tgindex
مألوف
@psyrcперсидский

🍃🌻🦋🕊🌬🩶👁

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
26
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
275
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
35
29 постов
Вовлечённость
12,7%
к подписчикам
Постов в день
3,7
всего 29
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
35
1/48двое суток
40
1/72трое суток
43

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.22из Taslim_jahan

    без подписи

  • 14 авг.22из Taslim_jahan

    تو همان شهره شهری که در آفاق نگنجی که ازین زمین برزخ در آسمان دریدی سر تسلیم گذاری که ازین تن برهانی همه این روح انالحق که درین صفات ببازی چو ازین خیال رستی تو ازین حصار جستی همه رنج و منیت که جدا جدا بمانی همه با صفات برحق چو ازین فراق دوری سر ذوق بیاید که همه در حال شهودی که ازین شوق پریدن پر و بال دربگیری بر آسمان دیگر به سجود گر نشینی تو بجز همه قشنگی که درین گذر نبینی برسی وصال دیگر که درین هجر نمانی نکنم گلایه دیگر که شود سکوت بر لب تو همان چراغ صبحی که رمید بر شب همه شب و سیاهی که ازین سرا رمیده دل من چو نی گشته به فغان در دمیده که جدا ازین تویی شد برسد به لامکانی همه شب به آه خواندم که فغان ازین جدایی چه حجاب ها گرفته به دلم گرفته آهی که رود حجاب از چشم برسد جمال یاحق همه عشق در گرفته که شوم یکی با حق

  • без подписи

  • بیداری، وقتی اتفاق بیفتد، بی‌رحم و غیرقابل‌کنترل است، مثل آتشی که هرچه سر راهش هست می‌سوزاند. «معنویت بازی بچگانه نیست»، نیسارگاداتا ماهاراج هشدار می‌دهد. «جملات من هرکسی را که به آنها گوش دهد، تکه‌تکه خواهند کرد.» استفان‌بودیان

  • کیست که عشق می‌ورزد و کیست که رنج می‌کشد؟ او به‌تنهایی نمایشی را با خود به روی صحنه می‌برد؛ چه کسی جز او وجود دارد؟ فرد رنج می‌کشد زیرا دوگانگی را درک می‌کند. دوگانگی است که همه اندوه و رنج را پدید می‌آورد. یگانه را در همه‌جا و در همه‌چیز بیابید و درد و رنج پایان خواهد یافت. آناندامایی

  • «انسان در اصل نادان است و با کسب دانش آگاه می‌شود.» ابن‌خلدون

  • آدمی مخفیست در زیر زبان این زبان پرده‌ست بر درگاه جان مولانا

  • «آن‌چه می‌بینی، تویی؛ و آن‌که می‌بیند نیز تویی. دوگانگی فقط بازیِ ذهن است.» سنت‌صوفیانه

  • «کسی که دیگران را می‌شناسد، داناست؛ کسی که خود را می‌شناسد، روشن‌بین است.» لائوتزو

  • آنها مثل گوسفندهایی هستند که قوچِ پیشاهنگ هر جا برود او را دنبال می‌کنند. آنها پیش از این که فکر کنند می‌میرند. شوپنهاور

  • برای درک بی‌نهایت، ذهن باید فوق‌العاده ساکت و آرام باشد. کریشنامورتی

  • هر شرایطی که برای تو اتفاق می‌افتد برای رشد تو ضروری است رابرت‌آدامز

  • ما خالق انحصاری این رؤياییم که مطلقا هیچ منظوری جز بیداری ما از آن ندارد. تونی‌پارسونز

  • روش اولیه این است که هر آنچه که در زندگیت آمد را به عنوان غذایی برای مسیر معنوی استفاده کنی. رام‌داس

  • تا زمانی که این مرکز معنوی را در خودمان، آن خدا را در خودمان کشف نکنیم، گیج، بدبخت، ناراضی و آشفته خواهیم بود؛ معمایی برای خودمان و برای دیگران. چینمایاناندا

  • وقتی توهمِ «من هستم» دیگر وجود نداشته باشد، دیگر هیچ امکانی برای وجودِ «تو هستی» باقی نمی‌ماند که این «من هستمِ» غیرواقعی بتواند به آن کمکی بکند... هیچ چیزی برای هیچ‌کس در اینجا وجود ندارد. نیل‌دنهام

  • «هیچ فردی برای بیداری وجود ندارد؛ تنها بیداری است که خود را به‌صورت این لحظه ظاهر می‌کند.» جان‌ویلر

  • وقتی صحبت از ارادهٔ آزاد به میان می‌آید، واقعاً خودم را در هیچ‌یک از دو سوی این بحث نمی‌بینم. من در پسِ ماجرا، هیچ هستهٔ مستقل و خودمختاری نمی‌بینم که صاحب ارادهٔ آزاد باشد. از طرف دیگر، موجود مستقلی را هم نمی‌یابم که فاقد ارادهٔ آزاد باشد. تا آنجا که به نظر می‌رسد، انتخاب‌ها اتفاق می‌افتند. چای به‌جای قهوه. پیچیدن به چپ به‌جای راست. گفتن «بله» به‌جای «نه». به نظر می‌رسد این انتخاب‌ها درون شبکه‌ای گسترده از شرایط پیشین، خاطرات، عادت‌ها، ترجیحات، زیست‌شناسی و بی‌شمار تأثیر دیگر شکل می‌گیرند و پیش می‌روند. من موجود درونی و مستقلی را نمی‌بینم که بیرون از این روند ایستاده باشد و به‌طور مستقل تصمیم بگیرد. بعد زبان وارد ماجرا می‌شود. وقتی انتخاب چای از قبل اتفاق افتاده است، می‌گوییم: «من چای را انتخاب کردم.» تمام این روندِ شکل‌گیری انتخاب، در کلمهٔ «من» فشرده می‌شود؛ گویی صاحبِ مستقلی برای این انتخاب وجود داشته است. از نظر من، «ارادهٔ آزاد» خودش صرفاً توصیف دیگری است. به نظر نمی‌رسد این اصطلاح به چیزی اشاره داشته باشد که در پشتِ انتخاب قرار گرفته باشد. این به آن معنا نیست که احساسِ انتخاب‌کردن ممکن است به وجود نیاید. همچنین به این معنا نیست که مردم دربارهٔ ارادهٔ آزاد یا نبودِ آن صحبت نخواهند کرد. همهٔ این‌ها کاملاً عادی به نظر می‌رسند. کنجکاوی من بسیار ساده‌تر است: آن کسی که صاحب ارادهٔ آزاد است کجاست؟ یا آن کسی که فاقد آن است کجاست؟ تا آنجا که من می‌توانم ببینم، انتخاب‌ها ظاهراً اتفاق می‌افتند. فقط من در پشتِ آن‌ها انتخاب‌کننده‌ای مستقل پیدا نمی‌کنم. ساندر‌شورس

  • انسانی که به شکوه خویشتن بیدار شده، خداست؛ خدایی که شکوه خود را فراموش کرده، همان انسان گمراه است. چینمایاناندا

  • «تلاش برای تعریف خود، مثل تلاش برای گاز گرفتن دندان‌های خود است.» آلن‌واتس