- Последний пост
- 20 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 74
- 1/48двое суток
- 84
- 1/72трое суток
- 91
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
فصاحة سحبان و خط ابن مقلة و حكمة لقمان و زهد ابن ادهم لو اجتمعت في المرء و المرء مفلس فليس له قدر بمقدار درهم —لا ادری خط ابنمقله و فصاحت سحبان زهد ابنادهم و حصافت لقمان اینهمه مر مرد را بههمشده پندار هیچ نیرزد چو بی زر استش همیان —علی باقریان #شعر #ترجمه #تفنن
مختصری دربارهٔ قلمهای متداول در فارسینگاری (برای هیچمدانها): https://shrr.ir/001PhI #خط_فارسی #فونت #حروفنگاری #حروفچینی
دربارهٔ اصلِ ادبیاتفهمیِ رهبرِ پیشین و میزان آن، و نیز اظهارنظرهای مرتبطْ زیاد نوشتهاند. من هم، در حدود نُه سال پیش، که در دیدار معهود با شاعران از لزوم هجوگویی سخن به میان آمده بود، یادداشتی ناظر به این موضوع نوشتم: https://shahraranews.ir/fa/publicat…
دربارهٔ اصلِ ادبیاتفهمیِ رهبرِ پیشین و میزان آن، و نیز اظهارنظرهای مرتبطْ زیاد نوشتهاند. من هم، در حدود نُه سال پیش، که در دیدار معهود با شاعران از لزوم هجوگویی سخن به میان آمده بود، یادداشتی ناظر به این موضوع نوشتم: https://shahraranews.ir/fa/publication/content/5529/277283 #سیدعلی_خامنهای #ادبیات_فارسی #هجو #مباهته
خُرد مشْمر جرم را هرچند باشد اندکی کز بهشت آواره آدم از برای گندم است غزل خاک با این رتبۀ تمکین جنابِ آدمی است چرخ با آن شأن و شوکت در رکابِ آدمی است هر جمالی را نقابی هر گلی را غنچهای است پردۀ زنبوریِ گردون نقابِ آدمی است نیست در مجموعۀ افلاک با این طولوعرض…
motanaasebaat (1404.08.06).pdf
حامد عسکری، شاعر و نویسنده، مطلبی نوشته است دربارهٔ بیهقی—گمانم به یاری هوش مصنوعی—که خطاهای بزرگی دارد. فیالحال، برشمردن و بازنمودن این خطاها از حوصلهٔ من خارج است؛ فقط توجه شما را جلب میکنم به جملاتی که او به بوالفضل دبیر نسبت داده است، و جملگی جعلیاند. https://shrr.ir/001Xcu (توهین را برنمیتابم.)
هو آدم به چشمِ کم مَبین قدِّ بلنداقبالِ آدم را که باشد از عَلَم شیرازه لشکرهای عالم را در این بساط من آن آدمِ سیهکارم که فکرِ دانه برآورد از بهشت مرا برهانِ آدمیّتِ ما قدسیان بساند گو شعلهزادهای ننماید سجودِ ما شنیدی روزیِ آدم چه شد از خوردنِ گندم…
فهرست جلد اول از جملهٔ دو مجلد متناسبات بابالألف: آدم، آینه، ابرو، آتش، آغوش، آسیا، آبله بابالباء: بدن، بیاض گردن، بناگوش، بوسه، بهله، بلبل و گل، بید مجنون، باران و ابر، برق، بوریا، بادام، پسته، پیوند، پیاله، پیمانه، پل، پرگار و مرکز، پیری بابالتاء: تیر…
متناسبات گزیدهٔ موضوعی اشعار صائب به انتخاب و خط شاعر ـــــ پیشگفتار چند سال پیش از این، دوست ارجمند نسخهپژوه، سیدامیر منصوری، مرا از وجود گزیدهای ویژه از سرودههای صائب تبریزی، ظاهراً به خط خود شاعر، آگاه کرد. این نسخه، تحت عنوان «دیوان»، به شمارهٔ…
متناسبات گزیدهٔ موضوعی اشعار صائب به انتخاب و خط شاعر ـــــ پیشگفتار چند سال پیش از این، دوست ارجمند نسخهپژوه، سیدامیر منصوری، مرا از وجود گزیدهای ویژه از سرودههای صائب تبریزی، ظاهراً به خط خود شاعر، آگاه کرد. این نسخه، تحت عنوان «دیوان»، به شمارهٔ ۲۴۲۰ در بخش دیجیتال کتابخانهٔ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران نگهداری میشود. مضمون این نسخه، که حسین باستانی راد مقدمهای بر آن نوشته است، در پی میآید. نکاتی که من میخواستهام به آنها اشاره کنم ضمن پانوشتها [در نسخهٔ پیدیاف] آمدهاند. علی باقریان ـــــ متناسبات صائب تبریزی به خط خود شاعر این نسخهٔ نفیس و جواهر گرانبها و بینظیر، که در نظر علاقهمندان به ادب و فرهنگ از هر گنجی ارزندهتر و پربهاتر است، دیوان متناسبات صائب تبریزی است به خط خود صائب که، طبق فهرستی که خود نگاشته، ابیات و غزلیاتی را که کلمه یا اسم مخصوصی در آن به کار رفته از کلیات خود انتخاب و به ترتیب حروف تهجی مردّف نموده. صائب از آنگونه شعراست که در اثر شیرینی کلام و بدیع بودن مضامین در روزگار حیات خود به اوج شهرت و افتخار رسید و، نهتنها در ایران اشعارش همسنگ زر و گوهر و هر سطری از آن برابر شطری از دُر و مرجان ارزش داشت، بلکه صیت و آوازهٔ جهانگیرش به کشورهای نزدیک و دور رسیده و پادشاهان روم و هند و ترکستان از دربار ایران در برابر هدایا و خزاینی از نفایس و صندوقهایی از جواهر و الماس التماس نسخه از دیوان صائب مینمودند. از اشعار صائب، که تعداد آن را تا صدهزار گفتهاند، انتخابهایی به اسامی مرآتالجمال یا مرآتالخیال به عمل آمده، ولی به این نام و این طرز، که مبتکر آن خود شاعر است، ابداً دیده و شنیده نشده. خصوصیات و امتیازات این نسخه، از همه بالاتر و برتر، این است که به خط خود صائب است و به طور قطع و یقین میتوان گفت در تمام جهان و کتابخانهها و موزههای مهم و معتبر این اندازه نگارش از صائب در دست نیست. کتاب دارای ۴۲۹ ورق یا ۸۵۸ صفحه است و صفحات، بهاختلاف، از ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ بیت مرکب است و ابیاتی در حواشی هم هست که روی هم، اگر حد وسط هر صفحه را ۱۸ بیت محسوب بداریم، جمعاً، پانزدههزاروپانصد بیت میشود. نکتهٔ بدیع و موضوع جالب که از سرصفحههای کتاب برمیآید و ما را به یک خصوصیتی از حال شاعر واقف میسازد این است که هرقدر صائب در شعر و سخن صاحب تبحر و دارای نبوغ است، به همان درجه و میزان، از ریاضی و حساب، حتی از عددنویسی ساده، بیبهره و دور بوده. خواننده را این گمان و ظن دربارهٔ نگارنده نرود که—معاذالله—خواسته باشم خردهای بر آن استاد بزرگ گرفته یا نقصی ثابت کرده باشم. فکر آسمانپیمای شاعر، که در اوج معارج ملکوت سیر نموده و همبال فرشتگان به تفرج کونومکان سرگرم و در عرصهٔ بیمنتهای عشق و عوالم نامحدود و بیپایان آن با طایر تیزپرواز خیالْ ثوابت و سیار ستارگان را رهنورد و سیار و در اسرار و شگفتیهای دستگاه آفرینش واله و حیران، با دایرهٔ تنگ عدد و شمار چهکار؟! او [را]، که از هر وزش نسیمْ نفحه از عالم قدس به مشام جانش میرسد، با جمع و تقسیم چه آشنایی؟! فکر فراق یار مجالی برای تفریق و ضرب نمیگذارد. تفکر و اندیشه در جزر و مد دریا جا برای توجه به جذر و کعب نمیگذارد. فکر شاعرانه [را]، که مدار کار دنیا را هیچوپوچ [میداند] و هیچچیز را جز جلوهٔ جمال یار و غنج و دلال دلدار و جور و جفای نگار و بیمهری روزگار نمیبیند، از کسر و اعشار چه خبر؟! خلاصه، صائب، به طوری که گفتیم و در صدر صفحات میبینیم، عدد را بهطور غریبی مینوشته، از عشرات که بالا رفته به مئات میرسد. صائب، که عالم کلام برای نمایاندن فکرش تنگ و ... است، برای ارقام هندسه از سیاقْ معاونت و مدد میطلبد و این مهمان را در دست راست جای میدهد، به این طور: ۲۵۱ یعنی صدوبیستوپنج، و دویست را اینطور مرقوم فرموده: ۴۳۲ یعنی دویستوچهلوسه، و سیصد به این سان: ۸۴۳ یعنی سیصدوهشتادوچهار، و چهارصد بدین نحو: ۱۵۴ یعنی چهارصدوپانزده. و این حال اختصاص به صائب ندارد؛ بیشتر فلاسفه و بزرگان دارای این نحو خصایص و نقایص بودهاند و شاعر شهیر ما نیز در این قسمت مانند آنان بوده که هر قدر در فن مخصوص خود مهارت و قدرت داشته، به همان قدر، از فن دیگر بیخبر و بیبهره [بوده]. و، به عقیدهٔ کمترین، این حال، گرچه به صورتِ ظاهر و در بادی نظرْ نقص جلوه میکند، ولی در حقیقت و واقعْ کمال است. [حرره الحقیر حسین باستانی راد.] #متناسبات
видео или голосовое, без подписи
برخی بخشهای کتاب، ازجمله روی جلد و پشت جلد و شناسنامه، در مقبولافتادن کار اهمیتی دوچندان دارند؛ طی فرایند پیشتولید و تولید کتاب نیز در مراقبت از آنها بایست دوچندان کوشید. ناظران چاپ هم نظر دریغ ندارند. ــــــــــ تذکر • حکم منطق است که بهصرفِ دیدنِ شمارِ اندکی از ایندست اشکالات در یک کتاب—کتابی که آن را خواندنی یافتهایم—از کل آن صرفنظر نکنیم. (البته، بهحکم احساس، چند ناسزای سبک نثارِ اولیای نشرِ خاطی میتوان کرد!) •• بیگمان، این نکته را دیگرانی هم گفته و نوشتهاند. #نشر #کتاب #ویرایش #نمونهخوانی #تکرار_مکررات
بگو زن میخوای یا نه! بهروز صفرزاده اینجا از بِهْگوییِ جنسی نوشته و نمونههایی به دست داده است، اینکه گاهی از تلفظ کلمهای یا عبارتی چنانکه هست میپرهیزیم تا مجبور نشویم واژهای مگو را—که در ضمن ادای آن کلمه یا عبارت به گوش میرسد—بر زبان بیاوریم. دراینباره، برخی از ناقدان ادبی حساسیتی دوچندان داشتهاند. خان آرزو اکبرآبادی (۱۰۹۹-۱۱۶۹ هـ.ق.) یکی از ایشان است. از او چند اثر انتقادی در دست است که تنبیهالغافلین یکی از آنهاست، رسالهای در نقد اشعار حزین لاهیجی (۱۱۰۳-۱۰۸۰ هـ.ق.). در این رساله، آرزوی هندی بیتهایی از حزین ایرانی میآورد و ضعفها و اشکالاتی در آنها نشان میدهد که برخی به زبان و بیان شاعر ما برمیگردد، و بر خبرگی ادیب خارجی در فارسی دلالت میکند. یک نمونه—که به بحث ما مربوط میشود—ازاینقرار است: [حزین:] آگه نهای اگر تو ز حال درون من دل را بـــگو ز چاک گریبان برآورم [آرزو:] ترکیب لفظ گو با زای معجمه بسیار مکروه است. هرچند در کلام دیگران نیز واقع شده، اجتناب از آن واجب است. پس بهتر چنین بود: کی آگهی ز حال درون منت بُوَد؟ دل را مگر ز چاک گریبان برآورم چنانکه میبینید، خان آرزو دراینباب چندان حساسیت داشته که برای همنشینی کلمات با یکدیگر نیز اصولی میپنداشته است: اگر نشاندن دو کلمه در پیِ هم—موقع خواندن آنها—کلمهٔ سومی را که مگوست به گوش میرسانَد، باید از این کار پرهیخت. در حدود یک سده پس از این، امامبخش صهبایی دهلوی، ناقد هندی دیگر، در پاسخ به رسالهٔ خان آرزو، رسالهٔ قول فیصل را نوشته و در آن برخی از آرا و احکام سلف خود را ناموجه دانسته و رد کرده است، ازجمله ذیل همان بیت: شیخ بای امر بدانگونه تدارک دیده که این ترکیبْ موهم مضحکه نتواند گشت. حکیم شفایی را آفرین که از شوخی مزاج جناب معترض حذر نکرده، صریر قلم را بیباکانه سر داد: تو جام لالهگون خور با دشمنان به خلوت پر باش گو ز غیرت خون در کنار عاشق میبینید که آن بهگویی و پرهیز امروزی نیست و از قدیم خاطر اهلزبان را مشغول میداشته است، خاطر بلغا را بیشتر. الآن، یادم آمد که برخی دوستان، در حین صحبت دربارهٔ زن خواستن، خطاب به مجردها میگویند: «بگو زن میخوای یا نه!» ــــــــــ منبع نقلقولها محمدرضا شفیعی کدکنی (۱۳۹۰). شاعری در هجوم منتقدان: نقد ادبی در سبک هندی پیرامون حزین لاهیجی. تهران: آگه. ص. ۲۱۱. #صرف #به_گویی #حسن_تعبیر #نقد_شعر #فصاحت
سراجالدین مُهرالدین، وزیر کارهای خارجی جمهوری تاجیکستان، دوازدهم آذرماه، ضمن بازدید از آرامگاه فردوسی، در دفتر یادبود آن، به خط فارسی، چنین نوشت: به نام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه برنگذرد به من سعادت بزرگ زیارت مقبرهٔ فردوسی بزرگوار دست داد که خدا را شکر میگویم. فردوسی، خداوندگاری [به همین صورت، شاید تابع تلفظ خود] شاهنامه، مایهٔ افتخار و نازش همهٔ مردمان فارسیزبان است. وظیفهٔ ماست که شاهنامه و خداوندگارِ [این بار، به این صورت] آن را پاس بداریم. به همهٔ پاسداران مقبرهٔ فردوسی اظهار تشکر میکنم و برایشان تندرستی و توفیق روزافزون آرزو دارم. با احترام، سراجالدین مهرالدین، وزیر امور خارجهٔ تاجیکستان، ۱۲ آذر ۱۴۰۳. #زبان_فارسی #فردوسی #شاهنامه #ایران #تاجیکستان
فضلالله روزبهان خُنجی، نویسندهٔ مهماننامهٔ بخارا و سلوکالملوک، ازیکطرف، ازبکهای شیبانی و ترکهای عثمانی را بر صفویان میشوراند و، ازطرفدیگر، به ائمهٔ شیعه عشق میورزید. اینها متناقضاند؟ ناچار و شتابزده—و البته با پذیرش مسئولیت—اینجا چند کلمهای نوشتهام: https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15750/415394 #نثر_کهن_فارسی #خلافت_اسلامی #سلطنت_اسلامی #وسیلة_الخادم_الی_المخدوم #رسول_جعفریان #سیدجواد_طباطبائی
در عبارت «اخلاق جنسی مسلمانانه در جهان معاصر»، آن کلمه هیچ ایرادی ندارد، اما بهترین انتخاب نیست؛ «مسلمانوار»—که گمان نمیکنم «مسلمانانه» دلالتی جز آن داشته باشد—روانی و روایی بیشتری دارد. مولوی گفته است: مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید که کفر از شرم یار من مسلمانوار میآید #صرف #کلمه #مولوی
📝 «زبان فارسی در عصر حافظ (شعر حافظ را چگونه باید خواند؟)» ✍️ تقی وحیدیان کامیار #زبان_شناسی #حافظ #تقی_وحیدیان_کامیار
👌 شاهکار ربات مکالمهٔ Gemini در ترجمه از لهستانی به فارسی در نظر من، در این برگردان روان، این جعل بیاشکال بسیار ستودنی است. #هوش_مصنوعی #ترجمه #جعل #مصدر_جعلی
ویرگول بیهوده زیاد دیدهام، اما اینهایی که—لابد بهنشانهٔ درنگ—بین دو نیمهٔ مصراعهای دوری میگذارند یک چیز دیگرند! در وزنهای دوری—تقریباً همیشه—بین دو نیمهٔ هر مصراع توقف هست؛ بنابراین، اگر هم قائل به ویرگول برای درنگیم، در این مواضع به آن نیاز نداریم. البته ساختمانِ دستوریِ مصراع و بیتهای دوریْ برخی از این ویرگولها را موجه مینماید، اما جاهایی هم این نشانه را برنمیتابد. #ویرگول #وزن #وزن_دوری