- Последний пост
- 17 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خوشنویسی از سمیرا خاکسار
Source: YouTube https://share.google/YtOzn7eUmojeYHjQf
https://birahedaraftab.blogfa.com/post/868
خوشنویسی از سمیرا خاکسار
هوشنگ ابتهاج
سعدی
توم بیجار (برنج هاشمی🌾)
هوشنگ ابتهاج
без подписи
اگر اهل خواندن رمان هستید و همچنین در تلاش برای درک رفتار سایر ایرانیان در این دوران هستید—کسانی که تا دیروز انسانهایی معمولی با نقاط قوت و ضعف مشخص بودند اما اکنون خواسته یا ناخواسته به سمتی دیگر سوق یافتهاند و رفتارهایی فراتر از محدودهٔ باور ما انجام میدهند—رمان Chronicle of a Death Foretold از گابریل گارسیا مارکز را پیشنهاد میکنم. این داستان دربارهٔ یک قتل ناموسی است، اما ویژگی مهم آن از دید من هنر نویسنده در نشان دادن روند تدریجی سوق یافتن قاتلان به سمت انجام این قتل است. داستان با نام «گزارش یک مرگ» توسط لیلی گلستان به فارسی ترجمه شده است.
چو غنچه گر چه فروبستگیست کارِ جهان تو همچو بادِ بهاری گرهگشا میباش مریدِ طاعتِ بیگانگان مشو حافظ ولی معاشرِ رندانِ پارسا میباش
ما را سَریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سَر برود هم بر آن سَریم
مردی ز باد حادثه بنشست مردی چو برق حادثه برخاست آن، ننگ را گزید و سپر ساخت وین، نام را ، بدون سپر خواست ابری رسید پیچان پیچان چون خنگ یال اش آتش ، بر دشت برقی جهید و موکب باران از دشت تشنه ، تازان بگذشت. ان پوک تپه، نالان نالان لرزید و پاگشاد و فرو ریخت وآن شوخ بوته ، پر تپش از شوق، پیچید و با بهار درآمیخت. پرچین یاوه مانده شکوفید وآن طبل پرغریو فروکاست. مردی ز باد حادثه بنشست مردی چو برق حادثه برخاست احمدشاملو
دعوی عشق ز هر بوالهوسی میآید دست بر سر زدن از هر مگسی میآید اوست غواص که گوهر به کف آرد، ورنه سِیْرِ این بحر ز هر خار و خسی میآید از دل خسته من گر خبری میگیری برسان آینه را تا نفسی میآید زاهد از صید دل عام نشاطی دارد عنکبوتی ز شکار مگسی میآید چه شتاب است که ایام بهاران دارد که ز هر غنچه صدای جرسی میآید تند شد بوی دل سوخته مشتاقان میتوان یافت که آتشنفسی میآید ای سپند از لب خود مُهر خموشی بردار که عجب آتش فریادرسی میآید چه بود عالم ایجاد، که صحرای جنون از دل تنگ به چشمم قفسی میآید صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت «مژده ای دل که مسیحانفسی میآید» صائب تبریزی https://ganjoor.net/saeb/divan-saeb/ghazalkasa/sh3634
без подписи
без подписи
این روزها بحثهای سیاسی زیادی میشود و در بسیاری از این بحثها مفاهیمی مانند دموکراسی، آزادی، انتخابات، به شیوهای گمراهکننده استفاده میشود این منبعها میتواند کمکی باشد برای درک بهتر این مفاهیم و ثمربخشتر بودن بحثها 👇
https://t.me/ibna_official/29062
https://www.instagram.com/reel/DSc2saHDs9t/?igsh=MW0zcThxZ2cyd2ZwYQ==
در انتظاری ساده به یک چیز می اندیشیدیم, من و سطل زباله. #مهدی_آزاد #هایکو @samuraiazad کانال سامورایی