tgindex
آموزشگاه زبان راسخ

آموزشگاه زبان راسخ

Статистика
@rassekhschoolЯзыкиперсидский

English by Dr. Rassekh پل ارتباطی با دکتر راسخ: @Rassekh آدرس دائمی آموزشگاه: تبریز، عباسی، بالاتر از ایستگاه طاق روبروی پلیس ۱۰+ ساختمان کبیر طبقه دوم ۰۴۱۳۶۵۶۸۸۲۳ لطفا ما را به دوستان خود معرفی کنید

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Языки
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
107
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
14
21 постов
Вовлечённость
13,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • Elman, B. Rassekh, M. Parishi – in Tabriz

  • Poet: Elman Interpreter: B. Rassekh M. Parishi

  • #تلفظ همهٔ حروف انگلیسی تلفظ نمی‌شوند! یکی از مهم‌ترین نکات تلفظ در انگلیسی این است که بعضی حروف ساکت (silent) هستند؛ یعنی نوشته می‌شوند، اما تلفظ نمی‌شوند. مثال ۱: حرف k قبل از n تلفظ: /noʊ/ معنی: دانستن ❌ «کِنو» ✅ «نو» --- معنی: چاقو حرف k تلفظ نمی‌شود. --- مثال ۲: حرف b بعد از m معنی: بالا رفتن حرف b تلفظ نمی‌شود. --- معنی: شست دست حرف b تلفظ نمی‌شود. --- قانون ساده kn در ابتدای کلمه → k ساکت است. mb در پایان کلمه → b ساکت است. این دو الگو را یاد بگیرید؛ ده‌ها واژهٔ رایج را درست تلفظ خواهید کرد. انگلیسی پر از حروفی است که با جدیت روی کاغذ حاضر می‌شوند، اما هنگام تلفظ هیچ مسئولیتی قبول نمی‌کنند. https://t.me/rassekhschool

  • #ترجمه همیشه «ضمیرها» را از روی بافت جمله ترجمه کنید، نه به صورت مکانیکی. در انگلیسی، ضمیر it همیشه به معنای «آن» نیست. مثال ۱ It's raining. ❌ ترجمه تحت‌اللفظی: «آن دارد باران می‌بارد.» ✅ ترجمه طبیعی: «باران می‌بارد.» در این جمله، it اصلاً مرجع خاصی ندارد و فقط برای کامل شدن ساختار جمله آمده است. --- مثال ۲ It's 8 o'clock. ❌ «آن هشت ساعت است.» ✅ «ساعت هشت است.» --- مثال ۳ It's cold today. ❌ «آن امروز سرد است.» ✅ «امروز هوا سرد است.» --- اصل طلایی وقتی به it برخوردید، قبل از ترجمه از خود بپرسید: آیا واقعاً به چیزی اشاره می‌کند؟ اگر پاسخ نه باشد، معمولاً نباید آن را جداگانه ترجمه کنید. نکته مترجمی در بسیاری از جمله‌های انگلیسی، واژه‌هایی مانند it، there و do فقط نقش دستوری دارند و در ترجمه فارسی حذف می‌شوند یا به شکلی طبیعی بازآفرینی می‌شوند. مترجم خوب به دنبال معادل تک‌تک کلمات نیست؛ او ساختار و پیام جمله را به زبان مقصد منتقل می‌کند. بسیاری از ترجمه‌های غیرطبیعی دقیقاً از همین اشتباه آغاز می‌شوند: همهٔ کلمات ترجمه شده‌اند، اما خودِ جمله هنوز انگلیسی فکر می‌کند. https://t.me/rassekhschool

  • #اصطلاح No worries. معنی: اشکالی ندارد. / نگران نباش. / خواهش می‌کنم. کاربرد این عبارت یکی از رایج‌ترین پاسخ‌ها در مکالمات روزمره است. معمولاً در پاسخ به "Thank you" یا "Sorry" به کار می‌رود. مثال ۱ Thank you for your help. ترجمه: از کمکت ممنونم. No worries. ترجمه: خواهش می‌کنم. / قابلی نداشت. --- مثال ۲ I'm sorry I'm late. ترجمه: متأسفم که دیر کردم. No worries. ترجمه: اشکالی ندارد. --- مثال ۳ I forgot to call you. ترجمه: یادم رفت به تو زنگ بزنم. No worries. It happens. ترجمه: اشکالی ندارد. پیش می‌آید. --- واژگان no = نه / هیچ worry = نگرانی worries = نگرانی‌ها happen = اتفاق افتادن نکته No worries از رایج‌ترین عبارت‌های محاوره‌ای، به‌ویژه در استرالیا و بریتانیا است، اما در انگلیسی آمریکایی نیز بسیار شنیده می‌شود. این عبارت دوستانه‌تر از You're welcome یا That's okay به نظر می‌رسد و دانستن آن باعث می‌شود مکالمه‌تان طبیعی‌تر به گوش برسد. https://t.me/rassekhschool

  • #ضرب-المثل Don't judge a book by its cover. معنی: ظاهر افراد یا چیزها را ملاک قضاوت قرار نده. یا: از روی ظاهر قضاوت نکن. کاربرد وقتی ظاهر یک شخص یا چیز گمراه‌کننده است و نباید فقط بر اساس آن تصمیم گرفت. مثال ۱ He looks very young, but he's an experienced doctor. ترجمه: او خیلی جوان به نظر می‌رسد، اما پزشک باتجربه‌ای است. Don't judge a book by its cover. ترجمه: از روی ظاهر قضاوت نکن. --- مثال ۲ This restaurant doesn't look fancy, but the food is amazing. ترجمه: این رستوران ظاهر لوکسی ندارد، اما غذایش فوق‌العاده است. Don't judge a book by its cover. ترجمه: ظاهر را ملاک قضاوت قرار نده. --- واژگان judge = قضاوت کردن book = کتاب cover = جلد look = به نظر رسیدن experienced = باتجربه amazing = شگفت‌انگیز نکته این ضرب‌المثل از رایج‌ترین مثل‌های انگلیسی است و هم در مکالمات روزمره و هم در نوشته‌ها بسیار استفاده می‌شود. معنای آن فراتر از کتاب است: هر چیز یا هر کسی ممکن است در باطن با آنچه در ظاهر دیده می‌شود تفاوت داشته باشد. البته بشر معمولاً ابتدا از روی ظاهر قضاوت می‌کند و بعد برای اصلاح آن ضرب‌المثل می‌سازد. https://t.me/rassekhschool

  • #جمله That sounds good! معنی: خوبه. / به نظر خوب می‌آد. / فکر خوبیه. کاربرد وقتی با پیشنهاد یا ایدهٔ کسی موافق هستید، از این جمله استفاده می‌کنید. مثال‌ها Let's have dinner at 7:00. ترجمه: بیایید ساعت ۷ شام بخوریم. That sounds good. ترجمه: خوبه. --- How about watching a movie tonight? ترجمه: امشب فیلم ببینیم چطوره؟ That sounds good! ترجمه: ایدهٔ خوبیه! --- We can meet at the coffee shop. ترجمه: می‌توانیم در کافه همدیگر را ببینیم. That sounds good to me. ترجمه: به نظر من خوبه. واژگان sound = به نظر رسیدن (از نظر شنونده یا برداشت) good = خوب sounds good = خوب به نظر می‌رسد نکته: در این جمله، sound به معنی «صدا» نیست؛ یک فعل است و یعنی «به نظر رسیدن». این عبارت یکی از طبیعی‌ترین پاسخ‌ها در مکالمات روزمره است. انگلیسی‌زبان‌ها به جای گفتن صرفِ «Yes»، اغلب از That sounds good. استفاده می‌کنند تا موافقتشان دوستانه‌تر و طبیعی‌تر به نظر برسد. https://t.me/rassekhschool

  • #واژگان تفاوت Job و Work هر دو به کار مربوط هستند، اما یکسان نیستند. 1. Job Job یعنی شغل یا موقعیت شغلی. Examples: I have a new job. ترجمه: من یک شغل جدید دارم. She is looking for a job. ترجمه: او به دنبال کار (شغل) می‌گردد. --- 2. Work Work یعنی کار یا فعالیت کاری. Examples: I have a lot of work today. ترجمه: امروز کار زیادی دارم. He goes to work by bus. ترجمه: او با اتوبوس به محل کار می‌رود. --- مقایسه ❌ I have a lot of jobs today. (اشتباه، مگر اینکه واقعاً چند شغل داشته باشید.) ✅ I have a lot of work today. --- ❌ I'm looking for work. ✅ درست است، اما معنی آن «به دنبال کار برای انجام دادن» یا «به دنبال اشتغال» است. ✅ I'm looking for a job. یعنی: «به دنبال یک شغل هستم.» --- واژگان مرتبط job = شغل work = کار workplace = محل کار worker = کارگر employer = کارفرما employee = کارمند نکته طلایی Job یک اسم قابل شمارش است: a job two jobs اما work معمولاً غیرقابل شمارش است: a lot of work ✅ many works ❌ بشر حتی برای مفهوم «کار» هم دو واژه ساخته است؛ یکی برای شغلی که حقوق می‌دهد (job) و یکی برای حجم کارهایی که تمام نمی‌شوند (work). زبان هم گاهی واقع‌بین‌تر از چیزی است که انتظار داریم. https://t.me/rassekhschool

  • #گرامر تفاوت say و tell هر دو به معنی «گفتن» هستند، اما ساختارشان متفاوت است. 1. Say بعد از say معمولاً مخاطب را مستقیماً نمی‌آوریم. Examples: She said, "I'm tired." ترجمه: او گفت: «خسته‌ام.» He said that he was busy. ترجمه: او گفت که سرش شلوغ بوده است. --- 2. Tell بعد از tell باید مخاطب را بیاوریم. Examples: She told me the truth. ترجمه: او حقیقت را به من گفت. Please tell us your name. ترجمه: لطفاً نامتان را به ما بگویید. --- مقایسه ❌ She said me the truth. ✅ She told me the truth. ❌ He told that he was tired. ✅ He said that he was tired. --- فرمول ساده say + something tell + someone + something تمرین کلمه مناسب را انتخاب کنید: 1. She _ me a secret. 2. He _ he was happy. 3. Please _ us what happened. پاسخ‌ها: 1. told 2. said 3. tell ترفند حفظ کردن: اگر بعد از «گفتن» بلافاصله نام شخصی مثل me, him, her, us, them آمده باشد، در بیشتر موارد از tell استفاده می‌کنیم. اگر فقط خودِ جمله یا پیام آمده باشد، معمولاً say انتخاب درست است. این یکی از رایج‌ترین اشتباهات زبان‌آموزان در مکالمه و نوشتار است. https://t.me/rassekhschool

  • #تلفظ نکته ی بسیار مهم تلفظ حرف "th" دو تلفظ متفاوت دارد. این یکی از رایج ترین مشکلات فارسی زبانان است. 1. th صدادار (مانند صدای «ذ») مثال ها: this = این that = آن these = اینها those = آنها در این حالت، هنگام تلفظ، تارهای صوتی می لرزند. --- 2. th بی صدا (مانند صدای «ث») مثال ها: think = فکر کردن thank = تشکر کردن three = سه Thursday = پنجشنبه در این حالت، تارهای صوتی نمی لرزند. --- روش صحیح تلفظ نوک زبان را کمی بین دندان های بالا و پایین قرار دهید و هوا را بیرون بدهید. بیشتر فارسی زبانان به اشتباه th را س، ت یا ز تلفظ می کنند. ❌ tank به جای thank ❌ dis به جای this این اشتباه ممکن است باعث شود کلمه ای کاملاً متفاوت گفته شود. تمرین این کلمات را با صدای بلند بخوانید: = متشکرم. = این کتاب من است. اگر همین تفاوت کوچک را درست یاد بگیرید، تلفظ شما طبیعی تر از بسیاری از زبان آموزان خواهد شد. عجیب است که دو میلی متر جابجایی زبان می تواند مرز بین «thank» و «tank» باشد، اما زبان ها علاقه ی عجیبی به چنین دردسرهای کوچکی دارند. https://t.me/rassekhschool

  • #ترجمه نکته ی بسیار کاربردی در ترجمه فاعل را همیشه ترجمه نکنید. در انگلیسی، بیشتر جمله ها به فاعل نیاز دارند، اما در فارسی معمولاً فاعل از روی فعل مشخص است و حذف می شود. مثال ۱ I love coffee. ❌ من قهوه را دوست دارم. ✅ قهوه را دوست دارم. --- مثال ۲ She is tired. ❌ او خسته است. ✅ خسته است. (اگر از قبل معلوم باشد درباره چه کسی صحبت می کنیم.) --- مثال ۳ We arrived late. ❌ ما دیر رسیدیم. ✅ دیر رسیدیم. (در بسیاری از موقعیت ها طبیعی تر است.) --- چه زمانی فاعل را ترجمه کنیم؟ وقتی لازم باشد روی شخص تأکید کنیم یا مشخص نباشد درباره چه کسی صحبت می شود. مثال: I didn't say that. He said that. من این را نگفتم. او این را گفت. در اینجا آوردن «من» و «او» ضروری است، چون هدف مقایسه و تأکید است. --- تمرین جمله های زیر را به طبیعی ترین شکل ترجمه کنید: 1. I don't understand. 2. We are ready. 3. She called me yesterday. پاسخ پیشنهادی: 1. نمی فهمم. 2. آماده ایم. 3. دیروز به من زنگ زد. قاعده ی طلایی: در ترجمه ی انگلیسی به فارسی، اگر حذف فاعل باعث ابهام نشود، معمولاً حذف آن متن را روان تر و طبیعی تر می کند. مترجم خوب فقط معنی را منتقل نمی کند، بلکه متن را طوری می نویسد که انگار از ابتدا به فارسی نوشته شده است. https://t.me/rassekhschool

  • #اصطلاح اصطلاح بسیار کاربردی It's up to you. معنی: تصمیم با توست. یا: هر طور خودت صلاح می دانی. مثال ۱ A: Should we go by bus or by taxi? B: It's up to you. ترجمه: الف: با اتوبوس برویم یا تاکسی؟ ب: تصمیم با توست. --- مثال ۲ A: What do you want to eat? B: It's up to you. ترجمه: الف: دوست داری چه غذایی بخوری؟ ب: هر طور خودت می خواهی. --- مثال ۳ It's up to you whether you accept the job or not. این که شغل را بپذیری یا نه، به تصمیم خودت بستگی دارد. نکته عبارت It's up to you یکی از رایج ترین اصطلاحات مکالمه ای انگلیسی است. هر زمان بخواهید انتخاب یا مسئولیت تصمیم را به طرف مقابل واگذار کنید، از آن استفاده می کنید. عبارت های مشابه: It's your choice. = انتخاب با توست. You decide. = تو تصمیم بگیر. این اصطلاح را زیاد خواهید شنید، چون انسان ها عاشق واگذار کردن تصمیم به دیگران هستند. اگر نتیجه خوب شد، «تصمیم مشترک» بوده؛ اگر بد شد، ظاهراً از اول هم «کاملاً انتخاب خودت» بوده است. https://t.me/rassekhschool

  • #ضرب-المثل ضرب المثل بسیار متداول Actions speak louder than words. به عمل کار برآید به سخندانی نیست. مثال He always says he will help, but he never does. Actions speak louder than words. او همیشه می گوید کمک خواهد کرد، اما هیچ وقت این کار را نمی کند. به عمل کار برآید به سخندانی نیست. مثال دیگر Don't just promise. Actions speak louder than words. فقط قول نده. به عمل کار برآید به سخندانی نیست. نکته این ضرب المثل زمانی استفاده می شود که بخواهید بگویید رفتار و عملکرد افراد مهم تر از حرف هایی است که می زنند. در مکالمه های روزمره، محیط کار و حتی سخنرانی ها بسیار رایج است. حفظ کردنش ارزش دارد، چون تقریبا در هر فرهنگی معادل شناخته شده ای دارد. https://t.me/rassekhschool

  • #جمله جمله ی بسیار پرکاربرد Could you help me, please? تلفظ: کوجو هِلپ می، پلیز؟ معنی: لطفاً می توانید به من کمک کنید؟ مثال ها Could you help me, please? I can't find my phone. لطفاً می توانید به من کمک کنید؟ نمی توانم تلفنم را پیدا کنم. Could you help me, please? I'm looking for the train station. لطفاً می توانید به من کمک کنید؟ دنبال ایستگاه قطار می گردم. نکته Could you... ? یکی از مودبانه ترین و رایج ترین روش ها برای درخواست کمک یا انجام کاری است. می توانید آن را در موقعیت های مختلف به کار ببرید: Could you open the window, please? لطفاً می توانید پنجره را باز کنید؟ Could you repeat that, please? لطفاً می توانید آن را دوباره تکرار کنید؟ این الگو را حفظ کنید. با عوض کردن فعل، ده ها جمله ی کاربردی می سازید. زبان انگلیسی هم گاهی تنبل است؛ یک قالب خوب را برمی دارد و برای صدها موقعیت مختلف استفاده می کند. https://t.me/rassekhschool

  • #واژگان نکته ی واژگان: تفاوت look, see, watch هر سه به دیدن مربوط هستند، اما معنی یکسانی ندارند. 1. see = دیدن (بدون تلاش) چیزی را به طور طبیعی با چشم می بینید. مثال: I see a bird in the tree. من یک پرنده روی درخت می بینم. Can you see the mountains? آیا می توانی کوه ها را ببینی؟ --- 2. look (at) = نگاه کردن یعنی عمداً به چیزی نگاه می کنید. مثال: Look at this picture. به این عکس نگاه کن. She is looking at her phone. او دارد به تلفنش نگاه می کند. --- 3. watch = تماشا کردن برای چیزی که حرکت دارد یا مدتی طول می کشد. مثال: We watch TV every evening. ما هر شب تلویزیون تماشا می کنیم. They are watching a football match. آنها در حال تماشای مسابقه فوتبال هستند. --- مقایسه Look at the sky! به آسمان نگاه کن! I can see the stars. می توانم ستاره ها را ببینم. We watched a movie last night. دیشب یک فیلم تماشا کردیم. --- تمرین جای خالی را با see، look (at) یا watch پر کنید. 1. Please __ the board. لطفاً به تخته نگاه کن. 2. I can't __ my glasses. نمی توانم عینکم را پیدا کنم (ببینم). 3. We usually __ movies on Friday nights. ما معمولاً جمعه شب ها فیلم تماشا می کنیم. 4. __! A rainbow! نگاه کن! یک رنگین کمان! 5. Did you __ the news last night? دیشب اخبار را تماشا کردی؟ --- پاسخ ها 1. look at 2. see 3. watch 4. Look 5. watch نکته ی طلایی: see = دیدن look (at) = نگاه کردن watch = تماشای چیزی که حرکت دارد یا در طول زمان ادامه پیدا می کند. https://t.me/rassekhschool

  • #گرامر تفاوت much, many, a lot of هر سه به معنی «زیاد» هستند، اما کاربردشان متفاوت است. 1. many برای اسم های قابل شمارش (countable nouns) مثال: She has many books. او کتاب های زیادی دارد. How many students are in the class? چند دانش آموز در کلاس هستند؟ 2. much برای اسم های غیرقابل شمارش (uncountable nouns) مثال: We don't have much time. ما وقت زیادی نداریم. How much water do you drink every day? هر روز چقدر آب می نوشی؟ 3. a lot of هم با اسم های قابل شمارش و هم با اسم های غیرقابل شمارش به کار می رود و در مکالمه بسیار رایج است. مثال: They have a lot of friends. آن ها دوستان زیادی دارند. There is a lot of milk in the fridge. شیر زیادی در یخچال وجود دارد. مقایسه Many cars are parked outside. خودروهای زیادی بیرون پارک شده اند. We don't have much money. پول زیادی نداریم. She drinks a lot of coffee. او قهوه ی زیادی می نوشد. نکته ی مهم: در جملات مثبت، به ویژه در گفتار روزمره، انگلیسی زبانان معمولاً a lot of را به much و many ترجیح می دهند. طبیعی تر: I have a lot of work. کار زیادی دارم. کمتر رایج در گفتار: I have much work. (از نظر دستوری درست است، اما در مکالمه طبیعی نیست.) https://t.me/rassekhschool

  • نکته تلفظی بسیار مهم حرف "h" در ابتدای بعضی واژه‌ها تلفظ نمی‌شود. این یکی از خطاهای رایج زبان‌آموزان است. مثلاً واژهٔ: hour تلفظ: /aʊər/ معنی: ساعت ✅ an hour ❌ a hour چون واژه با صدای مصوت شروع می‌شود، از an استفاده می‌کنیم. مثال‌های دیگر: honest معنی: صادق honor معنی: افتخار مقایسه house در این کلمه h تلفظ می‌شود. hour در این کلمه h تلفظ نمی‌شود. جمله نمونه I will be there in an hour. معنی: من تا یک ساعت دیگر آنجا خواهم بود. بسیاری از واژه‌های انگلیسی را نمی‌توان فقط از روی املایشان تلفظ کرد. انگلیسی زبانی است که ظاهراً در طول قرن‌ها تصمیم گرفته املای یک کلمه را نگه دارد و تلفظش را چند بار عوض کند؛ میراثی ارزشمند برای سردرگمی نسل‌های بعدی. https://t.me/rassekhschool

  • نکته ترجمه بسیار کاربردی کلمات را ترجمه نکنید، «منظور جمله» را ترجمه کنید. بزرگ‌ترین اشتباه مترجمان مبتدی ترجمهٔ کلمه به کلمه است. مثلاً: I'm afraid you're wrong. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ❌ «من می‌ترسم که شما اشتباه باشید.» ترجمهٔ طبیعی: ✅ «متأسفم، اما اشتباه می‌کنید.» در اینجا I'm afraid به معنای «می‌ترسم» نیست؛ یک شیوهٔ مؤدبانه برای بیان خبر ناخوشایند است. مثال دیگر: It's raining cats and dogs. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ❌ «گربه‌ها و سگ‌ها از آسمان می‌بارند.» ترجمهٔ طبیعی: ✅ «باران شدیدی می‌بارد.» مثال دیگر: I see what you mean. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: ❌ «می‌بینم منظورت چیست.» ترجمهٔ طبیعی: ✅ «منظورتان را متوجه می‌شوم.» اصل طلایی ترجمه از خودتان بپرسید: ❌ نویسنده چه کلماتی به کار برده است؟ ✅ نویسنده چه منظوری داشته است؟ مترجم خوب بین دو زبان جابه‌جا نمی‌شود؛ بین دو فرهنگ و دو شیوهٔ اندیشیدن رفت‌وآمد می‌کند. بسیاری از ترجمه‌های عجیب و خنده‌دار هم از همین جا آغاز می‌شوند: مترجم کلمات را فهمیده، اما منظور را نه. https://t.me/rassekhschool

  • اصطلاح بسیار کاربردی Hang in there! معنی: طاقت بیاور! / دوام بیاور! / تسلیم نشو! مثال‌ها I'm really tired of studying for this exam. من واقعاً از درس خواندن برای این امتحان خسته شده‌ام. Hang in there! You're almost done. طاقت بیاور! تقریباً کارت تمام شده است. Things have been difficult lately. اوضاع اخیراً سخت بوده است. Hang in there. It will get better. دوام بیاور. اوضاع بهتر خواهد شد. The project is taking longer than expected. این پروژه بیشتر از آنچه انتظار داشتیم طول کشیده است. Hang in there. We'll finish it soon. طاقت بیاور. به‌زودی آن را تمام خواهیم کرد. عبارت‌های مشابه Keep going! ادامه بده! Don't give up! تسلیم نشو! Stay strong! قوی بمان! واژگان مهم tired = خسته exam = امتحان lately = اخیراً difficult = دشوار project = پروژه expected = مورد انتظار finish = تمام کردن soon = به‌زودی این اصطلاح را زیاد در فیلم‌ها، سریال‌ها و مکالمات روزمره خواهید شنید. حفظ کردن اصطلاحات کامل معمولاً از حفظ کردن تک‌تک واژه‌ها مؤثرتر است؛ زبان را انسان‌ها ساخته‌اند و متأسفانه علاقه دارند دسته‌ای از کلمات را به هم بچسبانند و یک معنای تازه تحویل دیگران بدهند. https://t.me/rassekhschool

  • ضرب‌المثل بسیار متداول Better late than never. معنی: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. کاربرد: وقتی کسی کاری را با تأخیر انجام می‌دهد، اما انجام دادنش از انجام ندادنش بهتر است. Examples: You finally started learning English? Better late than never. بالاخره یادگیری انگلیسی را شروع کردی؟ دیر بهتر از هرگز است. He apologized after many years. Better late than never. او پس از سال‌ها عذرخواهی کرد. دیر بهتر از هرگز است. واژگان: Better = بهتر Late = دیر Never = هرگز این ضرب‌المثل در مکالمات روزمره انگلیسی بسیار رایج است و اغلب با لحنی دوستانه یا کمی طنزآمیز به کار می‌رود. چون ظاهراً بشر به طرز شگفت‌آوری استعداد دارد کارهای مهم را تا آخرین لحظه به تعویق بیندازد. https://t.me/rassekhschool