Siluci"
СтатистикаI am a heartbroken lover living with you, but still without you. Maman🖤 - My nickname: |Reihane without H| What’s on your mind? +I'm all ears. Me: @reihane_nazemi Link: https://t.me/SendHarfBot?start=e734de8aa9ec
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 28
- 1/48двое суток
- 32
- 1/72трое суток
- 34
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
Sending me songs when you think 'bout me.
شیطان هم یه چیزی میدونست که به انسان اعتماد نکرد و سجده نکرد.
نمیدونم ولی دلم پُره، دلم کِدِره، دلم تَنگه، دلم آشوبه، دلم خیلی چیزای سنگین توشه
اینکه قراره تا آخر عمرم مامان نباشه خیلی دردناکه.
1:07🖤 میرمو جشن میگیرم مرگ فرشتمو میرم تو بیخیالی رها بشم از خیال تو میرم تا یه عاشق دیگر بنویسه قصمو به تو قول میدم که از رفتن من قصه بگی تا بفهمی که پریزادهای تو چهره دیو قلمم خون به جیگر شد تا که بیای فاجعست فاجعه رفتن من شعر بنویس میروم تا که به زشتی نبری نام مرا آنقدر دور میشوم از تو ندونی جای مرا میروم تا که هر روز آسمان گریه کند میروم تا که لبریز نکنی جان مرا میروم تا که به زشتی نبری نام مرا میروم تا که نیوفتم در دام ملال میروم تا که نچیند کسی بال مرا
Second by second, I recall every moment I've had with my mom, and the last will be the image of her face in the grave.
کوچیک ترین آثاری از سلامت روان در من مشاهده نمیشه دیگه،با تشکر از همگی.
دیگه هیچکسی مثل مامان نمیتونه منو اینقدر دقیق و خوب بشناسه.
به خودت میای و میبینی هفتههای زیادی گذشته، اما تو هنوز توی اون روزی که عزیزتو به خاک سپری گیر کردی.
✨~Water signs~ ✨ ☆ Cancer- Scorpio-Pisces ☆ عناصر آب همش فکر میکنن نکنه رو مخن؟ نکنه چندشن؟ پس چرا فلانی ایگنورشون میکنه؟ باید خودکشی کنن؟ چرا موفق نیستن؟ بعدش از همه بدشون میاد، حتی کراششون، و تصمیم میگیرن همه رو بکشن. تیر- آبان-اسفند
کاش روز قبلی که از دستت دادم میمردم، مامان.
بگو همه اینا فقط یه کابوسه، بگو قراره بیدار شم.
0:52🖤 نمیتونی دیگه حتی خودت حالمو خوب کنی نمیتونی این انرژی منفیو از من دور کنی میدونیم اینو که هر دوتامون مجبور شدیم تو به خنده من به تنهایی محکوم شدیم نمیتونی دیگه عوض کنی منو عوض کنیم همو چرا اینقدر دور شدی از من و من دور شدم از تو پیش هم که بودی حرف نمیزدیم تو گوشی بودیم هردو میدیدی حرف رفتنت که میشد توی چشام ترسو بگو همه اینا فقط یه کابوسه بگو قراره بیدار شم بگو چی شد من که توی خوابم حتی تنهات نمیذاشتم من که هواتو داشتم من تنهات نمیذاشتم بدم میاد از خواب دیشب چقدر آرومی پیشش دیگه دارم روانی میشم روانی میشم در گوشت چی داره میگه اون چی داره میگه بگو چرا بیدار نمیشم بیدار نمیشم
آهنگهای بیکلام ترسناکاند؛ بیاجازه، درِ خاطرهای را باز میکنند که سالها خیال میکردی فراموشش کردهای. |Reihane without H|
آخرین بی احترامیش انقد شدید بود که دیگه خاطراتش هیچ ارزشی نداشت.
شايد تو هيچوقت منو دوست نداشتی و فقط دوست داشتی كه من دوسِت داشته باشم.
و یک ماه از نبودنت گذشت، عزیزِ قلبم. هنوز برایم باورکردنی نیست که سی روز از رفتنت گذشته است. برای من، همهچیز همانجا تمام شد؛ همان لحظهای که برای آخرین بار تنِ سرد و بیجانت را در آغوش گرفتم. از آن روز، هر صبح را با دلتنگی آغاز کردهام و هر شب با جای خالیات به خواب رفتهام. کاش فقط یک بار دیگر میتوانستم صدایت کنم.. مامان🖤 |Reihane without H|