tgindex
کانال شعر و دکلمه نبض احساس

کانال شعر و دکلمه نبض احساس

Статистика
@pulseoffeeling3Музыкаперсидский

❁﷽❁ 🪩 بـه چنـل شعـرو دکلمـه نبـض احسـاس خـوش آمـدیـد🪩 🎩 ارائـه شعـر /دکلمـه /سنـاریـو /نمـایشنـامه 🕗هـرشـب سـاعـت 22 الـی 00 در ایـن چنـل تـایم لـایـو بـرگـزار میگـردد🎙

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
72
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 449
+13 за 3 дн.
Сутки
+8
+0,56%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
457
40 постов
Вовлечённость
31,5%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 72
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
314
1/48двое суток
359
1/72трое суток
388

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • گاهی منم دلتنگ می‌شم… اما نه دلتنگ کسی، دلتنگ خودم می‌شم. تا حالا شده دلت برای خودت تنگ بشه؟ برای اون آدمی که بودی… قبل از اینکه عاشق بشی، قبل از اینکه یه نفر تمام دنیات بشه… حالا که نیست، دلم برای خودم تنگ می‌شه، برای خودی که با دیدن لبخندت خودش هم لبخند می‌زد. شاید هنوز دوستت دارم… اما بیشتر از تو، دلم برای خودم تنگ شده؛ برای قلبی که قبل از دوست داشتنت، این‌قدر خسته نبود #میثم برزگر ᶠʳⁱ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • تو رفتی… اما یه چیزی ازت هنوز توی من مونده. یه صدای آشنا، یه لبخند، یه خاطره که هرچقدر می‌خوام فراموشش کنم، بیشتر یادم میاره چقدر دوستت داشتم. من هنوز بعضی شب‌ها بی‌اختیار سمت پنجره می‌رم، شاید یه جایی، یه لحظه، دوباره ببینمت. می‌دونی؟ سخت‌ترین قسمتِ رفتنت خودِ رفتنت نبود… این بود که بعد از تو، هرکسی اومد، نتونست جای خالیت رو حتی برای چند لحظه پر کنه. شاید تو دیگه منو یادت نباشه، اما من هنوز با هر نفس، یه تکه از خاطره‌ت رو زندگی می‌کنم. و اگر یه روز برگشتی… این بار چیزی ازت نمی‌خوام. فقط بشین کنارم، ساکت بمون، و بذار برای چند دقیقه فکر کنم هنوز همون آدمی هستی که یه روز تمام دنیام بود… #میثم برزگر ᶠʳⁱ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • بابا… تو رفتی… و چهل روزه که نبودنت مثل یه سکوت سنگین روی خونه‌مون نشسته. اما بابا… یه چیزی ازت هنوز توی من مونده. صدای قدم‌هات، نگاه مهربونت، اون لبخندی که حتی وقتی خسته بودی از صورتمون کم نمی‌شد. چهل روزه که هر صبح چشم باز می‌کنم و یه لحظه طول می‌کشه تا یادم بیاد دیگه نیستی… و هر بار، اون لحظه مثل یه زخم تازه دوباره باز می‌شه. بابا… چهل روزه که خواب خوش ندارم، چهل روزه که پرو بالم شکسته، انگار یه تیکه از آسمونم با تو رفته. من هنوز بعضی شب‌ها بی‌اختیار به در نگاه می‌کنم، انگار قراره برگردی، انگار قراره بگی: «خسته نباشی پسرم…» می‌دونی چی سخت‌تره؟ اینکه نبودنت رو فهمیدم… اما عادت کردن بهش هنوز ممکن نشده. چهل روزه که جای خالیت نه پر می‌شه، نه کم می‌شه… فقط هست، همین‌طور عمیق، همین‌طور واقعی. بابا… من هنوز با هر نفس یه تکه از تو رو با خودم حمل می‌کنم. و اگر یه روز از اون دورها صدامو شنیدی… بدون که من هنوز همونم، فقط یه کم بزرگ‌تر، یه کم تنها‌تر، و خیلی دلتنگ‌تر از قبل. چهل روز گذشت… اما تو برای من هنوز تمام شدنی نیستی. #میثم برزگر ᶠʳⁱ 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • 📒 #دکلمه 📒 #توراقسم به خاکت دلم زخمیست ومرهمی نیست جزدیدارت... ودیدارت ...؟ محال ترین اتفاق دنیاست کاش اینقدر محال نبودی پدر کاسه صبرم لبریز شده ... دیگربهانه ای ندارم برای دلم بتراشم ،آرامش کنم و وعده دهم که بازمیگردی. خودت بگو وقتی بهانه ات رامیگیرد چگونه حالیش کنم که اسیرخاک شده ای.. آخرباکدامین بهانه؟ پدر... پدرمیشود؟ امشب به خوابم بیایی؟ میشود سخت به آغوشم بکشی؟ میشود همانندکودکی ام ضربان قلبت راروی سینه ام احساس کنم؟ میشود هیبت مردانه ات راتنگ درآغوش بگیرم ؟ میشود عمیق بویت کنم؟ میشودچشمهایم چون ابربهاری دلتنگیش را روی شانه هایت ببارد؟ پدرم...؟ بگو که میشود... بگوکه میشودتادلم آرام گیرد... دلی که غمی بی انتها دارد... دلی که ناامیدشده ازبرگشتنت ودلخوش به دیدارت دررویاهاست... دلی که میداند درخاک خفته ای وراه برگشتی نیست... دلی که درحسرت دیدار آخرت ماند... درحسرت خداحافظی وخاکسپاریت ماند... مانده ام... مانده ام ،خدا چگونه راضی شد اینگونه مراعذاب دهد. هم تورا ازمن گرفت هم حسرت دیدارآخرت دردلم ماند. گاهی باخودم میگویم شاید خودت خدارا قسم دادی که این اتفاق بیفتد. شایدمیدانستی من آن لحظه روح ازتنم جداخواهدشد. شاید دلت نیامدمادر این داغ را تنهایی به دوش کشد. شاید... پدر یادت نرودمن هر روز وهرلحظه درخواب هایم ... در رویاهایم ... به انتظارت نشسته ام. راستی اینبار که خواستی عازم خوابهایم شوی توراقسم به نامت ... تورا قسم به خاکت... دست مادرراهم بگیروبیاور بامادر بیا... بامادربیا...😔😔 #✍لیلی تورک 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • آمد درست زیر شبستان گل نشست دربیـن آن جماعت مغـرور شب پرست یک تکــــه آفتاب؟ نــه! یک تکه از بهشت... حالا درست پشت سر من نشسته است "چادر نماز گل گلی انداخته به سر" افتاده از بهشت بر این ارتفاع پست این بیت مطلع غزلــی عاشقانه نیست این چندمین ردیف نمازی خیالی است گلدسته اذان و من های هــای های الله اکبر و... َانَا فی کُلِّ واد ِ ... مست سُبحـــانَ مَن یُمیت ُ و یُحیــــــــی و  لا ا له ا لّا هُو ا لــَّــذی ا خَذ ا لعهْــــدَ فی ا لَسْت سُبحان ربِّ هــر چــــه دلـــم را ز من برید سُبحان ربِّ هر چه دلم را ز من گسست یک پرده باز پشت همین بیت می‌کشیم او فکر می‌کنیم در این پرده مانده است ســـارا سلام!... اشهــــد ان لا ا لــــه ... تــو با چشمهای سرمه‌ای... ان لا ا له ...مست دل می‌بری که...حیّ علی ... های های های " هر جا کــــه هست پرتــو روی حبیب هست" بالا بلند!  عقــــد تــــــو را با لبـــــــــان من آن شب مگر فرشته‌ای از آسمان نبست؟ باران جل جل شب خـــــــــرداد تــــــوی پـــارک مهرت همان شب.. اشهد ان...دردلم نشست آن شب کبو .. (کبو).. کبوتــری از بامتان پرید نم نم نما (نما) نماز تو در بغض من شکست سُبحانَ مَن یُمیت ُ و یُحیــــــــی و   لا ا لـه ا لّا هُو ا لــَّــذی ا خَذ ا لعهْــــدَ فی ا لَسْت سبحان ربِّ هر چــــه دلـــــم را ز من بریــــد سبحان ربِّ هر چه دلم را ز من گســــست سُبحان ربــــی ا لـْـ ... من و سارا .. بحمــــــده سُبحان ربی ا لــْ ... من و سارا دلش شکست سُبحان ربی ا لـْـ ... من و سارا به هم رسیــ... سُبحانَ تا به کـی من و او دست روی دست؟ زخمـــــم  دوباره  وا شد  و  ایــــــاکَ نستعین تا اهدنا ا لصـْ ... سرای تو راهی نمانده است یک پرده باز بیـــن من و او کشیده‌اند سارا گمانم آن طرف پرده مانده است   محمدحسین بهرامیان  🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • 9 авг.509516

    حالمان بد نیست ، غم کم میخوریم کم که نه هر روز کم کم میخوریم آب میخواهم سرابم میدهند عشق میورزم عذابم میدهند خود نمیدانم کجا رفتم به خواب ! از چه بیدارم نکردی آفتاب ؟ خنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام عشق اگر این است مرتد می شوم خوب اگر این است من بد میشوم بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم دیگر مسلمانی بس است در میان خلق سردرگم شدم عاقبت آلوده مردم شدم بعد از این با بی کسی خو میکنم آنچه در دل داشتم رو میکنم نیستم از مردم خنجر به دست بت پرستم ، بت پرستم ، بت پرست بت پرستم ، بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه بازار ماست درد می بارد چو لب تر میکنم طالعم شوم است باور میکنم من که با دریا تلاطم کرده ام راه دریا را چرا گم کرده ام ؟ قفل غم بر درب سلولم مزن من خودم خوش باورم گولم مزن من نمیگویم که خاموشم مکن من نمیگویم فراموشم مکن من نمیگویم که با من یار باش من نمیگویم مرا غمخوار باش من نمی گویم ، دگر گفتن بس است گفتن اما هیچ ، نشنفتن بس است روزگارت باد شیرین ، شاد باش دست کم یک شب تو هم فرهاد باش آه ! در شهر شما یاری نبود ؟! قصه هایم را خریداری نبود ؟! وای رسم شهرتان بیداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از در و دیوارتان خون میچکد خون من ، فرهاد ، مجنون میچکد خسته ام از قصه های شومتان خسته از همدردی مسمومتان این همه خنجر ، کسی دل خون نشد ؟ این همه لیلی کسی مجنون نشد ؟ آسمان خالی شد از فریادتان بیستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پیشه ام بویی از فرهاد دارد تیشه ام عشق از من دور ، پایم لنگ بود قیمتش بسیار ، دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پایم خسته بود تیشه گر افتاد دستم بسته بود هیچ کس دست مرا وا کرد ؟ .... نه فکر دست تنگ ما را کرد ؟ ..... نه هیچ کس از حال ما پرسید ؟ .... نه هیچ کس اندوه ما را دید ؟........ نه هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما میگریخت چند روزی هست حالم دیدنی ست حال من از این و آن پرسیدنی ست گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفال میزنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم #حمیدرضا رجایی 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • 📚 #شعر 📚 این دل دیـوانـه هـر شب داغــدار مادر است کوله باری غم به دوش و بیقــرار مادر است گلــشن ام گشـته خزان و آسـمـانم تیره شـد بـاغ آفت دیـده ی دل ، بی بـهـار مـادر است بی هـــوا رفت و غمی بر بار غـم هـایم نهـاد بعد عمــری چشـم دل در انتـظار مادر است این سـر شـوریده حتی، در پس هــر خاطره لحظه های بی قراری، خـواستـار مـادراست شیره ی جان داد که جان ناتوانم، جان شود بیت بیت شـعــرهـایم ، وامــدار مـادر است عشق مادر را کسی هـرگز نـداند جز خودش اعـتبـــار عـشق مـا از، اعـتبــــار مـادر است رتبه ای عالیترازاین برکسی شایسته نیست باغ و فردوس و جنان در انحصار مادرست وه چه عشقی درتمام لحظه هایم شـد عیان آتــش عـشـق وجـودم، یـادگار مــــادر است شـعر امـشب در ثنــای گـوهـر امـد بـر زبـان واژه واژه ذکـر لطـف بی شـمـار مــادر است کس نـمی داند چـه حـالی بعـد مادر دارم و... بـغض  باران نـــگاهـم ، بر مـزار مـادر اسـت نم نم اشـکی زچـشـم "ناصح" آمــد نا گهـان گـویی اینــهـا شبنـمی از لاله زار مـادر است غم دوری مادرم🥀🥀 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • https://t.me/proxy?server=www.tapglow.ir.&port=8443&secret=ee1603010200010001fc030386e24c3add626973636f7474692e79656b74616e65742e636f6d https://t.me/proxy?server=imtproxy-ir.quest.37-68-174.ir.&port=8443&secret=ee1603048187495dfac59a030220c25d8e626973636f7474692e79656b74616e65742e636f6d 🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • 27 июл.6021320

    🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸     ᴋᴏʟᴏᴜᴘ ꜱʜᴇʀ & ᴀᴅᴀʙ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 لیلیم در کاروان وُ  کاروان  گم کرده اَم ، ماه  را اندر زمین وُ ، آسمان ، گم کرده اَم ، با خیالِ روی او مَستانه رفتم  سوی او ، مُرغکی بودم شبانه ، آشیان ، گم کرده اَم ، با‌غِ ما دربسته ماند وُ ؛ بوستانم شد خزان‌ ، غنچه وُ ، برگ شقایق ، باغبان ، گم کرده اَم مَستم وُ ، آهسته میگویم ، که مَستِ آن بُتم آنچنان مَستم  که راهِ خانمان ، گم  کرداَم ، ریسمانی بود ما را چون پُلی  اَندر میان ، هردو سَر ، از ریسمان را در میان ، گم کرده اَم درشبِ تارم  چوشمعی ، محفلم را نور بود شمع را ، از بختِ بَد  با شمعدان گم کرده اَم کُنجِ عزلَت مانده اَم راز ونمازم  یاد اوست بی وضو ، با چشمِ تَر  ، آبِ روان گم کرده اَم بعداز این دیگر چه شعری وُ ، چه حرفی  و غزل مات وُ خاموشم  زبان را  در دهان ،گم کرده اَم عشق بود وُ ، سایه ای بود وُ ، درختِ اَرغوان سایه را زیرِ  درختِ اَرغوان ، گم  کرده اَم سینه را  کردم  سپر ، بر ناوکِ مُژگان  او تیرِ جانان را  ز آن اَبرو کمان گم کرده اَم راحمم ، در پیش جانان  روسیاهم  روسیاه خویش را در آستانِ جان جان  گم کرده اَم #راحم_تبریزی 🥀 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • ⚘#شعر⚘ تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم نه نهانم نه پدیدم چه کنم کون و مکان را ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را به سلاح احد تو ره ما را بزدی تو همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را بطلب امن و امان را بگزین گوشه گران را بشنو راه دهان را مگشا راه دهان را #مولانا 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • ⚘#دکلمه⚘ میگم دلبر : میشه باهم بریم جایی ڪه کسی نباشه؟! من باشم و تو وجنگل و آتیش.. برام چای آتیشی درست کنی... من برات ساز بزنم و تو شعر بخونی.. از مولانای جان بخون برام که میگه:"تومرا جان و جهانی چه ڪنم جان و جهان را..." راست گفته ها تو همان جان و جهانی تو همان عشقی و نوری یا از مشیری برام بخون دیدی چه قشنگ میگه: "عاشقم اهل همین کوچه بن بست کناری ، که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی.." اخ اخ منو میگه ها دلبر ڪه چقدر عاشقتم.. میگم دلبر: تاحالا بهت گفته بودم که غرق شدم تو دریای چشات.. از صدات چی؟ گفته بودم که وقتی برام شعر میخونی میخوام صداتو به آغوش بکشم چه خوبه که دارمت من این حس قشنگ باتو بودن رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم... عاشقتم دلبرم به راستی ڪه دلبری... #مهتاب 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • کانال شعر و دکلمه نبض احساس pinned a photo

  • ✔️بانهایت تاسف و تاثر مصیبت وارده رابشما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنیم ➖🖤➖ و برای شما و خانواده آن مرحوم از خداوند منان صبرو شکیبایی خواستاریم. 🌹🤩🤩🤩🤩🌹 ( @FFararii ) از طرف خانواده ♥️⃟ ܦ߭ܝ‌ߊ‌‌ܝ‌ܨ ࡅߺ߲ܭࡑ‌‌ و چنل شعر و دکلمه نبض احساس ⭐ 💐💐💐💐💐

  • صحبت از فصل زمستان است در آغوش یار صحبت از گرمای دامان است ، در آغوش یار حرف تلخی و کدورت یا دل افسرده نیست صحبت از لبهای ، خندان است در آغوش یار هر چه بی مهری از این دنیا کشیدی بی خیال لحظه ها سرمایه ی جان است در آغوش یار تا رها باشم از اندوه و ، غم و دلتنگی ات ! گفتنی ها سهل و آسان است در آغوش یار صد غزل با واژه های ناب ، معنا می شود ؛  چشم تو ، تفسیرِ دیوان است در آغوش یار گوشه ی چشمی اگر باشد به چشمان ترت! جنگلِ سرسبزِ گیلان است ، در آغوش یار باغ بی برگی و پاییز و خزان بد بود اگر ! کلّ  آشوبت ، گلستان است در آغوش یار شادی و آزادیِ مطلق ، برایت مُضحک است وقتی این آزادی امکان است در آغوش یار ! هر کسی لایق برای همدمی های تو نیست راز و اَسرار تو پنهان است ،  در آغوش یار برف و سرما و سپیدی ها درآغوشت عسل دلبری و عشق مهمان است در آغوش یار هُرم شیرینِ نفس ، وقتی دهن وا می کند! شال و تنپوش زمستان است در آغوش یار خاطراتی خوش بمانَد بِینتان با این غزل ! عاشقی هایت فراوان است ، در آغوش یار درد و دوری و جدایی و هوای بی کسی ! با شکارِ بوسه درمان است ، در آغوش یار #افسانه_احمدی_پونه 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • گاه میگویم که مهرت را ز دل بیرون کنم ، بعد میگویم غلط کردم ، ندانم چون کنم ، خواهم از سودای تو سر در بیابانها نَهَم ، کز غمت دیوانه گردم ، خویش را مجنون کنم ، گاه میگویم که او دیوانه میخواهد چکار ؟ با دو چشم اشکبارم دیده را جیحون کنم ، نامه ای انشا نمایم از فراق واز خزان ، صد هزاران درد را تفسیر در مضمون کنم ، گاه میگویم که شاید ، او نخواند نامه را ، بیشتر باشعر خود جانانه را مفتون کنم ، تا به کی این مُلک دل ، ویرانه باشد از فِراق وقت ان امد که قامَت در رهش موزون کنم ، گاه میگویم ندانم ؟ مانده ام  در کار خویش ، ناله در چنگ فراقش روز و شب افزون کنم ، زیر لب گویم که امشب با خدا گویم سخن ، کِی روا باشد ز یارم  شکوه بر گردون کنم ،؟ گاه میگویم که دردم را بگویم با صبا ، قاف تا قافِ جهان را قصه و افسون کنم ، ساقیا مِی دِه که راحم را دگر اندیشه نیست ، باده ای خواهم که دود از سینه ی محزون کنم #راحم_تبریزی 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • شبـی در خلــــوت خـــود از دل خـــود نالـه ها کردم ندانستــم کـــه دل را هـــم  به چشمـانـت فــدا کردم در ایــن خلـوت کـه یـاد تو  مــرا  همـراه شد تا صبح سحــــر شـــد تا شبـی دیگــر  بــدون تـو فنـــا  کردم که چون مهتابِ  رُخسارت در این ظلمت سرا کم بود مثــــال هــر شـب پیشـین  به عکــست اکتفـــا کردم ملیــحِ طـــرز لبخنــدت  هنـــوز آن  غـم ستـانم  بود کــه  ایـــن درد غــــمِ  دوری  به لبخنـــدت دوا کردم بـرای آنکـــه دیــــدارت  نگــــردد حســـــرت چشمـم به هـــر معبــد که شــد رفتـم  منـاجـات و دعا کردم ولیکـــن  بـی ثمـــر شــد  ایــن  دعــای نفـــس لوامه که معکــوس آمـــد آن ذکــری  به معبـدها  ادا  کردم به جان تـو قســم خوردن  بدور از  مسلک است اما به خـاک  پایـت  ای جانــا   ستــایــش وُ ثنـــا  کردم که پایان آیــد  ایــن  هجران  شب ثانـــی وصال آید ولــی  صـــدها شـب ثانـــی  گــذشت و ربنــــا کردم در این شب زنـده داری ها  که یادت روح پـرور  بود تمــــام  روح  و جسـمم را  بـه دردت  مبـتــلا  کردم در آن مـوســـم کــه بیمـــــار نگــــاه  نرگسـت بـودم نهـــان کـــردم  ز روی تــو  تظــــاهر بر شفــــا کردم مبـــــادا  لحظـه ای  لــــــرزد  نگـــــاه غمگســــار تو ولـی غــم های جـان کاهـت  درون سینــه جـا کردم مُقـَـــدر بـــوده انگــــار از  ازل این ســـرنوشـت من که تقـــدیرم  چنیــن باشــد  به عهدی که  وفا کردم زمــان بـر مــن جفـــا  کرد و  مــن از درد فــــراق تو جفــــا  بر ایـــن  دل زار و  غمـیــن بــی نــــوا کردم تو ای  آرام  جـــان  دیگر   گُـــذر از ایــن صبــوریهـا که نالانــــم از ایــن صبرَت  ببخشــا گــر خطـا کردم بـه  یـــــاد  اولیــــــن  دیـــدارِ  روز  آشـنـــــایــی ها چـه نجــواها  در  ایـن شـب ها  به  یـاد آشنــا کردم عجـب نامــردی ای  عالـــم   به ســاز دل نرقصیـدی که رقصانــدی  به ساز  خود   دلـی که بی ریا کردم چه نا فـرخُنــده  شب هایی  چه نا فــــرجام  ایامی نشـستـم تا سحـــرگاهان و  گـــریه  بی صــدا کردم 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • 🏖 #شعر 🏖 خوب می دانم که برگشتی ندارد رفتنت .. در پناه قلب ویرانم خداحافظ رفیق .. ... پشت پایت آب می ریزم نمی آیی ولی .. باز هم بر عهد و پیمانم خداحافظ رفیق .. ... خوش به حالت می روی حتی نمی فهمی که مرگ .. می کند بعد از تو مهمانم خداحافظ رفیق .. ... کاش در یادت نماند لحظه ی تلخ وداع .. گریه های توی ایوانم خداحافظ رفیق .. ... خوبتر بودی تو از آنی که از آنم شوی .. عشق شورانگیز و شیطانم خداحافظ رفیق .. ... اولش هم گفته بودی عاشقی کار تو نیست .. راستگوی نامسلمانم خداحافظ رفیق .. ... عاشقی تقصیر من بود و گناهم بی کسی .. بی تو مردن گشت تاوانم خداحافظ رفیق .. ... خواستم مال تو باشم این جسارت را ببخش .. لایق تبعید و زندانم خداحافظ رفیق .. ... فکر می کردم محبت خار را گل می کند . ساده بودم خوب می دانم خداحافظ رفیق .. ... مثل یک مهتاب در شبهای دلگیر آمدی .. تا بتابی در خیابانم خداحافظ رفیق .. ... لحظه ای تابیدی و رفتی شبیه بادها .. آه ، آهوی گریزانم خداحافظ رفیق .. ... بعد از آن چایی که خوردی جای لبهای تو ماند .. مثل آتش روی فنجانم خداحافظ رفیق .. ... بوسه ای بر جای لبهایت زدم آتش گرفت .. اشکهای مثل بارانم خداحافظ رفیق .. ... می روم شاید که آرامم کند تابوت سرد .. بی تو از بودن پشیمانم خداحافظ رفیق .. ... خواب دیدم آمدی با ابن سیرین گفتمش .. گفت شمعی رو به پایانم خداحافظ رفیق ... تشنه لب از چشمه برگرداندی ام ای روزگار .. من در این دنیا نمی مانم خداحافظ رفیق .. #مهران_قرجه_داغی 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • این دل دیـوانـه هـر شب داغــدار مادر است کوله باری غم به دوش و بیقــرار مادر است گلــشن ام گشـته خزان و آسـمـانم تیره شـد بـاغ آفت دیـده ی دل ، بی بـهـار مـادر است بی هـــوا رفت و غمی بر بار غـم هـایم نهـاد بعد عمــری چشـم دل در انتـظار مادر است این سـر شـوریده حتی، در پس هــر خاطره لحظه های بی قراری، خـواستـار مـادراست شیره ی جان داد که جان ناتوانم، جان شود بیت بیت شـعــرهـایم ، وامــدار مـادر است عشق مادر را کسی هـرگز نـداند جز خودش اعـتبـــار عـشق مـا از، اعـتبــــار مـادر است رتبه ای عالیترازاین برکسی شایسته نیست باغ و فردوس و جنان در انحصار مادرست وه چه عشقی درتمام لحظه هایم شـد عیان آتــش عـشـق وجـودم، یـادگار مــــادر است شـعر امـشب در ثنــای گـوهـر امـد بـر زبـان واژه واژه ذکـر لطـف بی شـمـار مــادر است کس نـمی داند چـه حـالی بعـد مادر دارم و... بـغض  باران نـــگاهـم ، بر مـزار مـادر اسـت نم نم اشـکی زچـشـم "ناصح" آمــد نا گهـان گـویی اینــهـا شبنـمی از لاله زار مـادر است #علی_فعله_گری ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ ولادت با سعـادت بانــوی دو عـالم حـضرت زهــرا علیها الســلام و روز مـادر برهمــه ی مادران ایران زمین خجسته باد.و روح تمام مـادران اسمانی نیز قـرین رحمـت الهی 🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

  • 📙 #شعر 📙 هـر دو از جنسِ بهـاریم بیـا پر بزنیم خستـه از صبـر و قراریم بیـا پر بزنیم عشق‌تنهاهنرِ ماست کمی‌عاشق باش یک بغـل فـاصله داریم، بیـا پر بزنیم هرچه خواهدبشودآه ‌دلم غصه نخور کم بگو بی‌کس و کاریم، بیـا پر بزنیم دل بـه دریـا زده و فـاصله را برداریم بـوسـه ی عشق بکاریم، بیـا پر بزنیم از غـزلخوانیِ ما جان به لبِ شعر آمد حس و حالی کـه نداریم بیا  پر بزنیم سال هـا راویِ تقـویمِ غـمِ دل بودیم خستـه از‌ روزشمـاریـم بیـا پـر بزنیم هـر دو از آتـش و آبیم پـرستـو ، اما زاده ی ایـل و تبـاریـم بیـا پـر بزنیم وقتِ پـرواز شد و مـوقع ِ رقصیدن تا فـارغ از بنـد و حصاریم ؛ بیا پر بزنیم #عبدالله_حنفی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌🌟کانال شعر و دکلمه  نبض احساس✍👇 ❀═‎༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═‎‌❀                     🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ ری اکشن فراموش نشه 🔥💖🤌❤️‍🔥😘

کانال شعر و دکلمه نبض احساس — tgindex