Psyeuphoria.
Статистикаعکاسی که میخواد روانشناس بشه. ⭐️ خونه ی اصلی : @veuphoriaar
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 80
- 1/48двое суток
- 91
- 1/72трое суток
- 98
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چه رابطه ی دوستانه باشه، چه رابطه ی عاطفی.
شاید بخشی از دوست داشتنِ آدمها، همین باشه که اجازه بدیم تغییر کنن و در عین حال، هنوز دوستشون داشته باشیم؛ بدون اینکه مدام نسخهی قدیمیشون رو با آدمی که امروز هستن مقایسه کنیم.
پذیرفتنِ «تغییر کردنِ» آدمها توی رابطه، خیلی چیزها رو آسونتر میکنه؛ اینکه بپذیریم یک آدم قرار نیست تا ابد با همون تصویر و خاطرهای که از روزهای اولِ رابطه ازش داریم فریز بمونه، آدمها تغییر میکنن، رشد میکنن، گاهی فاصله میگیرن، گاهی نزدیکتر میشن و این تغییر، لزوماً به معنی سرد شدن یا کم شدنِ اهمیتِ اون رابطه نیست.
اگه همیشه درگیر اضطراب و استرس هستی و از نشخوار فکری درمورد هر اتفاقی اذیتی، حتما این پادکست رو گوش بده ! ⭐️
چرا ذهنم همیشه بدترین اتفاق رو تصور میکنه؟
پس اگه با " تنها " بودن مشکل داری، سعی کن واسه خودت وقت بذاری و اونطور که میخوای با بقه وقت بگذرونی با خودت هم وقت بگذرونی و تایم خوبی داشته باشی و به جای اینکه به این فکر کنی که حتما یه مشکلی داری که الان تنهایی، به این فکر کنی که چطور میتونم از این تایمم استفاده کنم و به خودم و علایقم نزدیک تر بشم .
و این تنهایی رو با چاشنی انجام دادن کارای موردعلاقمون و سرگرمیای خاص خودمون، دوست داشتنی تر کنیم!
پس کلا باید سعی کنیم حتی اگه برونگرا و اجتماعی باشیم، یه تایم مفید و تنهایی رو با خودمون داشته باشیم و واسه خودمون وقت بذاریم!
اتفاقاً تنهایی مزمن میتونه با مشکلات مختلف سلامت روان و جسم ارتباط داشته باشه.
البته این " تنها بودن با خود" رو نباید خیلی اغراق کنیم توش و با با تنهایی مزمن و منزوی بودن اشتباه نگیریمش!
شاید برای همینه که یک نفر میتونه تنهایی رو فرصتی برای شارژ شدن، فکر کردن و شناخت خودش ببینه؛ در حالی که فرد دیگه همون چند ساعت تنهایی رو به شکل «من دوستداشتنی نیستم» یا «هیچکس منو نمیخواد» تجربه کنه.
و کلا توی این پژوهشا و یه سری آزمایشا که انجام میدن روی افراد مختلف، اون سری از آدمایی که باور منفی ای نسبت به تنهایی دارن، توی تایم تنها بودنشون خیلی سختی میکشن و احساس بدی بهشون دست میده، درحالی که اونایی که دید مثبتی دارن به این چیز، سعی میکنن از تایمشون لذت ببرن و با خودشون وقت بگذرونن!
اما اگر نگاهت این باشه: «گاهی تنهایی میتونه فرصتی برای استراحت باشه/ من میتونم از بودن با خودم لذت ببرم/ لازم نیست همیشه در ارتباط با کسی باشم و اینا.. ممکنه تجربه متفاوتی داشته باشی.
مثلاً اگر ذهنت درباره تنها موندن این پیام رو داشته باشه: «تنها بودن یعنی کسی منو نمیخواد/ من تنها موندم چون دوستداشتنی نیستم/ آدم نباید تنها باشه/ وقتی تنها هستم، یعنی یه مشکلی دارم و... ممکنه زمانی که تنها میمونی، احساس تنهایی بیشتری کنی.
حالا این پژوهشایی که انجام دادن طی این سال ها، میگن که ، باور ما نسبت به تنها بودن و معنیش، خیلی نقش پررنگی توی حسِ ما داره ..
برای همین ممکنه کسی ساعتها تنها باشه ولی احساس تنهایی نکنه، و شخص دیگهای وسط یک جمع شلوغ احساس تنهایی شدیدی داشته باشه. پژوهشها هم نشون دادهاند ارتباط بین «تنها بودن» و «احساس تنهایی» آنقدرها قوی نیست که معمولاً تصور میکنیم.
اول یه تفاوت مهم رو بهتون بگم: تنها بودن با احساس تنهایی خیلی متفاوته ! تنها بودن یک وضعیت بیرونیه؛ یعنی در یک لحظه آدم دیگری کنارت نیست؛ اما تنهایی یک تجربه ذهنی و هیجانیه؛ یعنی احساس میکنی ارتباط اجتماعیای که میخوای یا نیاز داری رو نداری.
درواقع، اینکه ما درباره «تنها بودن» چه فکری میکنیم، میتونه روی میزان تنهاییای که تجربه میکنیم اثر بذاره.
تا حالا شده یه روز کامل تنها باشی و اتفاقاً حالت خوب باشه؟ کتاب بخونی، فیلم ببینی، بری کافه، قدم بزنی یا فقط با خودت وقت بگذرونی و از این تنهایی لذت ببری؛ ولی یه وقت دیگه، حتی وقتی آدمهای زیادی اطرافت هستن، باز هم یه حس عجیبی از تنهایی داشته باشی؟
خلاصه ی این مقاله هم این بود که : شاید تنهایی همیشه به این معنی نباشه که «تنهایی»...