"رآوی"
Статистика«روایتهای رآوی» “پادکستها در یوتیوب” https://youtube.com/@rawviy?si=jQYbtAXwCp41PuU_ ————————— " @rawviy_pv : ارتباط با رآوی" https://www.instagram.com/rawviy/profilecard/?igsh=eGxuZGllNGltZDVo “اینستاگرام رآوی”
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Видео
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 78
- 1/48двое суток
- 89
- 1/72трое суток
- 96
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گاهی آدم نه میبخشد،نه فراموش میکند؛ فقط دیگر حساب نمیکند.
بعضی آدمها جواب نمیخواهند؛ فقط میخواهند مطمئن شوند هنوز جایی در تو دارند.
کفشهایم را کنار در گذاشتم؛ فردا که آمد،دیگر پاهایم اندازهی آن زندگی نبودند.!
یک روز تمام خاطراتم را از ذهنم بیرون ریختم؛ صبح که شد دیدم هنوز خودم ماندهام. شاید آدم آن چیزی نیست که به یاد میآورد؛ آن چیزیست که بعد از فراموشی باقی میماند..
“متاسفانه”،کلمهای نیست که بخوام باهاش جملهی مثبتیو شروع کنم اما جسارت پذیرفتن شکست،منو بیشتر ترغیب میکنه به تجربهی چیزهای جدیدتر.رویایی که از کلمهها شروع شد و به صدا رسید،حالا باری از تجربهرو روی دوشش میکشه؛من به عنوان رآوی از زمان شروع فعالیت این رسانه قصدی جز آراستن احساساتتون با پیراهن واژهها نداشتم.حالا هم خودم پیراهن تازهای به تن کردم تا مرحلهی جدیدیو سپری کنم؛شاید نشه به نیکی توصیفش کنم اما شاید بتونم بگم توفیق اجباری مصلحت زندگیم شده و همین دلیلی میشه تا من بعد از سربازی رآوی بهتری بسازم.. -امیررضا مهرپویان
انسان شمعیست که خیال میکند برای روشن کردن جهان آمده، غافل از آنکه تمام عمر، آرام آرام در حال آموختنِ هنرِ سوختن است..
شاید دلیلِ تلخ بودن قهوه این است که آدمها حرفهای شیرینشان را کنار آن میزنند..
کلیدها هیچوقت برای خودشان دری باز نمیکنند؛ شاید بعضی آدمها هم تنها برای گشودنِ زندگی دیگران ساخته شدهاند..
شب، مهربانترین دروغِ جهان است؛ روی زخم شهر، تاریکی میکشد تا کسی نفهمد چراغِ کدام خانه از تنهایی روشن مانده است..
هر زخم، یک دهان است… که حرف زدن بلد نیست.
دل، تنها جاییست که ویرانههایش هنوز زندگی میکنند..
گاهی… بزرگترین دلتنگی، اسم ندارد.
без подписи
کاش خاطرهها هم تاریخِ انقضا داشتند..
اگر جهان واقعاً گرد است، پس چرا بعضی آدمها هیچوقت دوباره به زندگیمان برنمیگردند؟
چراغ را خاموش کردم… خاطرهها در تاریکی بهتر راهشان را پیدا میکنند.
اگر دل پنجره داشت، شاید اینهمه هوای گرفته جمع نمیشد..
هرچه بیشتر میفهمیم، کمتر میتوانیم توضیح بدهیم.
без подписи
без подписи