قسط
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 21
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 8
- 1/48двое суток
- 9
- 1/72трое суток
- 9
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شیخ قاسم: ایستادگی مقاومت و قرار دادنِ مسئلهٔ لبنان به عنوان شرط اول در سند تفاهم در اسلامآباد از سوی ایران، همان چیزی است که افسارِ دشمن صهیونیستی را کشید
شیخ قاسم: سلطه باید اعتراف کند که شکست خورده است و به سوی مردم خود بازگردد تا به قدرتِ یک موضعِ واحد و تضمینشده دست یابد و از مؤلفههای قدرت برای مقابله با این دشمن متکبر صهیونیستی استفاده کند. شیخ قاسم: این مذاکرات هیچ حاصلی جز خواری و ننگ نخواهد داشت و با ادامهٔ آن، این خواری و ننگ ادامه یافته و بزرگتر و بیشتر خواهد شد.
الشیخ نعیم قاسم : هذه حرب وجودية لذلك قاتلنا قتالاً كربلائيًا.. ومن يراهن على الاستسلام يراهن على سراب این یک جنگ وجودی است، به همین دلیل کربلاییوار جنگیدیم... و هر کس روی تسلیم شدن شرطبندی کند، روی سراب شرطبندی کرده است
کار درجه یک فرد درجه یک میخواهد معتقدم قبل از شروع کار میبایست خود را فرد درجه یک بداند و هدفش را خالص کند
هر کس باید نگاه کند و ببیند کار درجه یک که می تواند انجام دهد، کدام است، به سراغ آن برود. رفتن به سراغ کارهای درجه دو و درجه سه زیان است. کار درجه یک خودتان را پیدا کنید.
هر کس باید نگاه کند و ببیند کار درجه یک که می تواند انجام دهد، کدام است، به سراغ آن برود. رفتن به سراغ کارهای درجه دو و درجه سه زیان است. کار درجه یک خودتان را پیدا کنید.
از خارج نتوانستند از داخل می خواهند ایران را به زانو در آورند !
یا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لاَ رِجَالَ! حُلُومُ الاَْطْفَالِ، وَ عُقُولُ رَبّاتِ الحِجَالِ! لَوَدِدْتُ أَنِّى لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَةً ـ وَاللهِ ـ جَرَّتْ نَدَماً، وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً. قَاتَلَکُمُ اللهُ! لَقَدْ مَلأتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً، وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَىَّ رَأیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلاَنِ
без подписи
◾️اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ در سالهای اخیر مردمانی به ناگه فریاد برآوردند که چطور پدران ما قرنها زنان را با خود برابر نمیدانستند؟ چطور مرد خود را کفیل زن میدانست؟ چه نادان مردمان و خشکمغزانی قرنها ما را از نعمت آزادی محروم نگاه داشتند. جز به ذهن ما روشنضمیران قرن بیست و یکم نرسیده بود که این نابرابریها را از بین ببریم: زنان را روانه دانشگاه و صنعت کنیم؛ حق ولایت مرد بر زن را نسخ کنیم؛ فرزندپروری و مادری را برای ایشان اختیاری کنیم؛ حضور آنان را در عرصههای اجتماعی تقویت کنیم؛ حق طلاق و خروج از کشور به آنان بدهیم؛ حق سقط جنین برای آنان قائل شویم؛ عصمت زن را امری بیاهمیت جلوه دهیم و ازدواج را به امری شراکتی تبدیل کنیم. اینکه چرا پدران «متحجر» ما به این امور تن نمیدادند جلوگیری از زوالِ دینامیک قدرت میان زن و مرد بود. امروز برای هیچ مردی بهینه نیست تا ازدواج کند. زنان ارزان شدند و راحتتر بدست میآیند، اما سعادتی در ازدواج با آنان نیست. علاقهای به فرزندپروری ندارند، زیرا عمده هدف آنان موفقیتهای شغلی و تحصیلی است. به لحاظ حقوقی نیز ازدواج شراکتی با آنان احمقانه است، زیرا علاوه بر حقوق سنتی، حقوق مدرن را طلب میکنند. مرد تمام مسئولیتهای سنتی را باید به عهده بگیرد تا زن بتواند استعدادهای «سرکوب» شدهاش را شکوفا کند. در میان متدینین نیز با عادیسازی «الگوی سوم زنانه»، زنان علاوه بر اینکه حضور خود در اجتماع را ضروری میدانند، بلکه وظایف خانه را هم از دوش خود برمیدارند. زن میتواند از مرد به عنوان سکوی پرش، منبع مالی و حامی مطلق بهرهکشی کند و استقلالش را نزد دیگران جار بزند. خیلی زود مردان از این معامله فرسوده خواهند شد و زنان را نسبت به نقش سنتی خود طرد خواهند کرد. مردان که در چنین وضعیتی سراغ راههای آسانتر میگردند تا به میگرن عصبی دچار نشوند، فساد در جامعه و «بازار آزاد» جنسی را فعال میکنند. زنان نیز به مرور مردان را خوکهای شهوتطلبی میبینند که به دنبال ارضای امیال مقطعی هستند، زیرا مردان به دنبال سرمایهگذاری بلند مدت بر زنان نیستند و هیچ آیندهای را با ایشان متصور نمیشوند. در کشاکش نابودی توازن قوا میان زن و مرد نفرت اینان از یکدیگر دو چندان میشود. در بازار آزاد جنسی معاملههای جنسی بر اساس تظاهر، تفاخر و امیال خواهد بود. نهاد خانواده معنای خود را از دست میدهد و تفرد بشر او را به نوع بشر بدبین میکند. 📜 @hepolitike
لن ترضی...
لن ترضی...
حقیقتا مایه ترحم هستند!
چپ گرا ها عمدتا زود زوال عقل میگیرند از واقعیت ها جدا میافتاد و پلورالیست میشوند!
اگر راست گرایی را وجه غالب تمدن مدرن بدانیم و روح حقیقی آن چپ گرایی صرفا آرمان خواهی پوچی بوده و هست که میخواهد با مدرنیته به جنگ آن برود
این رو یه دانشجوی حقوق نوشته
◾️ تناقض تئوکراسی و دموکراسی حتماً شما هم شنیدهاید که میگویند هر رئیس جمهوری که در ایران انتخاب میشود بعدها مغضوب حاکمیت سیاسی (State) شده است. دلیل این امر تناقض غیرقابلحل «ریاست جمهوری» به عنوان نمایندۀ دولت جمهور و حاکمیت سیاسی شیعی بهعنوان ستون خیمۀ کشور است. در کشورهای غربی مسئلۀ عدم وجود یک State اعم از حاکم، شاه یا گروههای متنفذ از قبیل روحانیون، نظامیان و غیره به «قانون اساسی» و نهادهای مرتبط به آن واگذار شده است. گرچه امروز میبینیم یک امر تفسیرپذیر و حقوقی نمیتواند انسجام یک کشور را نگاه دارد و وضعیت فرانسه و آمریکا مؤید این مسئله است. ایران با توجه به گروههای پرنفوذ غربی در آن و پشتوانۀ مشروطه محلِّ یک سده تلاش بیوقفه برای حذف State سنتی و استقرار قانون اساسی بهجای آن بوده است. البته هر انسان زیرکی میداند که استقرار قانون اساسی «دموکراتیک» به معنای اشتراک قدرت میان گروههای مردمی نیست -که اگر بود هم بالذات امر پسندیدهای نیست- بلکه ورود اُلیگارشی جهانی پرنفوذ در غرب به منظور سیطره بر مردمان این منطقه است. برآیند نظام سیاسی منتج از انقلاب اسلامی ترکیبی متناقض از مشروطهخواهان و مشروعهخواهان بود؛ تناقضی که شیخفضلالله به آن پی بُرده بود. اصالت یک نظام سیاسی با تکیه بر یک اصل واحد تأمین خواهد شد. بازی میان مشروطه و مشروعه، و خاطرهبازی با افکار و سخنان شهید بهشتی که فهم دقیقی از زمانۀ خود نداشت، چیزی جز نتایج سیاسی اسفبار امروز را در پی ندارد. نظام سیاسی الهیای که خود را آویزان بازی رسانهای و حزبسازی کرده است و رأی دادن را به امری حیثیتی مبدل ساخته است، در بلند مدت امر قدسی را کنار خواهد زد. در پرتنشترین منطقۀ جهان که تصمیمات سخت و اقتدار حاکمیت سیاسی نیاز است، بدنۀ تصمیمسازی (خصوصاً دولت) مَچَل توییترنشینها، سلبریتیها و دلقکها شده است. نتیجۀ این امر تناقض میان State و Government است. شکافی که در ساختار نظام سیاسی از نهاد سیاسی دینی که راهبردی عمل میکند با دولت جمهور قابل تشخیص است. بهعلاوه از دو سر شدن نهادهای علمی، فرهنگی، نظامی و غیره هم باید گفت که نتیجۀ آن چیزی جز جاماندن از گندم ری و خرمای بغداد نیست.
حاکمیت قانون، دموکراسی، مشارکت مردمی و ... با قانون محقق نمیشود!
ما شخصیتهایمان را که از دست میدهیم، بعداً متوجه ارزششان و والا بودنشان میشویم. قرنها باید بگذرد تا این عالمِ خلقت یکی مثل آنها تربیت کند. شهید سپهبد قاسم سلیمانی
حاکمیت قانون، دموکراسی، مشارکت مردمی و ... با قانون محقق نمیشود!