tgindex
|رُهــاب|

|رُهــاب|

Статистика
@rohabbперсидский

رُهــاب!؟ راهِ آب، مجرای اشک! من!؟ یک در وطنِ خویش غریب، که از قضا بوده ز خویشانِ اباعبدالله... |برای کپی از متن‌ها اجازه‌ی دلی وجود ندارد!| و اینجا روزمره می‌نویسم: https://t.me/sharif_hoseiyni و می‌شنوم: t.me/BChatPlusBot?start=sc-wkHW5XXomhJ9

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
32
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
518
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
252
32 постов
Вовлечённость
48,6%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 32
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
124
1/48двое суток
142
1/72трое суток
153

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • خواستم بگویم بعضی چیزها منحصربه‌فرد و کاملاً اختصاصی‌ست! مثلاً اینکه ما فقط خودمان می‌دانیم چرا بعد از هفت‌سال و دو ماه، هنوز حرف آخرِ روضه‌مان، نوحه‌ی «باور من اینه که همیشه تو زندگیمی»‌ است…! و فقط خودمان می‌دانیم چطور ادایش کنیم مصرع به مصرع! و فقط خودمان می‌دانیم از چه سخن می‌گوییم در محضر سلطان دین! حتّی اگر عالمی با این نوحه خاطره داشته باشند… #صحن‌خانه‌پدری شام ۲۹ صفر ۱۴۴۸ مشهد‌الرضا

  • نوشته “شریف‌ترین نوشیدنی، آب است”

  • 12 авг.1155из dar_raheto

    می‌گفت همه جا گدا سر راه میشینه، ولی اونی که سر راه گدا میشینه امام حسنه…

  • آن دردها که از «همه» پوشیده داشته‌ام، تنها در این حرم، در این روضه، به تو گفته‌ام… تو مَحرمی؛ آقای‌امام‌رضا!

  • امشب روضه نداشتیم امّا چندبرابر هدیه آوردم برایت در صحن رضا… _سلام‌االه‌علیه_

  • امشب مقابل گنبد تو را صدا كردم، درد در چشم‌هايم شكست…

  • چيدمان جراحتم را ميداند رضا… _سلام‌الله‌علیه_

  • بگذار تا مُحرّم ۴۹ دم بزنم… همین حاجتم را پاراف کن حضرت‌ضامن!

  • اصلاً می‌خواهی بنشینم بگویمت کم آوردم؟ بگویمت شکستم؟ بگویمت دق کردم؟ می‌خواهی چه کنی با من که از ذکر عطش در حرمت نشستم یک دل سیر گریه کردم و این تو بودی که باز آمدی دست به شانه‌هایم زدی و بغلم کردی! حتّی وقتی این سفر را که باید برای تو می‌بودم و نبودم...

  • می‌خواهی چه کنی با من که هنوز ضعف ِ عطش دارم و پهن شده‌ام بر زمین؟ می‌خواهی چه کنی با من که هولم می‌دهی به سمت حرم تا در شفاخانه‌ی حضرتی‌ات جرعه شربتی بچاکانی کنج دهانم و من مست شوم از هر آنچه در آن است که به گمانم عطر ضریح مطهرت را در آن حل کرده‌اند… می‌خواهی چه کنی با من که روضه‌خوانم می‌کنی با یک لیوان شربت؟

  • می‌خواهی با من چه کنی!؟ با من که این سفر را نذر تو کردم و هیچ برای تو نبودم... خیلی رئوفی امام رئوف... مشهد است اینجا یا کربلا!؟ این دو بهم نزدیک بودند یا من از این دو دور!؟

  • دیدی که هیچ نکردم در برابر دیوانگی‌های روضه‌خوانت... دیدی که امروز هیچ حال نداشتم آقای‌امام‌رضا!

  • دیدی که ثانیه‌ای صدبار رو به روی روضه‌خوانیِ روضه‌خوان برای شخص خودت، با نگاهم می‌گفتم که من تشنمه! دیدی که از روی ضعف عطش، به منگی می‌زدم... دیدی که حتّی به روضه‌ی ظهر هم نرسیدم... دیدی که امروز را، نیّت کردم عاشورا بخوانم برای تو و دیر رسیدم به روضه... دیدی که خواب بودم وقتی عاشورا می‌خواندند…

  • می‌خواهی چه کنی با من؟ دیدی که امروز رو به گنبد چقدر جدّ غریب‌ات را صدا زدم... دیدی که چه کشیدم امروز از ذکر حسین حسین... دیدی که مانده بود بایستم وسط آزادی فریاد بزنم همه‌ی حجم فراقت را...!؟

  • ای تمام باورم حسین…

  • برای خاطر لحظه‌ی 4:39 ، و برای خاطر همین بیت‌های کمتر شنیده شده در صحن‌مکتب‌الحسین، و برای همین دل‌خوشی‌های چند دقیقه‌ای، و برای تکرارنشونده‌ترین شعر بزم روضه‌ات! @badmastiii

  • شبی ز برج اسد بر گدایِ خویش نظر کن سگی‌است ناخوش و دارد گمان خویش به رب خوش

  • تولّدم زمانی بود که مقصدِ مجمع‌الدویدن‌های بسیارم، کربلای تو شد…

  • برای تولّدم… (۳)

  • خلاصه‌ی داستان عاشقی من و تو همین شروع ذکر گرفتن نام اعظمت در روضه‌ها باشد شاید. برنده‌ی تندیس طلایی هرچه مستند کوتاه، این است که من از یک جایی به بعد این زندگی، گرفتار شدم! افتاده در دامِ عشقی که دست خودم نیست و نبوده هیچ‌وقت! مجذوب آن جاذبه که می‌کِشدم به سمت تو! مبهوت و حیران آن واقعه‌ی عظیم که پیرم کرده برِ این بارگاه و مرگم را آرزو کرده به پای تو... نامت را که می‌برند… تو مرا مجنون بخوان! من امّا همین خسته‌ی تنهایم که غمت را روی دوش‌هایم زخم می‌زنم و باز عطش می‌شود گرمای آن عشقِ جگرسوزِ توی جانم. همین تک خسته‌ی دور افتاده از جمع که پای عشق تو مانده اینچنین و می‌مانم یعنی؟! من با روضه‌های تو دلْ سبک کرده‌ام آقا. نامت، قدِ غم‌های بلندم را کوتاه کرده هربار. تو دست‌گیری. بزرگی. اربابی. سُکان‌داری. تو بر تمام قوانین عالم حاکمی اصلاً. در من، از تو گریزی نیست! فَفَّروا الی الحسین... برای تولّدم… (۲)