tgindex
رمان های گمشده{افرا}

رمان های گمشده{افرا}

Статистика
@roman_gomshodeh_afraперсидский

آیدی جهت ارسال خلاصه رمان:👇🏻 @Hadis22320 کانال اصلی رمانسرای افرا:👇🏻 @RomanSaray_afra گروه درخواست رمان:👇🏻 @darkhastrooman

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
933
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
278
24 постов
Вовлечённость
29,8%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
27
1/48двое суток
30
1/72трое суток
33

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #R957 R.A: یه رمان بود دختره نارحت قلبی داشت که عاشق پسر باباش میشه اسم پسره اردوان بود پسره فکر میکرد باباش زن گرفته بود یه خواهرازش داره اذیتش میکنه تا اینکه عاشقش میشه مافیایی هستش دختر بعدا میره عمل میکنه قلبشو کسی اسم رمان را می‌دونه

  • #R956 یه رمانی بود دختره رها با اسی میرفت دزدی بعد اونجا یچیزایی میشه و بعدها با پسر همون خونه آشنا میشه دختره از پولدارا متنفره پسره خودش رو راننده معرفی میکنه بعد باهم رل میشن و دختره میفهمه پولداره برادر همین که ازش خوشش اومده بود هم یه دختر داشت فک کنم تریاک یا همچین چیزی بود یادم نیس .... اسمش چی بود؟

  • #R955 دنبال این رمان میگردم کسی اسمشومیدونه یک رمانی بود پسره هر چند وقت یک بار ایران میومد دختره رو صیغه کرده بود دختره تو خونه پسره تنها زندگی می کرد دختره دوسش داشت ولی پسره خیلی رفتارش سرد بود اول رمان اینطوری شروع میشد: دختره از ورزش برمی گرده نصف شب بلند میشه اب بخوره از بوی عطر پسره می‌فهمه اومده پسره تو سالن رو مبل نشسته بود

  • #R954 سلام پسری برای انتقام از پدری به دخترش تجاوز میکنه و دختر به خارج از کشور میره وب طور تصادفی اونجا همو میبینن عاشق هم میشنو بچه دار میشن اسم پسره شاهرخ بود دختره عسل اسم بچشون میزارن آریا اگه کسی اسمش میدونه بهم بگه

  • #R953 یه رمان بود یه شخصیت داشت اسمش ترگل بود بعد عاشق رفیق برادرش میشه عرشیا فقط عرشیا یه پسر مذهبی بوده و ترگل آزاد برای همین بهش توجه نشون نمی‌ده بعد ترگل بعد چند سال کم کم راه خودش و میگیره و مذهبی میشه بعد به عرشیا دیگه توجه نمیکنه بعد عرشیا عاشقش میشه بعد می‌ره خاستگاری عرشیا تو خاستگاری میگه قبلا دوست نداشتم ولی از وقتی چادر پوشیدی نظرم عوض شد بعد ترگل چادر و میکووبه تو صورت عرشیا میگه بفرما برو با چادر ازدواج کن جواب من منفیه بعد عرشیا دوباره یه جا گیرش میاره و توضیح میده منظورش یه چیز دیگه بوده و بعد ازدواج میکنن بعد فصل دومش راجب برادر ترگل ماکان و رفیقش مهتاب بود اسم این رمان چیه ؟

  • #R952 یه دختره فک کنم شاید اسمش لیلا لیلی یه همچین چیزایی بود این دختره با بابا بزرگ پولدار و جوونش زندگی می‌کنه پیش ننه باباش نیست و این پدربزرگه هم پدربزرگ واقعیش نیست فک کنم بعد اینا میرن یه جشن ساحلی بعد یه اتفاقایی میفته اینا میفتن رو هم و ادامش..🫪😂

  • #R951 سلام ی رمان بود پسره خارج از کشور با یکی بوده و خیلی دوسش داشته اما دختره بهش خیانت میکنه بعد وقتی میاد ایران تو شرکت رفیقش ی دختر میبینه که خیلی شبیه عشقش بوده بعد با دختره جلویه مادر پسره نقش بازی میکنن چون مادر نمیدونسته که به پسرش خیانت شده اسمش ی چیزی تو مایه اایه نقاب بود فک کنم کسی میدونه بگه😭

  • #R950 بچه ها یه رمان قبلا خوندم که دختری بود مهماندار یه هتل اونجا چون وضع مالیش بده تو جزیره کیشه و پا میشه از بقیه چیه یه مرد که جا مونده خودشو حامله میکنه وقتی میفهمه حامله شده میخاد به مرده بگه مرده هم خیلی پولدارو با نفوذه

  • #R949 یه رمان بود شخصیت هاش مهراب و ارغوان بودن ارغوان پرستار بود بعد مهراب خلاف کار بود تو بیمارستان مهراب ارغوان و گروگان میگیره تا فرار کنه بعد عاشق هم میشن اسمش چی بود ؟

  • #R948 دختر پدرش شکارچی بود که باید یه مدتی میرفت برای همین دختر رفت پیش زنموش موند اونجا داداش زنموش و دید و خوشش اومد در همین حد یادمه ولی خیلی قشنگ بود

  • #R947 سلام یه رمان بود دختره نمیدونم پرستار یا دکتر عشق سابقش میاد میشه ریئس بیمارستان و مادره دختره مریض میگه مادرت عمل میکنم فقط صیغه شو دختره یه خواهر داره یه برادر بعد مرگ مادرش خواهرشو پدرش میده در برابر بدهی خودششش کسی اسمش میدونه بگه لطفا

  • #R946 سلام روز بخیر من دنبال این رمان هستم یک رمان خوندم دختر خانم وکیل هست توسط یک دوست معرفی میشه به کسی که به جرم قتل همسرش بازداشت و همکاری نمیکنه ولی این خانم وکیل مجابش می‌کنه به همکاری و در آخر متوجه میشه این آقا قتلی رو که فکر می‌کرده پسرش ۱۶سالش انجام داده گردن گرفته می‌فهمه دوست صمیمی این آقا قتل و انجام داده نه پسرش اسمش یادم نیست میشه کمک کنید

  • #R945 بچه ها یه رمانی بود اسم دختره نازلی بود بعد یه برادر ناتنی داشت که اسمش نامی بود میخواست بهش تجاوز کنه بعد دختره فرار میکنه و به پسر خالش زنگ میزنه و میره خونه ای اون پسرخالش هم قبلاً ازش خواستگاری کرده و بابای دختره جواب رد داده کسی میدونه اسمش چیههه؟

  • #R944 سلام حالتون خوبه دنبال یه رمان میگردم که اسمش رو یادم نمیاد لطفاً اگه شما میدونید برام بگید یه دختر به باباش ازش متنفر بود و یه زن دیگه گرفته فکر کنم مامان دختره مرده بعد دختر می‌ره بیرون که بره پیش بابا که چون کفش نمی پوشه شیشه می‌ره تو پاش و بعد یه پسر میاد کمکش و دختره رو میبره بیمارستان و بعد بیمارستان می‌بره خونه چون پسره اون رو می شناسه اما دختر نه مامان دختر فامیل اونا بود بعد پسره اون رو به اون دختر خودش قیامش میشه اما دختر عاشق پسره میشه ها تا آنجاش رو یادمه اگه خواست بقبه اش رو بهت. میگم. تا پیداش کنی لطفاً پیداش کنید خیلی دوست دارم بخوانمش

  • #R943 سلام وقتتون بخیر یه رمانی بود که پدر دختر عاشق زنشه اما سر لج و لجبازی و اجبار مادربزرگ (مادر پدر) زن دوم میگیره که پسردار بشه. اگه اشتباه نکنم اسم مادر دختره مریم بود. بعد پدره زن اولشو مجبور میکنه واسش خواستگاری بره. مادر دختره از اونایی بود که خیلی باکلاسه و خیلی به خودش میرسه و اینا خود دختره هم یه سری ماجراها داشت. زن دوم پدرش هم بهش خیانت میکنه. اگه اشتباه نکنم زن دوم پدر با پسری که دختره دوستش داشت بهش خیانت میکنه یا یه همچین چیزی. اینا اطلاعاتیه که از رمان دارم کسی میدونه اسمش چیه؟

  • #R942 یه رمانی بود یه زنی از شوهرش فرار می‌کنه بعد می‌ره تو یه کاباره تو ترکیه بعد شوهرش رئیس اون کاباره بوده با بچش پیداش می‌کنه فکر می‌کنه بچش پسره ولی اونجا می‌فهمه اسم بچه نمیدونم چی بود لاوین بود فک کنم بعد اونجا یه زنی موهای زنه رو می‌بره میده دست رییس ریس می‌فهمه زنشه

  • #R941 یه رمان بود اسم شخصیت هاش یادم نیس دختر عاشق رقیب خانوادشون شده بود پسره هم دوستش داشت بعد دختره حامله میشه ولی میترسه و میره بچه رو سقط میکنه بعد پسره میفهمه باهم دیگه کات میکنن ولی دوباره یشری اتفاق پیش میاد ک به هم برمیگردن کسی اسمش رو میدونه؟

  • #R941 بچه ها یه رمان بود پسره یه پاش میلنگید و بابای دختره زده بود در گوشش لکنتم داشت بعد برای اینکه این قضیه فراموش بشه دختررو دادن به پسره ولی دختره یکی دیگرو دوست داشت اسمشو یادتونه؟

  • #R940 من دنبال یه رمانم که اسم دختر یادم نیست اما اسم پدر خوانده دختر البرز و اسم پسر سورن البرز و سورن برادر بودند سورن البرز را مجبور می‌کند که با دختر خوانده اش ازدواج کنه

  • #R939 سلام دوستان 🌸 دنبال اسم یک رمان قدیمی ایرانی هستم که حدود سال ۱۳۹۶ خوندم. هرچی گشتم پیداش نکردم. چیزهایی که از داستان یادمه: رمان مدرن و تک‌جلدی بود. داستان از جایی شروع می‌شد که پدر به دخترش می‌گه از خونه بیرون نره، اما دختر وقتی تنها می‌مونه برای خرید از خونه بیرون میره. دختر ربوده میشه و بعد از مدتی جایی رهاش می‌کنن. یک خانواده خوب پیداش می‌کنن و بزرگش می‌کنن، اما قصد نگه داشتنش رو نداشتن و سال‌ها دنبال خانواده اصلیش می‌گردن. خانواده واقعی دختر به دلایلی (فکر کنم خارج از کشور رفته بودن) پیدا نمی‌شدن و بعد از سال‌ها بالاخره پیداشون می‌کنن. احتمالاً داستان در تهران اتفاق می‌افتاد. فکر می‌کنم دختر دو تا برادر داشت، ولی مطمئن نیستم. یادمه اسم‌هایی مثل پولاد، پرند و هانیه هم توی داستان بود، ولی ممکنه این اسم‌ها رو با رمان دیگه‌ای قاطی کرده باشم. اگر این داستان براتون آشناست یا اسم این رمان رو می‌دونید، لطفاً بهم بگید. واقعاً چند وقته دنبالش می‌گردم و هر کمکی برام ارزشمنده. 🙏🌹