دغدغه های ملی ؛ برای ایران آباد و آزاد ، رضا بژکول ، پژوهشگر اجتماعی ، روزنامه نگار ، و دانش آموخته ارشد علوم سیاسی
Статистикаt.me/rezabejkoul88
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 18
- Всего постов
- 95
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Политика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 62
- 1/48двое суток
- 71
- 1/72трое суток
- 76
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
با پای شکسته ات راه برو و هیچ نشانی از دستت بر شانهی هیچکس باقی مگذار. ✍فئودور_داستایفسکی 🌱🌱
آدمیان معمولاً تا زمانی به تو وفادارند که وفاداریشان برایشان سود داشته باشد. ✍ماکیاولی 📗 شهریار http://t.me/rezabejkoul88
✅ یک هنرنمایی دستجمعی! ✍️حامد پاک طینت : مجمع فعالان اقتصادی 👈اگرها برای اجرایی ها بین اعلام نرخ آزاد بنزین ۸۷.۲۰۰ تومانی آزمایشی در کرمان تا متوقف شدن این طرح تقریبا ۶ ساعت بیشتر طول نکشید! سورپرایزی در کار نیست؛ همه پذیرفته ایم که این یک روال عادی در فرآیند تصمیم گیری مملکتمان است! روشن است که این ایده یک شبه شکل نگرفته و در حال شکل گیری بوده، انتخاب محل نیز اتفاقی نبوده، اما خبر، قبل از یک آماده سازی همه جانبه لو رفته است! بنابراین اجرای این طرح یا طرحی مشابه این طرح، شایعه یا منتفی نیست بلکه سیگنالی برای نزدیک شدن به یک تغییر اجباری بزرگ است چه شد که یکی از بزرگترین دارندگان منابع نفتی روی کره خاکی به چنین روزی افتادند؟ تولید انبوه خودروهای پرمصرف، مصرف غیرمتعارف روزانه بنزین، نرخ گذاری غیر طبیعی، قاچاق، خروج حجم عظیمی از بنزین به خارج از کشور، عدم تکافوی تولید در پالایشگاهها بدلیل تقاضای بالا و عدم توسعه آنها بدلیل تحریم، اجبار به واردات به همه این دلایل، مصرف ارز به همه این دلایل، فشار مالی و ارزی هنگفت بر شانه های دولت و جراحی دوره ای نرخ بنزین و نقطه سر خط! این سیکل نامتناهی است که مردم مقاوم ایران در آن گرفتار شده اند در حقیقت اگر دولت فقط پالایشگاه بسازد مشکل بطور کامل حل نمی شود، اگر فقط قیمت را بالا ببرد فشار اجتماعی ایجاد می کند، اگر جلوی قاچاق را به فرض محال بگیرد مصرف داخلی هنوز در جای خود است، به خودروساز داخلی که امیدی نیست، اگر خودروی کم مصرف وارد کند کار یک شب و دو شب نیست اگر وزارت صنعت کاهش اجباری مصرف در خودروها را دستور کار قرار داده بود، اگر قوانین مجلس برای آنها جریمه های کلان در نظر گرفت بود، اگر راهنمایی و رانندگی از تردد خودروهای پرمصرف با قوانین موجود جلوگیری کرده بود، اگر آزاد سازی بدون تعرفه گمرکی خودروهای کم مصرف در کشور جاری شده بود، اگر وزارت نفت ظرفیت پالایشگاهی تولید بنزین با امکانات جاری را با اطلاعاتی که از این بحران داشت در دستور کار قرار داده بود، اگر بخش خصوصی را با مشوقهای اقتصادی و امنیت اقتصادی به تولید دعوت کرده بود، اگر وزارت اقتصاد خیلی زودتر از اینها حتی از همان سال ۱۳۹۸ که جراحی بنزین انجام شد و خسارتها به بار آورد مدل یارانه بنزین را تغییر داده بود، اگر سازمان برنامه و بودجه دخل و خرج و بحرانی که روزی تبدیل به گره کور برای کشور خواهد شد بعنوان موضوعی که قابل اهمال نیست دیده بود و با مطالعه موارد مشابه در دیگر کشورها پیشنهادی منسجم برای رئیس دولت برده بود، اگر بانک مرکزی جای چنین هزینه ای، از تامین ارز جای دیگری کم می گذاشت تا غیر مستقیم به حل این چالش کمک کند، یا برای رئیس دولت روشن می کرد که چنین هزینه ارزی در سال چقدر به افزایش نرخ دلار می انجامد، اگر شهرداری ها آنقدر حمل و نقل عمومی مدرن و انبوه را در کلان شهرها گسترش داده بودند که جایگزینی برای کم مصرفی مردم وجود داشت، اگر وزارت راه با توسعه راههای ریلی، وابستگی مردم به جاده ها را کاهش داده بود، اگر سازمان استاندارد و محیط زیست سیاستهای به شدت سخت گیرانه تری نسبت به تعداد اسقاط خودرو در پیش گرفته بودند و سرانجام اگر رئیس دولتی داشتیم که چنین مواردی را از سازمانهای ذیربط طلب کاری می کرد به چنین روزی نمی افتادیم. 👈بحران بنزین در ایران حاصل یک هنرنمایی دستجمعی است! جمع پدید آورنده ای که جای اتخاذ هر یک از این تصمیم ها و اقدامات، تصمیم گرفته اند هزینه نهایی این هنرنمایی را صرفا از راه گرانی بنزین بگیرند 👈برای یکبار هم که شده گره های کور این کشور را از راه درست و با دست باز کنید! 🔺مجمع فعالان اقتصادی http://t.me/rezabejkoul88
❇️ چرا تغییر دادن عقیدهِ آدم های متعصب تقریباً غیر ممکن است ؟! نکته ظریف👈 (مهمترین توانایی در قرن ۲۱ : توانایی تجدیدنظر نظر در افکار و باور هایمان است ) در یک شبِ سرد و برفی در دسامبر ۱۹۴۵ زنی به اسم دوروتی مارتین گروهی از پیروانش را در منزلش واقع در شیکاگو جمع کرده بود ، اما این فقط یک دورهمی ساده نبود ؛ آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت ۱۲ بامداد بودند ؛ دوروتی ادعا می کرد پیام هایی از موجودات فضائیِ سیارهِ کلاریون دریافت میکند و به پیروانش گفته بود که سیلِ عظیمی در راه است که قراره تمام زمین و بشریت را نابود کند ؛ اما راس نیمه شب بشقاب پرنده ای از راه میرسد و صرفاً قرار است مؤمنانِ واقعی که آنها باشند را نجات بدهد!!! این آدمها دیوانه نبودند ؛ بین آنها پزشک بود ، مهندس بود ، دانشجویان باهوش بودند و آدمهای معمولی که همگی شغلشان را رها کرده بودند ، خانه هایشان را فروخته بودند و تمام پل های پشت سرشان را خراب کرده بودند؛ چرا ؟! چون قرار بود دنیا به پایان برسد ! ساعت تیک تاک میکرد؛ ده شب ، یازده شب و سرانجام ۱۲ بامداد ... سکوت مطلق حاکم شد ؛ همه به هم نگاه میکردند اما هیچ بشقاب پرنده ای نیامد ؛ هیچ سیلی جاری نشد و دنیا به پایان نرسید بلکه به چرخشِ خود ادامه داد ... منطق حکم میکند که در آن لحظه آن جمع باید از شدتِ شرم آب میشدند و به حماقت خودشان اعتراف میکردند و با سرهای پایین به خانه هایشان برمی گشتند ؛ اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیب ترین و ترسناکترین واکنش های روانشناختیِ انسان بود ... لئون فستینگرِ روانشناس بزرگی که مخفیانه در آن جمع نفوذ کرده بود ، مشاهداتش را ثبت کرد ، ساعت ۴ صبح وقتی فشارِ روانی به اوج رسید ، ناگهان دوروتی پیامی جدید نوشت : " خداوندِ جهان به خاطر ایمان قویِ همین گروهِ کوچک ، تصمیم گرفت به کلِ بشریت رحم کند و سیل را لغو کرد "... واکنش گروه چه بود ؟ آیا عصبانی شدند ؟ اصلاً ؛ آنها به یکباره پر از انرژی و شادی شدند ! آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار میکردند، حالا با روزنامه ها تماس گرفتند و فریاد زدند که "ما دنیا را نجات دادیم " !!! آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند ، متعصب تر شدند ؛ اما چرا اینگونه است ؟! 👈چرا تغییر دادن عقیدهِ آدمهای متعصب تقریباً غیرممکن است ؟! نکته اینست وقتی فرد هزینهِ زیادی برای یک باور میپردازد، وقتی آبرو، پول و زمان را پای یک چیز اشتباه میریزد، پذیرفتنِ" اشتباه" دیگر یک اعتراف ساده نیست بلکه به معنای فروپاشی کاملِ هویتِ او است . این داستان فقط درباره فرقهِ قدیمی نیست ؛ 👈این داستانِ تک تک ما است وقتی که روی اسب بازنده شرط می بندیم ، وقتی در یک رابطهِ سمی می مانیم ، وقتی ارتباطات بی ثمر را پایان نمی دهیم و وقتی به آدمهای اشتباهی اطمینان میکنیم . اپیکتتوس، فیلسوف رواقی می گفت : " غیرممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر میکند از قبل می داند ." خطرناک ترین لحظهِ زندگیِ ما زمانی نیست که چیزی را نمیدانیم، بلکه زمانی است به چیزی " اطمینانِ تام " داریم و حاضریم برای این اطمینان ، واقعیت را قربانی کنیم ... آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند باور کنند که قوانینِ فیزیک و کیهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند احمق بودند ؛ به خاطر همین است که میگویند: 👈👈مهم ترین توانایی در قرن ۲۱ 🌱توانایی تجدیدنظر در افکار و باور هایمان است 👈این معیار سواد در قرن ۲۱ است http://t.me/rezabejkoul88
🔵 ۱۸ مهارت پردرآمد برای آیندهای که از راه میرسد 👈آینده فرزندانتان را با مهارت ها زیر بسازید👉 در این مقاله، ۱۲ مهارت فنی (Hard Skills) و ۶ مهارت محیط کاری (Soft/Workplace Skills) که بر اساس دادههای حقوقی و آگهی های استخدامی در سال ۲۰۲۶ بیشترین درآمد را دارند، مرور میکنیم. همهٔ ارقام حقوق بر اساس میانگین پایه در آمریکا تا نوامبر ۲۰۲۵ است. 👈👈نتیجهگیری: چگونه شروع کنیم؟ اگر به این لیست نگاه میکنید و احساس سردرگمی دارید، نگران نباشید. نیازی نیست هر ۱۸ مهارت را یکجا یاد بگیرید. 👈۱. نقطهٔ شروع: از مهارت «یادگیری فعال» شروع کنید. 👈۲. گام دوم: یکی از مهارتهای فنی (مثلاً تحلیل داده یا هوش مصنوعی مولد) را انتخاب کنید که با شغل فعلیتان همخوانی دارد. 👈۳. تمرین عملی: تئوری کافی نیست. یک پروژهٔ کوچک برای خودتان تعریف کنید (مثلاً یک داشبورد تحلیل فروش شخصی بسازید) تا رزومهتان را پُر کند. 🔗گزارش🔻 http://asriran.com/004y0r
🔴 مردم دیگر از آینده نمیترسند!! از امروز میترسند..! از خراب شدن یخچال و تلویزیون و گاز می ترسند!! از روشن شدن چراغ چک ماشین! از قیمت گوشت و مرغ و میوه میترسند! از بیمار شدن و رفتن به مطب دکتر! از نسخهای که میدانند توان خریدنش را ندارند!؟ کار به جایی رسیده که دیگر از مرگ، نه بخاطر مردن بلکه بخاطر خرجش می ترسند.!/دکتر سعید حق پرست
🔷 دکتربازی خاک ایران یکسر از دکتر پر است / هرکه دکتر نیست نانش آجر است ملک ایران سرزمین دکتران / اینقدر دکتر نباشد در جهان شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دکتر / کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دکتر عابران هر خیابان دکترند / دانههای برف و باران دکترند هم وزیران هم مدیران دکترند / بیشتر از نصف ایران دکترند هرکه پستی دارد اینجا دکتر است / دیپلم ردیست، اما دکتر است هرکه شد محبوب از ما بهتران / هرکه شد منصوب بالا دکتر است هرکه رد شد از در دانشکده / یا گرفته دکتری، یا دکتر است شعر نو مدیون دکترها بوَد / تو ندانستی که نیما دکتر است؟ شاعر تیتراژهامان دکتر است / مجری اخبار سیما دکتر است آنکه مثل آفتاب نیمهشب / سر زد از صندوق آرا دکتر است شاد باش ای دکتر آرای ما / دکترای جمله دانشهای ما ای تو افلاطون و جالینوس ما / دکترایت نخوت و ناموس ما در جهانی که پر است از نابغه / دکتری چندان ندارد سابقه بیسبب افسردهای، غم میخوری / سرزمین ماست مهد دکتری خطمان وقتی شبیه میخ بود / ایبسا دکتر در آن تاریخ بود اینهمه آدم که در عالم نبود / آدمی کم بود و دکتر کم نبود من نگویم، شاعران فرمودهاند / رخش و رستم هردو دکتر بودهاند گرچه باشد قصهها پشت سرش / دکتری دارند ملا و خرش شاعران از رودکی تا عنصری / بیگمان دارند هریک دکتری شعلههای عشق چون گر میگرفت / آتشی در خیل دکتر میگرفت عشق با دکتر نظامی قصهگو / عشق با دکتر سنایی رازجو عارف شوریده دکتر مولوی / نام پایاننامه او مثنوی حافظ و سعدی و خواجو دکترند / سروقدان لب جو دکترند وحشی و اهلی و صائب دکترند / تاجر و دهقان و کاسب دکترند عالمان را خود حدیثی دیگر است / حجتالاسلام دکتر بهتر است بحثهای جعل مدرک نانبریست / بهترین سرگرمی ما دکتریست عدهای مشغول دکترسازیاند / عدهای سرگرم دکتربازیاند ✍اسماعیل امینی
فقر و بيمارى دردناکترين چيز نيست، بلکه از همه بدتر بيرحمى مردم نسبت به يکديگر است. ✍رومن_رولان نویسنده فرانسوی
مهم نیست چقدر پر مشغلهای، باید زمانی برای کتاب خواندن پیدا کنی و یا اینکه خود را در محاصره ی نادانی خواهی دید. ✍کنفوسیوس
🔷سخن و عمل بهترین انسان ها از عمل شان شناخته میشوند وگرنه سخنان خوب در دیوارها هم نوشته می شوند . هیچکس نمیتواند مدت زیادی ماسکی که بر چهره دارد را به نمایش بگذارد. سرشت آدمی هر آنچه که بهطور تصنعی کسب شده را در هم میشکند. ✍ آرتور_شوپنهاور 📕اندیشه_تان_بلند #ماسک #تصنعی #فریب t.me/rezabejkoul88
مکش منت به هر نامرد و مردی مده دل را به ذلت دست فردی اگر او را به تو مهر و وفا نیست اگر او بر جراحاتت دوا نیست رهایش کن مرنجان خویشتن را مبر هرگز ز یادت این سخن را ✍صائب_تبریزی
❇️از مولانا تا توهین؛ روشنفکران ما را چه شده است؟ جناب آقای دکتر سروش، با احترام، آنچه در برخی نوشتهها و سخنان اخیر شما دیده میشود، این پرسش را به میان میآورد که آیا میتوان با وجود اختلافات عمیق فکری، همچنان حرمت گفتوگو و نقد را حفظ کرد؟ نقد یک اندیشه، هرقدر هم جدی و تند باشد، زمانی ارزشمند است که متوجه استدلال، متن و دیدگاه باشد؛ نه شخصیت منتقد. توهین، تحقیر و حمله شخصی، نه استدلال است و نه نشانه پیروزی در یک بحث. مولانا میگوید: از محبت تلخها شیرین شود از محبت مسها زرین شود شاید برای کسانی که خود را در جایگاه فیلسوف، روشنفکر یا نواندیش دینی میبینند، بیش از دیگران شایسته باشد که این اخلاق گفتوگو را جدی بگیرند. اختلاف نظر لازمه اندیشهورزی است. جامعهای که در آن همه یکسان میاندیشند، نه به فلسفه نیاز دارد و نه به روشنفکری. اما اختلاف نظر نباید به تخریب شخصیت و ادبیات تحقیرآمیز منجر شود. این مسئله فقط درباره یک شخص یا یک جریان نیست. متأسفانه در فضای فکری و سیاسی ما، از چپ و راست گرفته تا فیلسوف و جامعهشناس و اقتصاددان و فعال سیاسی، گاهی به جای نقد دقیق متن و استدلال، به شخصیت افراد حمله می کنند؛ این شیوه، از سوی هرکس باشد، به فرهنگ گفتوگو آسیب میزند. از شما، که سالها درباره مولانا، دین، عقل و اخلاق سخن گفتهاید، انتظار میرود در کنار نقد اندیشهها، اخلاق نقد و گفتوگو را نیز پاس بدارید. جوانان و دانشجویان از سخنان و نوشتههای روشنفکران فقط نظریه نمیآموزند؛ شیوه گفتوگو کردن و اختلاف داشتن را نیز میآموزند. بهتر نیست به جای تخریب یکدیگر، متنها و استدلالهای یکدیگر را نقد کنید؟ نقد اندیشه، جامعه را رشد میدهد؛ تخریب شخصیت، تنها فاصلهها را بیشتر میکند. 🌱شاید وقت آن رسیده باشد که همه ما، پیش از آنکه دیگری را به گفتوگو دعوت کنیم، خود نیز آداب گفتوگو را تمرین کنیم. ✍رضا بژکول دانش آموخته علوم سیاسی
❇️ استاد محمدرضا شفیعی کدکنی ✍استاد ممتاز دانشگاه تهران، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و شاعر «شما فکر میکنید که روسها در آسیای میانه چه میکنند؟ آنها هر ادبیاتی را با آرزوی این که ادبیات فارسی و سعدی و حافظ در آن دیار نابود شود، تقویت میکنند. #روسیه ادبیات محلی را تقویت میکند تا بعد بهدلیل فقر همین جوامع محلی، بتواند ادبیات روس را در آنجا گسترش بدهد. بههمیندلیل با هزینهی بسیار، دپارتمان در مسکو برایشان تشکیل میدهند. مطالعات قوم قزاق را ایجاد می کنند و... .»
مراقب دانشِ اشتباه باشید، بسیار از نادانی بدتر است. ✍جورج_برنارد_شاو
گاهی بزرگ ترین زندان، ذهنیست که از ترسِ اشتباه کردن، جرئت زندگی کردن ندارد..
#دودعود استادمحمدرضاشجریان 🔹کانال آوای شجریان🔹 ✅ @avaye_shajariann
شاید منکر چیزی باشم، ولی دلیلی ندارد آن را به لجن بکشم، یا حق اعتقاد به آن را از دیگران سلب کنم ✍آلبر کامو نکته ظریف 👇 ممکن است با عقیدهای مخالف باشم؛ اما مخالفت، مجوز تحقیر نیست آدمها را باید با اندیشهشان به چالش کشید، نه با توهین به باورشان احترام به حق انتخاب دیگران، نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ انسانی است. باید اندیشه را با اندیشه جواب داد نه با تخریب شخصیت http://t.me/rezabejkoul88
شاید منکر چیزی باشم، ولی دلیلی ندارد آن را به لجن بکشم، یا حق اعتقاد به آن را از دیگران سلب کنم ✍آلبر کامو http://t.me/rezabejkoul88
https://www.instagram.com/reel/Db3O4xEMNQz/?igsh=MTZiaGV5bzRlM3ZuNQ== سلام به دوستان گروه 💐 ورزش پیاده روی و تاثیر آن در بدن انسان ( بخش اول ) کلیپ های که تاثیری در سلامت دارد و هر چه که علمی و اموزشی است از این تاریخ به صورت مرتب پس از یافتن در شبکه ها به اشتراک گذاشته خواهد ، شد امیدوارم به عنوان یک شهروند بتوانم نقشی در اصلاح روندهای زندگی ، ورزش و سلامتی در خانواده و سپس برای هموطنانم که از طریق در شبکه های اجتماعی می یابم ، داشته باشم اولین پست مربوط به پیاده روی و اثر آن در زندگی فردی است که جناب دکتر فاتحی فوق تخصص قلب و عروق توصیه کرده 👌پیشنهاد می کنم با دقت ببینید و اگر ممکنه فردی یا جمعی اجرا کنید ارادتمند بژکول 🌺💐🪷 http://t.me/rezabejkoul88
❇️ از درد مردم و رنجهای پنهان جامعه چه میدانید؟ این نوشته حاصل ماهها مشاهده و حضور در میان مردم است؛ حاصل دیدن رنج انسانهایی که بر گنجهای ملی نشستهاند، اما همچنان با تنگنا، فقر و محرومیت دستوپنجه نرم میکنند. این یک روایت سیاسی نیست؛ روایت زندگی مردم است. ❓ آیا تا به حال به بیمارستانهای دولتی و خصوصی رفتهاید تا ببینید بیماران چگونه علاوه بر درد بیماری، با دردِ بزرگترِ بیپولی نیز مبارزه میکنند؟ ❓ آیا در مطبها دیدهاید بیماران چگونه زیر بار هزینههای ویزیت و دارو خم میشوند و برای دسترسی به پزشکان متخصص و درمان مناسب چه دشواریهایی را تحمل میکنند؟ ❓ آیا در درمانگاهها دیدهاید کودکان و مادرانی را که تنها به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان، ناچارند به مراکز ارزانتر پناه ببرند؟ ❓ آیا در فروشگاهها دیدهاید مردم چگونه میان قفسهها به دنبال ارزانترین کالا میگردند؛ نه برای انتخاب بهتر، بلکه فقط برای اینکه بتوانند چیزی به خانه ببرند؟ ❓ آیا به مؤسسات کنکور سر زدهاید تا ببینید چگونه پول، فرصتهای آموزشی و حتی بخشی از آینده جوانان را تعیین میکند و چگونه جوانی که توان مالی ندارد، گاهی پیش از آغاز رقابت، از میدان کنار گذاشته میشود؟ ❓ آیا مدارس لوکس را دیدهاید و از خود پرسیدهاید چرا دسترسی به برخی فرصتهای آموزشی برای خانوادههای برخوردار آسانتر است؟ ❓ آیا در بازار میوه دیدهاید که قیمتها چگونه از سفره بسیاری از خانوادهها فاصله گرفته و خرید میوه برای برخی، از یک نیاز روزمره به یک انتخاب دشوار تبدیل شده است؟ ❓ آیا در پارکها قدم زدهاید و دیدهاید جوانانی را که از امکانات کافی برای ورزش، تفریح، آموزش و رشد برخوردار نیستند و بخشی از اوقاتشان در مسیرهای آسیبزا هدر میرود؟ ❓ آیا به زبالهها و کوچههای شهر دقت کردهاید؟ کارگران خدمات شهری، همان زمانی که بسیاری از ما خوابیم، با کمترین امکانات و دستمزد، شهر را پاکیزه میکنند؛ اما گاهی بیتوجهی ما، بر رنج و زحمت آنان میافزاید. و اینها تنها بخشی از دردهایی است که دیده میشود؛ چه بسیار رنجهایی که گفته نمیشوند، دیده نمیشوند و حتی قابل بیان نیستند. اینها دردهای خفته در زندگی روزمره مردمی است که روی گنج نشستهاند، اما سختی میکشند و با فقر میسازند. آقای مسئول، آقای مدیر، این مردم فقط وعده نمیخواهند؛ پاسخ میخواهند. پاسخ به بیمارانی که توان پرداخت هزینه درمان ندارند. پاسخ به خانوادههایی که سفرهشان هر روز کوچکتر میشود. پاسخ به جوانانی که فرصتهایشان به توان مالی خانواده گره خورده است. پاسخ به کارگرانی که با زحمتشان شهر را سرپا نگه میدارند. پاسخگوی این دردها شما هستید. چه پاسخی دارید؟ ✍️ رضا بژکول پژوهشگر اجتماعی http://t.me/rezabejkoul88