- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 45
- Всего постов
- 514
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4
- 1/48двое суток
- 4
- 1/72трое суток
- 4
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
#منابع #توسعه #اطلاعات #ارتباطات ▫️سنجش توسعه دیجیتال 🔸شاخص توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات ٢٠٢۶ ▫️ناشر: اتحادیه بینالمللی ارتباطات دوربرد 🔻کشورهای عضو اتحادیه بینالمللی ارتباطات دوربرد در سال ٢٠٢٣ به اتفاق آرا توافق کردند که هدف شاخص توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات باید اندازهگیری اتصال معنادار جهانی (UMC) - یعنی امکان آنلاین بودن همه در شرایط بهینه، با هزینه مقرون به صرفه، در هر مکان و هر زمان مورد نیاز باشد. شاخص توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (IDI) با ترکیب شاخصهای قابل مقایسه بینالمللی در مورد دسترسی، پذیرش، مقرون به صرفه بودن و زیرساخت، چارچوبی عملی برای ردیابی شکافها و روندهای اتصال فراهم کرده است. متدولوژی موجود از سال ٢٠٢٣ امکان ارزیابی روندها را در طول زمان فراهم کرده است. این گزارش مدعی است که کشورها در تمام مناطق و گروههای درآمدی به اتصال معنادار جهانی نزدیک شدهاند.
ادامه: روایت رسمی اگر بهجای حقیقت، فقط ابزار سیاست شود، جامعه دیگر آن را بهعنوان منبع فهم نمیپذیرد. در نتیجه، هم روایت رسمی ضربه میخورد، هم جامعه در اغتشاش ذهنی میافتد. اگر بخواهم از تجربههای جهانی چند درس مشترک بیرون بکشم، به پنج نکته میرسم: اول، اعتماد هیچ پیام رسمیای اثر نمیکند مگر آنکه از درون، بر صداقت و اعتبار استوار باشد. اگر بالادستها خودشان به روایت درست و صادقانه باور نداشته باشند، اعتماد عمومی بازسازی نمیشود. دوم، معنا جامعه باید بداند برای چه چیزی مقاومت میکند. باید بداند آینده مطلوبش چیست. مقاومت بدون معنا، فرسایش میآورد. سوم، سواد ادراکی جامعه باید توان تبیین و تحلیل اطلاعات را داشته باشد. باید بتواند دستکاری روانی را تشخیص دهد. اینجا نقش نهاد علم و انجمنهای علمی بسیار مهم است. چهارم، مشارکت مردم نباید خود را فقط قربانی بحران ببینند؛ باید خود را بازیگر بحران بدانند. من باور دارم مردم در تجربههای اخیر، نه تماشاگر، بلکه کنشگر بودهاند. پنجم، شبکههای حمایتی و ارتباطات انسانی ارتباطات اجتماعی میتوانند منبع حمایت روانی باشند. این شبکهها در بحران، انسان را نگه میدارند. در نهایت، من نقش رسانه و برساختهای پساحقیقت را بسیار جدی میدانم. اگر بخواهیم تابآوری اجتماعی را بالا ببریم، ناگزیر باید به این سمت برویم که رسانه چگونه اعتماد جلب میکند، مرجعیت رسانه چگونه به داخل بازمیگردد، و چگونه میتوان با مردم صادقانه گفتوگو کرد. من باور دارم باید از جامعه حمایت کرد و حمایت خواست، نه اینکه فقط از بالا برای جامعه نسخه نوشت. و یک نکته را هم میخواهم روشن بگویم: جامعه فقط آنهایی نیستند که به خیابان میآیند (و حضورشان بسیار ارزشمند لست). جامعه همه مردماند؛ آنهایی که در خیاباناند، آنهایی که در کوچه و بازار تردد میکنند، و حتی آنهایی که با فراخوانهای غیر خیر خواهانه ،ضد ملی وآشوبطلبانه همراه نشدند. همهی اینها جامعهاند و باید دیده شوند. اگر سیاستگذاری این واقعیت ساده را نبیند، باز هم شکافها عمیقتر میشوند. 🇮🇷 🆔 @irancsca
🔺 تابآوری ادراکی؛ سرمایهی نامرئی که در بحران آشکار میشود ✍ علی ربیعی، رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات سالهاست که ذهن من درگیر مبانی چگونگی آرامش وپویایی جامعه ، موانع ارتباطات ومرجعبت رسانه، تغییرات والزامات سیاست هاو نسبتِ اینها با زیست روزمره مردم است. این سخن، برای من فقط یک بحث نظری نیست؛ ادامهی همان دلشورهها و مشغولیتهایی است که از سالها پیش در حوزههای مختلف دنبال کردهام: از مطالعات جنبش های اجتماعی،چرایی شورش انسان ها و مطالعات تغییرات اجتماعی گرفته تا رسانه و روایت. امروز هم آنچه بیش از همه ذهنم را مشغول کرده، مسئلهی "تابآوری" است. من تابآوری را در سه ساحت میفهمم: تابآوری معیشتی، تابآوری اجتماعی و تابآوری ادراکی/ذهنی دو ساحت اول، یعنی معیشت و اجتماع، در جامعه و دولت ما تا حدی تجربههای خودترمیمی پیدا کردهاند. فشار تحریم، بیثباتی، و بحرانهای پیاپی باعث شده هم جامعه و هم دولت، در این دو حوزه، نوعی یادگیری و سازگاری پیدا کنند. جامعه یاد گرفته خودش را بازسازی کند؛ از شکلهای مختلف همزیستی، حمایت خانوادگی، صندوقهای خرد محلی، برگشتن به خانههای آشنا و شبکههای غیررسمی بقا گرفته تا شیوههای تازهای که در بحران، زندگی را پیش بردهاند. دولت هم در این حوزه تجربههایی اندوخته است؛ از سیاستهای حمایتی گرفته تا سازوکارهای جبرانی مختلف. اما آنچه امروز بیش از همه نگرانم میکند، "تابآوری ادراکی و ذهنی" است. من عمداً از واژگانی مثل «تابآوری شناختی» فاصله میگیرم، چون این مفاهیم آنقدر مصرف شدهاند که گاهی از معنا تهی میشوند. از دید من، تابآوری ادراکی یک "سرمایهی نامرئی" است؛ سرمایهای که در بحرانها خودش را نشان میدهد. این سرمایه را میشود سنجید: ببینیم جامعه تا چه حد به سمت سازگاری میرود، تا چه حد امید به آینده دارد، تا چه حد احساس عاملیت میکند، و تا چه میزان از فروپاشی روانی فاصله میگیرد. اگر جامعه احساس کند حقیقت را میفهمد و قدرت عمل دارد، اگر بتواند آیندهای بهتر را تصور کند، یعنی تابآوری ادراکیاش هنوز زنده است. اما اگر اعتماد فرسوده شود، درماندگی جمعی بالا برود و احساس بیآیندگی غالب شود، آنوقت معلوم است که این تابآوری دچار بحران شده است. من ریشههای این وضعیت را فقط در امروز نمیبینم. تابآوری ادراکی ما از زمان جنگ آغاز نشده است؛ پیشینهی آن به سالها تحریم، بیسامانی سیاسی، سرکوب گفتوگو درباره اثرات تحریم، و تلنبار شدن مسائل حلنشده برمیگردد. ما به خودمان اجازه ندادیم بهروشنی دربارهی اثر تحریم حرف بزنیم. درباره خودِ تحریم زیاد گفتیم، اما درباره سازوکارهای مواجهه با آثارش کمتر. این سکوت، این تعویق، این انباشت، امروز به شکل بحران ادراکی برگشته است. در کنار آن، "قطبیسازی داخلی" و "عملیات روانی خارجی"، که امروز در نزاعهای سیاسی متجاوزان فهمیدیم که با پولپاشی سرویسهای اطلاعاتی دولت اسرائیل و به واسطه رویافروشان مشوق نزاع در داخل بهویژه از مسیر رسانههای فارسیزبان، نقش مهمی در فرسودن ذهن جمعی داشتهاند. من قطبیسازی از داخل را بسیار خطرناکتر میدانم؛ بهخصوص وقتی «بالانشینان گمراه» با نیروها و تریبونهای متعدد _عدهای که نمیدانم بر اساس اعتقادشان یا کینه از مردم به دلیل آنکه فرصت قدرتورزی را به آنها ندادهاند_ آگاهانه یا ناآگاهانه، آن را تشدید میکنند . در این میان، یک میانهی گستردهی اجتماعی وجود دارد: مردمی که ثباتخواه، زندگیخواه و در عینحال تغییرخواه در همین چارچوب هستند، اما نمیخواهند زیستشان قربانی افراطگری شود. این میانهی بزرگ، سزاوار امنیت روانی است، نه اینکه مدام زیر فشار دوگانهسازیهای مصنوعی قرار بگیرد. یکی دیگر از جدیترین آسیبها، "شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم" است. جامعه وقتی میبیند آنچه میشنود با آنچه زندگی میکند فاصله دارد، دچار ناآرامی ادراکی میشود. شکاف میان روایت و واقعیت، شکاف میان واقعیت و انتظار، و شکاف میان تجربه و تفسیر، همگی ذهن را از جا میکنند. عامل دیگری که نباید دستکم گرفت، "اشباع اطلاعاتی" است. من از واژهی «اضافهبار اطلاعاتی» استفاده میکنم؛ زیرا امروز جامعه در معرض سیلی از دادهها، خبرها، روایتها و ضدروایتهاست، بیآنکه همیشه امکان راستیآزمایی یا فهم روشن داشته باشد. این وضعیت، ذهن را خسته، حساس، و گاه کرخت میکند. در چنین فضایی، تشخیص حقیقت از دستکاری روانی بسیار دشوار میشود. اعتماد، در این میان، عنصر اصلی است. وقتی اعتماد نهادی فرسوده میشود، تابآوری ذهنی هم پایین میآید. سیاستزدگی، از نظر من، بزرگترین آفت اعتماد است. 🇮🇷 🆔 @irancsca
🔸به نمایشگرتان دست نزنید 🔳 همه با نگرانی میگویند که "مرگ کتابخوانی" فرارسیده است. نمایشگرها در حال نابودکردن دستاوردهای تمدناند و باید به "جامعۀ پساسواد" خوشامد بگوییم. اما کارلو لاکونو، کتابدار دانشگاهی در استرالیا، که هر روز شاهد بود چطور جوانان در تالارهای کتابخانه ساعتها در کتابها غرق میشوند، نمیتوانست به آسانی این روایتِ ساده را قبول کند. بله، آمارها میگویند دیگر مردم به اندازۀ سابق کتاب نمیخوانند، اما چیزهای بسیاری هم هست که نمیگویند. لاکونو فکر میکرد مسئله باید چیز دیگری باشد. موضع کسانی که معتقدند جامعه رو به انحطاط میرود چون کتابخوانی کم شده، بر خطایی مقولهای استوار است: آنها "فرهنگ نمایشگرها" را پدیدهای واحد با تأثیر یکسان بر همه تلقی میکنند. آدمها هم با نمایشگرها معتاد شبکهاجتماعی و نفرتپراکنی میشوند، هم به حجم بیسابقهای از کتاب و مقاله و اطلاعات علمی دسترسی پیدا میکنند. پش شاید مشکل نه نمایشگر، که الگوریتمها باشد. گلوریا مارک از دانشگاه کالیفرنیا دو دهه دربارۀ توان تمرکز افراد بر نمایشگرها تحقیق کرده است. مردم در سال ۲۰۰۴ بهطور متوسط ٢.۵ دقیقه روی نمایشگرها تمرکز میکردند؛ سال ۲۰۱۶ این عدد به ۴۷ ثانیه رسید. اما این حواسپرتی بیشتر با الگوهای طراحی خاص ارتباط دارند تا نمایشگرها: اعلانها، برنامههای پاداشدهی متغیر، و اسکرولِ بیپایان. در واقع، نمایشگرها بهخودیخود موجب ازبینرفتن تمرکز نمیشوند، بلکه پلتفرمهای رایج امروزی طوری ساخته شدهاند که برای کسب درآمد از تبلیغاتْ تمرکز مردم را به هم بزنند. جالب اینجاست که وقتی ناگهان کتاب در دسترس عموم قرار گرفت، "ترس از خواندن" هم رایج بود، چیزی مثل ترس از نمایشگرهای امروز. امی اُربنِ روانشناس میگوید: ابتدا همۀ نسلها میترسند رسانههای جدید جوانانشان را فاسد کنند، بعد سیاستمداران از این ترسها سوءاستفاده میکنند تا حواسها را از معضلاتی چون نابرابری منحرف کنند، سپس با تأخیری طولانی تحقیقاتی آغاز میشوند، و تا بخواهند نشان دهند سود و زیان رسانهها بستگی به طرز استفاده از آنها دارد، فناوری جدیدی ظهور میکند و این "چرخۀ سیزیفوار" دوباره شروع میشود. اگر معضل خودِ نمایشگرها بودند، مجبور بودیم به کتاب برگردیم. ولی اگر مشکل از الگوریتمها باشد، باید به مداخلات قانونی و نظارتی رو بیاوریم. زیرا همان نمایشگرهایی که تمرکز را به هم میزنند میتوانند موجب افزایش آن هم شوند. ایرادی ندارد اگر مردم رمان نمیخوانند. آنها به محیطی که ما ساختهایم خو گرفتهاند. ما جهانی ساختهایم که از حواسپرتی سود میبرد، ولی افراد حواسپرت را بیمار فرض میکنیم. ما پسا-باسواد نشدهایم، پسا-تکبُعدی شدهایم. آنچه در موضع انحطاطگرایان بیش از هر چیز آزاردهنده است نتیجهگیری آنهاست. آنها تبهکاران را میشناسند -شرکتهای فناوری را که تلاش میکنند آگاهی افراد را از بین ببرند- ولی بعد تسلیم میشوند و میگویند دیگر هیچ چیز مثل قبل نمیشود. به جامعۀ پسا-سواد خوش آمدید. لاکونو این استدلال را نادرست میداند. او مینویسد: "ضعف ما در تمرکز شکست اخلاقی نیست، مشکل از طراحی است. ما با الگوریتمهایی میجنگیم که آشکارا طوری تنظیم شدهاند که مدام اسکرول کنیم، نه اینکه چیزی بیاموزیم. بنابراین راه چاره انضباط فردی نیست، ساختار است. باید فضاهای متفاوتی ساخته شود. باید تمرکز را مثل حواسپرتی دسترسپذیر کنیم و تفکر همانقدر طبیعی شود که اسکرولکردن در حال حاضر طبیعی است. انتخاب بین کتاب و نمایشگر نیست. انتخاب بین طراحی عمدی و هرجومرج سودآور است." ▫️آنچه خواندید برگرفته از گزارش "ما حواسپرت نیستیم، حواسمان را پرت کردهاند". نوشتۀ کارلونو لاکونو است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. @tarjomaanweb
تلگرام ۱۳ ساله شد/ تعداد کاربران ایرانی چقدر است؟ 🔹۱۳ سال پیش در چنین روزی «تلگرام»، شبکه اجتماعی محبوب ایرانیان متولد شد. 🔹تلگرام بیش از ۴۹ میلیون کاربر ایرانی دارد. 🔹ایرانیها بیش از دو میلیون و هشتصد هزار کانال دارند که در طول سال بیش از ۹۰۰ میلیون پست منتشر میکنند. 🔹این تعداد پست در مجموع بیش از ۱۷۰ میلیارد نمایش یونیک به خود اختصاص میدهد که نشانگر کاربردهای گسترده تلگرام در ایران است./اقتصادنیوز @NewJournalism روزنامه نگاری جدید
Ⓜ️ فرشته و شیطانِ روی شانهها:چگونه بدون اموزش، کودکان اخلاقیتری پرورش دهیم؟ کودکی هشت ساله پولی پیدا کرده و کسی او را ندیده و میتواند آن را برای خود بردارد یا به دنبال صاحب آن بگردد.در این لحظه چه اتفاقی در ذهن او رخ میدهد؟ آیا صرفاً سود و زیان دو گزینه را محاسبه میکند؟ یا گفتوگویی خاموش در درونش شکل میگیرد؟صدایی میگوید «نگهش دار، حالا مال توست.»صدای دیگری زمزمه میکند «شاید صاحبش ناراحت باشد.»آنچه در این چند ثانیه رخ میدهد، شاید مهمترین لحظهی تربیت اخلاقی باشد. مقالهای که اخیرا منتشرشده،دقیقاً از همین تجربهی انسانی آغاز میکند که آن را میشناسیم اما در بسیاری از مدلهای اقتصادی و نظریهی بازیها جایی برای آن وجود ندارد. نویسندگان مقاله معتقدند که نظریههای رایج،انسان را موجودی تصور میکنند که از پیش دارای ترجیحات ثابت است.اگر خودخواه باشد، همواره مطابق خودخواهی عمل میکند و اگر دگرخواه باشد، دگرخواهی نیز از ابتدا در تابع مطلوبیت او گنجانده شده است. در نتیجه، فرد هرگز میان خودخواهی و دگرخواهی انتخاب نمیکند بلکه فقط ترجیح از پیش تعیینشده خود را دنبال میکند.از نگاه نویسندگان، چنین تصویری یک ویژگی بنیادی انسان را نادیده میگیرد:عاملیت اخلاقی.به باور نویسندگان، انسان فقط دربارهی «چه کاری انجام دهد» تصمیم نمیگیرد، بلکه پیش از آن، دربارهی اینکه «بر اساس کدام اصل اخلاقی تصمیم بگیرد»نیز انتخاب میکند. به همین دلیل، پیشنهاد اصلی مقاله آن است که اخلاق نباید صرفاً بخشی از تابع مطلوبیت باشد، بلکه خودِ اصول اخلاقی نیز باید وارد فضای انتخاب شوند. در این چارچوب، فرد پیش از آنکه میان همکاری و خیانت، بخشیدن و نبخشیدن، یا راستگویی و دروغگویی تصمیم بگیرد، شاید ناآگاهانه میان اصولی مانند خودخواهی، همدلی، یا جهانشمولسازی کانتی نیز انتخاب میکند. به این ترتیب، نظریهی بازیها از مدلی که فقط رفتار را توضیح میدهد،به مدلی نزدیک میشود که میتواند فرایند شکلگیری تصمیم اخلاقی را نیز توصیف کند. نویسندگان برای نشان دادن ظرفیت این ایده، آن را بر بازیهایی مانند معمای زندانی و بازی کالای عمومی اعمال میکنند.نتیجه این است که رفتار انسان دیگر به صورت کاملاً خودخواهانه یا کاملاً دگرخواهانه پیشبینی نمیشود، بلکه میان این دو قطب در نوسان است.گویی همان دو صدایی که در ادبیات عامه با استعارهی «فرشته و شیطانِ روی شانهها» شناخته میشوند،اکنون در قالب یک مدل نظری وارد نظریهی بازیها شدهاند. اهمیت مقاله نیز در همین جابهجایی نهفته است:اخلاق دیگر ویژگی ثابتی نیست که از ابتدا در شخصیت فرد وجود داشته باشد، بلکه بخشی از فرایند انتخاب اوست. پرورش اخلاق در کودکان اگر این ایده را از فضای اقتصاد بیرون آورده و وارد حوزه تعلیم و تربیت کنیم، افق تازهای پیش روی آموزش اخلاق گشوده میشود.بخش بزرگی از آموزش اخلاق به کودکان هنوز بر انتقال مستقیم قواعد استوار است؛به کودک گفته میشود راست بگو، دروغ نگو، کمک کن، احترام بگذار و مهربان باش. این شیوه اغلب بر نتیجهی رفتار تمرکز دارد، نه بر فرایند شکلگیری تصمیم. کودک میآموزد پاسخ درست چیست،اما کمتر فرصت میکند دربارهی چرایی آن پاسخ بیاندیشد. در حالیکه در زندگی اینده با مسائلی کاملاً جدید مواجه میشود که نیازمند تصمیمات اخلاقیاند. اگر اخلاق را نوعی انتخاب بدانیم،آموزش اخلاق نیز به جای القای پاسخهای آماده، باید فرصت تجربه کردن این انتخاب را فراهم کند. در چنین رویکردی،داستان، بازی،نمایش، گفتوگو و موقعیتهای فرضی اهمیت بیشتری از نصیحت مستقیم پیدا میکنند.کودک باید بتواند خود را در موقعیت شخصیت داستان قرار دهد، کشمکش درونی او را احساس کند و دربارهی دلایل هر انتخاب گفتوگو کند یا لااقل بیاندیشد.هدف آن نیست که مربی بگوید «پاسخ درست چیست»، بلکه هدف آن است که کودک یاد بگیرد چگونه دربارهی انتخاب خود بیاندیشد. برای مثال، به جای آنکه داستانی دربارهی کودکی «همیشه مهربان» تعریف شود، میتوان داستانی روایت کرد که قهرمان آن بر سر یک تصمیم اخلاقی مردد است. تکرار روایتهایی از این دست به کودک در تأمل کردن کمک میکند بدون آنکه قیممأبانه نگران انتخاب او باشیم صرفاً بگذاریم تأملات خود را انجام دهد. از این منظر، مقاله با برخی ایدههای تربیتی و تکاملی جان دیویی نیز همسو میشود. دیویی اخلاق را مجموعهای از قواعد ثابت نمیدانست، بلکه آن را فرایندی از اندیشیدن، تجربه کردن و حل مسئله تلقی میکرد. اگر به جای آموزش اخلاق به کودکان، شرایط یادگیری اخلاق برای انها فراهم شود افرادی خواهیم داشت که صرفاً فرمانبردار قواعد نیستند، بلکه میتوانند دربارهی تصمیمهای خود تأمل کنند،دیدگاه دیگران را در نظر بگیرند، و مسئولیت انتخاب را بپذیرند.فرمانبرداری بدون فکر خطرناک است. هادی صمدی 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Ⓜ️ چرا بعضیها دماغ بزرگ دارن و بعضیها کوچیک؟ ✔️آیا تا به حال فکر کردهای چرا شکل بینی انسانها اینقدر با هم فرق میکند؟ ➕برخلاف تصور رایج، شکل بینی فقط به ژنتیک یا شانس مربوط نیست. پژوهشهای انسانشناسی و زیستشناسی تکاملی نشان میدهند که آبوهوا یکی از عواملی بوده که در طول هزاران سال روی شکل بینی انسانها تأثیر گذاشته است. در این ویدیو میبینی که چرا جمعیتهایی که در مناطق سرد و خشک زندگی میکردند، معمولاً بینیهای باریکتر و برجستهتری داشتند و چرا در بخشهایی از خاورمیانه، ویژگیهای متفاوتی در شکل بینی دیده میشود. همچنین توضیح میدهیم که بینی چگونه هوا را قبل از رسیدن به ریه گرم، مرطوب و تا حدی تصفیه میکند. ➕البته شکل بینی فقط نتیجه آبوهوا نیست؛ ژنتیک، مهاجرت، آمیختگی جمعیتها و عوامل تکاملی دیگر نیز در آن نقش دارند. 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Ⓜ️ ظاهر شما حتی قبل از اینکه حرف بزنید ، روی اعتماد دیگران اثر میذاره! synora.hub 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Ⓜ️ ۵ تا راهی که میتونیم به بچهها تفکر نقادانه یاد بدیم! manaii.calendar ✔️تفکر نقادانه یعنی حمله نکردن، یعنی یاد گرفتنِ فکر کردن، سوال پرسیدن و گفتگو کردن ✔️خیلی از ما با مدلی بزرگ شدیم که مخالفت کردن یا سوال پرسیدن همیشه چیز مثبتی نبود. برای همین گاهی نقد کردن بچههامون ممکنه به دلمون نشینه… ولی خیلی وقتها اونا فقط دارن مدل جدیدی از فکر کردن و ارتباط گرفتن رو تمرین میکنن ! 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Ⓜ️ چرا وقتی آدمی که دوسش داریم اشتباه میکنه سختتر از یک غریبه میبخشیمش!!؟؟ mohammadreeisnia منابع: 1-McCullough, Worthington, & Rachal (1997) / Interpersonal Forgiving in Close Relationships/Journal of Personality and Social Psychology 2-Finkel, Rusbult, Kumashiro, & Hannon (2002) / Dealing with Betrayal in Close Relationships: Does Commitment Promote Forgiveness? / Journal of Personality and Social Psychology 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Ⓜ️ با Napkin AI، فقط کافیه ایدهتون رو به صورت متن بنویسید، #هوش_مصنوعی براتون دیاگرام، شکل، فلوچارت و نمودار حرفهای و تمیز میسازه! مخصوصاً اگر دانشجو، پژوهشگر یا نویسنده مقاله هستی، این ابزار معجزه میکنه: ✅ مقالات علمیت رو جذابتر کن ✅ ارائهها و اسلایدها رو در چند ثانیه حرفهای کن ✅ ایدههای پیچیده رو با یک دیاگرام واضح نشون بده ✅ زمان طراحیت رو از ساعتها به دقیقهها کاهش بده! دیگه نیازی به Visio، Draw.io یا فتوشاپ بلد بودن نیست. Napkin همه کار رو برات انجام میده. academy_of_research 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
خرافات مغول ها اگر بیمار از اشراف بود پنجاه سوار در اطراف خیمه وی می تاختند و برای دفع شیاطین نیزه های خود را به حرکت درمی آوردند. منبع: تاریخ مغول در ایران، برتولد اشپولر، ترجمه محمود میر آفتاب، ص۱۸۰ 🌐مطالب تاریخی https://t.me/matalebtarikhim
برگی از نسخه خطی فارسی «عجایب المخلوقات» زکریای قزوینی؛ حاوی نقاشی هایی از پرندگان در زادگاه طبیعی شان و نقاشی ای از موجودی با سر انسان! در متن این برگ از کتاب، او به نقل از شیخ الیهود ( مولف کتاب عجایب الدنیا و غرایب البحر)، از جانوری دریایی با اعضای بدن قورباغه و سر انسان و با ریش سفید نوشته که پوست آن در درمان نقرس موثر است! متعلق به دوره صفویه، اصفهان، اواسط قرن هفدهم میلادی 🌐مطالب تاریخی https://t.me/matalebtarikhim
🟠 اسپانیا وسط روز تاریک شد دیروز خورشیدگرفتگی کامل در نقاطی از جهان و بخصوص کشور اسپانیا انجام شد. برای چند دقیقه، اسپانیا بعد از سال ۱۹۰۵ اولین خورشیدگرفتگی کامل مهمش را تجربه کرد. کسانی که این پدیده را از نزدیک دیدند، ممکن است خنک شدن هوا، ساکت شدن پرندهها، یا صداهای عجیب حشرات و شگفتی جمعیت را حس کرده باشند. ✔️
هشدار هایی که شمارا از غرق شدن نجات میدهد ➕ گروه داوطلبان آموزش و رسانه «باور» | مازندران @mazandaran_rcs به مخاطبان اخبار فوری غرب مازندران بپیوندید 👇 🔷بله 👈 https://ble.ir/mz_pour 🔷ایتا 👈 https://eitaa.com/gharbmazandran واتساپ 👈 https://chat.whatsapp.com/Bb5FZn42oN01vTcbQ1GnRn تلگرام 👇 https://t.me/+ZYAkFpPt_j45YWM0 اینستا👇 https://www.instagram.com/mehrabzakipourr?igsh=YzVkODRmOTdmMw
🌖 فراخوان بیستویکمین جشنواره ملی انتشارات روابطعمومی منتشر شد؛ رقابت در ۱۱ محور تخصصی دبیرخانه بیستویکمین جشنواره ملی انتشارات روابطعمومی، با انتشار رسمی فراخوان این رویداد، از تمامی مدیران، کارشناسان و فعالان حوزه روابطعمومی کشور برای شرکت در ۱۱ بخش رقابتی این جشنواره دعوت به عمل آورد. به گزارش ستاد خبری جشنواره، این جشنواره که به عنوان معتبرترین رویداد تخصصی در حوزه روابطعمومی شناخته میشود، در بیستویکمین دوره خود با هدف ارتقای کیفیت و اثربخشی فعالیتهای انتشاراتی، توسعه خلاقیت و نوآوری در تولید محتوا، ترویج الگوهای حرفهای ارتباطی و شناسایی و معرفی برترین دستاوردهای روابطعمومیهای کشور برگزار میگردد. این رویداد بستری ارزشمند برای تبادل دانش، معرفی ظرفیتها و رقابت حرفهای در دو بخش مکتوب و دیجیتال فراهم میآورد. 🔗 لینک فراخوان آثار بیستویکمین جشنواره ملی انتشارات روابطعمومی: https://kpri.ir/?p=13584 🖌
اینستاگرام پس از یک دهه لوگوتایپ خود را تغییر داد 🔹اینستاگرام پس از حدود یک دهه، لوگوتایپ خود را تغییر داده و از نسخهای جدید با ترکیبی از فرم دستنویس و تایپوگرافی چاپی استفاده میکند. به گفته «آدام موسری»، مدیر اینستاگرام، این تغییر با هدف مدرنتر و سادهتر شدن هویت بصری برند و درعینحال حفظ ارتباط آن با طراحی اولیه انجام شده است. ✅ @channele_khabar
#هوشمصنوعی🔸موقعیت تازه برای جمنای گوگل تعداد کاربران ماهیانه #جمنای (Gemini) #گوگل از مرز یک میلیارد نفر عبور کرده و #هوشمصنوعی گوگل را در رقابت جهانی هوش مصنوعی به ChatGPT نزدیکتر کرده است... 🔗
🔺 خبرنگار در عصر هوش مصنوعی ✍️ علی احمدی، استاد ارتباطات، دانشگاه بوردو مونتنی «فضای اطلاعرسانی و خبر را آنقدر با محتوا پر کنید که روزنامهنگاران و راستیآزمایان خسته و فرسوده شوند». به نظر میرسد این راهبرد تبلیغاتی، که با اصطلاح «سیلاب دروغ» یا «اشباع فضای رسانهای» (Flood the zone) شناخته میشود، تا حدودی جواب داده است. آنقدر پیام، خبر، تصمیم و جنجال تولید میشود که فرصت کافی برای بررسی، تحلیل و واکنش وجود ندارد. از زمانی که صدا و تصویر دیگر بهخودیخود چیزی را اثبات نمیکند، رسیدن به یک «حقیقت مشترک» نیز دشوارتر شده است. در دورانی که تقریباً هر کس میتواند با هوش مصنوعی در چند ثانیه متن، تصویر، صدا و حتی یک «خبر» ظاهراً حرفهای تولید کند، و در شرایطی که برخی سیاستمداران نیز استفاده از این ابزار را برای تولید پیامهای سیاسی جدی خود عادی کردهاند، امروز دیگر خبرنگاری صرفاً «تولید و نوشتن خبر» نیست. ارزش خبرنگار همچنان در فرایندی است که پیش از انتشار خبر طی میکند: پیدا کردن منبع، پرسیدن، مقایسه روایتها، بررسی اسناد، حضور در میدان، شناخت زمینه، راستیآزمایی ادعاها و در نهایت «پذیرفتن مسئولیت» آنچه منتشر میشود. محتوای جعلیِ تولیدشده در شبکهای از حسابهای ناشناس یا بیاعتبار چنین مسئولیتی ندارد. مطلبی از یک صفحه ممکن است امروز میلیونها بار دیده شود و فردا این منبع ناپدید شود. یک تصویر جعلی میتواند ظرف چند ساعت به سراسر جهان برسد، بیآنکه بدانیم چه کسی مسئول آن است. موضوع مهمتر از شناسایی محتوای جعلی این است که چگونه شرایطی ایجاد کنیم تا حقیقت، در میان انبوه محتوا، همچنان امکان کشف، بررسی و دیدهشدن داشته باشد و مخاطب بتواند به آن اعتماد کند. در این میان، باید به خبرنگاران متوسل شد. هر چند بپذیریم برخی سیاستمداران و رسانهها خود، خبرنگاران را بیاعتبار کردهاند. در هر حال قرار نیست خبرنگاران «صاحبان حقیقت» باشند؛ آنها وظیفه دارند شرایطی مستقل فراهم کنند تا ادعاها در برابر شواهد سنجیده شوند و صاحبان قدرت ناچار به پاسخگویی و بیان حقیقت باشند. زیرا خطر فقط این نیست که یک دروغ بهجای حقیقت بنشیند. خطر بزرگتر آن است که با تولید بیپایان روایتهای جعلی، مرز میان حقیقت و دروغ آنقدر فرسوده شود که جامعه دیگر نتواند بر سر هیچ واقعیت مشترکی به توافق برسد. و شاید پارادوکس عصر هوش مصنوعی همین باشد: هرچه تولید محتوا آسانتر میشود، نیاز ما به خبرنگار بیشتر احساس میشود. منبع: صفحه فیسبوک علی احمدی #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #یادداشت 🇮🇷 🆔 @irancscahub