محفل کلاغهآی بارانخورده
Статистикаزن زندگی آزادی | برای رها روزی بود که مرگ قطرهای زندگی را بلعید و آنگاه بود که رخشانتر از همیشه بازگشت.🖤✨️ اگر که مایل به نوشیدن یک فنجان چای هستی: @ravensarewet_bot برای تماشای شفق: https://ravensarewet.blogfa.com/
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سرعت عوض شدن موضوع حرفهامون: 💯🌪
- چرا اینقدر درک میکنیم - غمبر کجاست تا غمهامون رو ببره؟ - چای چای چای - چقدر حس و حال اینجا خوبه - تاریخ حتی تو افسانهها هم تکرار میشه - یکم دیر نیست برای چک کردن پیجش؟ - درواقع ضحاک یه سلبریتیه - فکر میکنم ولی نمیفهمم به چی فکر کردم فقط میدونم با فکرهام خودمو بدبخت کردم - غمبر همینجاست - چای چای چای - چقدر همه چیز به هم ربط داره - جای بچهها خالی - نمایش تو نمایش - رو تعصب نداشتن تعصب دارم - و اینجوری هر کس جامعهی کوچیک خودش رو داره - قابل درکه - و سر تکرار میشه - در واقع دارم معطلتون میکنم - نمیدونم - چقدر چیزی هست که باید بدونممم! - چقدر کسی هست که باید باشممم!! - خوش گذشت:)
без подписи
بیست و سومین روز از امردادِ صفر پنج: دچار؛ داستان یک گره.
کاش حداقل تراژدیای به قلم شکسپیر بودم.
شکسپیر کسی که تو بودی.🤌🏻✨
هنگامی که ایمان کشیشان بر زبان است نه در عملشان؛ هنگامی که آبجوسازان آب به شیرهی جو میبندند؛ هنگامی که اعیان دربار معلم سرخانهی خیاطشان هستند؛ هیچ بددینی بهجز زنبارگان سوزانده نمیشوند؛ هنگامی که هر دعوایی در دادگستری برحق است، نه هیچ خردهمالکی وامدار…
هنگامی که ایمان کشیشان بر زبان است نه در عملشان؛ هنگامی که آبجوسازان آب به شیرهی جو میبندند؛ هنگامی که اعیان دربار معلم سرخانهی خیاطشان هستند؛ هیچ بددینی بهجز زنبارگان سوزانده نمیشوند؛ هنگامی که هر دعوایی در دادگستری برحق است، نه هیچ خردهمالکی وامدار است و نه هیچ شوالیهای فقیر؛ هنگامی که زبانها به غیبت و تهمت نمیگردند، و جیببران به انبوه جمعیت نمیزنند؛ هنگامی که رباخواران سکههای طلایشان را در دشتِ باز میشمارند، و پااندازان و روسپیان کلیساها بنا میکنند؛ آنگاه است که قلمرو شاهی آلبیون دچار آشفتگی بزرگی میشود آن که زنده بماند و ببیند، برایش روزی فرا میرسد که راه رفتن به دو پا مرسوم گردیده است. شاهلیر، شکسپیر، ترجمهی م.ا.به آذین
без подписи
فکر میکنید که من گریه خواهم کرد؛ نه، من نمیگریم. این قلبم خواهد شکست و صدهزار ترک خواهد برداشت. های، دیوانه! دیگر دیوانه میشوم. شاهلیر، شکسپیر، ترجمهی م.ا.به آذین
امشب به طرز عجیبی دلم میخواد حرف بزنم. انگار طلسمی از طرف یه موجود شریر اجرا شده باشه. میدونم ابلهانه، بیمعنی و طعنهآمیز به نظر میرسن و دقیقا برای همینه که باید واژهها و خودم رو خفه کنم و دوباره به سکوت برگردم. شاید یه روزی یه دفتر گرفتم و این چیزهای مرده رو توش نوشتم.
یه روزی دلم میخواد همین کاری رو انجام بدم که شلدون کرد. همراه با قطار حرکت کنم و از هیچ ایستگاه قطاری بیرون نرم. ممکنه عجیب به نظر برسه ولی میدونم که برای من چیزی جز آرامش نخواهد داشت. فقط قطارها، منظرههای قابشده توی شیشه، چای و کتاب.
یه روزی دلم میخواد همین کاری رو انجام بدم که شلدون کرد. همراه با قطار حرکت کنم و از هیچ ایستگاه قطاری بیرون نرم. ممکنه عجیب به نظر برسه ولی میدونم که برای من چیزی جز آرامش نخواهد داشت. فقط قطارها، منظرههای قابشده توی شیشه، چای و کتاب.
چقدر overshare... فکر کنم نباید این ساعتها اینجا پیدام بشه.
یه روزی دلم میخواد همین کاری رو انجام بدم که شلدون کرد. همراه با قطار حرکت کنم و از هیچ ایستگاه قطاری بیرون نرم. ممکنه عجیب به نظر برسه ولی میدونم که برای من چیزی جز آرامش نخواهد داشت. فقط قطارها، منظرههای قابشده توی شیشه، چای و کتاب.
یه اپیزود از big bang teory بود که شلدون کوپر جا میذاره و میره. موقعی که برمیگرده هیچکدوم از دوستهاش باور نمیکنن که سوار قطار شده و خیلی جاها رفته ولی هیچوقت از ایستگاه قطار بیرون نرفته.
دلم میخواد یه روز با یه کولهپشتی سوار قطار بشم و همراه باهاش همهجا برم.
چقدر دلتنگ قطارم.
[ ما یه قطار کوچیک پیدا کردیم که اسمش رو گذاشتیم «قطار شمارهی صفر» قطاری که هیچوقت توی برنامهی حرکت قطارها ثبت نشده و هیچکس دقیقا نمیدونه از کجا میاد یا به کجا میره. فقط میدونیم هر نیمهشب، از بین درختا و نور ستارهها پیداش میشه و شب برای چند دقیقه یه خط ریل مخفی روی زمین براش میکشه. میگن این قطار مقصد مشخصی نداره و بهتره بگم مقصد هر مسافر رو خودش انتخاب میکنه و هرکس رو به جایی که قلبِ بیتابش گیر کرده میرسونه. ما هم تصمیم گرفتیم اینبار چندتا از بلیتهای این قطار رو به شما بدیم و همسفر بشیم. حالا اگر دوست داشتین این پیام رو توی دیلیتون فوروارد کنید تا ما براساس وایب دیلیتون بهتون بگیم کدوم واگن و کدوم صندلیِ قطار برای شماست، کسی که کنارتون میشینه کیه، مقصدتون کجاست و توی چمدون دلتنگیهاتون چه چیزایی حمل میکنید. اگر دوست داشتین همسفرمون بشین، این پیام رو توی دیلیتون فوروارد کنید. همهی بلیتها و مقصدها و جزئیاتِ مخصوص به شمارو اول همینجا منتشر میکنیم. 🚃⭐️]
ممنونم. زیبا بود.