- Последний пост
- 22 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 38
- 1/48двое суток
- 43
- 1/72трое суток
- 46
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سیاستا اسکیتی بی گیفت گومان اویرا بوست نرخه* نفس نفس زنه کوتران کورشا بوستید موشک گولاز کلاچ قار قار کرا کونه گوشا خونه رابه ایران جه دووه ناجه یا فارسن نشا واگردان سکسکه گرفت سیاست را/گُم شده خیال/ نفس نفس می زندنرخه(جوشان)/کبوتران خاکستر شدند/شادی کودکانه موشک/صدای قار قار کلاغ/ گوش را ازکار انداخته/می دود درایران تراوش خون/نمی شودبه آرزو رسید *نرخه یا دوشان ظرفی سفالی است که برای کره گرفتن استفاده می شود #پویافر .
. "عصری با شعر" شعرخوانی خانم ماهرخ حسنی در سیزدهمین دورهمی خاندش، سهشنبه ۹ تیرماه
без подписи
باالهام از شعرزیبای استاد محمد فارسی اوجور ترا دوخانم باداویراکونه خییال راشی یا واران گب بزنه آینه و باغ مره اوجور کی تی سایه لوچان بزَنه آسمانا اِیفاده خندان مستا کونه مانگه تاوا اوجور ترا دوخانم ایپچه مَره نیگا بوکون واگردان طوری تو را آواز می دهم/که باد گُم کند/رویای جاده را/ باران سخن گوید/ با آیینه وباغ/آن طور که سایه ات/پشت چشم نازک کند برای آسمان/خنده مغروانه ات/مهتاب رامست کند/آن طور صدایت می کنم/کمی نگاهم کن #پویافر . 98/6/12 @tasianygile
رمان سهگانۀ تَرَک؛ رئالیسم جادویی- جلد اول؛ نوشتۀ کیوان سلحشوریمهر بهزودی در تلگرام؛ کانال شانههای غول https://t.me/k1972sm و در بله: کانال سهگانۀ تَرَک @b2026sm ... همهجا آکنده از عطر اندوههای رو به گسترش و طعم تلخِ خونهای ازدسترفته شده بود، صدای ضجه و ناله در دو جانبِ رود تردید و مرگ بهگوش میرسید؛ مطابق آخرین اعلام رسمی، جنازۀ زیبا و باشکوۀ پسری جوان، آکنده از مگسهای خوشرنگِ سبز و وزوزو، خط مرزیِ رعایت آتشبس موقت اعلام شده بود... حکیم جوان دلخور و خشمگین از این تبعید آزاردهنده، روی سینۀ از تپش افتادۀ جوانک نشسته بود و چاشتِ صبحگاهی را با طعم بغضهای کودکانه و علوفههای چهارشنبه سوریهای غمگین، نیمجویده و عجولانه فرو میداد؛ جسد آن قدر جوان و هنوز ناپخته بود که ناهمواریهای عجیبب و غریب و آزاردهندهای داشت... هم اکنون...
درگذشت شاعر شعرهای ناب گیلکی استاد محمد فارسی را خدمت اهالی هنر و شعر وادب این دیار تسلیت عرض میکنم یادشان مانا
без подписи
روجا ارسو/سورخا کوده زمینا/باهار ایمسال/خانه سوجانه/فتِ فراوانه واگردان اشک ستاره/زمین را سُرخ کرده/امسال بهار/شقایق/به وفور است #پویافر
کولا گیفتیم بوکوشته ناجانا امی چوم ایتا کیتاب گب داره فردا ره واگردان بر دوش گرفته ایم/آرزوهای کشته را/چشم ما/یک کتاب/برای فردا سخن دارد #پویافر
برگردان ترانه #ناز_بیدمجنون پیشکش به استادفرامرز دعایی ♡پدر دلم برای جاده قدیم لشت نشا/که صدایت سوار بادیودو،دل کوچکم پیاده! ♡چقدر ناز برگ هارو میکشیدی!که هوای غنچه های رو نگه دار!!!/وحرف های صاف وساده ات،یادگاری مانده! ♡من عنده کوچکی بودم که بادستهایت نازم میکردی/میخواستی آواز خوب،در دلم شکوفا بماند!برایم ساز می زدی! ♡ترانه های #فاصله #اشک_چشم ها #سربازی #انتظار جاده/وقتی صدایت درخانه می پیچیدم زخمی می شد! ♡شنیدم این روزها عیدمیادو بهار تازه/بیا دست آرزوهایت روبه شبنم صبح بزن! ♡بیا دلم زخمی یه ساز توست!وجاده #لشت نشا بازه/بیا توسان بزن من ناز درختان بیدمجنون خواهم کشید! #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8
برگردان غزل #برنج ♡دلم که خسته از کار بود!/نمیتوانست خانه برودشب در انباری خوابید ♡تا صبح غرق درخیال شلتوک بود/وعرق می ریخت!!! ♡غرق خیال دروی برنج بود/وتاصبح درخیالات حملش بود! ♡مادرم رو می دیدم که برنج هارو می برد/ تحویل ارباب می داد!!! ♡آنقدر در مزرعه راه رفته بود/وخوشه ها رو برده بود! ♡دلم برنج ها رو در دستش داشت ومیخندید/وبا یاد آوری برنج در انبار جان می گرفت ♡پدرم دستش تنگ بودونمی توانست من رو بفرسته مدرسه!/چون همیشه دلمشغول طلبکاران بود! ♡عزیزم دلم سواد نداشت کاغذه جشنواره رو بخونه/جشنواره رو امسال زیر درخت کِرت بزرگ شالی گرفت #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8
برگردان غزل #خیال ♡درونت نمیذاره،تو دربیرون رشدی داشته باشی عزیزم!/در حالی که خیال میکنی خیلی رشد یافته هستی! ♡می گفتی برایم خوبی کن،جانم رو فدایت میکنم!/اما در عمل اینگونه نیستی! ♡همه می دانندچیزی در چنته نداری!/بی جهت ادای پهلوان ها رو در میاری! ♡میان رودخانه هستی وحرف از دریا رو میزنی/با دستهایت اندازه ماهی صید شده،نشان میدی! ♡بیچاره می گفت:گاو شیری ما شیرش خشک شده/به گمانم اون گاو رو فروخته! ♡پدرم می دانست شیر مال گاو همسایه هست/چون دیده بود تو ظرف برداشته وگاو نر رو می دوشیدی! ♤صد تا بهار هم اگر بگذره!ذهنت جوانه نمیزنه!!/میدونم پشت باغ باور کودکی هایم چوب پرچین هستی!!! #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8
برگردان غزل#عاشقی ♡پابه جوانی گذاشته بودم،اما منو دست کم گرفتند/از حرف هایشان پیدا بودکه پچ پچ می کردند ♡مادرم گفت:فدایت شوم،فعلا کوتاه بیا/ دیدم با دخترهمسایه،مشغول حرفهای عاشقانه بودی ♡این امسال رو صبرکن،ایشالا سبزت می کنم/ومرا بوسید ♡چشمکت رو دیدم که بیا وصبورم میکردی ومیگفتی دلت رو بزرگ کن!/وچیزی درونم زبانه می کشیدنم دونستم چیه؟!!! ♡دلم رو آنقدر بزرگ کردم ولی پریشان/شبیه موهای پریشان تو! ♡دلم آنقدر بزرگ بود سوار کامیونش کردم/ تا به تو برسم من ودلم اسیر راننده کامیون شدیم ♡جنس حرف های از عاشقی بودوجنس حرف های راننده از لقمه ای نان!!!/من بودو او!وجاده طولانی!!!! ♡غرق درددل شدیم!از همه چی وهمه جا!/ تا کنارت رسیدم چشم هایمان غریق اشک بود! ♡بالهای بهار واداشته شدنعشق من وتو حلال/دیدم بلبل بالای کامیون نغمه های عاشقانه سر میده #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8
مرگا وشتنا درید جان پرکه نیشتاوه نیدینه شیطان درد آینه میئن دووه خون فوکون واگردان می رقصیند مرگ را/رعشه اُفتاده بر تن/شیطان نه می شنود ونه می بیند /میان آیینه درد/خون ریزان می دود #پویافر
نانم ما جه ایسایی یا خورتاب کش اَروزان جیجایی جانان لابدان گیری درید چوم دبسته آسمانا واگردان نمی دانم در ماه هستی/یا درآغوش آفتاب تابنده/این روزها/جان های زخمی/تارعنکبوت را کنار می زنند/از چشم بسته آسمان #پویافر
برگردان غزل: #دیوانه_بازی ♡چندساله که داور دادمی زنه:که رهایشان کنیدبروند/اما ما داریم زورآزمایی می کنیم!! ♡خودشان رو شبیه امروزی ها نشان میدهند/در حالی که افکارشان پوسیده است ♡برای رسیدن به خیک پنیر،وارد رودخانه شدیم/وغافل ازاینکه یه طرف خیک در دست خرس افتاده/و...ما خیک رو رها کردیم حالا خیک(خرس زیر آب)رهایمان نمیکنه!!!! ♡این همه رو با دیوانه بازی گذراندن!!/ناحق رو میفهمیدند ولی به یکدیگر می گفتند ولش کن! ♡دیگه فهمیدیم که "شل ها دارند رقص میکنند/ولی "لنگی پایشان رو غمزه تعبیر میکردند" ♡همیشه خیال می کردم "عروس رقصیدن بلد نیست/ولی به دروغ میگن حیاط وطنم! پَستی بلندی داره! ♡نمیدونم عاقل نیستم یا زیادی بزرگ شدم/ "...آشکارا میگردم اما فکر می کنم کسی منو نمی بینه!" ♡سرصف نانوایی یکدیگر نمشناسیم/تو میگویی:چرا دیشب خانه نیامدی منم زنت!!! ♡زندگی لامذهب چقدر خیالمان رو برهم زد/داور راست میگه:که رهایشان کنید بروند ♡ما (مردم)بهتر میتونیم بهتر با یکدیگر بیایم/برو مزه یه لقمه نانم رو تلخ نکن #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8
برگردان: #چندسال ♡چندسال هست که دراین خانه تنها مانده ام/هرچه دل می دود ومی گوید:چرا شبیه فدای نیامده هستی؟! ♡برای تعمیر این خانه،رفتین سرش!/آنقدر نفهمیده ونسنجیده؛به تعدادزیادبالای خانه رفتیدسر خانه داره واژگون میشه! ♡آنقدر شبیه گردوی پوچ این طرف آنطرف رفتید/آخر از آنطرفتر بام افتادید! ♡حالااومدین سر ایوان، جمع شدید/چای "دپش"می نوشیدوبه یکدیگر می گویید: "هرچقدر می خواهی قندی رو داخل چایی بزن/بحث نجسی استکان و...دیگه رفع شد!" ♡آنقدرکه ظریف حرف زد دهانش کف زد/مادر ومادربزرگم هردو کوچیدند!ولی مسئله برجام حل نشد!! ♡ایران مارو مچاله کردی تورو به قرآن قَسَمت میدم/دیگه بیشتر پیش پای شیطان وما دام پهن نکن! ♡چندبهار علف زیرپای سبز شد؟/ چندسال کنار این جاده منتظره وعده هایت هستم ♡خاک وطنم"ایران"هر گوشه اش مینیاتوره/ اما هرشب روی دوش عشق،گرسنه میخوابیم #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8
برگردان: #خوابنما درخواب دیدم کوچک بودم ویکساله/دلم باخیالم پرواز کردچون بال نداشت بلبل بر درختان بدون پوشش آواز می خواند/روی شاخه ها همه میوه ها رسیده بودن نسیم می گفت:"رسیدن"رومن شاخه ها هدیه دادم/برای اینکه هر سو رفتم کسی مزاحمم نشد شقایق می خندید ویرانه می خواند/برسر اقاقیا وبنفشه ها شال نداشت حافظ رو دیدم در باغ ها می گشت/به گلهای باغ فال می داد اما برای من فالی نداشت! با صدای شیپور بیدار شدم/بدون ریشه در هوا می چرخید! درخت گردو رو دیدم دلم رو برشاخه اش گره زد/ودل خوش خیال من بخاطر یارش بیحال بود در دفتر تماس های گوشی ام گشتم/خط عاشقی ام حتی یک پیامک نداشت!! برای دلم سی تی اسکن رفتم که دستگاه قطع شد/بخاطر یارم که در قلبم روسری نداشت!! #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8
. "سیا سال" زمین سرده زمان سرده امی دیلان پُراز درده چوطو وا سوختن و ساختن! امی باغان همه زرده... بوبو پرپر گول لاله تمام کوچهیان ناله خیابان خون کونه گریه بیدین ایمسال سیا ساله برگردان: "سالِ سیاه" زمین سرد است، زمان هم دلهای همهمان پُراز درد چگونه باید بسوزیم و بسازیم! وقتی باغهایمان همه زرد شدند لالههایمان پرپر شدند کوچهها پُراز آه و حسرت خیابان، خون گریه میکند ببین امسال شده سال سیاه شعر و صدا: #مهرداد_پیلهور پنجشنبه ۲۳ بهمن @bagheniloofaran
برگردان غزل #پچ_پچ ♡یه لقمه نانم رو با شعارت قاپیدی!/کاش ذره ای از دلخوشی هایت رو به خانه ام می تابیدی! ♡پاره ای نان برای بچه ام مخفی کرده بودم/نمیدون کی اومدی نان بچه ام رو قاپیدی! ♡هرچه(فرزندم)دست دراز می کرد کنار سفره چیزی پیدا نمی کرد!/فقط پرتو عکست روی سفره ام می تابید! ♡زنم می گفت:ببین تلویزیون چه خبره؟/چقدر با تلویزیون مردم رو چاپیدی! ♡آنقدر چاپلوسان اطرافت پارس می کنند/ صدایم به گوش من نمیرسد،حالا میخوای به گوش تو برسه؟؟؟ ♡خیال کردی یه دست صدا نداره به خاطر همین!/همه چیز رو باب دل خودت نشون میدی؟ ♡نه آقا اینجوری نیست که دستهایت رو کج کنی!!/"قاشق رو از پشت گردن به دهانت برسانی!" ♡به خدا قسم "شعبانعلی"هم معنی یه دموکراسی رو فهمیده!/بی جهت سر تکون میدی،گمان می کنم نفهمیدی!!! #حسینعلی_صادقی_سرشت https://t.me/+pqzQfxF9564yYWU8