سایکوتراپیسم
Статистикаتکه هایی از روانشناسی و رواندرمانی، فلسفه، ادبیات و موسیقی برای علاقه مندان
- Последний пост
- 3 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Психология
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در کف شیر نر خون خوارهای غیر تسلیم و رضا کو چارهای از تسلیم عارفانه تا جبرِ نورولوژیک؛ دیالوگ یک بیت کهن با علمِ مدرن این بیت، در نگاه نخست، بیان درماندگی انسان در برابر قدرتی قهار است. اما در خوانشِ عرفانی، «تسلیم» نه از سر ضعف، که اوجِ آگاهی و رهاییست؛ پذیرش این که در برابر حقیقتی بزرگتر، هیچ «چارهای» جز گردننهادن نیست. شاعر، راه رهایی را در نفی «خود» و سپردن به جریان کلان هستی میبیند. حال، این تفکر کهن را در کنار کتاب «Determined: A Science of Life without Free Will» از رابرت ساپولسکی، عصبشناس برجسته ی دانشگاه استنفورد، قرار میدهیم. ساپولسکی با استناد به انبوهی از شواهد علمی، از ژنتیک و نورولوژی تا تأثیر محیط و تجربیات کودکی، استدلال میکند که «اراده ی آزاد» هذیانی بیش نیست. به باور او، هر تصمیم ما، از انتخاب یک لباس تا مهمترین انتخابهای زندگی، بر اساس زنجیرهای از علّیتهای زیستشناختی و محیطی است که کنترلی بر آن ها نداریم. او معتقد است پرسش اصلی این نیست که در لحظه ی تصمیمگیری چه میگذرد، بلکه این است که «چطور به آدمی تبدیل شدهای که در آن لحظه، آن تصمیم خاص را میگیری؟». در نگاه او، همانطور که تاریخ پزشکی به ما آموخت که تشنج، «تقصیر» بیمار نیست، علم عصبشناسی نیز به ما میآموزد که «تقصیر» و «سزاوار تنبیه بودن» مفاهیمیاند که با درک امروز ما از علّیت رفتار، ناسازگارند. او با رد اراده ی آزاد، به بازتعریف مفاهیمی چون مجازات، اخلاق و زیست جمعی میپردازد و معتقد است پذیرش این واقعیت، هرچند دشوار، سرانجام به جهانی انسانیتر خواهد انجامید. اینجاست که این دو جهانبینی، در عین تشابه، از هم جدا میشوند. بیتِ کهن، «تسلیم» را راهی برای زیستن در برابر «شیرِ خونخوار» پیشنهاد میکند؛ نوعی پذیرشِ عاطفی و روحی. اما ساپولسکی، «تسلیم» را نه یک فضیلت اخلاقی، که یک نتیجهگیری علمی میداند. او از ما نمیخواهد در برابرِ سرنوشت سر فرود آوریم؛ بلکه میخواهد بپذیریم که «سرنوشت» همان شبکهی پیچیده ی زیستشناسی و محیط است و با این آگاهی، میتوان نظامهای انسانیِ عادلانهتری بنا کرد. به تعبیری، عارفِ کهن در برابر شیری میایستد که بیرون از اوست: خدا، تقدیر، سرنوشت؛ اما ساپولسکی نشان میدهد که شیر، درون خود ماست؛ در نورونها، هورمونها و تجربههای ناگزیر ما. و شاید رهایی، نه در مبارزه با این شیر درون، که در شناخت علمی آن و بازاندیشی بنیادین در مفاهیمی چون «تقصیر» و «انتخاب» باشد؛ رهاییای که به قول خودِ ساپولسکی، میتواند «شگفتانگیز و سرشار از سپاسگزاری» باشد.
سلام وقتتون بخیر برای مراجعین خارج از کشور: مجدد تونستم راه پرداخت تعرفه ی جلسات رو باز کنم. این بار انتقال محدودیت های بیشتری داره: فقط به حساب من در ایران و تا مبلغ ۵ میلیون تومن امکان پذیره. این محدودیت وضع شده تا به علت تحریم های ایران و محدودیت های مالیاتی، برای رابط مالیمون مشکلی ایجاد نشه. با این حال میتونیم مبالغ بالاتر از ۵ تومن رو در دو روز واریز کنیم. به نظر میاد که این محدودیت موقت باشه و تا چند هفته ی دیگه وضعیت تغییر کنه. با توجه به برنامه ی زمانی جلسه ها، هر زمان قصد پرداخت داشتید پروتکل انتقال رو شرح میدم.
چقدر آشناست این جملات. اخیراً نیز یک نفر در ایران کتابی نوشته و مدعیست هیچ رستگاری دیگری خارج از این کتاب وجود ندارد و کتاب او تنها راه نجات ِ دنیاست. وی با چنان اعتماد به نفسی از خود تعریف میکند که گویی تمامی متفکرین ِ بشر طی هزار سال گذشته تیله بازی میکرده اند و تنها اوست که به حقیقت رسیده و هیچ حقیقتی خارج از مجرای فکریاش وجود ندارد. احتمالاً با تتلو نیز نسبتی داشته باشند :)) مرحوم شاهرخ مِسکوب میگفت: اساساً من فکر میکنم کار ِ نوشتن یعنی رفتن ِ در تاریکیه؛ کشف ندانسته هاست نه به معنی دانستن، بلکه به معنی ِ آگاه شدن به ندانستن ها. من از خودم صحبت نمیکنم؛ شما هیچ نویسندهی بزرگی رو پیدا نمیکنید که بیاد این رو به شما بگه که من این رو کشف کردم و دانستم و این حقیقته! به محض اینکه گفت حقیقته این حقیقت بدل به یک "ایدئولوژی" میشه و مفت نمیارزه. شاهرخ مِسکوب [۱۳۰۴-۱۳۸۴] -vakilnews- @uttweet
سلام به روی ماهتون برای مخاطبین جلسات آنلاین: گوگل میت از چند دقیقه قبل در دسترس قرار گرفته. اگه پایدار بمونه، به تدریج جلسات رو شروع میکنم؛ بعد از حدود ۱۰۰ روز.
سلام و درود خدمت همراهان عزیز. چند روزی است که دسترسی به نت بینالملل کمکم در حال باز شدن است و احتمالا خیلیهامان از این اتفاق که نمادیست از آزادی و عادی شدن زندگیمان، خوشحالیم؛ و بالطبع که من هم! اما همراه با این خوشحالی یک احساس مخلوطی از ابهام و غم هم در خودم احساس میکنم. احساسی که به نظر محصول این دوران پر از اتفاقات و حوادث گوناگونی است که هر کدامشان بخشهایی از ظرفیت روانی ما را به چالش کشاند. به شخصه متمایلم که این ابهام را سرکوب نکنم. بلکه در تلاش برا درک و معنابخشی به این حس ناراحتکننده باشم. چرا که "شر" همچنان به دنبال درهم شکستن ما و تسلیم شدنمان در برابر بیرحمی و تلخکامی این احساسات توان فرساست و تنها نیرو برای این مبارزه، "امید" است. به امید صحت و سلامتیتان @hamedyekta_psy
ویل دورانت جملهای داره که در ابتدای فیلم «آپوکالیپتو» (Apocalypto) نمایش داده میشه: هیچ تمدن بزرگی از بیرون مغلوب نمیشود، مگر آنکه پیش از آن خود را از درون نابود کرده باشد. علت این پندار که تمدن چندهزار ساله ی ما نابود نشدنیه، چیزی جز گریز ما از واقعیت و احتمالا بالا بودن نارسیسیزم نیست. تمدن ها نابود میشند و ازشون سنگ و کلمه و یاد باقی میمونه؛ چه ۲۵۰ سال سابقه داشته باشند و چه ۲۵۰۰ سال.
گر بمانیم زنده، بر دوزیم جامهای کز فراق چاک شده ور نمانیم، عذر ما بپذیر ای بسا آرزو که خاک شده شیخ بهایی
نمیدونم تا کی تلگرام در دسترسم باشه مراقبت کنید دوستتون دارم❤️
اگه فکر کردید ممکنه کاری از من بربیاد، برای ارتباط با عزیزانتون یا هر موضوع دیگه ای، با اشتیاق و در حد توان در خدمتم
سلام به روی ماهتون امیدوارم این روزها کمتر تلخ کام شده باشید. از هرگونه توصیه ای خودداری میکنم و براتون آرزوهای خوب دارم. اگه دسترسی دارید بنویسید برام. از خودتون، حال و روزگارتون. به مراجعین: متاسفم که حتی نرسیدم جلسه ها رو کنسل کنم. نمیدونم وضعیت چطور قراره پیش بره. دسترسی به اینترنت بین المللی بسیار گرونه و احتمالا دسترسی به پلتفرم های داخلی هم سخت باشه. با این حال اگه دسترسی دارید، میتونیم در پلتفرم "بله" در ارتباط باشیم و به صورت محدود جلسه داشته باشیم. آیدی بله: @azarbaijany_psy اگه خارج ایران هستید هم احتمالا بتونید به "بله" دسترسی پیدا کنید و با عزیزانتون در ارتباط باشید.
سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بود که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند» #حافظ
без подписи
یارانِ ناشناختهام چون اخترانِ سوخته چندان به خاکِ تیره فروریختند سرد که گفتی دیگر زمین همیشه شبی بیستاره ماند. احمد شاملو
حالا حالاها یه ربان مشکی بالای تصویر ذهنیم از هرچیزی خواهد بود. کاشکی آخرِ این سوز، بهاری باشد.
حالا حالاها یه ربان مشکی بالای تصویر ذهنیم از هرچیزی خواهد بود. کاشکی آخرِ این سوز، بهاری باشد.
جلساتِ آنلاین رو به صورت محدود شروع میکنم. این پیام رو میذارم، تا از مراجعین هرکس اینجا هست و میخونه و تمایل داره زودتر شروع کنیم بهم پیام بده. تو این چند روز اگه وضعیت اینترنت و خودم پایدار باشه، جلسات رو با بقیه ی عزیزام هم مجدد شروع میکنم و خودم فردی پیام میدم. دیده و ندیده دوستتون دارم❤️
یارانِ ناشناختهام چون اخترانِ سوخته چندان به خاکِ تیره فروریختند سرد که گفتی دیگر زمین همیشه شبی بیستاره ماند. احمد شاملو
فعلا وضعیت به این صورته که گاهی ارتباط برقرار میشه و پیام ها تبادل میشه. امیدوارم همگی خوب باشید. ۱. ادامه ی جلسه های آنلاین رواندرمانی فعلا در هاله ای از ابهامه. امیدوارم به زودی ببینمتون و از سردی ایام بکاهیم. ۲. امتحان دروس متون روانشناسی(۱) و (۲) اگه حضوری برگزار شه و من در خدمتتون باشم، به صورت جزوه بازه. ۳. دلمون گرم به هم❤️
او نیز ماجرای قتل عام و کابوس قطار مملو از جسدی را که به طرف دریا میرفت باور نکرد... عاقبت قبول شد: هیچکس کشته نشده بود... حکومت نظامی به دلیل اینکه ممکن است براثر رگبار بی انتهای باران مردم به کمک های فوری احتیاج داشته باشند، همچنان برقرار بود... قتل عام شورشیان همچنان ادامه داشت، اما نظامیان این وضعیت را حتی پیش اقوام قربانیان خود که برای گرفتن خبر در ادارات فرماندهی جمع میشدند انکار میکردند و میگفتند: "لابد خواب دیده اید. در ماکوندو نه خبری شده است نه خبری میشود و نه خبری خواهد شد. اینجا شهری سعادتمند است." صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز
آرتور شوپنهاور، چندین سال پیش از تولد فروید، این فرضیه را مطرح ساخت که نیروهای زیست شناسانه ی زیادی بر انسان حکومت میکنند؛ ولی او با خودفریبی تصور میکند که فعالیت های خود را، آگاهانه برمیگزیند. #درمان_شوپنهاور اروین یالوم ترجمه ی کیومرث پارسای