مسئول اداره رفاه دانشگاه باهنر کرمان،حسین قطبالدینی
Статистика@qotbadini
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 506
- 1/48двое суток
- 579
- 1/72трое суток
- 625
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ایرج و فردین! تحریرهای طولانی ایرج از او پدیدهای در آواز ایرانی ساخت. زندهیاد محمدعلی فردین در اشتهار مرحوم ایرج نقش بسیار مؤثری ایفا کرد به طوری که بسیاری از عوام با دیدن فیلمهای فارسی گمان میکردند که ایرج همان فردین است. در زندان گوهردشت کرج، همبندی بسیار بانمکی از اهالی دوگنبدان بود که به زندگی خود در زندان پایان داد. نام فامیلش کرمی خیرآبادی بود. او در همین باره نقل میکرد که یک روز رانندهای در مسیر خود ایرج را که در کنار جاده منتظر ماشين بوده سوار کامیون میکند و بعد به او میگوید؛ بگذار نوار ایرج را برایت پخش کنم تا حظ ببری! ایرج به او میگوید اجازه بده به جای ایرج من خودم برایت بخوانم و بعد میزند زیر آواز. راننده از تحریر او به وجد میآید و میگوید؛ فلانِ....ایرج! ناز نفسِ خودت! بخوان که بهتر از ایرج میخوانی! ایرج پس از اتمام آواز به راننده میگوید؛ راستش را بخواهی من خودم ایرج هستم! راننده از این سخن رو در هم میکشد و با اعتراض به او میگوید؛ تو ایرجی؟ مرا احمق گیر آوردهای؟ من خودم تو فیلمها ایرج را ديدهام آدم حظ میکند نگاهش کند بعد تو با این قیافه....ایرج هستی؟ خدا همه را بیامرزد. #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 با پوزش از واریز دیرهنگام و نابسامانی پرداخت وامهای نیمسال کنونی، پیام زیر از کارشناس پرداخت وامهای صندوق رفاه است، امیدوارم که اوضاع بانکها زودتر درست شود. 👈👈سلام اکثر وام ها بررسی شدن ،دسته بندی و جهت ارسال به مالی آماده هستند فقط…
بزرگداشت زبان کردی از زبان استاد ادبیات پارسی دکتر کزازی
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
با بازفرست پیام به وجدانی تلنگر بزنید ستم بر درختان، اینبار گز «اگر چوب گَز را به تن خر فرو کنید سبز میشود!» این زبانزد مردم کویرنشین در باره آسودهگی و کمدردسرییِ سبز شدن و گسترش گززارها است. در کشاورزی سه گام «کاشت، داشت و برداشت» تا بهرهبرداری از فرآورده کشاورزی میباشد ولی درخت گز از بس کمهزینه و بیمنت به بار مینشیند پس از نشای قلمه آن نیازی به آب فراوان، کود و هَرَس ندارد، یعنی گام پرهزینه «برداشت» از میان میرود، گز یعنی کاشت و برداشت! به همین آسودگی🌺! با کمترین باد و نسیم، موسیقی آرام و دلنشینی به رهگذر و سایهنشینش ارزانی میدارد؛ اگر تندباد یا گردبادی بوزد، تندی و توان ویرانگری آن را میشکند و گرد و خاک همراهش را زمینگیر میکند. برگش دوساله است، پس زمستان و تابستان سبز است، سایه تُنُکاش دلپذیر و خستگی درکن است، چون چند سالی برگهایش بر هم انباشته شوند زیستگاه و پناهگاه گونههای جانوری بسیار است، بر شاخههای کم برگش پرندگان بسیاری لانه دارند، با همه این بهرهها بسیار پیش میآید که درخت کهنسالِ چند دهسالهای، هرگز از دست انسان آبی نخورده؛ آری! چنین است که درخت گز رنگ و بوی زندگی در کویر است. هر چند در این سالها آفتی پیدا شده که چوبش را پودر میکند ولی چوبی استوار و سفت دارد که نه تنها برای سوختن بلکه در درودگری هم بهره دارد. اگر قلمههایش پیوسته نشا شود پس از چند سال که درختان قد کشند، دیوار بلند و استواری از درختان فراهم میآید که یک باغ، کشتزار و یا آبادی را پیرامون میگیرد و اینها را از بسیاری از گزندها، نگهداری و پاسداری مینماید. در پهنه جغرافیای ایران به ویژه بخشهای کویری نمود دارد، در محلههای دیرین زاهدان هنوز تنههای کهنسال و تنومند این درخت مهربان و پر بهره، پابرجاست و از گذشتههای دور با رهگذران گفتگو میکند، از نشانییِ درختی که رستم بنا به سفارش سیمرغ از شاخه آن تیر دوشاخهای برای زدن به چشم اسفندیار فراهم آورد، سخنها بر دل دارند😔! «یکی چوبِ گَز خواند اندر میان بهسانِ یکی تیرِ دوشاخسان چو آن چوبِ گَز را بیاراستی به پیشِ خردمندِ چَپراستی» ایرانیان در «مقدسسازی» دستی دراز داشته و بلندآوازهاند، البته به تندی و شتاب! تکه پارچه سبزی از زیارتگاهی، تکه نخ و ریسمانی آویخته از درختی کهن و نشاندار، را بسان جان آدمی در آغوش گرفته، نگه میدارند و میپرستند، در این سالها دیده شده پارچه سفید چهارخانهای بنام چفیه که نامش از کوفه عراق برگرفته شده و در جنگ هشتساله بهرههای گوناگونی از آن میشد، به مقدسات برخیها افزوده شده؛ با این پیشینه که شاخهای از چوب گز آشوبی بنشاند و از مرگ رستم، پهلوان اسطورهای ایران جلو گرفت، پس خوب است که این درخت به مقدسات ایرانیان افزوده شود (هرچند هر سبزینهای به خودیِ خود پاک و مقدس است.) تا دیگر کسی بر این درخت گزندی نرساند. نمیدانم چه بگویم! نادان، بیمار یا انسان ناپاک و گمراهی برای سوختن یک تیفیک «کِوار یا سایبان» درخت گز همسایه آن را زنده زنده در آتش سوخت😔😔 هرچند یک سبزینه و درخت را از میان برد ولی در اصل، صدها و هزارها دل و وجدان بیدار را سوزاند و کباب کرد و تا زمانی که نشانی از این سوختگی برجاست دلهای رهگذران در آتش است. با سبزینهها و گیاهان دوست باشیم، آنان پارهای از تن آدمیاند. حسین قطبالدینی سهشنبه 1405/5/13
خواندن دوباره قطعه گل یاس پس از 27 سال، شادمهر عقیلی
آیا سراسرِ افغانستان امروزی بخشی از «خراسان بزرگ» بوده است؟ پاسخ کوتاه: خیر؛ همهٔ افغانستان امروزی در همهٔ دورهها بخشی از خراسان بزرگ نبوده است. خراسان بزرگ پس از اسلام نام منطقهای در شرق جهان ایرانی بود که بخشهایی از افغانستان، ایران و ترکمنستان امروزی را دربر میگرفت. اما افغانستان امروزی از چند حوزهٔ تاریخی تشکیل شده است: 🟩 خراسان: هرات، بلخ، بادغیس، فاریاب، جوزجان. (هرات در کنار مرو، نیشابور و بلخ، یکی از چهار کانون اصلی خراسان بود.) 🟦 تخارستان: تخار، کندز، بغلان و بخشهایی از بلخ. 🟪 بدخشان: بدخشان و واخان. 🟨 کابلستان: کابل، پنجشیر، پروان، کاپیسا و لغمان. 🟥 غورستان: غور و مناطق پیرامونی. 🟧 زابلستان: غزنی، زابل، ارزگان و بخشهایی از قندهار. 🟫 سیستان: نیمروز، هلمند، فراه و بخشهایی از قندهار. بنابراین، تنها بخشهایی از افغانستان امروزی جزو سرزمینهای خراسان بزرگ بود، نه تمام آن. خراسان یکی از مهمترین بخشهای این میراث تاریخی است، اما همهٔ افغانستان امروزی را نمیتوان در همهٔ دورهها «خراسان» نامید.
رایگان یعنی بیارزش یعنی هرز و هدررفتنی یکم امرداد 1405، مسجد جامع بهرمان، برای نماز نیمروز به مسجد رفتم، داغ کردم! دود از سرم بلند شد! چهار کولر بزرگ روی دور تند، بیست پنکه سقفی، بیش از بیست و پنج لامپ و مهتابی روشن بود، دماسنج بیرون از مسجد دمای بیش از 45 را نمایش میداد ولی هوای مسجدِ پانصد متری با بلندایِ بیش از پنج متر، هوایِ روزهای آغازینِ فروردین بود، سرد و دلپذیر! 🥀 خندهدار این بود که شمار نمازگزاران مرد سی و دو تن بود، زنها از این هم کمتر بودند. به پیشنماز که امام جمعه موقت هم هست گفتم: آقای ولیآبادی! من به شما اطمینان میدهم اگر دستگاهها را خاموش کنید و نماز امروز را نخوانیم پاداش و صوابش بیشتر از این اسراف و مصرف بیرویه برق است😔 در بهرمان سه مسجد و یک امامزاده است که با بیپروایی، چنین انژی را هرز میدهند، البته باید خدا را سپاسگزار باشیم که رمزارز استخراج نمیکنند. در بسیاری از مسجدها و تکیههای کشور، استخراج رمزارزهای قاچاق کشف شده است. نسبت مصرف انرژی به نمازگزار در بسیاری از جاهای دیگر از این فاجعهبارتر هم دیده میشود. هنگامی که در گسترهِ کشوری نگریسته شود یک فاجعه ملی در هدرروی حاملهای انرژی، دیده میشود. چرا ایرانیان چنین خودرنی میکنند؟ پاسخش ساده است، چون حاملهای انرژی برای مسجدها و جاهای دینی و مذهبی، رایگان است!😔😔 چه کسانی چنین تصمیمی گرفتهاند؟؟ اینها کیاند؟ اینها کسانی هستند که به گفته آقای مهندس باهنر، تفاوت بین هزار و میلیون را نمیدانند! بیشترین میدان دیدشان نوک بینیشان است! اینها کسانی هستند که برای زمین زدن دولت خاتمی «طرح تثبیت قیمتها را قانون کردند» و در مجلس داد میزدند«بهای هر بشکه نفت ده سنت است نه فلان دلار»! و با این کارشان دولت و شرکتهای دولتی را ورشکسته کردند! اینها کسانیاند که طرح یارانه نقدی را برای نخستین بار انجام دادند و با این کار همه کار و کسبهای خُرد و کوچک را نابود کردند! اینها کسانی هستند که گمان میکنند با پولپاشی و رایگانسازیها مردم دیندارتر و مذهبیتر میشوند! این اندیشه، دنباله اندیشهای است که میگفت آب و برق و خدمات شهری باید رایگان باشد. اینها کسانیاند که به بهای جهنم کردن زندگی مردم میخواهند آنها را به زور به بهشت ببرند، البته خودشان در خانههای مصادرهای یا رانتی که به بهشت تنه میزند در خوشی شناورند، قارونوار زیست میکنند و بیشرمانه سفارش به درویشی و زندگی یمنیوار دارند!😔😔 ای هممیهن بهتر ببین و آگاه باش که این بار کج است و به منزل نمیرسد و هرکجا این زیادهروی و اسراف را دیدید یادآوری کنید و تذکر دهید و خودتان هم در بهرهوری بهینه از حاملهای انرژی کوشا و توانا باشید. پنجشنبه 1405/5/1
تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود این یکی از شعارهای مردم در انقلاب سال ۵۷ بود که بر درِ کرکرهای روبروی در دبیرستان هم نوشته شده بود، سال تحصیلی ۵۹-۵۸ یک روز آقای صادقی فراش مدرسه با خنده و از روی سرمستی و شاید هم از مستی، از چپ به راست میخواند: «نشود وطن وطن این نشود کفن شاه تا». از پنجم امرداد سال ۵۹ که شاه را کفن کردند نزدیک نیمسده یعنی ۱۶۸۰۰ بار خورشید فراز آمده و فرو رفته، شماره کمی نیست، افزون بر شاه بسی دولتمرد و سیاستمدار چون خمینی، صدام، هاشمی، بوش، ریگان، خامنهای و و ... نیز آمدند وکفنپوش رفتند ولی این «وطن» «وطن» نشد که نشد😔 پس مرگ و کفن آبادی نمیآورد، این بارش و زایش است که رویش میزند و آبادانی میآورد. زایش هم نه هر زایشی! که اگر به زایش انسان بود از آن روز چند ده میلیون زاده شدند هر چند درصدیشان بمردند، ولی باز هم میلیونها زایش داشتیم. آموزهها و آزمودههای تاریخی نشان میدهد تنها زایش «اندیشههای نیک» و «باور به دیدگاهها و اندیشههای همگانی» است که آبادانی و فراوانی میآورد. دوشنبه 1405/5/5
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 🔹برنامه حضور و پاسخگویی اداره رفاه در مردادماه ۱۴۰۵ در راستای تداوم خدمات رفاهی و تسهیل پیگیری درخواستهای دانشجویان گرامی، اداره رفاه دانشگاه شهید باهنر کرمان در روزهای مشخصی از مردادماه ۱۴۰۵ آماده ارائه خدمات و پاسخگویی به مراجعان خواهد بود. از دانشجویان بزرگوار درخواست میشود برای انجام امور تسویه حساب و رفاهی خود، مراجعه حضوری را بر اساس روزهای اعلامشده برنامهریزی کنند. 📅 روزهای پاسخگویی: • شنبه 3 مردادماه • دوشنبه 5 مردادماه • چهارشنبه 7 مردادماه • دوشنبه 12 مردادماه • دوشنبه 19 مردادماه • سهشنبه 20 مردادماه • دوشنبه 26 مردادماه • سهشنبه 27 مردادماه از همراهی و همکاری شما سپاسگزاریم.
видео или голосовое, без подписи
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 باز هم مدرسهام دیر شد😔😔 با این گزاره اکبر عبدی راهش را به دل کودکان و نوجوانان دهه شصت، باز کرد. آن زمان بیشینه تلویزیونها سیاه و سفید بودند و مانند مردم امروزه چندرنگ نبودند، درصدی از مردم هم هنوز تلویزیون نداشتند و بچهها در خانه همسایه با شیرینکاریهای اکبرآقا شاد بودند و میخندیدند، نه تنها بچهها بلکه پدر و مادرها نیز با فرزندانشان شاد بودند، اکبر عبدی یعنی خنده😁 یعنی شادی😆 یعنی دوستی 😘 خدایی که آفریننده خنده، شادی و دوستی است نمیگذارد همکار و دستیارش بمیرد! اکبر عبدی نفس نمیکشد ولی تا خنده هست تا مردم شاداند و عشق میورزند، زنده است! روانش شاد و یادش جاودانه 🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋
پیام کارشناس پرداخت وامهای صندوق رفاه 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 3040 3170208616 اميرمحمد نظام آبادي با سلام شماره شبای دانشجویان فوق جهت واریز وام دارای مشکل می باشند متن پیامک ارسالی به دانشجو با سلام؛ دانشجوی گرامی پرداخت وام های دانشجویی به دلیل مسدودی، راکدی و غیرفعال بودن حساب یا ثبت شماره شبای نادرست در سامانه صندوق رفاه امکان پذیر نمی باشد. در اسرع وقت ضمن برطرف نمودن مشکل فوق به اداره رفاه دانشگاه محل تحصیل خود مراجعه یا تماس حاصل فرمایید.صندوق رفاه دانشجویان
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 نشانی اداره رفاه در پیامرسان بله: «اداره رفاه دانشگاه شهید باهنر کرمان » 🆔 شناسه: https://ble.ir/edarehrefahkerman نشانی اداره رفاه در پیامرسان ایتا: https://eitaa.com/edarehrefahkerman 👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆😍
👇👇👇 شایسته نگرش آنان که واریزی انجام میدهند ولی در دفترچه قسط نمایش داده نمیشود: نگران نباشید پول اگر در پرونده ننشیند به حسابتان برمیگردد. اگر واریزی در پرونده نگاشته شود و در دفتر تیک نخورد ایراد ندارد برای دیدن واریزی: منوی پرونده/ روی نامتان کلیک کنید/ از کرکره جزئیات گزینه تراکنش را برگزینید واریزیتان دیده میشود. چنانچه تا ۷۲ ساعت، واریزی در تراکنش دیده نشد و پول هم به حسابتان برنگشت، چاپی از تراکنشهای حسابتان از بانک گرفته و برای پیگیری به اداره رفاه، بفرستید. سهشنبه 1405/4/30 👆👆👆👆
تبت یدی ابیلهب و تب «دستِ بِزَن» را باید شکست در زندگی خانوادگی و زناشویی به کسی که همسرش را بزند --از یک کشیده تا شکستن استخوان-- زبانزدی یا اصطلاحا گویند «دست بِزٓن» دارد. بسیاری از مردم باور دارند «دستِ بِزَن» را باید شکست چون اینها مظلومکشاند و این منطق خودشان است و تنها هنگامی که دستشان از کار بیفتد و یا خشک شود، از این رفتار دست برمیدارند. شوربختانه چون فرهنگ و سنت ما مردسالاری است میانجیها به سود او داوری میکنند و «دستِ بِزَن» را میبوسند و زن را ناگزیر به کُرنِش و گردننهادن بیشتر میکنند و پایان 😔😔 نظام جهانی، نظام «زورگویی» و به گفته عربها «سلطه» است، آنکه زورش بیشتر! سخناش درستتر و آنکه تواناتر و داراتر! برحقتر! روسیه «کریمه» را از اوکراین و «اوسِتییای شمالی» را از گرجستان میگیرد، به جای اینکه دستش را بشکنند آنرا به رسمیت میشناسند و او پرروتر میشود و اوکراین را لقمه میگیرد! برای خشنودیاش یکپنجم اکراین را پیشنهاد میدهند خرسندی نمیکند و دو استان دیگر هم میخواهد😭 صهیونیست جهانی، اسرائیل را پایهگذاری میکند، نیمی از فلسطین را به حلقومش میریزند، سیر نمیشود! جولان، کرانه باختری رود اردن، غزه و کشتزارهای شعبا را هم بهش میدهند گرسنهتر شده و تا شهرک یرموک سوریه و رود لیتانی لبنان را هم میخواهد. داستان آمریکا و ایران نیز چنین است، کاش بتوانیم دستش را بشکنیم 🤲 حسین قطبالدینی یکشنبه 1405/4/28
از خون جوانان وطن لاله دمیده🇮🇷🇮🇷 چرا؟؟😞😞 نخستین بار که رو در رو شدیم واپسین باری بود که او را میدیدم، شاید کمی بیش از نیمسال باشد، چهرهاش به نوجوانی نوزده-بیست ساله میخورد نه کارشناسی بیست و پنج شش ساله، رفتار و ادبش مردی مردانه و رشید بود، با لبخند و شادیاش از پایان دوره آموزشی پادگان صفر-پنج به وجد آمدم، مهرش به ژرفای دلم نشست. تربیت و رفتارش نشانه ریشه فرهنگی خانوادگیاش بود و در دم، یاد پدربزرگ، پدر، عموهایش حاج اکبر و حاجمحمد را زنده میکرد و اصالت و ریشهداریاش به اندازهی بود که حتی نامش را نمیدانستم و پسر آقای قاسمیاش مینامیدم. سهشنبه شب با دوستانش به تماشای بازی آرژانتین با انگلیس سرگرم بود و از اینکه تیم دوستداشتنیاش به فینال راه یافته بود شاد بود و میخندید و آماده بود که داور صوت پایان بازی را بزند و او به هوا بپرد و از ته دل داد بزند آرژانتین رفت فینال ولی در همین هنگام دژخیمی که از آنسوی اقیانوس اطلس آمده بود و در بالای شهرهای بمپور و ایرانشهر چرخ میزد پادگان لشگر خراسان را دید و آسایشگاه سربازان را نشانه رفت و دستش را روی شاسی موشک F35 گذاشت و علیرضا و شش تن دیگر را به ملکوت بالا پرواز داد😔😔 چهارشنبه ساعت دو بود که این گزارش تلخ را شنیدم، وای دلم کباب شد، جگرم سوخت، یک شبانهروز دیدهام خشک نشد، حسین قطبالدینی جمعه 1405/4/26
видео или голосовое, без подписи