tgindex
مشارکت اجتماعی (راه اندیشه )

مشارکت اجتماعی (راه اندیشه )

Статистика
@rekuramanперсидский

@Rêk_u_Raman

Последний пост
5 окт. 2025 г.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
71
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
678
20 постов
Вовлечённость
954,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • با سلام خدمت دوستان عزیز لطفا بنر مسابقه هور اسپور رو  همگی ادد استوری کنید دوستان استوری الزامی

  • Channel name was changed to «مشارکت اجتماعی (راه اندیشه )»

  • از فوتبال تا والیبال ، ردپای تعصبات قومی در ورزشگاه‌های ایران وقتی فوتبال بجای اتحاد بذر نفاق می‌کارد فوتبال در ایران، به جای آنکه عرصه ای برای همبستگی و اتحاد باشد، متاسفانه به ابزاری برای تفرقه و نفرت تبدیل شده است. حواشی بازی پرسپولیس و تراکتور سازی، نمونه بارزی از این معضل است. این بازی نه تنها صحنه رقابت ورزشی، بلکه بستری برای بروز و تشدید اختلافات قومیتی بود. درگیری های لفظی و فیزیکی میان هواداران دو تیم، فراتر از کری خوانی های معمول فوتبال پیش رفت و رنگ و بوی نژادپرستی و توهین به اقوام به خود گرفت. شعارها و بنرهایی که در ورزشگاه و فضای مجازی منتشر شد، مملو از نفرت و تحقیر بود و احساسات بسیاری از هموطنان را جریحه دار کرد. این اتفاقات تلخ، بار دیگر زنگ خطر را برای جامعه ایران به صدا درآورد. فوتبال، به عنوان پرطرفدارترین ورزش کشور، ظرفیت بالایی برای ایجاد اتحاد و همدلی را دارد. اما، تبدیل شدن آن به عاملی برای تفرقه و نفاق، نشان از وجود مشکلات عمیق تر در جامعه دارد. رویداد های اخیر در ورزشگاه های ایران ، به ویژه در بازی پرسپولیس و تراکتورسازی ،زنگ خطری جدی را به صدا درآورده است . این رویداد ها نه تنها یک رقابت ورزشی ،بلکه نمایانگر عمق شکافهای اجتماعی و‌قومی در جامعه ایران است . در مورد وضعیت ورزشگاه الغدیر ارومیه و نگرانی‌ها در مورد بروز تعصبات قومی در مسابقات والیبال، به نظر می‌رسد که این موضوع نیز همانند اتفاقات ورزشگاه آزادی ، نیازمند توجه جدی از سوی مسئولان ورزش و همچنین هواداران است. پمتأسفانه، در برخی از مسابقات ورزشی، به ویژه فوتبال و گاهی والیبال، شاهد بروز تعصبات قومی و منطقه‌ای بوده‌ایم. این مسئله می‌تواند منجر به تنش‌ها و درگیری‌هایی شود که نه تنها به ورزش، بلکه به وحدت و همدلی جامعه نیز آسیب می‌زند. ورزشگاه الغدیر ارومیه به عنوان یکی از مهم‌ترین اماکن ورزشی شهر، باید محیطی امن و آرام برای برگزاری مسابقات و حضور تماشاگران باشد. هرگونه بی‌احترامی یا شعارهای نژادپرستانه در این مکان، می‌تواند تأثیرات منفی زیادی داشته باشد. انتظار می‌رود که هر سه نماینده مجلس شورای اسلامی  جناب آقای حاکم ممکان ، جناب آقای ذاکر و سرکار خانم شهین جهانگیری، با حساسیت به این موضوع، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از بروز هرگونه تعصب قومی در مسابقات والیبال به کار گیرند. این مسئله می‌تواند از طریق آموزش، فرهنگ‌سازی و نظارت دقیق بر رفتار تماشاگران قابل پیگیری باشد شکافی که ورزشگاه‌ها را فراگرفته است، ریشه در چه دارد؟ * نقص در آموزش شهروندی: به نظر می‌رسد آموزش شهروندی و احترام به تفاوت‌ها در جامعه ما به اندازه کافی جدی گرفته نشده است. شعارهای نژادپرستانه و تحقیرآمیز نشان می‌دهد که بسیاری از افراد هنوز درک درستی از حقوق دیگران و اهمیت وحدت ملی ندارند. * بهره برداری سیاسی: برخی از گروه‌ها و جریان‌ها از احساسات قومی و منطقه‌ای برای اهداف سیاسی خود سوءاستفاده می‌کنند. این افراد با دامن زدن به اختلافات و تعصبات، به دنبال کسب قدرت و نفوذ هستند. * ضعف در مدیریت بحران: مسئولان ورزشی و امنیتی نتوانسته‌اند به‌طور مؤثر از وقوع حوادثی از این دست جلوگیری کنند و یا به سرعت به آن‌ها واکنش نشان دهند. این امر نشان می‌دهد که سیستم مدیریت بحران در کشور ما با چالش‌های جدی روبرو است. * رسانه‌های اجتماعی و جنگ روایت‌ها: رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی در شکل‌گیری افکار عمومی و دامن زدن به اختلافات دارند. بسیاری از افراد بدون بررسی دقیق اطلاعات، به شایعات و اخبار جعلی اعتقاد پیدا می‌کنند و در نتیجه به تشدید تنش‌ها کمک می‌کنند. پیامدهای این شکاف‌ها چیست؟ * تضعیف انسجام ملی: این رویدادها باعث ایجاد تفرقه و شکاف در میان اقوام و گروه‌های مختلف جامعه شده و انسجام ملی را تضعیف می‌کنند. * کاهش سرمایه اجتماعی: اعتماد اجتماعی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر جامعه‌ای است. این رویدادها باعث کاهش اعتماد مردم به یکدیگر و به نهادهای حکومتی می‌شود. * ایجاد فرصت برای دشمنان: دشمنان ایران همواره در تلاش برای ایجاد تفرقه و آشوب در کشور هستند. این رویدادها بهانه‌ای برای دشمنان فراهم می‌کند تا به دخالت در امور داخلی ایران بپردازند. راهکارهای مقابله با این معضل چیست؟ * تقویت آموزش شهروندی: باید از سنین پایین به کودکان و نوجوانان آموزش داده شود که به حقوق دیگران احترام بگذارند و تفاوت‌ها را بپذیرند. * شفافیت و پاسخگویی مسئولان: مسئولان باید در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند و به طور شفاف به سوالات مردم پاسخ دهند. * کنترل رسانه‌های اجتماعی: باید قوانین و مقرراتی برای کنترل محتوا در رسانه‌های اجتماعی وضع شود تا از انتشار اخبار جعلی و تحریک‌آمیز جلوگیری شود. بهروز رایان https://t.me/rekuraman

  • لینک اختصاصی گروه مشارکت اجتماعی (راه اندیشه ) https://www.clubhouse.com/@rayan888b?utm_medium=ch_profile&utm_campaign=MUV8j1tFyiNKIqwin8EGLQ-1615783&chs=y3eIVr8abl%3ATUb45oXHmIxw_Gg332j-LHsWjNELSfpxxT7FL8PmHKA

  • سلام دوستان لینک برنامه کلاب هاوس گروه رک و رامان

  • «برابری» شرط گذر به «حقوق شهروندی» (در مسیر مطالبه‌گری) گفتار اول ✍️هاشم محمودی جامعه مدنی در هر جامعه‌ای پرچمدار و پیشدار مطالبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. فعالان مدنی بدون مصلحت‌اندیشی و محافظه‌کاری مطالبات و خواسته‌های به حق جامعه متبوعشان را به انحاء مختلف فریاد می‌زنند و همانطوری که از اسم آن پیداست فعّال مدنی با مبارزه مسالمت‌آمیز و در پناه قانون و استفاده از ظرفیت‌های آن، از حقوق جامعه خود دفاع می‌کند و نابسامانی‌ها، ناعدالتی‌ها، تبعیض‌ها، سوءمدیریت‌ها و ناکارآمدی‌ها را به چالش کشیده و مسببان آن را به باد انتقاد می‌گیرد و برای آن چاره‌جویی می‌کند. جریان مطالبه‌گری در یک دهه اخیر در شهر ارومیه پویا و زنده و رو به گسترش بوده و همیشه در بزنگاه‌های حساس با در پیش گرفتن خط و مشی منطقی و معقول دستاوردهای بسیار ارزشمندی کسب کرده است. پرواضح است که جامعه مطالبه‌گر و آگاه به حق و حقوق خویش، جامعه‌ای سرزنده و مترقی است و پیشرفت و توسعه آن در سایه برابری حقوق شهروندی و برخورداری از جایگاهی مساوی اتفاق می‌افتد. جامعه کردهای ارومیه و در نگاهی وسیع‌تر کردهای شمال استان آذربایجان غربی به ویژه در شهرستان‌های سلماس، ماکو و خوی و شهرهای تابعه آنها، از تبعیضی دیرپا و دیرینه به قدمتی نزدیک به نیم قرن رنج برده و تداوم این شرایط بهیچ عنوان قابل پذیرش از سوی جامعه و مناسب و زیبنده یک نظام اسلامی مدعی عدالت و برابری نیست و همه شرایط سیاسی و قانونی در جهت ایفای جایگاهی مطلوب از سوی شهروندان کرد مهیا می‌باشد. (به این مهم در سلسله مقالات «مطالبه‌گری، انتخابات و رسالت جامعه مدنی» پرداخته شده است.) در سایه آگاهی شهروندان و رشد سطح انتظارات مردم، اکنون که این جریان به یک مطالبه عمومی تبدیل شده است، گاهی دیده می‌شود که افراد و یا گروه‌هایی با اهداف سیاسی و یا با نیات و تسویه حساب‌های شخصی به خیال خود تلاش می‌کنند این حرکت را تضعیف و یا حتی‌الامکان وجهه آن را مخدوش نمایند. لازم به ذکر است که به این نکته اساسی اشاره شود که جریان مطالبه‌گری جریانی مقطعی، زودگذر و یا مناسبتی نیست بلکه تعیین راهبردی است که ترسیم شرایط مناسب در آینده منوط به تحقق آنهاست. در واقع تنها در سایه دستیابی به آن مطالبات آینده‌ معنا پیدا می‌کند و امید به فعالیت و تلاش و کوشش شکل می‌گیرد. در برخورد با مسئله و معضل تبعیض و نابرابری، فعالان سیاسی و مدنی به چند دسته تقسیم می‌شوند عده‌ای با گذر بی سر و صدا از کنار موضوع آنرا نادیده گرفته و برای چند صباحی متنعم شدن از پست و مقام و جایگاهی، همسو با وضعیت موجود شده و گاهی جهت خوش‌خدمتی در کمال ناباوری، خود بر تقویت و تداوم این وضعیت مؤثر هستند، دسته‌ای دیگر جز به کسب حداکثری مطالبات راضی نبوده و چون ظرفیت‌های قانونی را برای رسیدن به سطح انتظارات خود کافی نمی‌دانند علی‌رغم نارضایتی از وضع موجود منفعلانه این شرایط را به نظاره می‌نشینند. اما جریان مطالبه‌گری با اجتناب از افراط و تفریط و با در پیش گرفتن مشی میانه‌روی بر آگاه‌سازی جامعه نسبت به حق و حقوق خود، بهره‌مندی از فرصت‌ها و ظرفیت‌ها، باور به چهارچوب‌های قانونی و نگاهی امیدوارانه به آینده تلاش می‌کند در جهت تغییر وضعیت نامطلوب کنونی مؤثر واقع شود.

  • انحصارطلبی در عرصه فعالیت‌های مدنی؛ خطری جدی برای پویایی جامعه برخی بر این باورند که انجام امور خیریه  یا تحمل و  تجربه زندان و یا هزینه‌های اجتماعی و سیاسی  فعالیت‌های مدنی، آنان را به انحصارگران این عرصه بدل کرده است و دیگران حق ورود به این حوزه را ندارند. این تفکر خطرناک نه تنها به شخص خاصی برنمی‌گردد، بلکه نشان از رویکردی نهادینه شده دارد که باید به شدت مورد نقد قرار گیرد. واکنش به این دیدگاه، تنها پاسخ به یک فرد نیست، بلکه پاسخی است به تفکری انحصارطلبانه که صدای منتقدان را خفه می‌کند. جامعه‌ای پویا و زنده، جامعه‌ای است که در آن همه آحاد، حق اظهار نظر آزادانه در تمامی امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داشته باشند. خفه کردن صدای نقد به بهانه نداشتن سابقه فعالیت مدنی، جامعه را به سمت رخوت و سکون می‌برد و هیچ‌کس جرات طرح ایده‌های نو را نخواهد داشت. اینکه برخی بخواهند با تکیه بر تجربه‌های گذشته، حق دیگران را برای ورود به عرصه فعالیت‌های مدنی محدود کنند، نه تنها به نفع خودشان نیست، بلکه به ضرر کل جامعه خواهد بود. چرا که نوآوری و پیشرفت تنها زمانی ممکن است که همه افراد جامعه فرصت مشارکت فعالانه داشته باشند. شهر ارومیه به عنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و اجتماعی کردستان ایران ، همواره شاهد تنوع آرا و دیدگاه‌ها بوده است. وجود جریان‌های مختلف، از جمله پان‌ترکیسم، می‌تواند بر تعاملات اجتماعی و فعالیت‌های مدنی تأثیرگذار باشد. در این میان، فعالین مدنی، ماموستاهای آیینی  و ریش سفیدان  (بخوانید روسای عشایر )به عنوان سه گروه تأثیرگذار، نقش کلیدی در هدایت افکار عمومی و ایجاد وحدت دارند. برای موفقیت در عرصه فعالیت‌های اجتماعی و مقابله با چالش‌هایی مانند پان‌ترکیسم، همکاری و تعامل بین فعالین مدنی، ماموستاها و ریش سفیدان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این همکاری با تاکید بر مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی، می‌تواند هویت کردی را تقویت کرده و در برابر جریان‌های تفرقه‌افکن مقاومت کرد. همکاری این سه گروه می‌تواند مشارکت مردم را در فعالیت‌های اجتماعی افزایش داده و قدرت چانه‌زنی جامعه را بالا ببرد. با ایجاد فضایی برای گفت‌وگو و تبادل نظر، می‌توان  از افراط‌گرایی و خشونت جلوگیری کرده و به دنبال راه حل‌های مسالمت‌آمیز بود. با ارائه روایتی جامع و دقیق از تاریخ و فرهنگ کردستان، می‌توان به مقابله با ادعاهای ناسیونالیستی پان‌ترکیسم پرداخت. با برگزاری نشست‌ها، کارگاه‌ها و همایش‌های مشترک برای تبادل نظر و شناخت بهتر از هم.طراحی و اجرای برنامه‌های مشترک در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی.   بهره‌گیری از رسانه‌های محلی و اجتماعی برای اطلاع‌رسانی و ترویج گفتمان مشترک. تمرکز بر ارزش‌های مشترک مانند برابری، عدالت و آزادی برای تقویت وحدت.   برگزاری دوره‌های آموزشی برای افزایش آگاهی مردم در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی میتوان ادعا کرد که توانسته ایم  دینمان رو به جامعه ادا کنیم. در غیر اینصورت. فعالیت مدنی بصورت جزیره ای هیج کازکردی برای جامعه ما نخواهد داشت بهروز رایان

  • 🔰‍ سوریه رفت به فکر ارومیه باشید ✍ سیداد شیرزاد 🔹 اردوغان در حال فتح خاورمیانه، قفقاز و آفریقاست. خاورمیانه را با ماسک اخوانی درمی‌نوردد. در حالی که تنها خط‌قرمزش بریدن سر هر طرحی است که به کردها ذره‌ای نفع و احیای حقوق پایمال شده را نوید دهد. در قفقاز دل آذری‌های اخیراً ترک شده با هدایت و حمایت اسرائیل بُرده و در آفریقا در نقش یک قدرت نظامی و گاهی مصلح و داور ظاهر شده است. در آسیای میانه نیز در حال پایه‌ریزی ناتوی تورانیستی است. 🔹 همه این طرح‌ها و نقشه‌ها را با آمیختن اهداف و ابزار اقتصادی به صورتی ماهرانه به پیش می‌برد. اقتصاد در برخی موارد، ابزار اغوای جامعه هدف است و در مواردی نیز اهداف اقتصادی جامعه هدف، اغواگر اردوغان برای دست‌اندازی و ترکتازی. برخی موارد هم هردو بُعد قضیه هم‌زمان صدق می‌کند. 🔹 در تنها استان هم‌مرز ترکیه در گوش گربه ایرانی، سالهاست نجواهایی به گوش می‌رسد که بیشتر از این‌که منطبق بر منافع ملی و امنیت کشور باشد گویا خواسته یا ناخواسته به عنوان مکملی درونی برای امیال و اهداف این دشمن دیرین ممکلت است که برخی تازه خطرش را احساس کرده‌اند. 🔹 سال‌های سال است که در ارومیه و سایر شهرهای استان نام‌های ایرانی و کردی زدوده می‌شوند در حالی که در همان زمان، نام‌های ترکی، بیرق‌های ترکیه‌ای و علی‌افی نمادهای مغولی و روحیات قرقیزی و قزاقی در یک اتحاد رسانه‌ای از سوی رسانه‌های محلی داخلی و خارجی بر در و دیوار شهر اَندوده می‌شوند. 🔹 این دوده‌ها و اَندوده‌ها کِی قرار است چشم حاکمیت ملی را به سوزش بیاندازد و کِی قرار است متوجه شویم اسب تروا داخل حریم شده و تیغ‌های افشان سواران‌اش در حال بُریدن گلوی گربه ایرانی‌ست؟ آيا امیال آشکار سلطان در سوریه و بازی باکو و آنکارا در زمین اسرائیل هنوز خواب سنگین ما را آشفته نکرده‌است؟ با بازی اردوغان، عمق راهبردی و سوریه که از کف رفت به فکر عمق کشور در خوی و ارومیه باشیم! #رویدادها_را_به_چالش_بکشید...! 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 📱 @URMIYE24_ir 🖥️ URMIYE24.net

  • سوریه و تصمیم بر سر سه‌راهی سرنوشت تضعیف جبهه مقاومت به واسطه واکنش خارج از تصور اسرائیل به عملیات هفت اکتبر، فرصتی بادآورده را در اختیار ترکیه و گروه‌های مخالف سوری قرار داد. آنچه 13 سال برای ترکیه و مخالفان سوری تبدیل آرزو و محال شده بود و دل‌های اردوغان و مخالفان را پر از کینه و نفرت کرده بود در11 روز به واقعیت تبدیل شد و رژیم بعث سوری اکنون به تاریخ پیوسته است. غولی که از چراغ حماس در هفت اکتبر خارج شد، گویا هنوز قصد ندارد به چراغ برگردد. غولی که آرزوی اردوغان در اقامه‌ نماز در مسجد اموی و تحریرِ شام، توسط تحریرالشام را به واقعیت تبدیل کرد. تقلای حماس اخوانی، تا به اینجای کار به نفع امیال اردوغانی و الجولانی عمل کرده، همان‌ها که هم‌مسلک حماس‌اند. جالب آنکه حماس، سقوط اسد را تبریک گفته و نتانیاهو آن را نتیجه اقدامات خود توصیف کرده‌است! اینکه سرنوشت سوریه به کدام مسیر خواهد رفت به عوامل بسیاری بستگی دارد اما در حالت کلی، سه احتمال پیش روی سوری‌ها خواهد بود. 1_ اگر سوری‌ها از مذهبی‌های اخوانی و علوی و دروزی گرفته تا کردها و عربها و دیگران، بتوانند بر یک قانون اساسی دموکراتیک که به ایجاد یک ساختار انسانی و متکثر منجر شود توافق کنند، ممکن است از دل سال‌ها جنگ و کشتار، کِشتیِ تمایل کشور و جامعه را از ساحل جنوبی مدیترانه به رویکرد سواحل شمالی آن متمایل کنند و با اُفت و خیزی نسبی، مسیری جدید را پایه‌گذاری کنند. این فرض خوشبینانه‌ترین حالت است که نه گذشته تاریخی و نه نیروهای صاحب نفوذ و مؤثر فعلی، بغیر کردها و نه بافتار جامعه سوری و بستر منتهی به این تغییر، نشان و نشانه‌ای از آن ندارد. در این راهکار، قطب‌نمای سنجشِ نگرش، منش و روش حکومت آتی، نگاهی است که حاکمان جایگزین اسد به حقوق کردها، علوی‌ها، دروزی‌ها و ‌شیعیان در ساختار جدید خواهند داشت. چه دموکراسی واقعی باید به تضمین حقوق اقلیت بیانجامد نه اینکه سازوکاری برای تثبیت سلطه اکثریت یا ابزاری برای تحکیم و استمرار قدرت در دایره محدود نخبگان باشد. 2_ حالت دوم این است که قطب‌نمای مذکور در بند یک به جای تقسیم قدرت و اعتراف به تکثر، اقتدار و تجمیع قدرت را نشان دهد و ساختار جدید در برابر حقوق کردها و شیعیان و... از خود سرسختی نشان دهد. در این صورت، نتیجه حاصل از سقوط اسد ممکن است برای مردم سوریه، یک زنگ تفریح چند ماهه یا حتی شاید یکی دو ساله باشد که بعد از جشن و پایکوبی، دوره جدید با اقتدار جولانی یا هر شخص دیگری شروع شده و صرفاً یک تعویض نخبگانی در رأس حکومت صورت بگیرد. بنابراین جامعه سوریه با اکثریت سنی اگر خواهان تضمین حقوق خود و عبور از رژیمی اقتدارگراست راهی جز اعتراف، دفاع و تضمین حقوق کردها، شیعیان و دروزی‌ها و در یک کلمه اعتراف به تکثر ندارد. جامعه سوری باید بداند اگر با هر توجیه و بهانه‌ای، حقوق اقلیت‌ها در ساختار آتی نادیده گرفته شود آنها نیز دیر یا زود طعم سرکوب و اقتدار جدید را خواهند چشید. چراکه در حکومت‌های اقتدارگرا و دیکتاتوری‌ها، همه جامعه به بهانه مبارزه با اقلیتِ دیگری‌شده، میلیتاریزه و امنیتی شده و قربانی حمایت خود از تثبیت اقتدار حاکمان و قربانی کردن اقلیت می‌شود. البته این احتمال، مبتنی بر این فرض است که حکومت جدید امکانِ تحمیلِ اراده خود بر همه گروه‌های سیاسی، مذهبی و ملی را داشته باشد. 3 _ احتمال دیگر در صورتی رخ خواهد داد که فرض مورد نظر بند دو، برای حاکمان جدید ممکن نباشد. در واقع اگر حاکمان جدید نه امکان ترسیم یک حکومت متکثر و دموکراتیک را از خود نشان دهند و نه توانایی تحمیل اقتدار خود بر همه بازیگران را داشته باشند وقوع نزاع و جنگ داخلی امری بدیهی به نظر می‌رسد. سرنوشت جنگ داخلی نیز علاوه بر توان و امکانات بازیگران داخلی، به دخالت‌ها و حمایت‌های بازیگران منطقه‌ای و جهانی بستگی دارد. اگر حاکمان جدید استعداد و شعور تأسیس حکومتی متکثر را نداشته باشند (البته در همه احتمالات، علاوه بر نقش بازیگران داخلی، تمایلات متفاوت و غیرقابل جمع بازیگران خارجی، تأثیر غیرقابل انکاری خواهد داشت) و همچنين اگر توان و فرصت تثبیت یک حکومت اقتدارگرای متمرکز را نیابند، جنگ داخلی غیرقابل اجتناب خواهد بود و بسته به شرایط متعاقب آن، ممکن است سوریه به سه یا چهار قسمت تقسیم شده و هر گوشه از کشور در اختیار بازیگری قرار بگیرد. برای ترکیه یک حکومتِ اقتدارگرای وابسته به آن مطلوب‌تر و برای ایران با شرایط فعلی، تقسیم سوریه به سه حوزه نفوذ کردها در شمال و شمال شرق، علوی‌ها در سواحل مدیترانه و مناطق مرکزی سنی‌نشین با امکان نفوذ در مناطق کردی و علوی مطلوب و برای اسرائیل یک سوریه ضعیف و بی‌خطر خوشایند خواهد بود. #سیداد_شیرزاد

  • https://t.me/rekuraman

  • 🔺عروس هزار داماد خاورمیانه! تصویر احتمالا فوتوشاپی منسوب به عروسی یک زوج لبنانی با پس زمینەی موشک های ایران؛ عروسی در شبی پر از موشک و در شهری که زمانی عروس خاورمیانه نام داشت، استعارەای از وضعیت منطقه است: ایران که دیشب آسمان منطقه را نورافشانی کرد، آخرین داماد آن است! خاورمیانه قرن 19 را با ناپلئون و پیام های مترقی انقلاب فرانسه آغاز کرد. شکوفایی لیبرالیسم در حوزەهای فرهنگی  قاهره و بیروت در ابتدای سدەی بیست برگردانی از تاثیرات این انقلاب بود. در طول قرن بیست، به ترتیب دلباختەی ناسیونالیسم، مارکسبسم و اسلام گرایی شد. شورانگیزترین سال هایش را در عصر جمال عبدالناصر گذراند که تسلطی مسحور کننده بر تخیل مردم عرب داشت. صدام، قذافی، اسد پدر و بومدین، مردانی از جنس ناصر بودند، با قابلیت اسطوره سازی از سیاست و پوشاندن دستکم موقت واقعیت های ناخوشایند زندگی. نصر الله در مقام یکی از تاثیر گذارترین چهره های  خاورمیانه، بدیل مذهبی این نسل بود. سخنوری فرهمند با قابلیتی بی همتا برای اسطوره سازی از سیاست. مردی که مرگش نه پایان او بلکه پایان یک عصر بود؛ عصر نصرالله، درست مانند عصر ناصر! #صلاح_الدین_خدیو @Rêk u Raman https://t.me/rekuraman

  • صبر استراتژیک به مثابه محصول، روند، مقطع و مقدمه یک هفته قبل از سالگرد هفت اکتبر و حمله حماس به عمق خاک اسرائیل، رهبر حزب‌الله لبنان در جنوب بیروت مورد حمله ارتش اسرائیل قرار گرفت و مهم‌ترین رهبر مهم‌ترین گروه محور مقاومت به رهبری ایران بعد از حذف دیگر رهبران و فرماندهان رده بالای آن، ترور شد. اهمیت این ترور به اندازه‌ای است که اسرائیل نام عملیات آن را خاورمیانه نوین گذاشته است. مهم‌ترین و مورد انتظارترین واکنش نیز مربوط به ایران است. در شرایطی که همه نگاه‌ها به ایران دوخته شده، بیانیه‌ها و واکنش‌ها، با قسمی تغییر در ادبیات و لحن مقامات ایران منتشر شدند. ولع اسرائیل در استفاده از آتش، نشانگر تقلای شدید این کشور برای کشیدن پای ایران به جنگ است. جنگی که بغیر از اسرائیل، مطلوب پوتین، اردوغان، علیف و حتی شاید بن‌‌زاید و بن‌سلمان نیز باشد. اما چرا ایران که ساعت معکوس نابودی اسرائیل را در میدان فلسطین تهران نصب کرده و برای نابودی آن همیشه ناشکیبایی می‌کرد، چنین صبوری پیشه کرده و حرفی از انتقام از ارکان اصلی شنیده نمی‌شود؟ گویی این‌بار صبر استراتژیک به بهترین شیوه در مواضع سران کشور متبلور شده است. سؤالاتی که امکان طرح آن‌ها وجود دارد این است که این صبر استراتژیک محصول چه چیزی‌ست؟ چه روندی منجر به ظهور و بروز صبر استراتژیک شده است؟ آیا این صبر مقطعی بوده یا در این مقطع خاص معنای ویژه‌ای دارد؟ همچنین می‌توان پرسید این صبر مقدمه چه چیزی می‌تواند باشد؟ در پاسخ به پرسش اول باید گفت صبر استراتژیک به مثابه محصول، اثر شرایط ناشی از جهش تکنولوژی‌های امنیتی، نظامی و اطلاعاتی در سال‌های اخیر است که اسرائیل با حمایت‌های بی‌دریغ و سخاوتمندانه غرب به سرکردگی آمریکا با دارا بودن بسترهای علمی و زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی، نهایت استفاده را از آن برده و ایرانِ تحریم‌شده با نهایت دقت و قساوت غرب، به سرکردگی آمریکا، کم‌ترین بهره را از این تکنولوژی‌های جدید برده، تا در نهایت فاصله‌ای چنان چشمگیر در بین دو کشور ایجاد شود که عملاً نمی‌توان گفت که این دو در یک دوره واحد از نظر نظامی و امنیتی به سر می‌برند. از این منظر، ورود به جنگی تمام عیار بین ایران و اسرائیل ممکن است جنگ ایران صفوی و عثمانی را تداعی کند که به علت برتری تکنولوژیک حریف، قسمت‌هایی از ایران برای همیشه از کشور جدا شدند. صبر استراتژیک به مثابه روند را در عینی‌ترین نمود آن، می‌توان روندی پنداشت که از فردای هفت اکتبر، هر روز بیشتر متبلور شده و به عنوان یک سیاستِ محوری، تَشَخُّص یافت. تنها استثنای آن را شاید بتوان حمله پایان فروردین‌ماه امسال قلمداد کرد اما به علت این‌که این پاسخ، توان ایجاد بازدارندگی از دست رفته را نداشت می‌توان اتخاذ تصمیم برای چنان سطحی از واکنش را نیز نتیجه اتخاذ رویکرد صبر استراتژیک انگاشت. صبر، اصولا بر پیش‌فرض‌هایی استوار است که این مسئله در خصوص صبرِ استراتژیکِ مدنظر این یادداشت نیز به طریق اولی صدق می‌کند. در واقع صبر بر این تصور، انتظار و امید استوار است که در شرایط موجود، صبر و طمأنینه، آثار و نتایجی بهتر از استفاده از سایر ابزارها و امکان‌ها در پی خواهد داشت. به بیان دیگر وقتی ابزارهای موجود، کارآیی و اثربخشی لازم را ندارند و رقیب هم به آب و آتش می‌زند تا از این برتری ابزارها و امکاناتِ خود، بهترین بهره را ببرد لذا با آتش، بازی می‌کند تا آتش‌افروزی کند، پاسخ به آتشِ دشمن، آتش در خرمنِ خودی خواهد بود. به ویژه وقتی اسرائیل چنین تصور می‌کند که پیش از انتخابات آمریکا باید آتشِ مطلوب را بیافروزد وگرنه شاید چنین فرصتی برای بهرمندی از این برتری به سختی تکرار شود. بر این بنیاد، می‌توان گفت صبر، ذاتاً مقطعی بوده و ناظر بر شرایطی خاص و با نگاهی به آینده است که دارای کارکرد و معنا می‌شود وگرنه صبری که مقطعی نباشد نه تنها استراتژیک نیست بلکه تن دادن به شکست و پذیرش مهتری خصم خواهد بود. صبر استراتژیک به مثابه یک مقطع (و به صورت مقطعی) باید معطوف به فرصت‌هایی معنادار و واقعی جهت اتمام مقطع، امکان خروج از بن‌بست و پایان یافتن (یا دادن به) شرایط منجر به صبر استراتژیک باشد. با مشاهده تقلای نتانیاهو برای جنگ، انتخاب پزشکیان به عنوان رئيس‌جمهور و امتناع ایران از ورود به رویارویی، مشخص می‌شود که دو طرف، انتخابات آمریکا را نقطه عطفِ تغییر این شرایط می‌بینند. نهايتاً، صبر استراتژیک به مثابه مقدمه را می‌توان در پیوند با انتخابات آمریکا، چنین تحلیل کرد که اگر ایران تا آن مقطع از ورود به جنگ و بازی نتانياهو بپرهیزد، می‌تواند امیدوار باشد که با انتخاب کامالا هریس به عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده، زمینه توافقی جدید را برای خود فراهم کند تا با کم کردن از بار تحریم‌ها و ترسیم فرصت‌های جدید، صبر استراتژیک را خاتمه و نتایج آن را برداشت کند. #سیداد_شیرزاد @sidadshirzad

  • علی اوسط هاشمی با این رزومه کاری، آیا به معاونت وزارت کشور می‌رود یا استانداری آذربایجان‌غربی؟ 🔹به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت کشور؛ علی اوسط هاشمی مسئولیت‌های زیر را در دوران خدمت خود عهده‌دار بوده است:   استاندار سیستان و بلوچستان، رییس سازمان فنی و حرفه‌ای کشور و معاون وزیر کار، مدیرعامل سازمان تعاون‌ روستایی کشور و معاون وزیر جهاد و کشاورزی، معاون سیاسی و امنیتی استانداری تهران، معاون استاندار و فرماندار تهران، معاون سیاسی و امنیتی استانداری قزوین، معاون سیاسی و امنیتی استانداری کردستان، فرماندار شهرستان گیلانغرب، مدیرکل سیاسی و انتظامی استانداری کرمانشاه، مدیرکل سیاسی و انتظامی استانداری چهارمحال و بختیاری ، بخشدار مرکزی شهرستان کنگاور، مدیرکل ثبت احوال استان کردستان، مدیرکل ثبت احوال استان یزد ، رئیس جهاد سازندگی شهرستان سنقر در کارنامه اجرایی وی می باشد. 🔹رئیس شورای هماهنگی مبارزه با قاچاق مواد مخدر استانهای تهران، قزوین و کردستان، رئیس شورای هماهنگی مبارزه با قاچاق کالا و ارز استان های تهران، کردستان و قزوین، رئیس کاگروه ها و کمیسیونهای مختلف (بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، گردشگری، فرهنگ و هنر، تربیت بدنی، کارگری و امنیتی و انتظامی) در استان های تهران، قزوین، کردستان، چهارمحال و بختیاری و کرمانشاه از دیگر سوابق اجرایی استاندار جدید سیستان و بلوچستان می باشد. 🔹علی اوسط هاشمی، رئیس ستاد انتخابات استان های تهران، قزوین و کردستان، رئیس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات کارکنان استانداری های تهران، قزوین، کردستان، چهارمحال و بختیاری، کسب رتبه اول شورای آموزش و پرورش استان تهران و کسب رتبه اول مبارزه با مواد مخدر در استان های کردستان و تهران، تهیه طرح ساماندهی و تجمعی مناطق روستایی و مرزی کشور، تهیه طرح شناسایی و کشف اسلحه و مهمات در استان های کرمانشاه، کردستان و چهارمحال و بختیاری و مدیر عامل مجمع فرهنگی و هنری ارم بنیاد مستضعفان از دیگر سوابق اجرایی وی بوده است. @foouri

  • 🔺صدای پای "جوجه فاشیسم " امت گرا ✔️ روزی که علی انتظاری جامعه شناس اصولگرا از تعبیر نفله شدن "دختر کرد سنی" برای یادآوری رخداد مهسا امینی استفاده کرد، پزشکیان یک "مرد کرد سنی" را به معاونت خود منصوب نمود. بازنمایی رسانەای این دو رخداد به دلیل برجستگی  شناسەهای هویتی اقلیت مآب آنها، وجە مشترک این دو مسالەی اساسا متضاد است. توسعەی سیاسی زمانی به سامان می رسد که هر ایرانی به صرف شایستگی و با صرف نظر از زبان و مذهبش،  فرصت عرض اندام در جامعەی ملی را دارا و کسی ابتدا به ساکن مشخصات سجلی اش را بازگو نکند. ✔️"نفله شدن دختر کرد سنی" تعبیری فاشیستی است؛ از نوع همان نژادپرستی و فاشیسمی که در غرب هست و بوی گند آن مانند اروپای دهەی سی بە مشام می رسد. شاید تنها تفاوت از نوع فرق یک نوجوان با فردی بالغ است. فاشیسم امت گرا، بیش فعال و احساساتی است و به اندازەی کافی از درایت و قابلیت کنترل خود برخوردار نیست. ماجراجو و ساده لوح و در خواسته های خود مطلق گراست. در حالی که فاشیسم بالغ و پختەی غربی، منهای موجوداتی مانند ترامپ و برلوسکونی، خوددار و دوراندیش است و بیشتر با "زبان نزاکت سیاسی " آشناست! #صلاح_الدین_خدیو @sharname1

  • ‍ 🔺آموزش و پرورش پولداران❗️ ✍شفیع بهرامیان – روزنامه‌نگار ▫️نتایج کنکور سراسری ۱۴۰۳ سه روز پیش درحالی منتشر شد که تحلیل نتایج آن حاوی موارد بسیار نگران‌کننده‌ای برای آینده کشور است! از میان ۳۰ نفر رتبه‌های برتر گروه‌های مختلف آموزشی تنها ۲ نفر (فقط ۷ درصد) به مدارس دولتی تعلق دارند و ۲۸ نفر دیگر (۹۳ درصد)، در مدارس غیردولتی و غیرانتفاعی و سمپاد و به عبارتی پولی تحصیل‌کرده‌اند. علاوه براین تهران به‌تنهایی حدود ۱۱ نفر از حائزان رتبه‌های برتر را به خود اختصاص داده است. براین اساس ایده آل‌هایی چون عدالت آموزشی و آموزش‌وپرورش رایگان برای تمامی اقشار مردم فقیر و غنی و مرکز و پیرامون عملاً شکست‌خورده و نظام آموزشی ما کاملاً طبقاتی شده است. ▫️طبقاتی شدن آموزش‌وپرورش و مدارس، یکی از چالش‌های جدی است که تبعات منفی گسترده‌ای به دنبال دارد. این پدیده که به معنای تقسیم‌بندی مدارس براساس سطح اقتصادی و اجتماعی دانش‌آموزان است، به نابرابری‌های آموزشی دامن می‌زند و فرصت‌های یادگیری را برای بسیاری محدود می‌کند. برخی از خسارات اصلی این پدیده  عبارتند از: ۱- کاهش فرصت‌های برابر آموزشی: مدارس با دانش‌آموزان برخوردار از وضعیت اقتصادی بهتر، معمولاً به منابع آموزشی بهتر، امکانات مدرن‌تر و نیروی انسانی متخصص‌تری دسترسی دارند. این امر منجر به تفاوت قابل‌توجه در کیفیت آموزش و درنتیجه، دستیابی به نتایج یادگیری متفاوت می‌شود. مدارس دولتی و همچنین مناطق محروم اغلب با کمبود امکانات و تجهیزات آموزشی مواجه هستند که بر انگیزش دانش‌آموزان و کیفیت یادگیری آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد همچنین مدارس خصوصی و مدارس مناطق برخوردار، اغلب برنامه‌های آموزشی متنوع‌تری را ارائه می‌دهند که به دانش‌آموزان امکان می‌دهد استعدادها و علایق خود را بهتر شکوفا کنند. ۲- تشدید نابرابری‌های اجتماعی: طبقاتی شدن آموزش‌وپرورش باعث می‌شود که فرزندان خانواده‌های کم‌درآمد به همان طبقه اجتماعی تعلق بگیرند و فرصت‌های صعود اجتماعی آن‌ها محدود شود همچنین افرادی که در مدارس باکیفیت پایین تحصیل می‌کنند، شانس کمتری برای ورود به دانشگاه‌های معتبر و مشاغل پردرآمد دارند. تفاوت در سطح تحصیلات و مهارت‌های شغلی، شکاف بین طبقات اجتماعی را عمیق‌تر می‌کند و به افزایش تنش‌های اجتماعی و حتی سیاسی می‌انجامد. ۳- کاهش کیفیت کلی نظام آموزشی: معلمان در مدارس دولتی و یا مناطق محروم ممکن است با چالش‌های بیشتری مواجه شوند و انگیزه کمتری برای تدریس داشته باشند. علاوه براین تمرکز بر مدارس خصوصی و مدارس مناطق برخوردار، می‌تواند منجر به کاهش رقابت سالم بین مدارس شود و کیفیت کلی نظام آموزشی را تحت تأثیر قرار دهد. اگر بخش بزرگی از دانش‌آموزان به دلیل عدم دسترسی به آموزش باکیفیت، نتوانند پتانسیل خود را شکوفا کنند، این امر به تضعیف وحشتناک سرمایه انسانی کشور منجر می‌شود. ۴- تبعات روانی و اجتماعی برای دانش‌آموزان: دانش‌آموزانی که در مدارس باکیفیت پایین تحصیل می‌کنند، ممکن است احساس کنند که ارزش و توانایی کمتری نسبت به همسالان خود دارند و دچار فقر عزت نفس شوند چه اینکه رقابت شدید در مدارس خصوصی و مدارس مناطق برخوردار، می‌تواند فشار روانی زیادی را بر دانش‌آموزان وارد کند. حتی ممکن است دانش‌آموزان به دلیل تفاوت‌های اقتصادی و اجتماعی خود، مورد تمسخر و آزار و اذیت همسالان قرار گیرند. ▫️برای مقابله با افزایش شکاف طبقاتی در آموزش‌وپرورش، می‌توان اقدامات زیر را در نظر گرفت: افزایش بودجه برای مدارس دولتی و مدارس مناطق محروم، تأمین تجهیزات آموزشی مناسب و جذب معلمان باکیفیت، تقویت مدارس دولتی و ارتقای کیفیت آموزش در این مدارس، ایجاد آگاهی عمومی در مورد اهمیت عدالت آموزشی و لزوم ایجاد فرصت‌های برابر برای همه دانش‌آموزان و اصلاح سیاست‌های آموزشی به‌گونه‌ای که به کاهش نابرابری‌ها و افزایش کیفیت آموزش کمک کند. ▫️درنهایت باید گفت مقابله با طبقاتی شدن آموزش‌وپرورش نیازمند یک رویکرد جامع و مشارکت همه ذی‌نفعان ازجمله دولت، جامعه مدنی و خانواده‌ها است و اگر به‌زودی چاره‌ای برای آن اندیشیده نشود نتایج وخیمی در آینده نه‌چندان دور برجای خواهد گذاشت و صرفاً اقلیتی پولدار می‌توانند از مسیر آن به کلیه مناصب مدیریتی و کاری جامعه دست یابند. @avinpress

  • 🔺مردم یا دولت؛ حسین‌زاده در برزخ تصمیمی دشوار! ✍شفیع بهرامیان – روزنامه نگار ▫️بالاخره پس از کش‌وقوس‌های فراوان مهم‌ترین نقدی که غالب فعالان سیاسی به ترکیب کابینه مشهور به "وفاق ملی" مسعود پزشکیان وارد می‌کردند با انتصاب یک کُرد اهل سنت پاسخ‌داده‌شده. عبدالکریم حسین‌زاده که اصالتاً از کُردهای شهرستان نقده و طبیعتاً «اهل سنت» است با داشتن سابقه ۳ دوره نمایندگی مجلس از حوزه نقده و اشنویه در فراکسیون‌های امید و حقوق شهروندی مجلس و کمیسیون عمران در کنار حوزه تخصصی خویش که فعالیت در کسوت مدیرعاملی و رئیس هیات مدیره شرکت مهندسی حوزه راه و ساختمان است، فعالیت داشته است. او مترجم دو کتاب در حوزه مدیریت تنوع فرهنگی است و مقالات مطبوعاتی زیادی نیز در در حوزه سیاسی کشور نوشته است. ▫️حسین زاده در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری در کنار قسیم عثمانی از اعضای فراکسیون اهل سنت و عضو مجمع نمایندگان آذربایجان‌غربی در مجلس، از حامیان اصلی پزشکیان بوده و در سفر تبلیغاتی وی به سنندج و ارومیه نیز در کنار وی ایستاد و بعنوان یکی از بسترسازان سوق یافتن آرای اهل سنت کشور به صندوق کاندیدای پیروز به‌شمار می‌آید. پس از پیروزی پزشکیان گرچه قرار بود سید عماد حسینی و حسین زاده به ترتیب به‌عنوان وزیر نفت و وزیر راه و شهرسازی معرفی شوند اما به دلایلی این اتفاق نیافتاد و سرانجام رئیس‌جمهور در حکمی عبدالکریم حسین زاده نماینده حال حاضر مردم شهرستان‌های نقده و اشنویه را به سمت «معاون رئیس‌جمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور» منصوب کرد امری که گرچه برای اولین بار در ۴۵ سال اخیر تابوی عدم استفاده از هم‌وطنان اهل سنت در مدارج ارشد کشور را شکسته و به‌منزله وفای به عهد مسعود پزشکیان در استفاده از ظرفیت‌های موجود اهل سنت و اقوام مختلف کشور در دولت تلقی شد اما در سوی دیگر این ماجرا تردیدها و سؤالات جدی در میان مردمی که خاستگاه سیاسی و اجتماعی موجود حسین زاده مدیون اعتماد و رای آن‌ها در سه دوره انتخابات است، ایجاد کرد. ▫️در واقع از دیشب که خبر این انتصاب "ملی" منتشر شد واکنش‌های "محلی" فراوانی از شهروندان شهرستان‌های اشنویه و نقده و حتی فعالان سیاسی و رسانه‌ای منطقه مشاهده شد؛ برخی که توسعه محلی برایشان مهم‌تر از مسائل ملی است این انتصاب را بازی دو سر برد بازندگان آخرین انتخابات مجلس در این استان دانسته و قبول چنین مسئولیتی توسط حسین زاده را عهدشکنی به مردمی می‌دانند که با امید و آرزوهای بسیار وی را روانه مجلس کرده تا سروسامانی به وضعیت نابسامان و محروم این دو شهرستان دهد. استدلال آنان این است که اگر این پست سهم اهل سنت است رئیس‌جمهور چرا از گزینه‌های خارج از مجلس چون جلال محمودزاده، سلیمان پاک‌سرشت، جلال جلالی زاده، معین‌الدین سعیدی، جلیل رحیمی و... استفاده نکرده و اگر به خاطر توانمندی‌های شخصی حسین زاده است چرا این انتصاب به‌عنوان سهم اهل سنت در کابینه مطرح‌شده است؟ ▫️اینکه این پست «تازه ارتقا یافته» در ریاست جمهوری چه میزان با اختیارات یک نماینده مجلس با برند و سطح عبدالکریم حسین زاده همتراز است و در کابینه آیا چنین معاونتی اصلا حضور دارد و اگر دارد حالتی ناظر و مشورتی و یا اجرایی و دارای حق رأی و ارائه لایحه و ردیف و بودجه ملی است را باید از مهندس حسین زاده پرسید چه اینکه درنهایت او باید تصمیم خطیر و نهایی خویش را بگیرد؛ ماندن در مجلس و وفای به قول و تعهدی که با ۳۶ هزار رأی‌دهنده اشنویه و نقده‌ای داشته و یا رفتن به نهاد ریاست جمهوری و تبدیل به کارگزاری در سطح ملی به‌عنوان یک کُرد اهل سنت تابوشکن و لبیک به ندای رفیق دیرینه‌اش مسعود پزشکیان به‌زعم گرفتاری‌ها و دلسردی‌های حاصل از رفتن او در حوزه نقده و اشنویه و مجمع نمایندگان آذربایجان‌غربی! ▫️باید منتظر ماند و دید این کنشگر زیرک سیاسی در کدام طرف خواهد ایستاد؛ مردم حوزه انتخابیه در برشی محلی و تدام خدمت نمایندگی یا قبول پیشنهاد دولت و تبدیل شدن به کارگزاری سیاسی در سطح ملی؟ 🔺البته نگارنده (من بهرامیان) خود نگران انتخابات میان‌دوره‌ای این حوزه نیست و با درایت و همدلی و شعور بالای سیاسی که در میان مردم نقده و اشنویه سراغ دارد براین باور است که این مردم فهیم، در یک انتخابات سالم و رقابتی، حسین زاده‌های دیگری را روانه مجلس خواهند کرد. @avinpress

  • 🔺لحظەی نفسگیر خاورمیانه! 1⃣ظاهرا تاریخ بحران خاورمیانە به طرزی غریب در حال تکرار شدن است. در میانەی اخبار ضد و نقیض امروز که حاکی از آغاز حملەی حزب الله در انتقام خون فرماندەی ارشد خود است، اخبار دقیق تر بیانگر پیشدستی اسرائیل است. تل آویو پس از کسب هشدارهای اطلاعاتی مبنی بر حملەی قریب الوقوع حزب الله، پیشاپیش با صد فروند جنگنده، سکوهای پرتاب موشک و پایگاه های این گروه را در جنوب لبنان بمباران کرده است. 2⃣با این وصف حملەی بامداد امروز یادآور جنگ شش روزەی اعراب و اسرائیل است. در آن زمان جهانیان پس از نطق های آتشین جمال عبدالناصر رهبر وقت مصر و تهدید وی به ریختن یهودیان به داخل دریای مدیترانه و اقدام او به اخراج ناظران ملل متحد از تنگه های تیران، در انتظار حملەای بزرگ به اسرائیل بودند. حتی فضا به گونه ای شده بود که در جوامع غربی سخن از نابودی دولت یهود می رفت و یهودیان دیاسپورا و لابی های طرفدار اسرائیل سخت به تکاپو افتاده بودد. در این وانفسا، اسرائیل پیشدستی کرد و با نابودی نیروی هوایی مصر و سوریه و اردن بر روی زمین، ابتکار عمل را به دست گرفت و در عرض شش روز مساحت خود را سه برابر و شکستی خرد کننده به دولت های عرب تحمیل نمود. 3⃣ طرفه این جاست که حماس در اکتبر گذشته با غافل گیر کردن کامل اسرائیل، جنگ اکتبر 1973 را به نحوی تکرار کرد. جنگ اکتبر یا رمضان که انتقام جنگ شش روزه محسوب می شد، در سه روز اول با پیروزی غیر مترقبەی مصر و سوریه همراه بود. اما در روزهای بعد با حمایت تمام قد آمریکا و برخی اشتباهات جنگی اعراب، ورق برگشت و با پیش روی متقابل اسرائیل، شهرهای دمشق و قاهره در خطر اشغال قرار گرفتند. 4⃣ اکنون که تاریخ خاورمیانه با دور تند و به صورت معکوس در حال تکرار شدن است، آیا باید منتظر تکرار دراماتیک جنگ 1948 هم بود؟ جنگی چند ماهه کە عرب ها آن را روز نکبت و یهودیان نیرد استقلال می خوانند. در این مقطع ارتش های مصر، سوریه، اردن و عراق پس از اعلام موجودیت اسرائیل بر اساس قطعنامەی سازمان ملل دربارەی تقسیم فلسطین به دو دولت یهودی و فلسطینی متفقا به آن هجوم بردند. عرب ها سرانجام پس از جنگی چند ماهه ناکام ماندند  و در مجموع اسرائیل زمین های بیش تری از آنچه مقرر بود، به دست آورد. تکرار این جنگ و بازگشت خاورمیانه به لحظەی آغاز بحران به رفتار ایران بستگی دارد. ظاهرا ایران هم که احتمال می رفت با همراهی حزب الله در ساعات یا روزهای آتی به انتقام از اسرائیل بپردازد، از حملات امروز غافلگیر شده است. اکنون باید منتظر ماند و مخصوصا به ارزیابی واکنش حزب الله پرداخت. این که توانایی های هجومی آن بر اثر حمله ی امروز واقعا آسیب دیده است؟ همچنین به لحاظ سیاسی آیا تصمیم گرفته با اسرائیل وارد جنگی تمام عیار شبیه ژوئیەی 2006 شود؟ قرائن و شواهد نشان می دهد دستکم یک طرف ماجرا یعنی اسرائیل به دلایل مشخص نظامی و سیاسی که بخشی از آنها به سیاست داخلی مربوط است، تضمیم نهایی خود را اتخاذ کرده است! البته احتمالا حملەی امروز به جنگی یک روزه تبدیل و فعلا در این نقطه متوقف خواهد شد. #صلاح_الدین_خدیو @sharname1

  • خواص کوردی، انتخابات و تکرار اشتباهات تاریخی: ✍️ ساسان جهانگیری نیکولو ماکیاولی در اثر جاودانه خود، کتاب شهریار می‌گوید: و کدام شهریار است که عذری پسندیده برای عهدشکنی خویش نداشته باشد! عدم برخورداری از برنامه‌ای مبسوط و هدفمند در سایه نبود گفتمانی منسجم، وجه اشتراک تمامی کاندیداهای انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری بود. که تا حدودی ذیل کاستی‌هایی همچون فقدان تحزب و البته شرایط خاص و فورس‌ماژوری پیش آمده توجیه‌پذیر است. با نشستن همای دولت‌داری بر شانه پزشکیان، وی برای جبران آن نقیصه، دست استمداد به سوی صاحب‌نظران و تئوریسین‌ها دراز کرد و در این بین ظریف نه تنها بالانشین محفل سیاسیِ انتخاب اعضای کابینه، تحت عنوان "شورای راهبری"، بلکه پیر گعده‌های برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری دولت جدید نیز گردید. در حیطه تئوری‌پردازی، خروجی فعالیت‌های شورای راهبری برای عرصه سیاست داخلی، تز "دولت وفاق ملی" (دارای سویه‌هایی از تفکرات تئوریسین‌های اصلاح‌طلبی) بود که علیرغم وجود مخالفت‌های تند، خاصه در بین افراطی‌ترین طیف‌های اصولگرای غیرباورمند به وجود شکاف‌ها و گسل‌های موجود در سطح جامعه (و معتقد به آنتی‌تز جامعه یکدست! و بی نیاز از وفاق)، اما به نقطه کانونی گفتمان جدید تبدیل گردید به گونه‌ای که می‌توان برگرفته از آن، گفتمان نوبنیاد را گفتمان "وفاق ملی" نام نهاد. علیرغم دلنشینی ظاهری این عبارت ترکیبی، اما سرشار از ابهام و ایهام نیز بود. فریبایی عبارت "وفاق ملی" به عنوان بارزترین گزاره گفتمانی، تا بدانجا بود که در ابتدا هرکس از ظن خود در جستجوی اسرارش، متناسب با دلخواسته‌هایش به قرائت و ارائه خوانش خود از آن می‌پرداخت. در این بین اما بخشی از نخبگان کورد که از اصلی‌ترین حامیان رییس‌جمهور در زمان انتخابات بوده و در جهت‌گیری "اکثریتِ اقلیت" شرکت‌کنندگان جامعه کوردی به نفع پزشکیان، که خود نقش زیادی در موفقیت وی داشت بسیار موثر عمل کرده بودند، ترجمانی قومیتی از مفهوم وفاق ارائه کرده و به ویژه جامعه کوردی و اهل سنت را مقصود و مخاطب اصلی وفاق ملیِ مطرح شده دانستند. پشتوانه توجیهی این انگاره از یک سو سابقه شخصیتی، پیشینه فعالیتهای سیاسی-اجتماعی پزشکیان و البته اشارات و تشرهای صریح و تابوشکنانه او به وجود تبعیض‌های قومیتی و مذهبی در زمان انتخابات و از دیگر سو، فعالیت بخشی از الیت کوردی و همراهی و حمایت از رییس جمهور منتخب بود. همچنین اظهار نظرهای اولیه اعضای شورای راهبری مبنی بر درنظرگیری تبعیض مثبت در قبال اقلیت‌های (قومی، مذهبی و حتی زنان) نیز مزید بر آن شد. بر همین اساس انتظار تغییر شرایط پیشین و در پیش گرفتن رهیافتی اخلاقی و ادای دین از سوی رئیس‌جمهور پیش آمد. به تدریج و با نزدیک شدن به پایان کار شورای راهبری، و بسیار پیش‌تر از علنی‌شدن ترکیب کابینه پیشنهادی، نشانه‌هایی از عدم تغییر در رویه های قبلی و برجای ماندن تابوهای سیاسی- ایدئولوژیک قانونی و فراقانونی تبعیض‌آفرین پیشین که مانع تفویض مسیولیت‌ها و مناصب مهم حکومتی به کوردها بود نمایان شد، از جمله در اظهارنظر و نوشته‌های چهره‌های نزدیک به حاکمیت، «وفاق ملی» دچار نوعی استحاله (و از دید کوردها فروکاستِ) معنایی گردیده به آشتی و همگرایی بین جریانات سیاسی رقیب تعبیر شد. حتی در دیدار هوشمندانه پزشکیان‌ با نمایندگان اهل سنت، وی وفاق را نه نمود واقعیات اتنیکی در چینش کابینه که اتخاذ رهیافت شایسته سالاری دانست و هرچند عاقلان را اشارتی کافیست لیکن نمایندگان اهل سنت از دریافت و درک سخن رییس‌جمهور عاجز ماندند و تا شب قبل از معرفی کابینه، بی‌خبر و همچنان امیدوار بودند. با معرفی نفرات پیشنهادی کابینه به مجلس، نه تنها کوردهای طرفدار پزشکیان که حتی اعضای شورای راهبری نیز مبهوت و ناامید شدند. کنار کشیدن ظریف و متن پرگلایه استعفانامه وی نشان میداد که حتی این سیاس کارکشته و فاتح درب های فولادین برجام، نیز رکب خورده است و لیست نهایی نه نتیجه‌ای منتج از تز وفاق ملی (دارای خواستگاهی اصلاح‌طلبی)، که بیشتر برآیندی از سنتز این تز و آنتی‌تز (اصولگرایی غیرمعتقد به دسته‌بندی‌های قومی یا بی‌اهمیت به آن) است. با مداقه در حقایق نادیده مانده در نگاه الیت کوردی، مواردی همچون ساختار حاکمیتی، مبنای مشروعیت (مذهبی)، قانون اساسی، نیروها و جریانات قدرت در جمهوری اسلامی و شرایط داخلی و خارجی حال حاضر مشخص میشود که حداقل در شرایط کنونی نباید به پذیرش نقایص و تبعیض‌های موجود و نیز تلطیف شرایط از جانب حاکمیت چندان امیدوار بود. لذا هر نوع تلاش برای افزایش امید و بالابردن سطح مطالبات و خواسته‌ها، فاقد ضمانت اجرایی بوده تنها زمینه را برای سرخوردگی اجتماعی فراهم می‌آورد. با در نظرداشت جمیع این موارد باید گفت که الیت کوردی در درک شرایط جاری و تعاملات خود با حاکمیت همچنان از فقدان بینش سیاسی مألوف، آن هم با تحمیل هزینه به جامعه رنج می‌برد.

  • ‍ از خنده‌های فاتحانه، تا گِله‌های ملتمسانه سیداد شیرزاد این شخص که در حال قرائت غزل بی‌وفایی در مجلس هستند آقای محمدقسیم عثمانی هستند، از با تجربه‌های اهل سنت و کُرد در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی که البته سوابق نشان می‌دهد نمایندگی مجلس تا به‌حال و شاید تا آینده‌ای نامشخص، تنها نردبان ارتقای شخصیت‌های متعلق به اهل سنت و به طور کلی همه دیگرانی که خارج از دایره خودی‌های سیاست عرفی ایران است و سایر منافذ قدرت برای آنها نفوذناپذیر هستند. مجلسی که در رأس امور دیگر جایی ندارد. جناب عثمانی در دوره تبلیغات رياست‌جمهوری، بارها در کنار پزشکیان حاضر شد. بارها در راستای تقویت کمپین انتخاباتی پزشکیان، توئیت زد. موضع گرفت و ابراز امیدواری کرد و جامعه را به تدخین واکسن امید برانگیخت. محمدقسیم چنان امیدوار بود که مخاطب متعجب می‌شد. انگار چیزی در پس پرده‌ها به گوشش رسیده که دیگر گوش‌ها را بدان دسترسی نباشد. خودِ پزشکیان به اندازه آقای عثمانی و برخی دیگر از همراهان ایشان امید نداشت. حتی بدتر، پزشکیان، ناامید بود و در تمام ایام تبلیغات، همیشه می‌گفت که این مسیر به مقصد نرسیده و نخواهد رسید و یک راست ابراز ناامیدی از شرایط می‌کرد. آقای عثمانی و عده‌ای دیگر از هم‌جنسان ایشان از این ابراز ناامیدی، امیدوار شدند و بر دیوار یک ناامید، تابلوی امیدواری ترسیم کردند. این عزیزان علیرغم سال‌ها حضور در کسوت نمایندگی مجلس و دسترسی به اطلاعات و آگاهی چند و چون روابط قدرت به معنای واقعی کلمه در ساختار کشور، گویا هنوز درنیافته‌اند که اولاً، ریاست‌جمهوری چه وزن و وزنه‌ای در مناسبات قدرت محسوب می‌شود. ثانیاً، گویا قرائت سخت و سرسخت مذهبی حاکمیت را از مقوله قدرت و مفهوم «اصل فقهی ولایت» که ولایت غیر شیعی بر تشیع را برنمی‌تابد، ندیده‌اند یا اگر دیده‌اند مشخص نیست به چه علتی آن را نادیده گرفته و تصور کرده‌اند کارکرد و برگردان ساختاری آن دچار تغییر و یا احیاناً توقف خواهد شد. آقای عثمانی، اگر شما وزنی برای خود قائل هستید و قائل بودید مرحله وزن‌کشی سیاسی قبل از انتخاب رئیس‌جمهور است و میخ‌ اراده‌تان باید آنجا کوفته می‌شد نه اینکه از خنده‌های فاتحانه فتح اطراف پزشکیان برای گرفتن عکس یادگاری به مرحله خواندن غزل خداحافظی و گِله از بی‌وفایی یار برسید. این یار از همان ابتدا یار نبود یا اگر هم بود در خوش‌بینانه‌ترین حالت شما از یاران فیکس برایش محسوب نمی‌شدید و نمی‌شوید بلکه در بین یاران نیمکت‌نشین هم در انتهای لیست قرار دارید و وقایع زیادی باید رخ بنماید تا فرصتی برای به بازی گرفتن‌تان در پنج دقیقه پایان بازی باشد. لذا از همین الان باید به هوش باشید که به بازی گرفتن شما و سایر دوستان‌تان در چند دقیقه انتهای بازی را فتح‌الفتوح جلوه ندهید. هرچند این امیدواری هم بسیار خوش‌خیالانه می‌نماید. مردم را پزشکیان فریب نداد. اگر قائل به فریب مردم هستید این شما و سایر کاسه‌های داغ‌تر از آش هستید که زمینه فریب مورد نظر خودتان را فراهم کردید و با دیدن مشتی آب، خیال ملوانی و شنا به سرتان زد. ساختار، سرسخت است و با مرهم امید، قفل‌های زنگ‌زده‌اش گشوده نخواهند شد. تصورمان بر این بود که سال‌ها نمایندگی مردم، حداقل به شناخت لازم در شما منتهی شده است اما گویا ما نیز بی‌خود امیدوار بوده‌ایم و گناه مشترک همه ما امیدواری خوشبینانه است. اگر با بازنشر این متن، ممکن است به دست آقای عثمانی و سایر امیدوارانِ سابق برسد لطفاً منتشر کنید تا ببینند و بخوانند. @sidadshirzad

  • 🔺پدیده‌ای به‌نام "انفجار توقعات فزاینده!" ✍ شفیع بهرامیان-روزنامه‌نگار ▫️سرریز یا انفجار توقعات و انتظارات فزاینده جامعه، به وضعیتی گفته می‌شود که در آن، به‌دلیل تغیر و تحولات سیاسی یا تبلیغات انتخاباتی برای جذب آرای مردم و یا افزایش سریع درآمدهای دولت از محل صادرات محصولات خام، انتظارات و خواسته‌های مردم از دولت به سرعت افزایش می‌یابد و فراتر از توانایی‌ها و ظرفیت‌های موجود دولت برای پاسخگویی قرار می‌گیرد. علاوه براین عوامل مختلف دیگری چون توسعه فناوری، جهانی‌شدن، افزایش سطح آگاهی عمومی، رشد نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی و نیز تغییرات در ساختار خانواده و جامعه می‌تواند از متغیرهای وقوع این پدیده باشد. ▫️در عصر اطلاعات و ارتباطات، شاهد افزایش چشمگیر توقعات مردم از دولت‌ها هستیم. این انفجار توقعات، ریشه در تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای دارد و بر نحوه عملکرد حکومت‌ها و روابط آن‌ها با مردم تأثیر بسزایی می‌گذارد. امروزه دسترسی آسان به اطلاعات و اخبار از طریق رسانه‌های مختلف، باعث شده است که مردم نسبت به #حقوق_انسانی و وظایف خود آگاه‌تر شوند و انتظار خدمات بهتر و شفافیت بیشتری از دولت‌های خود داشته باشند. توسعه فناوری‌های آنلاین و ظهور شبکه‌های اجتماعی، به مردم امکان داده است تا به راحتی نظرات خود را بیان کنند و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این امر باعث شکل‌گیری جامعه مدنی پویاتر و مطالبه‌گرتر شده است. ▫️بهبود شرایط اقتصادی و افزایش سطح زندگی در برخی کشورها، توقعات مردم را از حکومت برای تأمین رفاه بیشتر نیز افزایش داده است. تغییر نگرش‌ها و ارزش‌ها در جوامع، به ویژه در میان نسل جوان، باعث شده است که مردم در زمانی کوتاه، به دنبال دولت‌های صادق، پاسخگو، کارآمد و مبتنی بر مشارکت عمومی باشند. ▫️انفجار توقعات فزاینده جامعه البته می‌تواند پیامدهای ناخواسته‌ای به‌بار آورد. معمولا دولت‌ها با فشار فزاینده‌ای برای پاسخگویی به مطالبات مردم مواجه بوده و عدم توانایی در برآورده کردن توقعات مردم، می‌تواند به کاهش مشروعیت آن‌ها و در برخی موارد مشکلات جدی از جمله افزایش بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی منجر شود. در برخی موارد نیز انفجار توقعات فزاینده منجر به تغییرات بنیادین در ساختار دولت‌ها و یا سقوط آنها شده است. می‌توان انقلاب سال ۱۹۷۹ مردم ایران و جنبش‌های موسوم به بهار عربی در ۱۵ سال گذشته و حتی سقوط دو هفته قبل دولت بنگلادش را در همین چارچوب ارزیابی کرد. ▫️برای مواجهه با پدیده انفجار توقعات فزاینده مردم، دولت‌ها می‌توانند از برخی راهکارها بهره گیرند؛ دولت‌ها باید با افزایش شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها و پاسخگویی به مطالبات مردم، اعتماد آن‌ها را جلب کنند. ایجاد سازوکارهای مشارکت همه آحاد جامعه بعنوان #شهروندان_برابر در مناصب دولتی و تصمیم‌گیری‌های مهم، می‌تواند به کاهش شکاف بین دولت‌ها و مردمشان کمک کند. بهبود عملکرد دولت در ارائه خدمات عمومی و مبارزه با فساد، می‌تواند به افزایش رضایت مردم منجر شود. ارتقای سطح آگاهی عمومی در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی، می‌تواند به مردم کمک کند تا مطالبات خود را به صورت منطقی و مسالمت‌آمیز مطرح کنند. حمایت از توسعه جامعه مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد، می‌تواند به تقویت نظارت بر حکومت و افزایش مشارکت مردم در امور عمومی کمک کند. ▫️وقوع پدیده انفجار توقعات فزاینده مردم، یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر در عصر حاضر است. دولت‌هایی که بتوانند با این پدیده به صورت هوشمندانه و مؤثر برخورد کنند، موفق‌تر خواهند بود. برای مقابله با این چالش، حکومت‌ها باید به دنبال ایجاد تعادل بین حفظ ثبات و پاسخگویی سریع به مطالبات مردم باشند. ▫️در ایران حال حاضر نیز شاید پاسخ به این سئوالات مهم که چه عواملی باعث شده است توقعات مردم از دولت تازه مستقر در حال حاضر افزایش یابد و آیا وعده‌های کاندیدای پیروز در باب بهبود #مشارکت_اقوام و اقشار مختلف مردم کشور در کابینه و قدرت، حذف فیلترینگ، تجدیدنظر در قوانین مربوط به پوشش و حجاب، بهبود روابط‌ و تجارت بین‌الملل، مهار تورم و ارتقای نسبی رفاه و وضع معیشتی مردم و امثال این وعده‌ها اگر در این #دوران_جدید جنبه عملیاتی به‌خود نگیرد می‌تواند در مردمی که بسیار #کم‌تحمل‌تر از قبل شده‌اند به وقوع پدیده انفجار توقعات فزاینده منجر شود؟ چگونه می‌توان مشارکت مردم را در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و سهم آنان را در کیک قدرت افزایش داده و چه موانعی بر سر راه شفافیت و پاسخگویی دولت در کشور وجود دارد؟ و اینکه چه راهکارهایی برای بهبود عملکرد دولت در  برابر مردم در کوتاه مدت وجود دارد؛ پاسخ به این سئوالات می‌تواند برای هرگونه تصمیم جهت مهار و پیشگیری از بروز چنین پدیده‌ای با قید فوریت و ضرورت مورد استفاده قرار گیرد. @avinpress