‌توان گفت کشور ما نه‌تنها بهشت قلیان برای کافی‌شاپ‌ها، بلکه بهشت سیگار برای کارگردانان و هنرپیشه‌ها نیز به شمار می‌رود؛ چیزی که امکانات فیگوراتیو فراوانی در اختیار آنان می‌گذارد و نواقص ایشان را در نمایش احساسات و عواطف آدمی می‌پوشاند. کمپین ناموفق «قلیان‌ها را گلدان کنیم» که سال‌ها پیش در کشور ما راه افتاد، نشانه‌ای از عدم درک اهمیت چنین حرکت‌های مردم‌نهادی است. 👤 در دنیای امروز، بسیاری از آنچه ما برای خوردن انتخاب می‌کنیم، پیش‌تر نوعی فرایند آماده‌سازی را گذرانده‌اند. تنها دولت است که می‌تواند، زیر فشار و مطالبه سازمان‌های مردم‌نهاد، بر نحوه تهیه این مواد و میزان نمک و سایر املاح آن‌ها نظارت داشته باشد. 👤 در خاتمه باید گفت اگرچه در حال حاضر بر نقش استرس در بروز سکته‌های مغزی تا اندازه‌ای اغراق می‌شود، اما نقش استرس و مهم‌تر از آن، شرایطی که موجب استرس شده‌اند، مانند جنگ و بحران‌های اجتماعی، در بروز سکته‌های قلبی و مغزی قابل انکار نیست؛ عواملی که نه‌تنها بروز سکته‌های مغزی را تشدید می‌کنند، بلکه اقدامات پیشگیری و درمان آن را نیز با اشکالات جدی روبه‌رو می‌سازند. 👤 بنابراین، پیشگیری اجتماعی ـ که اکنون جزو وظایف ذاتی پزشکان به شمار می‌رود ـ حکم می‌کند که آنان در همه حال صلح‌طلب باشند، با جنگ‌طلبی مقابله کنند و در بحران‌های اجتماعی جانب اصلاح و مدارا را بگیرند. حضور اجتماعی و قابل رؤیت چنین جریان‌ها و تفکراتی در میان مردم، به‌ویژه در بحران‌های اجتماعی، نیرویی عیر قابل انکار در جهت صلح و مدارا خواهد بود. https://t.me/bzyad

  • 27 июн.56161из traumapsychiatry

    🔘 یادآوری پیشنهاد انجمن‌های علمی و سازمان‌های مردم‌نهاد به تاریخ پنجم اسفند ۱۴۰۳، برای تعیین روز «آگاهی از ضربه‌ی روانی»:   جناب آقای دکتر محمدرضا ظفرقندی وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی   با سلام و احترام. نظر به اهمیت آگاه‌سازی عمومی در ارتباط با نقش مهم ضربه‌ی روانی (تروما) در زندگی فردی و اجتماعی مردم و تاب‌آوری جامعه، انجمن‌ها و تشکل‌های زیر پیشنهاد می‌کنند روزی به عنوان نماد یادآوری اثر مخرب ضربه‌ی روانی و لزوم آمادگی جامعه برای مقابله با آن در کشور تعیین شود. به همین منظور، در برخی از کشورها نیز روزهایی با عناوین مختلفِ مرتبط با تبعات ضربه‌ی روانی و اختلال استرس پس از سانحه نام‌گذاری شده و هر سال گرامی داشته می‌شود. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود روز هفتم تیر، مصادف با حمله شیمیایی عراق به سردشت، به عنوان «روز آگاهی از ضربه‌ی روانی» اعلام و در تقویم رسمی کشور گنجانیده شود.  _

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 27 июн.43333из traumapsychiatry

    🔘 بازنشر پیام‌های آموزشی به مناسبت روز پیشنهادی «آگاهی از ضربه‌ی روانی» -

  • 21 июн.580212из IPA95

    📎 اطلاع‌رسانی مهم ابلاغ استاندارد کد مصاحبه تشخیصی ۹۰۰۰۴۵

  • 👥 وبینار اسکیزوفرنیا؛ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ -

  • 👥 «ماندن یا رفتن؟» 👤 سخنرانی دکتر همایون امینی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران -

  • 7 февр.883122из IPA95

    📎 پیام همدردی و تسلیت دیدگاه‌های انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در مورد حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴ انجمن علمی روان‌پزشکان ایران بر خود فرض می‌داند کشته‌شدن جمعی از هم‌وطنان‌مان را به ملت شریف و داغدار ایران تسلیت بگوید و همدردی خود را در قبال این ضایعه فراموش‌نشدنی ابراز نماید. ما همچنین خشونت عریانی را که شاهدش بودیم، به‌شدت محکوم می‌کنیم. برای یافتن ریشه‌های بحران لازم نیست راه درازی بپیماییم و دست به تئوری‌سازی‌های غریب بزنیم. حاکمیت باید با پذیرش مسئولیت، با نگاهی به احوالات جامعه و نوع حکمرانی جاری، به اصلاح عملکرد خود و دیدن ریشه‌های اصلی نارضایتی، ناکامی، دل‌زدگی و ناامیدی‌های روزافزون مردم بپردازد. در شرایط بحرانی کنونی، صرفاً از طریق ساده‌سازی یا روایت‌سازی، به‌ویژه از طریق نمایش خشونت آشکار یا رفتار توهین‌آمیز رسانه‌ای نمی‌توان پاسخ‌گوی پیچیدگی وضعیت کنونی بود؛ روشی که نه‌تنها نمی‌تواند تسکینی بر درد مردم باشد، بلکه به تداوم چرخه‌ای از تنش و خشونت خواهد انجامید. عدم پذیرش مسئولیت، نه‌تنها احساس امنیت روانی شهروندان را تضعیف می‌کند، بلکه مؤلفه‌های اساسی سلامت روان اجتماعی، از جمله اعتماد متقابل، احساس تعلق و امید به آینده را نیز با آسیب مواجه می‌سازد. در چنین شرایطی که داغ و غم جامعه با نگرانی ناشی از جنگ احتمالی پیچیده‌تر شده است، مردم نیازمند مسئولیت‌پذیری، همدلی، تسلی‌بخشی و امکان سوگواری هستند، نه قدرت‌نمایی، تهدید و مجازات‌های شدید. باید احساسات غالب در جامعه را به رسمیت شناخت و برای ترمیم آن تلاش کرد؛ اگر زمانی برای ترمیم باقی مانده باشد. برخوردهای سطحی یا نمایشی با اندوه اجتماعی، به‌جای کمک به ترمیم روانی جامعه، ممکن است احساس طرد، خشم پنهان و بی‌اعتمادی را تقویت کند. رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های رسمی، نقش فراموش‌شدهٔ مهمی در بازتاب واقعیت رنج شهروندان و فراهم‌کردن بستری برای گفت‌وگویی انسانی و مسئولانه دارند. انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، در چارچوب مسئولیت حرفه‌ای و اجتماعی خود، بر ضرورت کاهش فوری خشونت، حفاظت از حقوق و جان بازداشت‌شدگان، در نظر گرفتن انصاف و رأفت، رعایت اصول دادرسی شفاف، پرهیز از برخوردهای شدید و شتاب‌زده و حمایت روانی از خانواده‌های داغ‌دیدگان با تأکید بر فراهم‌سازی امکان سوگواری، پایبندی عملی به اصول اخلاقی، حقوق بشر و موازین انسانی تأکید می‌کند. چشم‌پوشی بر این میزان رنج انسانی، نه با اخلاق سازگار است و نه با مبانی علمی سلامت روان. ما همدردی صمیمانهٔ خود را با قربانیان و بازماندگان این رویدادهای تلخ اعلام می‌کنیم و بر این باوریم که تنها از مسیر خردورزی، مسئولیت‌پذیری و تلاش برای یافتن راه‌حل‌های غیرخشونت‌آمیز می‌توان از تداوم این روند آسیب‌زا جلوگیری کرد و زمینهٔ ترمیم سلامت روان جامعه را فراهم ساخت. شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ هیات مدیره انجمن علمی روان‌پزشکان ایران #بیانیه #هیات_مدیره

  • 7 февр.619159из traumapsychiatry

    🔘 ترومای جمعی دی‌ماه: شکست شاه‌کلید ➖ بخش اول ✍️ امیر شعبانی دی‌ماه ۱۴۰۴ را می‌توان نمونه برجسته‌ای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای…

  • 7 февр.456127из traumapsychiatry

    🔘 ترومای جمعی دی‌ماه: شکست شاه‌کلید ➖ بخش اول ✍️ امیر شعبانی دی‌ماه ۱۴۰۴ را می‌توان نمونه برجسته‌ای از تجربه ترومای جمعی در جامعه ایران دانست؛ ترومایی که هنوز به پایان نرسیده است. وضعیت پیش از این فاجعه عبارت بود از حرکتی جمعی به سمت «دامنه هرم نیازهای مازلو» و زندگی برای بقا، زمینه‌ای از «سلامت روانی-اجتماعی نزولی»، شرایط بحران در بحران و «انباشت بحران‌های رسیدگی‌نشده»، «بلاتکلیفی» درازمدت در ابعاد گوناگون زندگی، و فروپاشی تدریجی افق‌های معنا. و آنچه در این دوره فاجعه‌بار تجربه شد، برای بسیاری از مردم نه یک فاجعه‌ی گذرا یا یک سوگ قابل گذار، بلکه رویدادی بی‌سابقه، بهت‌آور و روایت‌ناپذیر بود؛ مواجهه‌ای مداوم با ترس، فقدان، بی‌ثباتی و بی‌پناهی؛ فقدان‌هایی بدون مجال سوگواری و حتی بدون پذیرش رسمی. این رویارویی ضربه‌ای تمام‌عیار بود؛ آن هم ضربه‌ای به پیکر نحیف جامعه‌ای از پیش بی‌اعتماد، افسرده، خشمگین و آسیب‌دیده. حضور ویژگی‌های مخرب گونه‌گون این رویداد، آن را مهیب‌تر از انواع مشابه تروما کرده است؛ ویژگی‌هایی چون: گستره آسیب در سطح کشور، تعداد زیاد جان‌باختگان و مجروحان، اَشکال نامتعارف آسیب‌دیدگی، حمله از طرف هموطن، قطع راه‌های ارتباطی با دیگران و شنیده نشدن صدای قربانیان، عدم دسترسی به حمایت و همدلی، شنیدن روایت‌های گیج‌کننده و نا‌همخوان، عدم امکان سوگواری متناسب، مشاهده صحنه‌های دلخراش و ویدیوهای فراوان خشونت و سوگ و بازتولید ضربات مکرر روانی، ... . بر این اساس، انتهای ظاهری ترومای جمعی دی ۱۴۰۴، آغاز یک فرآیند ترمیم نبود، بلکه باید آن را ورود به مرحله‌ای از فشار تروماتیک مزمن تلقی کرد. به بیان دیگر، جامعه هنوز وارد فاز «پس از تروما» نشده، بلکه در وضعیت درون‌تروما (in-trauma) قرار دارد. بازنگری در ایده «شاه‌کلید» پیش از این، در یادداشتی بر این ایده تأکید کرده بودم که «شاه‌کلید سلامت روانی-اجتماعی در دست سیاست‌گذاران است». این ایده در بستری مطرح شده بود که با وجود همه نقایص و مشکلات، هنوز تصور می‌شد می‌توان بر پایه حداقلی از اعتماد عمومی، نقشی تعیین‌کننده و امکان مداخله مؤثری برای ظرفیت نهادی و سیاست‌گذاری کشور قائل شد. اما شرایط کنونی نشان می‌دهد که آن فرض‌ها دیگر برقرار نیستند و زمینه اجتماعی و روانی دچار دگرگونی اساسی شده است. ناکارآمدی ظرفیت‌های نهادی، اختلال مزمن در مدیریت بحران، و از همه مهم‌تر، مضمحل‌شدن اعتماد عمومی، باعث شده‌اند که الگوی کلاسیکِ مداخله بالا‌به‌پایین عملاً کارایی خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی که شاید اساساً قفل سالمی نمانده باشد، سخن گفتن از «شاه‌کلید» بیش از آنکه راه‌گشا باشد، می‌تواند گمراه‌کننده شود. جامعه‌ی بحران‌زده زیر ترومای طول‌کشیده یکی از ویژگی‌های اساسی وضعیت کنونی آن است که ترومای روانی کماکان در جریان است. ابهام، تهدید، ناامنی و فشار روانی همچنان حضور دارند و به اشکال مختلف، تجربه زیسته مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهند. و این همه، در زمینه‌ای از فقر و نابرابری و تورم درازمدت - و این بار در اسف‌بارترین وضعیت اقتصادی - در جریان است. در این میان، ناهمخوانی میان روایت‌های رسمی و تجربه قربانیان و سوگواران، خود به عاملی برای «بازتولید تروما» بدل می‌شود. «معتبرسازی» تجربه قربانی، بخشی اساسی از مدیریت مؤثر تجربه تروما و سوگ است و به‌عکس، محدودسازی صدای قربانی و نشنیدن ناله و اعتراض او، می‌تواند احساس بی‌اعتباری، خشم، و بی‌پناهی‌اش را تشدید کند. ناگوارتر از آن، ابراز واکنش‌هایی برای عادی نشان دادن یا حتی اصیل و برحق جلوه‌دادن اِعمال خشونت بر قربانی است؛ رفتاری که نشان می‌دهد اِعمال خشونت و آسیب اساساً عملی «خارج از حوزه قضاوت اخلاقیِ» افراد مرتکب آن است و چنین متبادر می‌کند که گویی ایجاد آسیب اصولاً موضوعی در حوزه اخلاق نیست. این همان است که زیگمونت بومن (Zygmunt Bauman)، کوری اخلاقی (moral blindness) می‌نامد. هم‌زمان با این وقایع، انتشار گسترده تصاویر و ویدیوهای دلخراش، بدون امکان درنگی برای «پردازش شناختی» و شکل‎‌گیری چهارچوب معنایی جدیدی برای آن، و بدون امکان سوگواری جمعی، بسیاری از افراد را در معرض «ترومای ثانویه» (re-traumatization) قرار داده است. در چنین فضایی، عامل «گذشت زمان» که می‌توانست در یک مدیریت و رسیدگیِ ایده‌آل تا حدی ترمیم‌کننده زخم‌های روان قربانیان باشد، برعکس، خود به عاملی برای ادراک تنوع غیرقابل تحملی از انواع ضربات و انباشتگی آسیب‌ها بدل شده است. ادامه دارد...

  • без подписи

  • 28 дек.8103из rmansouri_ir

    ما اهل علم ایران چکار داریم می‌کنیم؟ سخنرانی رضا منصوری چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۰ پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، پژوهشکده علوم زیستی تهران، خیابان شهید لواسانی، جنب خیابان فربین، آمفی‌تئاتر پژوهشگاه دانش‌های بنیادی https://ipm.ac.ir/

  • 12 дек.80778из IPA95

    اعتراض به دکتر سید سجاد رضوی معاون درمان وزیر بهداشت در مورد راهنمای تجویز متیل‌فنیدیت بخشی از نامه که متن کامل آن فردا منتشر خواهد شد عبارت است از: - روند تدوین، اصلاح و نهایی‌سازی راهنماهای تجویز داروها که از دوره پیش و ذیل آن معاونت آغاز شده دارای مشکلات اساسی است - اختلال بیش‌فعالی-کم‌توجهی، یک اختلال پیچیده‌ی روان‌پزشکی است که تشخیص دقیق و درمان اثربخش آن به تخصص و تجربه بالینی در روان‌پزشکی نیاز دارد که مشخصا توسط افراد دارای تخصص روان‌پزشکی، فوق‌تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان و سایر فلوشیپ‌های مرتبط قابل انجام است. تشخیص اشتباه، عدم دقت در پایش اختلالات همراه و درمان نامناسب این اختلال می‌تواند پیامدهای سوء از جمله تجویز نادرست دارو، عوارض جانبی جدی، تشدید مشکلات روانی-رفتاری و در نهایت مخاطرات جبران‌ناپذیر برای بیماران به همراه داشته باشد. - متخصصین مغز و اعصاب، هر چند در حوزه بیماری‌های سیستم عصبی تخصص دارند، اما فاقد آموزش و تجربه‌ی تخصصی لازم برای ارزیابی جامع و درمان صحیح اختلالات روان‌پزشکی کودک به ویژه ADHD هستند. بنابراین، اعلام صلاحیت تشخیص و تجویز داروهای کنترل‌کننده رفتارهای این بیماران به همکاران نورولوژیست تصمیمی غیرعلمی و خارج از چارچوب استانداردهای بین‌المللی درمان می‌باشد. - افزوده شدن پزشکان دوره دیده (مراقبت‌های حمایتی و تسکینی سرطان) دارای گواهی مورد تایید وزارت بهداشت به افراد صاحب صلاحیت تجویز محلی از اعراب ندارد. نامه به امضای افراد زیر رسیده است: دکتر سید وحید شریعت رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران دکتر فاطمه رنجبر دبیر هیات دانشنامه تخصصی روان‌پزشکی دکتر جواد علاقبندراد رئیس علمی انجمن روان‌پزشکی کودک و نوجوان دکتر رزیتا داوری آشتیانی دبیر هیات دانشنامه فوق تخصصی روان‌پزشکی کودک و نوجوان #اعتراض #راهنمای_تجویز #متیل_فنیدیت

  • без подписи

  • без подписи