- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 21
- Всего постов
- 133
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 33
- 1/48двое суток
- 37
- 1/72трое суток
- 40
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⬛️ به مناسبت سالروز لیلهالمبیت... خسته از راه ز مکه سوی طائف آمد! بین جمعی که همه بود مخالف آمد تاکه انجام دهد جمله وظائف آمد کوله باری به دل از بحرِ معارف آمد سعی کرد و سفرش حاصلی از کار نداشت با دلی غمزده بر موطن خود پای گذاشت جمع گشتند زهر جای بزرگان قریش همه جنگاور و گُردان و سواران قریش گشته هم عهد و قسم یکسره یاران قریش شد ز هر طایفه یک فرد به عنوان قریش چل نفر گشت مصمم همه بر قتل نبی تا که بر بستر خود خفته کشندش به شبی حق از آن نقشه نبی را چو خبر دار نمود ماجرا را به رخ حیدر کرّار نمود گفت چون حیله به من دشمن مکّار نمود شب تو بر بستر من خُسب که دادار نمود گفت حیدر که سر وجان به فدای تو دهم هرچه دارم به بساطم به بقای تو دهم گرد تا گرد به آن کوچه ی بیت نبوی مستقر گشته همان چل نفر افراد قوی تا به وقتش ببَرد حمله سرانِ بَدَوی غافل از آنکه بخفته ست یلِ مرتضوی همه شمشیر به دست و زره بر تن کرده احتیاطاً شده شمشیر دگر آورده شیرمردِ صف میدان هماورد و نبرد پهلوانی که نیاورده کَسَش پشت به گَرد آن یلی که زره برتن به گهِ رزم نکرد آن دلیری که ندیدست کسی چون او مرد جای آن علّت ِهستی شب دشوار بخفت تا نبی ضربه نبیند عوض یار بخفت ناکسان از در و دیوار ببردند هجوم قصد حمله بنمودند به دریای علوم تا نگردد کسی از آن درَکاتش محروم همه با هم بنمایند نبی را معدوم روبهان شیر که دیدند همه ترسیدند مات و حیران شده از واقعه می پرسیدند دست بُرد آن یل و چند از سر و گردن بگرفت یکی از پیرهن و یا که ز دامن بگرفت جنب و جوشی شد وهر کس رهِ رَستن بگرفت تانگردند سوی کوچه و برزن بگرفت خیل موشان همه از معرکه کردند فرار یافت سوراخی و از مهلکه کردند فرار آیه در شان نبی از سوی یزدان آمد در خورِ میر عرب شاه دلیران آمد " که ز مردم به فروشندگی جان آمد تا که خشنود کند حضرت سبحان آمد" این چنین است به قاموس همان ربِّ کریم " که خداوند به هر بنده رئوف است و رحیم" زان میان شاه دو عالم به سلامت ره برد از همه دشمنی و بغض و عداوت ره برد دور از هرچه که کردند ملامت ره برد رفت بر اهل مدینه به هدایت ره برد تا قیامت که بسی فتنه مکرّر باشد مُهرِ تسلیم به پیشانی حیدر باشد... #مسمط #سيد_مهدی_صدرالحفاظی #ليلهالمبيت @Kelkestan @Shahrah
سه کتاب در نقد فلسفه و تصوف رد صوفیه، ملا محمدطاهر قمی رد مذهب حکما، محمدتقی مجلسی رد صوفیه، محمدجعفر بهبهانی توضیحات بیشتر درباره محتوای سه نسخه خطی احیا شده را در لینک زیر ببینید: https://t.me/kalam_shia/248 قیمت: ۷۵۰/۰۰۰ت + ۱۵۰/۰۰۰ت هزینه ارسال مجموعا: ۹۰۰/۰۰۰ت با تخفیف: ۷۹۹/۰۰۰ت خرید: @shii_studies1 چاپ ۱۳۹۷ [چاپ تمام؛ تعداد محدودی باقی مانده است] @nosakh_shii
⭕️علت اینکه شبهات در خصوص عزاداری برای سید الشهداء و ائمه علیهمالسلام، سال به سال افزایش می یابد را در این حدیث ملاحظه نمایید: 🔹امیرالمومنین علیه السلام در لحظات آخر عمر خود به زینب کبری علیها السلام فرمودند: 📒إنَّ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللَّهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ يَطِيرُ فَرَحاً فَيَجُولُ الْأَرْضَ كُلَّهَا بِشَيَاطِينِهِ وَ عَفَارِيتِهِ فَيَقُولُ يَا مَعَاشِرَ الشَّيَاطِينِ قَدْ أَدْرَكْنَا مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ الطَّلِبَةَ وَ بَلَغْنَا فِي هَلَاكِهِمْ الْغَايَةَ وَ أَوْرَثْنَاهُمُ النَّارَ إِلَّا مَنِ اعْتَصَمَ بِهَذِهِ الْعِصَابَةِ فَاجْعَلُوا شُغُلَكُمْ بِتَشْكِيكِ النَّاسِ فِيهِمْ وَ حَمْلِهِمْ عَلَى عَدَاوَتِهِمْ وَ إِغْرَائِهِم بِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ حَتَّى تَسْتَحْكِمُوا ضَلَالَةَ الْخَلْقِ وَ كُفْرَهُمْ وَ لَا يَنْجُو مِنْهُمْ نَاجٍ 📝همانا ابلیسِ ملعون در روز عاشوراء با شادمانی به پرواز در خواهد آمد و زمین را با شیاطین و عفریته های خود می پیماید و می گوید: ای شیاطین! ما به آنچه از فرزندان آدم می خواستیم رسیدیم و در هلاکت ایشان به هدف خود نائل شدیم و برای آنها آتش را به ارث گذاشتیم مگر کسانی که به این گروه – اهل بیت علیهم السلام- پناه آورند پس تلاش نمایید تا مردم را نسبت به ایشان مردّد کنید و آنها را بر دشمنی ایشان وا دارید و نیز مردم را به ایشان و دوستارانشان فریب دهید تا اینکه گمراهیِ مخلوقات و کفرشان تثبیت شود و احدی از آنها نجات پیدا نکند. 📚كامل الزيارات، ص٢۶۶
اللّهم العن الجبت و الطاغوت . ما هنوز عزاداریم..... از ۲۸ صفر تا ۸ ربیع الاوّل این وقایع تلخ رخ داده است : ●شهادت خاتم الانبیاء صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ. ●شهادت سبط اكبر خاتم الأنبياء،امام مجتبی علیه السّلام علی قولٍ. ●شهادت امام رئوف علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام. ●دفن بدن مطهّر خاتم الانبیاء توسّط مولانا امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از ۳ روز... ●تشکیل شورای شوم سقیفه ملعونه و نقض بیعت غدیر و غصب خلافت امیر المؤمنین علیه السّلام. ●سه بار هجوم به خانه حضرت زهراء سلام الله علیها برای گرفتن بیعت اجباری و دخول در خانه وحی بدون اجازه. ●آتش زدن خانه حضرت زهراء سلام الله علیها و ضرب و شتم ایشان و شهادت حضرت محسن سلام الله عليه. ●ریسمان انداختن به دست و گردن حبل الله المتین امیرالمؤمنین علیه السّلام و بردن اجباری ایشان برای گرفتن بیعت. ●غصب فدک و واقعه جانکاه کوچه. ●ارتداد امّت. ●شهادت إمام حسن عسکری علیه السّلام. ●وفات شهادت گونه حضرت سکینه بنت الحسین علیها السّلام. ✍️استاد شیخ محمد جواد محقق یزدی
◼️ پیامبر در لحظات آخر می فرمود : من با یزید مگر چه کرده ام؟! روایت شده است: هنگامی که بیماری رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله که به سبب آن به شهادت رسیدند،شدت یافت، ضَمَّ الْحُسَیْنَ علیه السلام إِلَی صَدْرِهِ یَسِیلُ مِنْ عَرَقِهِ عَلَیْهِ وَ هُوَ یَجُودُ بِنَفْسِهِ وَ یَقُولُ ▪️ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امام حسین علیه السلام را به سینه خود چسبانیده بود. عرق آن بزرگوار در حالی که جان میداد بر او فرو میریخت و میفرمود: مَا لِی وَ لِیَزِیدَ لَا بَارَکَ اللَّهُ فِیهِ اللَّهُمَّ الْعَنْ یَزِیدَ ثُمَّ غُشِیَ عَلَیْهِ طَوِیلًا وَ أَفَاقَ وَ جَعَلَ یُقَبِّلُ الْحُسَیْنَ وَ عَیْنَاهُ تَذْرِفَانِ وَ یَقُولُ ▪️من با یزید مگر چه کرده ام! خدا به یزید برکت ندهد! پروردگارا یزید را لعنت کن! آن گاه مدت طولانی غش کرد. وقتی به هوش آمد، در حالی که چشمان مبارکش اشکبار بودند امام حسین علیه السلام را میبوسید و میفرمود: أَمَا إِنَّ لِی وَ لِقَاتِلِکَ مُقَاماً بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ▪️ آیا نه چنین است که بین من و قاتل تو نزد خداوند عز و جل محاکمه ای خواهد بود. 📚بحارالانوار ج ۴۴ص٢۶۶
🔍مناظرۀ آلوسی و مرحوم آیتالله مظفر 📌در بغداد، مجلس مناظرهای بین علمای فرقههای اسلامی تشکیل دادند. از علمای اهلسنت آلوسی، عالِم بزرگ سنیها، و از علمای شیعه، مرحوم مظفر قدسسرّه در مجلس حضور داشتند. «وَالمَجْلِسُ عَاصٌّ بِأَهْلِهِ؛ مجلس از شیعه و سنی پر بود»؛ آلوسی، به نمایندگی از عامّه، رو کرد به شیخ مظفر رحمهاللهتعالی و گفت: 🔹«شیخَنا، مَسْأَلَةٌ»: اجازه میدهید سؤال کنم؟ 🔸مرحوم مظفر فرمود: سؤال کن. آلوسی پرسید: «مَا تَقُولُونَ فِي أَمْرِ النَّبِيِّ صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَآلِهِوَسَلَّمَ أَبَابَكْرٍ بِالصَّلَاةِ بِالْقَوْمِ؟» نظر شما دربارۀ این امر پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم که به ابوبکر دستور داد برای مردم نماز بخواند چیست؟ 🔰اگر مرحوم مظفر در جواب میگفت سند این سخن ضعیف است، یا دلالت بر خلافت ندارد، از هر جهت آلوسی او را میپیچاند و بالاخره جواب روشن نمیشد و به نظر میرسید که حق با آنها است؛ ولی مرحوم مظفر بدون تأمل فرمود: ✔️«إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ؛ قطعاً این مرد هذیان میگوید!» 💯واقعاً این جواب در اینجا معجزه است. آلوسی نتوانست نفس بکشد و حرفی بزند؛ لذا خاموش شد: «فَكَأَنَّمَا أُلْقِمَ حَجَراً؛ گویی سنگ در دهان او انداختند!» و با همین سؤال و جواب، ختم جلسه اعلام شد. 📗در محضر مرحوم بهجت، ج ۱، ص ۲۰۱. #️⃣ #رسول_خدا #کلام_ناب #مفاخر_الشیعه #صفر 📌فقه ولایت در اینستاگرام و ایتا 🆔 @feghhevelayat B2n.ir/jd1641
شیخ مفید در کتاب خویش، پیام جامع، آموزنده و جالبی را از امام رضا علیهالسلام آورده است. امام(ع) این پیام را به وسیله حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستادهاند. متن پیام این است: بسم الله الرحمن الرحیم ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند. و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان. و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست. دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کردهام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سختترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود. به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد. جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم. متن حدیث: بسم الله الرحمن الرحیم یا عبدالعظیم! أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.
🔶 آخر صفر #شهادت #امام_رضا علیه السلام 🔶 #حضرت_ثامن_الحجج مولانا #علی_بن_موسی_الرضا علیه السلام در سال ۲۰۳هـ.ق بنابر اصح دو سال پس از وفات (مسموم شدن) #حضرت_معصومه علیها السلام به شهادت رسیدند. سن مبارک حضرت ۴۹ یا ۵۱ یا ۵۵ سال بوده است. 📚 کافی ج۱ ص۴۸۶ ؛ کشف الغمة ج۲ ص۲۶۷ بنابر نقلی در ۲۷صفر #حضرت_امام_رضا علیه السلام به شهادت رسیده اند، 📚 تاج الموالید ص۵۰ ؛ شرح الاخبار ج۳ ص۳۴۳ ولی مشهور آخر ماه صفر است. در ۲۸صفر #مامون انگور مسموم یا آب انار زهر آلود را به اجبار به #حضرت_رضا علیه السلام خورانید. 📚 ارشاد ج۲ ص۲۷۰ 🔸 آزارهای #مأمون نسبت به حضرت مأمون از آزار و جسارت نسبت به حضرت کوتاهی نکرد، و حتّی حضرت را چندین ماه در #سرخس مقیداً زندانی کرد. 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۱ ص۱۹۷ پس از ولایتعهدی، ابتدای گرفتاری آن حضرت به خاطر معاشرت با مأمون منافق ملعون بود. او به حسب ظاهر در تعظیم و احترام حضرت می کوشید، امّا در باطن با آزار و اذیّت حجّت خدا را به مرگ خویش راضی نموده بود. #یاسر_خادم می گوید : هر جمعه که آن حضرت از مسجد جامع مراجعت می کرد، با بدنی عرق دار و غبار آلود دست ها را به درگاه الهی بر می داشت و می فرمود : «بار الها اگر فرج و گشایش کار من در مرگ من است، مرگ مرا برسان». آن حضرت پیوسته در غم و حزن بودند تا در #غربت به شهادت رسیدند. 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۱ ص۱۸ مأمون پس از آنکه یک شبانه روز امر شهادت آن حضرت را کتمان کرد سراغ محمّد پسر #امام_صادق علیه السلام و جماعتی از آل ابوطالب فرستاد تا سلامت بدن امام را ببیند، و پس از آن شروع به گریه و زاری نمود !! 📚 ارشاد ج۲ ص۲۷۱ 🔸 دفن بدن مبارک حضرت پس از غسل و کفن و نماز بر بدن شریف حضرت که توسط #امام_جواد علیه السلام انجام شد 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۱ ص۲۷۳ آن حضرت را جلوی قبر #هارون در خانه #حمید_بن_قحطبه ، مکان فعلی دفن کردند. 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۱ ص۲۱۹ ، ج۲ ص۲۸ بنابر بعضی از روایات مأمون از ترس #فتنه مردم دستور به دفن شبانه حضرت داد. 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۱ ص۲۷۰ مدّت #امامت آن حضرت ۲۰سال بود. 📚 ارشاد ج۲ ص۲۴۷ سنّ شریف #حضرت_جواد علیه السلام هنگام شهادت امام رضا علیه السلام ۷سال و چند ماه بود. 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۲ ص۲۸ 👈🏻 اقوال شهادت آن حضرت عبارتند از : اوّل ماه رمضان ، 📚 العدد القویة ص۲۷۶ ۲۱ ماه رمضان ، 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۲ ص۲۸ ۲۳ ماه رمضان ، 📚 کشف الغمة ج۲ ص۲۹۷ ۲۴ ماه رمضان ، 📚بحار الأنوار ج۹۹ ص۴۳ ۱۴ صفر ، 📚 العدد القویة ص۲۷۶ ، منتهی الآمال ج۲ ص۳۱۲ ۱۷ صفر ، 📚مصباح کفعمی ج۲ ص۵۹۶ شش روز مانده از صفر (۲۳ یا ۲۴) ، 📚 تاریخ قم ص۱۹۹ ۲۷ صفر ، 📚 تاج الموالید ص۵۰ ، شرح الأخبار ج۳ ص ۳۴۳ ۱۸ جمادی الاولی ، 📚 رجال النّجاشی ص۱۰۰ و ۲۳ ذی القعده . 📚منتخب التواریخ ص۵۷۷ بزرگان شیعه در کتب مختلف ماه شهادت را صفر و روز آن را اکثراً آخر صفر ذکر کرده اند، ولی ۲۹ یا ۳۰ روز بودن ماه صفر در سال شهادت را ذکر ننموده اند. #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #روزشمار #صفر #صفر_المظفر #تقویم #حضرت_علی_بن_موسی_الرضا #امام_رئوف
⚠️👌بخشی از آخرین کلام رسول خدا صلَّی الله علیه و آله بر فراز منبر در واپسین روزهای عمر خویش عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: نُعِيَتْ إِلَى النَّبِيِّ صلّی الله علیه و آله نَفْسُهُ وَ هُوَ صَحِيحٌ لَيْسَ بِهِ وَجَعٌ قَالَ: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ. قَالَ: فَنَادَى صلّی الله علیه و آله الصَّلَاةَ جَامِعَةً وَ أَمَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارَ بِالسِّلَاحِ. وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ فَصَعِدَ النَّبِيُّ صلّی الله علیه و آله الْمِنْبَرَ فَنَعَى إِلَيْهِمْ نَفْسَهُ، ثُمَّ قَالَ: أُذَكِّرُ اللَّهَ الْوَالِيَ مِنْ بَعْدِي عَلَى أُمَّتِي أَلَّا يَرْحَمَ عَلَى جَمَاعَةِ الْمُسْلِمِينَ، فَأَجَلَّ كَبِيرَهُمْ، وَ رَحِمَ ضَعِيفَهُمْ، وَ وَقَّرَ عَالِمَهُمْ وَ لَمْ يُضِرَّ بِهِمْ فَيُذِلَّهُمْ وَ لَمْ يُفْقِرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ وَ لَمْ يُغْلِقْ بَابَهُ دُونَهُمْ فَيَأْكُلَ قَوِيُّهُمْ ضَعِيفَهُمْ، وَ لَمْ يَخْبِزْهُمْ فِي بُعُوثِهِمْ فَيَقْطَعَ نَسْلَ أُمَّتِي. ثُمَّ قَالَ: قَدْ بَلَّغْتُ وَ نَصَحْتُ فَاشْهَدُوا. وَ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ علیه السلام: هَذَا آخِرُ كَلَامٍ تَكَلَّمَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی الله علیه و آله عَلَى مِنْبَرِهِ. (الكافي، ج1، ص406) حنان بن سدير صيرفى گفت: از حضرت صادق عليه السلام شنیدم که مى فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و اله تندرست بود و دردی نداشت، اما جبرئیل به ایشان خبر وفاتشان را رساند. آن حضرت براى نماز همگانى جار زد و دستور فرمود که مهاجر و انصار سلاح برگيرند. مردم جمع شدند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بالای منبر آمد و خبر وفاتش را به آنها داد و فرمود: حاکم بعد از خود را به خداوند تذکّر می دهم که مبادا به جماعت مسلمانان رحم نكند. پس بايد بزرگشان را احترام كند، به ضعيفشان رحم كند، عالمشان را بزرگ شمارد؛ و به آنها زيان نرساند و سبب خوارشدنشان شود؛ و آنها را فقیر نکند و سبب کفرشان شود، و در خانه خود را به روى آنها نبندد (تا از حال آنها بى خبر بماند) و بدین سبب افراد قوی جامعه ناتوان هایشان را بخورند؛ و همه آنها را به لشكركشى فرا نخواند که سبب شود نسل امّتم قطع شود. سپس فرمود: شاهد باشيد كه من ابلاغ كردم و به شما نصیحت کردم. حضرت صادق عليه السلام فرمود: اين آخرين سخنى بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر منبرش فرمود. ✅ «اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🏴شهادت پیامبر اکرم 🎙مرحوم استاد دکتر #سید_حسن_افتخارزاده 📌اللهم عجّل لولیّک الفرج 📌کانال صاحب لوا : @sahebeleva
⬅️ مرحوم علامه مجلسی در جمع بین سه روایت فوق می نویسد: يَحْتَمِلُ أنْ يَكُونَ كِلَا السَّمَّيْنِ دَخيلَيْنِ فِي شَهادَتِهِ صلّی الله علیه و آله. (بحار الأنوار، ج22، ص516) احتمال دارد که هر دو سم، در شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله مؤثر بوده است. ممکن است کسی به روایت زیر استشهاد نماید و بگوید که سمّ زن یهودیه، بر حضرت اثر نکرده است: حضرت عسکری علیه السلام می فرمایند: وقتی رسول خدا صلّی الله علیه و آله از خیبر به مدینه بازگشتند، یک زن یهودی که ایمان آورده بود، نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله آمد و یک دست گوسفند بریان شده که مسموم شده بود، به همراه داشت. آن را نزد آن حضرت نهاد و گفت: رفتن شما به خیبر مرا نگران کرد، پس نذر کردم که اگر خداوند شما را سالم برگرداند، برای شما یک دست بریان بیاورم و امروز به نذر خود وفا کرده ام. هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله لقمه ای برداشتند که بخورند، آن گوشت به صدا در آمد که مرا نخور، زیرا مسموم شده ام. حضرت آن زن یهودیه را خواستند و از او سؤال کردند: چرا این کار را کردی؟ پاسخ داد: پدر، عمو، برادر، همسر و پسرم را کشته ای. با خود گفتم: اگر او پادشاهی است که بر سر کار آمده، از او انتقام می گیرم، اما اگر او همان پیامبری است که مکّه را فتح می کند، خداوند ممانعت می فرماید و او را حفظ می کند و به او ضرر نمی رسد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: ای زن! درست گفته ای. پس بهترین اصحاب خود را خبر کردند و بر آن گوشت، دمیدند و دعایی خواندند و امر کردند که بخورند و همه خوردند تا سیر شدند. روز دوم آن زن یهودی نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله آمد و عرضه داشت: هم اکنون یقین کردم که تو رسول خدا هستی و شهادتین بر زبان جاری کرد. (تفسیر الامام العسکری علیه السلام، ص177-179) در این صورت: الف- یا دو روایت اوّل، به صورت تقیه ای و مطابق با نظر اهل سنّت صادر شده است. ب- یا احتمال دارد که ماجرای تناول گوشت مسموم در خیبر، دو بار اتفاق افتاده است، یعنی دو زن یهودی، به چنین کاری دست زده اند. ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
❓🔍🗝 رحلت یا شهادت پیامبر صلّی الله علیه و آله (1) دو روايت در كتاب شریف بصائر الدرجات است كه حاکی از آن است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله به خاطر گوشت مسمومی که در خیبر خوردند، مسموم شدند. آن دو روایت عبارتند از: عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُمَّ رَسُولُ اللَّهِ يَوْمَ خَيْبَرَ فَتَكَلَّمَ اللَّحْمُ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي مَسْمُومٌ. قَالَ: فَقَالَ النَّبِيُّ عِنْدَ مَوْتِهِ: الْيَوْمَ قَطَعَتْ مَطَايَايَ الْأَكْلَةُ الَّتِي أَكَلْتُ بِخَيْبَرَ، وَ مَا مِنْ نَبِيٍّ وَ لَا وَصِيٍّ إِلَّا شهيداً. (بحار الأنوار، ج22، ص516 به نقل از بصائرالدّرجات) حضرت صادق علیه السلام فرمود: روز جنگ خیبر به رسول خدا صلّی الله علیه و آله، سم داده شد. آن گوشت سمّی با آن حضرت چنین سخن گفت: ای رسول خدا! به من سم زده شده است. پس رسول خدا صلّی الله علیه و آله هنگام از دنیا رفتن فرمود: امروز آن تکه گوشت چهارپایی که در خیبر خوردم، رگ حیاتم را قطع می کند، و هیچ پیامبر یا وصیّ نیست مگر آن که شهید است. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمَّتِ الْيَهُودِيَّةُ النَّبِيَّ فِي ذِرَاعٍ. قَالَ: وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله يُحِبُّ الذِّرَاعَ وَ الْكَتِفَ وَ يَكْرَهُ الْوَرِكَ لِقُرْبِهَا مِنَ الْمَبَالِ. قَالَ: لَمَّا أُتِيَ بِالشِّوَاءِ أَكَلَ مِنَ الذِّرَاعِ وَ كَانَ يُحِبُّهَا فَأَكَلَ مَا شَاءَ اللَّهُ. ثُمَّ قَالَ الذِّرَاعُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي مَسْمُومٌ فَتَرَكَهُ وَ مَا زَالَ يَنْتَقِضُ بِهِ سَمُّهُ حَتَّى مَاتَ. (بحار الأنوار، ج22، ص516 به نقل از بصائرالدّرجات) حضرت صادق علیه السلام فرمود: آن زن یهودی به وسیله دست (گوسفند)، رسول خدا صلّی الله علیه و آله را مسموم کرد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله، دست و کتف را دوست داشت، و از خوردن ران کراهت داشت، زیرا گوشت ران به محل بول حیوان نزدیک است. وقتی آن گوسفند بریان را آوردند، حضرت از دست آن برداشت و خورد. پس آن دست، به صدا در آمد و گفت: ای رسول خدا! من مسموم بودم. پس حضرت دیگر نخورد و پیوسته آن سم حال حضرت را بد می کرد تا آن که از دنیا رفت. (2) روایتی دیگر، عامل شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله را سمّی می داند که به آن حضرت قبل از شهادتشان خورانیده شد: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: تَدْرُونَ مَاتَ النَّبِيُّ أَوْ قُتِلَ؟ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ؟» فَسُمَّ قَبْلَ الْمَوْتِ. إِنَّهُمَا سَقَتَاهُ فَقُلْنَا: إِنَّهُمَا وَ أَبُوهُمَا شَرُّ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ. (بحار الأنوار، ج22، ص516 به نقل از تفسیر عیاشی) حضرت صادق علیه السلام فرمود: آیا می دانید که رسول خدا صلّی الله علیه و آله به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا کشته شد؟ خداوند نیز می فرماید: «آيا اگر او بميرد يا كشته شود، از عقيده خود بر می گرديد؟ آن حضرت قبل از این که از دنیا بروند، مسموم شدند. آن دو زن، سم را به آن حضرت نوشانیدند لذا ما می گوییم: آن دو زن و پدرانشان، بدترین کسانی هستند که خداوند خلق فرموده است.⬅️⬅️
🧐🔒💀 آیا آخرین چهارشنبه ماه صفر، نحس است؟ مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد می نویسد: «بدانکه در میان عوام، بلکه خواص، نحوست چهارشنبه آخر ماه صفر شهرت دارد و در کتب معتبره عامّه و خاصّه خبری که دلالت کند بر این، به نظر نرسیده، و احادیث در نحوست مطلق چهارشنبه خصوصا چهارشنبه آخر ماه وارد شده است، و چون این ماه بنا بر اسبابی که مذکور شد فی الجمله نحوستی دارد، ممکن است که چهارشنبه آخر آن از سایر چهارشنبه های دیگر نحوستش بیشتر باشد». (زادالمعاد ، ص 403) مرحوم محمد رضا امامی خاتون آبادی در کتاب «جنّات الخلود» می نویسد: «مروی است که اکثر بلیّات بر هر قومی در ماه صفر بوده، خصوصاً در چهارشنبه آخر آن». (جنّات الخلود، ص44) مرحوم میرزا جوادآغا ملکی تبریزی در المراقبات می نویسد: «معروف است كه ماه صفر به خصوص چهار شنبه آخر آن نحس مىباشد ، اما در اين مورد روايتى نداريم. شايد اين نحوست به دلیل رحلت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اين ماه و نيز اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد كه فرمود: «مَن بَشَّرَنِي بِخُرُوجِ صَفَر بَشَّرتُهُ بِالجَنَّةِ» «كسى كه مرا به تمام شدن ماه صفر مژده بدهد، او را به بهشت بشارت مىدهم» كه به اين ترتيب مىتوان اين مطلب را ثابت كرد.» (المراقبات، ص37) بعضی از روایاتی که بر نحوست روز چهارشنبه هر ماه، به ویژه چهارشنبه وسط یا آخر ماه دلالت دارند، عبارتند از: 1)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهماالسلام قَالَ: كَانَ أَبِي إِذَا خَرَجَ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ مِنْ آخِرِ الشَّهْرِ أَوْ فِي يَوْمٍ يَكْرَهُهُ النَّاسُ مِنْ مُحَاقٍ أَوْ غَيْرِهِ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ ثُمَّ خَرَجَ.( بحار الأنوار ، ج76، ص232 به نقل از محاسن) حضرت باقر یا حضرت صادق علیهما السلام فرمود: وقتی پدرم در چهار شنبه آخر ماه يا روزهاى ديگرى كه مردم مكروه می شمارند، مثل روز آخر ماه یا غیر آن، صدقه ميداد و بیرون می رفت. 2)عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَال: إِنَّ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ يَوْمُ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ وَ فِيهِ خُلِقَتْ جَهَنَّم.(بحارالأنوار ، ج 10 ، ص 116 به نقل از خصال) حضرت صادق از پدران گرامی خویش علیهم السلام نقل می کند که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: همانا روز چهارشنبه، دائما روز نحسی است، در این روز جهنّم خلق شده است. 3)عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: إنَّ اللَّهَ خَلَقَ النَّارَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ(أَرْبِعَاءَ فِي الْعَشْرِ الْأَوْسَطِ) وَ فِيهِ أَهْلَكَ اللَّهُ الْقُرُونَ الْأُولَى وَ هُوَ يَوْمُ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ، فَأَحَبَّ أَنْ يَدْفَعَ الْعَبْدُ عَنْ نَفْسِهِ نَحْسَ ذَلِكَ الْيَوْمِ بِصَوْمِهِ.(وسائل الشيعة ، ج 10 ، ص420 به نقل از علل الشرایع) حضرت رضا علیه السلام از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: همانا خداوند جهنّم را در روز چهارشنبه دهه وسط ماه خلق کرد و در این روز بود که اقوام را در قرون اولیه هلاک کرد. این روز، دائما روز نحسی است و خداوند دوست دارد که بنده، نحسی این روز را توسط روزه گرفتن از نفسش دور سازد. 4)عَنْ دَارِمِ بْنِ قَبِيصَةَ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله: آخِرُ أَرْبِعَاءَ فِي الشَّهْرِ يَوْمُ نَحْسٍ مُسْتَمِر.(وسائل الشيعة ، ج11 ، ص 355 به نقل از خصال) حضرت رضا از پدران گرامی خویش علیهم السلام نقل می کند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: آخرین چهارشنبه از ماه، دائما روز نحسی است. ملاحظه می شود که جهت رفع نحوست، روزه گرفتن و صدقه دادن در هر چهارشنبه آخر یا وسط ماه توصیه شده است. ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
⚠️👌بخشی از آخرین کلام رسول خدا صلَّی الله علیه و آله بر فراز منبر در واپسین روزهای عمر خویش عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: نُعِيَتْ إِلَى النَّبِيِّ صلّی الله علیه و آله نَفْسُهُ وَ هُوَ صَحِيحٌ لَيْسَ بِهِ وَجَعٌ قَالَ: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ. قَالَ: فَنَادَى صلّی الله علیه و آله الصَّلَاةَ جَامِعَةً وَ أَمَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارَ بِالسِّلَاحِ. وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ فَصَعِدَ النَّبِيُّ صلّی الله علیه و آله الْمِنْبَرَ فَنَعَى إِلَيْهِمْ نَفْسَهُ، ثُمَّ قَالَ: أُذَكِّرُ اللَّهَ الْوَالِيَ مِنْ بَعْدِي عَلَى أُمَّتِي أَلَّا يَرْحَمَ عَلَى جَمَاعَةِ الْمُسْلِمِينَ، فَأَجَلَّ كَبِيرَهُمْ، وَ رَحِمَ ضَعِيفَهُمْ، وَ وَقَّرَ عَالِمَهُمْ وَ لَمْ يُضِرَّ بِهِمْ فَيُذِلَّهُمْ وَ لَمْ يُفْقِرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ وَ لَمْ يُغْلِقْ بَابَهُ دُونَهُمْ فَيَأْكُلَ قَوِيُّهُمْ ضَعِيفَهُمْ، وَ لَمْ يَخْبِزْهُمْ فِي بُعُوثِهِمْ فَيَقْطَعَ نَسْلَ أُمَّتِي. ثُمَّ قَالَ: قَدْ بَلَّغْتُ وَ نَصَحْتُ فَاشْهَدُوا. وَ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ علیه السلام: هَذَا آخِرُ كَلَامٍ تَكَلَّمَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی الله علیه و آله عَلَى مِنْبَرِهِ. (الكافي، ج1، ص406) حنان بن سدير صيرفى گفت: از حضرت صادق عليه السلام شنیدم که مى فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و اله تندرست بود و دردی نداشت، اما جبرئیل به ایشان خبر وفاتشان را رساند. آن حضرت براى نماز همگانى جار زد و دستور فرمود که مهاجر و انصار سلاح برگيرند. مردم جمع شدند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بالای منبر آمد و خبر وفاتش را به آنها داد و فرمود: حاکم بعد از خود را به خداوند تذکّر می دهم که مبادا به جماعت مسلمانان رحم نكند. پس بايد بزرگشان را احترام كند، به ضعيفشان رحم كند، عالمشان را بزرگ شمارد؛ و به آنها زيان نرساند و سبب خوارشدنشان شود؛ و آنها را فقیر نکند و سبب کفرشان شود، و در خانه خود را به روى آنها نبندد (تا از حال آنها بى خبر بماند) و بدین سبب افراد قوی جامعه ناتوان هایشان را بخورند؛ و همه آنها را به لشكركشى فرا نخواند که سبب شود نسل امّتم قطع شود. سپس فرمود: شاهد باشيد كه من ابلاغ كردم و به شما نصیحت کردم. حضرت صادق عليه السلام فرمود: اين آخرين سخنى بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر منبرش فرمود. ✅ «اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
فضائل حضرت مجتبی علیه السلام- حجةالاسلام بندانی نیشابوری ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
امام زمان علیه السلام، کلید گشایش همهی درهای بسته... 📌در محضر مرحوم آیت الله شیخ محمود حلبی @BooyeNarges_atre_Yass
💠 منشأ سرگردانی و حیرت و تمایل به مذاهب و اندیشههای باطل ✍عالم جلیل القدر و صحیح العقیده ابوعبدالله کاتب نُعمانی(صاحب کتاب الغیبة) مینویسد: از امام صادق صلوات الله علیه برای ما روایت شده که فرمود: «هر کس به واسطهی اشخاص وارد این دین شود، اشخاص او را از آن خارج خواهند کرد همانگونه که او را وارد کرده بودند. اما کسی که به واسطهی کتاب(قرآن) و سنت(احادیث معتبر) وارد این دین شود، کوهها از جای خود کنده میشوند، پیش از آنکه او از جای خود حرکتی کند» به جان خودم سوگند هیچکس به سرگردانی و حیرت گرفتار نشد، و به فتنهها نیفتاد، و از حق روی برنگرداند و به مذاهب اهل زرق و باطل نپیوست، مگر به دلیل کم اُنسی با روایات و علم، و عدم درایت و فهم. پس همانا اینان مردمانی نگونبختند زیرا برای فراگیری علم(حدیث) اهتمام نورزیدند و خود را برای بهدست آوردن آن به زحمت نینداختند و علم و روایت را از سرچشمههای پاک و صاف آن فرا نگرفتند. افزون بر این، اگر هم روایتی نقل کنند اما آن را به خوبی نفهمند، به منزلهی کسی هستند که اصلاً روایتی نقل نکرده است. امام صادق صلوات الله علیه فرموده است: «منزلت شیعیان ما نزد ما را، از مقدار روایتی که از ما نقل میکنند و فهمشان از ما، بشناسید» پس همانا روایت به درایت و فهم احتیاج دارد. یک حدیث که بفهمی از نقل کردن هزار حدیث بهتر است. 📗الغیبة نعمانی، مقدمه مؤلف، ص۲۹ #حدیثگرایی #حدیث_محوری #تشیع_اصیل #فرقه_ناجیه #اهل_حدیث #منهج_محدثین #حدیث #احادیث #روایت #روایات #درایت #علت_گمراهی 🆔 @ShiaOmari
📚 آشتی با امام عصر (عج) ✒️ دکتر علی هراتیان 🔸️فایل متنی 📃 #آشتی_با_امام_عصر 🌼 أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌼 🌹❤🤲 🆔️https://t.me/+w2kwok-46nhkZmY8
صَلَّی اللهُ عَلَى الْبَاکِینَ عَلَى الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَام ▼ قَالَ الإِمَامُ الصَّادِقُ صَلَوَاتُ اللّهِ عَلَیْه: اللَّهُمَّ ارْحَمْ تِلْکَ الْأَعْيُنَ الَّتِی خَرَجَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا؛ وَ ارْحَمْ تِلْکَ الْقُلُوبَ الَّتِی جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا؛ وَ ارْحَمْ تِلْکَ الصَّرْخَةَ الَّتِی کَانَتْ لَنَا. ▲ حضـرت امـام صـادق علیه الصّلاة و السّلام فرمودند: خدايا آن ديدگان را كه اشک هايش در راه ترحّم بر ما جارى شده مورد رحمت قرار بده؛ و آن دل هايى را كه بخاطر ما نالان گشته و جزع (بیتابی و بیقراری) نموده و برای ما سوخته مورد رحمت قرار بده؛ و آن ناله ها و فریادها و شیون هایی را كه برای ما (در مصیبت و عزای ما) بوده است مورد رحمت قرار بده. 📓 [بحارالأنوار، ج 98، ص 52؛ به نقل از كامل الزّیارات، ص 116] ➖➖➖➖➖➖➖➖ اللهـمّ عجّـل لولیّـك الفـرج
به نقل از مرحوم علامه میر جهانی: از جمله کرامات حکیم میر فندرسکی آن است که گفته اند: هنگامی که وی به یکی از شهرهای هندوستان- در ایام سیاحت - رفت. اهالی ان شهر بت پرست بودند. میر روزی به پرستش گاه آن شهر وارد شده ، و از عبادت خانه آن ها بازدید کرد . با براهنه به گفت وگو پرداخت و آنها را از بت پرستی بازشان داشت و به اسلام فراخواند. انواع دلایل و براهین از دو سو بیان گشت. عبادت خانه، بسیار قدیمی و محکم بود ، و حضرات کفار به این اندیشه افتادند که در موقعیت بدست آمده ، توطئه ای در مذهب میر کنند. از همین رو به میر فندرسکی گفتند: از جمله دلایلی که دلالت بر حقیقت دین ما ، و سستی دین تو وهم کیشان تو دارد آن است که چنانچه در شهرهای شما دیده ایم ، مسجدهای شما بزودی خراب می شود ، و پس از صد سال که از بنای آن می گذرد ، اثری از آن نمی ماند؛ ولی عبادت خانه های ما از زمان ساخت تا اکنون که دو یا سه هزار سال از بنای آن می گذرد، برجا مانده ، تغییری در آن رخ نداده ، وسال ها است که بدین محکمی باقی مانده است و همین دلالت بر بطلان مذهب تو دارد ؛ چرا که حقیقت ، ماندنی ، و باطل ، در معرض زوال است. میر در پاسخ گفت: دلیل بر انهدام زود هنگام مسجد های ما آن اعمال و ذکرهایی است که مورد پذیرش حضرت باریتعالی هستند. عمارت های این دنیا توان تحمل چنین عبادت هایی را نداشته ، و خراب می شوند؛ اما در معبدهای شما اذکار و اورادی خوانده می شود که پسندیده درگاه خداوند نیست، و اعمال شما به نزد او مقبول نمی افتد پس در این صورت ، اگر اذکاری که ما در مساجد خودمان می گوییم را در یکی از این معابدی که چنین از آنها تعریف می کنید ، بگوییم ، آن مکان ، در برابر آن همه خضوع و خشوع ، و از هیبت نام حق تعالی فرو خواهد ریخت، و هر آینه خراب خواهد شد. آنان استدلال میر را دور از ذهن دانسته و گفتند: تو از اهل اسلامی و اکنون در این جا حاضر هستی ، پس آن ذکرها را در این جا بگو ، و به هر صورت که خواهی ، هر آن چه می دانی را انجام ده. آنگاه اگر خللی به این ساختمان وارد آمد که در می یابیم در ادعایت راست گفته ای ، و اگر نه ، باید گفتار ما را بپذیری ، به مذهب ما در آیی ، و خدایان ما را بخوانی. میرفندرسکی ادامه دیدار را به فردا انداخت و خود شب را به راز و نیاز پرداخت. فردای آن روز به سوی پرستش گاه به راه افتاد. زنان و مردان گردهم آمده بودند و غوغایی برپا بود. میر به پرستش گاه وارد و به بالای بام رفت. با صدای بلند اذان گفت. با اذان او همه ارکان برج و باروی پرستش گاه به تکان در آمد. پس از اذان، به زیر آمد و وارد پرستش گاه شد. درمیان بت ها رو به قبله حقیقی با فروتنی نماز ظهر و عصر به پاداشت. سجده شکر به جا آورد. از پرستش گاه بیرون آمد، هنوز چندگامی از آن دور نشده بود که آنجا فرو ریخت و بعد هم طوفانی به پاخاست و خاک آن را با خود برد. دیگر در آن شهر اثری از پرستش گاه برجا نماند. پس از این واقعه، تمامی اهالی به اسلام گرویدند و از خوبان و نیکان گشتند. پس از درگذشت وی برخی از مرتاضان هند به باور آن که بدن او کیمیا بوده است به اصفهان آمدند تا نبش گور کنند و بدن او را درآورده به هند ببرند. سرپرست گورستان میر، شبانگاهان او را در خواب می بیند و درباره انگیزه هندوان، او را آگاه می کند. چون سپیده دم زد سرپرست گورستان، بزرگان را خبر می کند و راز خواب و انگیزه مرتضان را به آنها بازمی گوید. با کوشش تمام و همکاری بزرگان، مقدار معینی از پیرامون گور را از پهنا و درازا و ژرفا کنده و توی آن را قیراندود کردند و سدی چون سد سکندر از قیر ساختند و این خبر به گوش همگان رسید.