tgindex
رواندرمانگر

رواندرمانگر

Статистика

اين كانال مطالبي در جهت ارتقاء بهداشت و سلامت روان به كاربران عزيز ارائه خواهد داد در صورت نياز از طريق لینک زير با ما كانكت شويد. @ravaandarmangar

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Картинки
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
134
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
30
28 постов
Вовлечённость
22,4%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 28
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
11
1/48двое суток
12
1/72трое суток
13

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فرد‌ مبتلا به اختلال شخصیت به صورت مکرر و غیر منعطف دلایلی به ظاهر موجه و منطقی برای انجام رفتار آسیب زا به خود و دیگران دارد. پیدا‌کنید پرتغال فروش را؟!

  • ستم زمانی پایان می‌یابد که ستم دیده تصمیم بگیرد دیگر تحمل نکند.

  • без подписи

  • без подписи

  • زمانی "پخته" می‌شوید که می‌فهمید نیازی نیست به هر چیزی واکنش نشان دهید یا به هر حرفی جواب دهید.. میرزا ابوالحسن جلوه: از خامی دیگ است که در جوش و خروش است. چون پخته شد و لذت دم یافت خموش است.

  • When the sunshine of loving-kindness meets the tears of suffering, the rainbow of compassion appears.

  • رشد ، بیشتر از کمال‌گرایی، به تحمل ناکامل بودن نیاز دارد

  • در مصاحبت ☀️

  • من چطور در اتاق درمان ptsd و trauma را برای مراجعانم بعد از تشخیص گذاری توضیح میدهم . معمولا با این سوال شروع میکنم چرا بعد از یک اتفاق دردناک، هنوز احساس می کنیم در خطریم؟ و اجازه میدهم مراجع آنچه را که از قبل میداند با من در میان بگذارد . سپس اینطور…

  • من چطور در اتاق درمان ptsd و trauma را برای مراجعانم بعد از تشخیص گذاری توضیح میدهم . معمولا با این سوال شروع میکنم چرا بعد از یک اتفاق دردناک، هنوز احساس می کنیم در خطریم؟ و اجازه میدهم مراجع آنچه را که از قبل میداند با من در میان بگذارد . سپس اینطور ادامه میدهم : #trauma #ptsd اول از همه می خواهم بدانی که آنچه تجربه می کنی، به این معنا نیست که «ضعیف» شده ای یا مغزت «خراب» شده است. برای فهم تروما، می توانیم به آن از چهار زاویه نگاه کنیم. اول، به گذشته های بسیار دور برگردیم. میلیون ها سال پیش، انسان ها برای زنده ماندن باید خیلی سریع خطر را تشخیص می دادند. اگر کسی بعد از حمله یک حیوان درنده آن اتفاق را به سرعت فراموش می کرد، احتمال داشت دوباره در همان موقعیت قرار بگیرد و جانش را از دست بدهد. اما کسانی که مغزشان خطر را خوب به خاطر می سپرد و بعد از آن مدت ها هوشیار می ماند، شانس بیشتری برای زنده ماندن داشتند. به همین دلیل، مغز انسان به گونه ای تکامل یافته که تجربه های بسیار خطرناک را با قدرت ثبت کند. پس واکنش تو، در اصل، یک سیستم محافظتی است که برای حفظ جان انسان به وجود آمده است. حالا به مغزت نگاه کنیم. وقتی آن اتفاق دردناک رخ داد، مغزت تشخیص داد که جانت در خطر است. در همان لحظه، سیستم هشدار فعال شد. ضربان قلبت بالا رفت، عضلاتت آماده فرار یا دفاع شدند و مغز تمام انرژی خود را صرف زنده ماندن کرد. مشکل اینجاست که گاهی بعد از تمام شدن خطر، این سیستم هشدار به طور کامل خاموش نمی شود. به همین دلیل ممکن است با صدایی ناگهانی از جا بپری، کابوس ببینی، خاطره حادثه ناگهان جلوی چشمت زنده شود یا احساس کنی هنوز هم جایی امن وجود ندارد. این واکنش ها نشانه آن است که مغزت هنوز یاد نگرفته خطر تمام شده است، نه اینکه تو ضعیف شده ای. بعد، به فرهنگی که در آن زندگی می کنیم نگاه می کنیم. هر جامعه ای درباره رنج و تروما داستان خودش را دارد. بعضی آدم ها بعد از یک حادثه حمایت، همدلی و درک دریافت می کنند. بعضی دیگر می شنوند: «فراموشش کن»، «قوی باش»، «نباید گریه کنی» یا «اگر هنوز ناراحتی، یعنی مشکلی داری». این حرف ها می توانند احساس شرم، تنهایی یا گناه را بیشتر کنند. بنابراین بخشی از رنج ما فقط از خود حادثه نیست، بلکه از معنایی است که اطرافیان و جامعه به آن می دهند. و در نهایت، مهم ترین بخش، تجربه شخصی توست. هیچ دو انسانی یک تروما را دقیقاً به یک شکل تجربه نمی کنند. شاید دو نفر دقیقاً در یک حادثه حضور داشته باشند، اما یکی با خود بگوید: «من زنده ماندم و زندگی برایم ارزش بیشتری پیدا کرد» و دیگری با خود بگوید: «من مقصر بودم»، «دیگر هیچ جا امن نیست» یا «من دیگر همان آدم سابق نیستم». آنچه بیش از همه بر رنج ما اثر می گذارد، معنایی است که این اتفاق در زندگی ما پیدا می کند. درمان، فقط برای این نیست که علائم کمتر شوند. هدف درمان این است که مغزت دوباره یاد بگیرد خطر گذشته است، بدنت احساس امنیت بیشتری پیدا کند و کم کم بتوانی به جای اینکه تروما تمام داستان زندگی ات باشد، آن را به بخشی از داستان زندگی ات تبدیل کنی. اتفاقی که برایت افتاده، واقعاً دردناک بوده است، اما لازم نیست تا آخر عمر تعیین کند که چه کسی هستی. به زبان ساده، تروما یعنی سیستم محافظتی بدن و مغزت هنوز فکر می کند خطر ادامه دارد. درمان کمک می کند این سیستم دوباره بین «آن زمان» و «الان» تفاوت بگذارد، تا بتوانی گذشته را به عنوان بخشی از زندگی ات به یاد بیاوری، نه اینکه هر روز دوباره آن را زندگی کنی. Drs, A.moradi Psychologist

  • انزوا پدیده عجیب یا پيچيده ای نیست . فقط کافی است برای مدتی "ریاکاری "را کنار بگذاری آنگاه اجتماع تو را حذف خواهد کرد.

  • без подписи

  • امروز برای دومین بار مراجع بستری را در چارچوب درمان تروما ملاقات کردم. در هر دو جلسه متوجه الگوی مشابهی شدم؛ مراجع به جای آنکه خشم و نفرت خود را نسبت به عامل تروما در خاطراتش تجربه و ابراز کند، این هیجانات را به عناصر دیگری از صحنه منتقل می‌کرد. برای مثال، در یک خاطره احساس نفرت نسبت به میز غذاخوری خانه و در خاطره‌ای دیگر سوگ و دلتنگی برای سگش برجسته می‌شد. در هر دو جلسه تلاش کردم با کمک به مراجع برای شکل دادن تصویری کامل تر از موقعیت و بازگرداندن توجه او به عامل اصلی تروما، هیجان واقعی مرتبط با آن را بررسی کنیم. که موجب کاهش چشم گیر اضطراب مرتبط با خاطره تروماتیک شد . در بررسی سابقه درمان متوجه شدم که همکاران جوان تر در جلسات پیشین، ناخواسته مسیر درمان را بیشتر به سمت سوگ سگ یا تجربه های مرتبط با حضور بر میز غذاخوری هدایت کرده بودند. به همین دلیل، برنامه درمان برای جلسات آینده اصلاح شد تا تمرکز مجدداً بر پردازش خاطره تروماتیک و هیجانات مرتبط با عامل اصلی تروما قرار گیرد. به نظر می‌رسد این الگو نمونه‌ای از مکانیزم دفاعی «جابجایی» باشد؛ مکانیزمی که در آن فرد به صورت ناخودآگاه هیجانات دردناک خود را از منبع اصلی به موضوعی کم خطرتر منتقل می‌کند. این پدیده در مواجهه با خاطرات تروماتیک نسبتاً شایع است و تشخیص آن می‌تواند از انحراف درمان از هدف اصلی پیشگیری کند.

  • без подписи

  • یکی از نکات کلیدی در درمان تروما، اصل «عدم عطف به ماسبق» در قضاوت تجربه‌های گذشته است. یعنی بهتر است گذشته را با ادراک، ارزش‌ها، معیارهای اخلاقی و امکانات امروز قضاوت نکنیم، بلکه آن را در بستر تاریخی، فرهنگی و رشدیِ همان زمان درک کنیم. برای مثال، اگر امروز با تجربه زندگی در اروپا به گذشته خود در خاورمیانه نگاه کنیم، ممکن است احساس کنیم تمام زندگی‌مان سرشار از تروما بوده است. اما این نگاه، تا حدی تحت تأثیر دانش، ارزش‌ها و حساسیت‌های امروزی ماست. آنچه امروز آسیب‌زا می‌دانیم، ممکن است در آن زمان رفتاری رایج یا حتی هنجار تلقی می‌شده باشد. به همین دلیل، در درمان تروما تلاش می‌کنیم تجربه گذشته را از زاویه دید «خودِ آن زمان» بفهمیم. برای مثال، آن کودک ۱۰ ساله، با همان مغز، همان توانایی‌های شناختی، همان وابستگی به والدین و همان امکاناتی که در اختیار داشت، بهترین تصمیمی را گرفت که می‌توانست بگیرد. منصفانه نیست که امروز، از جایگاه یک بزرگسال ۴۰ ساله، او خویشتن را به دلیل انتخاب‌ها یا واکنش‌هایش قضاوت کند. البته یک تبصره مهم وجود دارد: هنجار بودن یک رفتار، لزوماً به معنای بی‌ضرر بودن آن نیست. بسیاری از رفتارها ممکن است در یک دوره زمانی یا یک فرهنگ کاملاً عادی بوده باشند، اما همچنان آثار روانی عمیقی بر افراد گذاشته باشند. بنابراین، هدف درمان این نیست که آسیب را انکار یا توجیه کند، بلکه می‌خواهد میان «فهم واقعیت آن زمان» و «قضاوت اخلاقی امروز» تمایز قائل شود. به بیان دیگر، در درمان تروما تلاش می‌کنیم قضاوت امروزی را از درک واقعیت گذشته جدا کنیم. این نگاه به ما کمک می‌کند گذشته را با دقت، شفقت و واقع‌بینی بیشتری ببینیم و از سرزنش خود یا دیگران بر اساس معیارهای امروز فاصله بگیریم. در ادبیات پژوهشی روان‌شناسی، این رویکرد با مفاهیمی مانند Trauma Informed Therapy، Historical Context و Developmental Perspective توصیف می‌شود؛ یعنی فهم تجربه‌های آسیب‌زا در بستر تاریخی، فرهنگی و مرحله رشدی‌ای که فرد در آن قرار داشته است.

  • без подписи

  • عباس در روز جشن «پراید» ، دختره ۹ ساله اش را در آمستردام به کلاس قرآن میفرستاد و همسرش شعله زرد نذری می پخت . عباس افتخار میکرد که توانسته بود ارزش های ایرانی اسلامی خود را حفظ کند .برادر عباس که دوست داشت روشنفکر باشد ، این حرکت عباس را به سخره میگرفت پسرش (اهورا مزدا )را راهی کلاس شاهنامه خوانی میکرد و هرگز چای لاهیجان را بدون نبات و زعفران نمیخورد!

  • در مصاحبت ☀️!

  • без подписи

  • без подписи