tgindex
قلم سبز؛ریحان🌱

قلم سبز؛ریحان🌱

Статистика

دل‌نوشته هایی از عمق تاریکی و نور.صدا هایی که روشنی می‌بخشند.برای جوانه ای با جسارت. هنر در روحم جا خوش کرده، جست و جویش کن. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6338623443

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
96
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
87
20 постов
Вовлечённость
90,6%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
68
1/48двое суток
77
1/72трое суток
84

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • من منزوی و اجتماع‌گریز نیستم، اما این روز ها آنقدر تعداد آدم های احمق و نفهم زیاد شده که تنهایی را بر معاشرت با چنین کسانی ترجیح می‌دهم...متأسفانه مردم خیلی ظاهربین و سطحی نگر شده‌اند و این موضوع واقعا مرا آزار میدهد. _باشگاه پنج صبحی ها

  • در این آشوب‌زدگی، دستم را بگیر؛ حواست به من باشد. #ریحان

  • без подписи

  • به هر کجا هم که رسیدی، اصالتت را از یاد مبر. که همچو درختی بی ریشه و انسانی بی ارزش خواهی شد. تو گر به خورشید هم دست یافتی، از یاد مبر که ریشه در خاکی داری که تیره و تار است. از یاد مبر که روزی خودت نیز، در این سیاهی، در جست و جوی امید و نور بودی. جوانه ای بودی گمراه. پس هرگز فراموش نکن که بودی و که شدی. هرگز فراموش نکن که روزی همانند افرادی دیگر در منجلاب زندگی به دنبال رشد بودی. اصالت مهم ترین ویژگی توست تا به یاد بیاوری که در شب سیه چهره خود را بالا و به ستاره ها نرسانده بودی. بدان که تو متعلق به اصل خود هستی، و آن است که تو را تو کرده است. #ریحان

  • غریزی بود این دوام آوردن. #ریحان

  • چه لطف بیهوده ای! مثل اغلب الطافی که مدتها اشتیاق برخورداری از آنها را داریم اما خیلی دیر شامل حالمان می‌شود! #جین_ایر #شارلوت_برونته

  • تکاپو های پی‌در‌پی و رکیذ برای دوام آوردن و زیستن؛ عادت شده اند تمام این امور طاقت‌فرسا در روزمرگی شلوغ دنیا. #ریحان

  • 9 авг.556из Dostoevskyir

    📚 - امروز ٩ آگوست ، روز جهانیِ دوست داران کتابه...

  • ابر ها،پرنده های آزادی در آسمان سرخ.

  • без подписи

  • без подписи

  • من می‌توانم ساعت ها درمورد زندگیم و خودم صحبت کنم. نه به این دلیل که انسان پرحرفی هستم، بلکه چون کارهایی که دنیا با من کرده و اتفاقاتی که از سر گذرانده‌ام تمامی ندارند. #ریحان

  • خدا هم نمی‌دانست چه رنجی میکشیم. حتی خدا هم دگر نمی‌داند که در خلوتمان دریا ها اشک می‌ریزیم،رعد ها طوفانی می‌شویم و غم ها زندانی می‌شویم. از یک جایی به بعد این درد را هیچکس نفهمید، هیچکس مداوا نکرد، هیچکس درک نکرد. #ریحان

  • تا وقتی نمی‌نویسم، حس می‌کنم جهانم کوچک می‌شود. حس می‌کنم در زندانم. حس می‌کنم آتش و رنگم را از دست می‌دهم. #آنائیس_نین

  • هدف من در تمام داستان‌هایم این است که حسِ زندگیِ واقعی را منتقل کنم(نه فقط زندگی را به تصویر بکشم یا نقدش کنم، بلکه واقعاً آن را زنده کنم.) #ارنست_همینگوی

  • رنج انسان ها را ساکت می‌کند، بعضی را پرحرف البته. رنج روی بازوان انسان ها می‌نشیند و یار جاودان می‌شود. رنج گاها هم توی کله انسان ها زندگی می‌کند و مدام با حرف هایش مغزشان را می‌خورد. رنج انسان ها را تغییر می‌دهد، می‌شکند، به گریه می اندازد یا فقط بی رمق می‌کند، قوی میکند. انگار آنها را در مسابقه ای بی پایان رها می‌کند، باید بجنگی تا زنده بمانی، اما این بختک مگر شکست می‌خورد؟ می‌ماند، آرام آرام لبخند هایت دیگر مثل قبل نیستند، حتی درون چشمانت هم انگار رنج جا خوش کرده است. روحت را هم که چسبیده و تنها نمی‌گذارد. شور درون سخنانت را می‌دزدد، چه دزد ماهریست به راستی! می‌آید و هرگز نمی‌رود. شاید هم درس هایی به تو دهد.که درد، استاد ماهریست.تو را خواسته و یا ناخواسته دچار تحول می‌کند. یک روزی هم بالاخره می‌آید که در آن درد درس هایش را به تو داده است، اما هنگامی هم که دستانت را رها می‌کند و می‌رود، هنگامی که از روی دوشت که مدت ها آنجا بوده محو میشود،جایش می‌ماند، جای زخم ها؛ میدانی،انگار یک حفره خالی در قلبت احساس میکنی. زیرا با درد عجین شده ای!از آن لذت میبری، در آن غرق شده ای و رنج را یک عادت میبینی، و حالا که نیست، به دنبالش میگردی. هر کجا که باشد در جست و جوی انی،درون قلبت، توی چشمانت، داخل واژگان لب‌ریز کتاب هایت و محتملا در فنجان چایی. اما رنج نیست، فعلا رفته است، نمی‌دانم به کجا. شاید رفته است تا مدتی کسی را پژمرده کند،زخمی بزند و سپس جوانه بروید،قدرت بگیرد. معتاد کند و بعد هم ناپدید شود. عجب چیز عجیبی‌ست این درد و رنج های روزگار. #ریحان

  • تنها قانون حقیقی، قانونی است که ما را به آزادی برساند.

  • ما آزادیم هر جا که می‌خواهیم برویم و هر چه که می‌خواهیم باشیم. -جاناتان،مرغ دریایی #ریچارد_باخ

  • از من میپرسی چرا زود گرم نمی‌گیرم و کم‌حرفم؟ راستش را بخواهی من آدم آرامی نیستم، اما همواره سعی میکنم آن را به زودی بروز ندهم. من هرگز ساکت نیستم، اما گویی خودم را مجاب میکنم که باشم.در حقیقت نمیکنم، بلکه انگار زندانی از سرکوب دور خود قدعلم میکنم. زیرا عزیزکم،همان طور همه چیز خسته‌کننده است، من هم هستم. هرگاه پرحرفی میکنم، انگار غم برم می‌دارد و می‌برد دوردست ها. کسی گوش نخواهد کرد،من دیده نمی‌شدم و بیش از حد صحبت کردن فقط از ارزشم میکاهد. هر چه بیشتر می‌گویم، بیشتر نادیده گرفته میشوم و هر چه زودتر صمیمی میشوم، زودتر آسیب میبینم. سعی نمیکنم جالب به نظر بیایم، اما باور کن خیلی آدم ها فقط می‌آیند تا برای چند روز باشند. اگر همان ابتدا در را به رویشان باز کنم، خودم مهمانخانه میشوم و آنها مسافر. باور کن آدم ها خیلی زود از تو دل‌زده می‌شوند و فاصله می‌گیرند. من که موزه نیستم. قرار نیست کسی مرا بازدید کند، تمام ظرافت و جزئیاتم را بدزدد،با کفش های گلی، فرش قدیمی کف خانه‌ام را کثیف کند،بعد هم به راحتی برود و مرا با خاطره ها و با آن ردپا ها تنها بگذارد. هر چه که از من برمیدارد، یک تکه از من است. من در حقیقت یک خانه کوچکم، گرم و صمیمی میتوانم باشم.اما فقط برای افراد کمی، یا حتی گاها هیچکس. قبول دارم گاهی باید به انسان ها فرصت داد، که رد پاهایشان، که درس هایی که به تو می‌دهند،ممکن است ارزشمند باشند؛ با این‌حال من هرگ نتوانسته‌ام این امر را بپذیرم. باور کن تقصیر خودم نیست، اما هر گاه بیش از حد به کسی نزدیک میشوم، احساس میکنم تکه هایی از روحم درون روح او گم گشته است. پس من نمی‌توانم، باور کن نمیتوانم. چون من همان کلبه زهوار در رفته میان جنگل مه‌زده ام. باید چند ماهی تو را از دور مشاهده کنم، تا در آخر در دلم را به رویت بگشایم. چون باور کن من آنقدر ها پیچیده نیستم.آنقدر ساده و پیش پا افتاده ام که از ترک شدن میترسم. نمی‌خواهم به زودی اعتماد کنم، نمی‌خواهم چون وقتی من را بشناسی، شاید دنبال چیز های جدید تری بروی. زیرا هرگاه با کسی درد و دل میکنم و سفره دلم را میگشایم برایش، پشیمان و دلشکسته میشوم. نمی‌دانم اما محتملا آن کلبه هنوز منتظر است؛تا انسان مصممی بار ها تلاش کند و در آن را بکوبد.تا اینکه بماند.تا در آن کلبه،زندگی کند. #ریحان

  • I'm my mother's savage daughter🧘‍♀️