عبدالجبار کاکایی
Статистикаگزیده مطالبی از مثنوی معنوی ، دیوان شمس ، مطالب مرتبط عرفانی تفسیر شده توسط دکتر کاکایی و ... صفحه ی ما در اینستاگرام: https://www.instagram.com/raheroshan.1?igsh=MWo5aW5qZGlkaWVseQ== ارتباط با ما: @Mona_raha
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 43
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 257
- 1/48двое суток
- 294
- 1/72трое суток
- 317
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْلَمْتُ نَفْسِي إِلَيْكَ، وَفَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ، وَأَلْجَأْتُ ظَهْرِى إِلَيْكَ، وَخَلَّيْتُ وَجْهِي إِلَيْكَ ، لَا مَلْجَأَ وَلَا مَنْجَى مِنْكَ إِلَّا إِلَيْكَ. خداوندا! جان خویش، به تو سپردهام کار خویش، به تو سپردهام پشت خویش، به پناه تو دادهام روی خویش، تنها به سوی تو آوردهام که از تو جز بهسوی تو پناهی و گریزی نیست. نیایشهای پیامبر صلّ الله علیه و آله و سلّم گزینش: دکتر محمود مهدوی دامغانی
عیب کَسان منگر و احسان خویش دیده فرو کن به گریبان خویش آینه روزی که بگیری بدست خود شکن آن روز مشو خود پرست خویشتن آرای،مشو چون بهار تا نکند در تو طمع روزگار #نظامی
«از میان تمامِ امکانهای تسلیبخشی، هیچ تسلایی در فرد مؤثرتر از آن نیست که بداند: تسلایی وجود ندارد. این فهمِ متمایز چنان است که فرد میتواند دوباره و بهناگه سرش را بالا بگیرد.» فردریش نیچه
مشت میکوبم بر در پنجه میسایم بر پنجرهها من دچار خفقانم، خفقان! من به تنگ آمدهام از همه چیز بگذارید هواری بزنم: ــ آی با شما هستم! این درها را باز کنید! من به دنبال فضایی میگردم؛ لب بامی، سر کوهی، دل صحرایی که در آنجا نفسی تازه کنم. آه! میخواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد! من به فریاد، همانند کسی که نیازی به تنفس دارد، مشت میکوبد بر در پنجه میساید بر پنجرهها، محتاجم. من هوارم را سر خواهم داد! چارهٔ درد مرا باید این داد کند از شما « ـ خفتهٔ چند ـ !»٭ چه کسی میآید با من فریاد کند؟ بازتاب نفس سپیده دمان فریدون مشیری
کسی به نیت آن که آزارتان دهد، حرف غیر محترمانه ای به شما می زند. به جای منفی گرایی و واکنشی ناآگاهانه مانند حمله، دفاع یا عقب نشینی بگذارید که آن حرف از شما عبور کند. هیچ مقاومتی نشان ندهید، گویی هیچ کس حرفی نزده است که شما را آزار دهد. «این» بخشایش است. با این کار، شما دیگر آسیب پذیر نیستید. هنوز می توانید به آن شخص بگویید که رفتارش غیر قابل قبول است - در صورتی که این انتخاب را داشته باشید - اما دیگر او قدرت چیرگی بر حالت درون شما را ندارد. آنگاه شما در جایگاه قدرت خودتان هستید، نه در جایگاه قدرت کسی دیگر و به این ترتیب ذهن، شما را اداره نمی کند. چه در مورد دزدگیر اتومبیل، آدمی ،بی ادب، سیل، زلزله، مال باختن و چه در هر موقعیت نامطلوب دیگر، ساز و کار مقاومت یکسان است. اکهارت تله نیروی حال ص 220 و 221
بر سر بازار سربازان عشق زیر هر داری جوانی دیگر است آواز : محمدرضا شجریان سه تار : مژگان شجریان شعر : سعدی
ای صاحب فتوی، ز تو پرکارتریم با اینهمه مستی، زِ تو هشیارتریم تو خونِ کسان خوری و ما خونِ رَزان انصاف بده؛ کدام خونخوارتریم؟ #خیام 💔💔💔
دویی از خود برون کردن یکی دیدم دو عالم را یکی جویم یکی گویم یکی دانم یکی خوانم نه شرقیم نه غربیم ، نه بریم نه بحریم نه ارکان طبیعیم، نه از افلاک گردانم نه از خاکم نه از بادم نه از آبم نه از آتش نه از عرشم نه از فرشم نه از کونم نه از کانم نه از هندم نه از چینم نه از بلغار و سقسینم نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ نه از آدم نه از حوا نه از فردوس رضوانم هو الاول هو الاخر هوالظاهر هوالباطن بغیر از هو و یا من هو دگر چیزی نمی دانم
لامکانی که درو نور خداست ماضی و مستقبل و حال از کجاست ماضی و مستقبلش نسبت به تست هر دو یک چیزند پنداری که دوست #مولانا
دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنه ی شناسنامه هایشان درد می کند لینک کانال یوتیوب استاد کاکایی https://youtube.com/@ajkakaei?si=1atNouCbyo5WIXjs #قیصر_امین_پور #عبدالجبارکاکایی
🕊🌄🕊هفت مرحله سلـوک چه دانستم که این سودا مرا زینسان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون (۱ ⬅️ طلـب) چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتیام دراندازد میان قلزم پرخون (۲ ⬅️ عشـق) زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون (۳ ⬅️ معـرفت) نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را چنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون (۴ ⬅️ استغنـاء) شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون (۵ ⬅️ توحیـد) چو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون (۶ ⬅️ حیـرت) چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون (۷ ⬅️ فنــا)
هو الحق ای بخشندهی بیمنت، سپاس تو را نه فقط برای آنچه دیدهام، که برای آنچه ندیدهام و به لطف تو از من گذشته است. خدایا، چه بسیار بلاها که آرام از کنارم عبور کردند و من ندانستم؛ چه بسیار درها که بسته ماندند تا دلم به راهی نادرست نرود، و چه بسیار تأخیرها که مرا برای دریافت بهتر آماده کردند. امروز چشم جانم را بگشا تا نعمت را فقط در داشتن نبینم، بلکه در نرسیدن، در مسیر، در حفظ شدن و در حکمت پنهان تو نیز بشناسم. مرا به شکر عمیق برسان؛ شکری که وابسته به شرایط نیست، بلکه از ایمان به مهربانی تو میجوشد. امروز حتی برای آنچه هنوز نمیفهمم نیز از تو سپاسگزارم. «شکر برای آشکار و پنهان...»
ای روی دلارایت، مجموعهٔ زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو میآرم، خود هیچ نمیمانم با وصل نمیپیچم، وز هجر نمینالم حکم آن چه تو فرمایی، من بندهٔ فرمانم #سعدی
سلام به همه همراهان عزیز جهت شفافیت : این کانال مستقل است و توسط ادمین مدیریت میشود. آدرس کانال رسمی دکتر کاکایی 👇🏻 https://t.me/asresherotaraneh
لامکانی که درو نور خداست ماضی و مستقبل و حال از کجاست ماضی و مستقبلش نسبت به تست هر دو یک چیزند پنداری که دوست #مولانا
گویند که نور است پس از ظلمت بسیار دل روشن و سبزیم که شب دیر نپاید... #معصومه_صابر
✨ اجازه دهید کلمات در قلب شما بنشینند. #مدیتیشن #آگاهی #حسین_ارا #این_نقطه
اگر راه ارتباطی مون قطع شد، امیدوارم هر جا که هستید، در امنیت و آرامش باشید. باور دارم هیچ سختیای ماندگار نیست و این روزها هم میگذرند. امیدوارم خیلی زود، دوباره روزهای آرام و پر از امید رو تجربه کنیم. 🤍
گاهی برای پیش رفتن باید زنجیرهایی را ببینی که حتی نمی دانستی به پایت بسته اند. الگوهای قدیمی ، ترسها و دردهایی که از نسل های قبل مانده ، وقتی آگاهانه رهایشان کنی ، راهی تازه در درونت باز می شود. آزادسازی کارمای اجدادی یعنی پایان دادن به چرخهای که دیگر به تو تعلق ندارد. با شکستن الگوهای کهنه ، نه تنها خودت را آزاد می کنی ، بلکه نسلهایی را که پیش از تو آمده اند و نسلهایی را که پس از تو خواهند آمد به نور نزدیک تر می کنی. تو نقطهٔ پایانِ تکرار هستی. آزادسازی کارمای اجدادی یعنی رها کردنِ دردهای به جا مانده و انتخابِ مسیری که از عشق آغاز می شود، نه از تکرار.
در دایرهی قسمت ما نقطهی تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی #حافظ