رمان لزبین چکاوک
Статистикаهیس🤫 براساس واقعیت پس چون داستان نویسندس کپی برداری هرجوری که هست ممنوع!
- Последний пост
- 20 мая 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ادامه پارت از فردا راس ساعت۲۲:۰۰ لینک جدید چنل👆🏻
https://t.me/+TaB9L26jEhAzOTc0
عضویت به حدکافی رسید پارت گذاری شروع میشه👆🏻❤️
لینک منقضی شده⭕️ برای کسایی که تازه وارد کانال میشن لینکجدید رو میزاریم حتما! و کسایی که عضو این کانال نیستن بن میشن. 🙏🏼
عیدتون مبارک باشههه
بچهایییی که اینوریدد... عیدشماهم مبارککککک🥹♥️ بهترین اتفاقا براتون رقم بخوره ✨
دخترا میایید میپرسید پول باید بزنیم تا عضو کانال خصوصی بشیم.... نه نمیخواد بزنید ... پول چ سمیه من فقط گفتم ایدیتون رو برام بفرستید که ببینم داخل این چنل هستید بعد اونطرف ادتون بزنم درست هم ایدی بفرستید ک چک کنم اونطرف خصوصیه و هرکسی رو اد نمیزنم فقط کسایی که ایدیشون مشخص باشه و اینجا باشن ..چون من اینجا مجبورم اکانتای فیک و پسر و ... رو بن بزنم همش اونطرف بدونم کیارو اوردم روانیم نکنید :
رفتین اونور ازین طرف لفت ندین دوستان 🥲❤️ گم نکنیم همو
سلام دوستان من میگم کسایی که دنبال میکردن رمان رو چه گناهی دارن چرا سر بعضیا به طرفدارای واقعی ندیم؟ بخاطر همین به خود من پیام بدید حتما حتمااااا هرکس پیام میده ایدیشو بهم بده بیارمش داخل کانال خصوصی اونجا ادامشو بزارم برای شما از پارت ۴۱ به بعد تو کانال خصوصی میزارم گپ هم باهمونا میزنیم آخر رمان
без подписи
سلام بچها یه مدت میخوام پارت گذاری رو متوقف کنم چون خودتون ببینید پیاما ویوش به 2kبیشتر میرسه ولی کلا۲۰۰ نفر هستن داخل چنل حتی پیامای خیلی بالاتر .. بخواد بااین وضعیت پیش بره و حمایتی نباشه نسبت به چنل. من به عنوان ادمین دستو دلم نمیره که پارت بزارم یه مدت متوقف میکنم اگر روند روالی داشت میزارم بقیشو اگر نه هم که یعنی رمان نگرفته و کلا تموم میکنیم پارت گذاری رو ممنون از درکتون😊🌹
#پارت_40 #رمان_چکاوک 🖇🖤 🖤🖇 🖇🖤 🖤🖇 چکاوک: مامان بسه دیگه نمیخوام بخورم خب این چندمین سوپیه که امشب بهم میدی سوپ خوبه برات بخور ببینم قرصاتم کنار میزه اونارو دیگه خودت بخور سوپ و به زور کرد توحلقم پاشد رفت نشستم توجام قرصامو برداشتم از صفحه تلگرامم اومدم بیرون ؛ دلم برای سورنا تنگ شد یادم به عکساش افتاد سریع رفتم تو گالریم همون ۳ ۴ تا عکسش که سیو کرده بودم انقد بالاپایین کردم تا دلتنگیم رفع بشه ولی نشد منه خل همین امروز دیده بودمش که باز رفتم تو تلگرام اکانتش هم ذخیره کرده بودم زدم روش پیام بدم یعنی؟ بدم چی بگم ؟ اه ولش کن اصلا من دلم صداشو میخواد نه اونم نمیخوام صبح سردکتر رفتن جوری سرم عربده کشی راه انداخته بود که صدای کلفتش تو گوشم بود هنوز ولی باز ناخداگاه دستم رفت رو شمارش حداقل قبلنم بهش زنگزده بودم و اولین بار نبود فوقش یچیزی میگم دیگه ضایع شدن بهتر از تحمل دلتنگیه با صدای بوق اول استرس گرفتم یلحظه دعا کردم برنداره بوق سوم چهارم : الو خدای من صداش دورگه شده احتمالا خواب بوده من چرا ۱ شب زنگ زدم؟ اصلا حواسم نبود _چکاوک؟ جونم؟ سلام به طرز مسخره ای سلام داده بودم _سلام چیشده؟ حالت بدشده؟ نه نه بهترم همینجوری زنگ زدم خواب بودی ؟ بیدارت کردم ببخشید _اشکال نداره مهم نیست کاری نداری یعنی؟ خندیدم بهش معلوم بود میخواست زودتر قطع کنه بره بخوابه نه فقط خواستم تشکر کنم زحمت کشیدی امروز معلومه خسته ای منم بد موقع زنگ زدم باور کن حواسم نبود ببخشید برو بخواب شب بخیر _گفتم که اشکالی نداره؛ مراقب خودت باش اگه حالتم بد شد بهم زنگ بزن خوابم سبکه شب بخیر باشه شب توهم بخیر سریع قطع کرد روم انقدر حواسم پرت شده بود که به ساعت توجهی نکردم میدونستم کسی از خواب بیدارش کنه چقد عصبی میشه شانس اوردم چیزی نگفت شاید چون مریض بودم دلش به رحم اومد .....
#پارت_39 #رمان_چکاوک 🖇🖤 🖤🖇 🖇🖤 🖤🖇 از بچها ها خدافظی کردم سپیده میخواست چکاوک هم ببره که دستشو کشیدم گفتم من اینو میبرم شما برید کشوندمش تو ماشین داد کشیدم مگه دیشب بهت نگفتم بری دکتر؟ ها؟ ترسیده با چشمای درشت شده چسبید به در ماشین چرا لال شدی ؟ مگه نگفتم بری دکتر؟ زد زیر گریه گفت :من از امپول میترسم نمیخوام برم خوب میشم خودم میترسی که میترسی یه سوزن میزنن پشتت تموم میشه میره بهتر از دوهفته مریضی و درد و زهرماره +تروخدا صداتو بیار پایین میترسم اینجوری ازت با صدای بلند تری داد کشیدم دلیل؟ ترس نه! دلیل قانع کننده که چرا نمیری دکتر؟ میخوای ذره ذره جون به لب بشی؟ گوشاشو گرفته بود و بیشتر چسبید به در ماشین هوف واقعا ترسیده بود با صدای پایین تری گفتم خب نگرانت میشم اینجوری +نگران ؟ نگرانم میشی؟ اره یادم نبود کلا نگران همه دوستات میشی یادم رفته بود چجوری ساره رو ازم دور کردی تا یوقت سرمانخوره ازم تو نگران همه میشی چی میگفتم بهش؟ میگفتم تو با اونا فرق داری؟ غرورم اجازه نمیداد از حسم خبردار بشه کسی اونم دختری که استریت بود و جوابمو از همین الان میدونستم حسمو باید سرکوب میکردم بهتر از نه شنیدن و از دست دادنش بود همین که دوستم بود کافی بود برام . _اره ولی روی تو بیشتر +فقط زود منو برسون خونه همین _خونه؟ همین الان میریم دکتر حرفم نباشه +نه نه قرار شد داداشم امشب بیاد ببرتم اعتنایی به حرفش نکردم که فهمید قصدم روی دکتر رفتن جدیه با حالت زار گفت :اخه اخه راستش پریودم خجالت کشیدم بهت بگم نمیتونم اونجا حرفشو خورد... هوف بهترازین نمیشد این بچه هم پریود بود هم سرماخورده بود خیلی سختش میشد اینجوری که دلم اروم نگرفت برای گریه کردنش و درداش بغلش کردم هیس میریم میگم برات سرُمبزنن هم درد پریودیت کم میشه هم مریضیت نبینم چشمای تیله ایت اشکی بشه دردت به جونم ازینکه پریود شدی ازمن خجالت میکشی اخه؟ هیس هیچی نگو فقط اروم شو بعد هرچی که گفتی رو چشمم یکم که بغلم موند و اروم شد قبول کرد ببرمش .... روتخت درمانگاه خوابیده بود و سرُم تو دستش زده بودن منم شکم و کمرشو ماساژ میدادم خوابش برده بود؛ باز چشمام پرکشید سمت لباش اخه تو چی داشتی که تواین مدت اینجوری رفتی توقلبم؟ ولی حیف که شانسم برای باتو بودن هیچه ......
#پارت_38 #رمان_چکاوک 🖇🖤 🖤🖇 🖇🖤 🖤🖇 دستم سسسوووخت بگیرید اینارو از من ۵ تا شیرکاکائو نمیتونی بیاری یاسی؟ ایش میشه بهم انقدر گیرندی؟ خب راه میرم میریزه دیگه میخوای همشونو دهن بزنم از سر لیوان کم بشه که نریزه؟ منمشکلی ندارم با دهنی ولی با صدای غرغروت مشکل دارم برعکس من بقیه بچها باحالت چندشی صورتشونو جمع کردن خب دوتا دیگه مونده برو اونارم بیار بچم چکاوک مریض شده بود و اصلا حوصله نداشت یه گوشه نشسته بود ساکت ذهنم درگیر بود باید میبردمش بیمارستان دیگه این حالشو نمیتونستم تحمل کنم _سورنا تغییر منو نفهمیدی؟ باصدای ساره نگاهمو بهش دوختم اوهوع موهای زردش تبدیل شده بود به آبی +رنگ موهات؟ _اهوممم خوب شدم؟ +نه زرد بیشتر بهت میومد _واقعا؟! پس برم زرد کنم باز خیلی زشت شدم؟ _نه زشت نشدی گفتم بیشتر بهت میومد اینم خوبه برا تنوع پاشد اومد سمتم مطمئن بودم میخواد بوسم کنه ازش فاصله گرفتم +باور کن میزنم تو دهنت اگه رنگ قرمز رژت توصورتم بمونه دستشو به نشونه تسلیم بالا برد باشه باشه کاری ندارم اصلا میرم چکاوک و بوس میکنم _سمتش نرو مریضه تورم مریض میکنه بشین سرجات ذلیخا چکاوک: اره عزیزم پیشه من نیا مریض میشی یوقت ساره : بخدا از دست ذلیخا گفتنای تو موهامو از مصری درمیارم بعداین حرفش بهار جیغ زنان گفت خفشو من عاشق همون موهاتم اینارم بزنی دیگه بدرد نمیخوری میدم دست سورن ۹ شب بندازتت تو اشغالی سیگارمو بین لبامگذاشتم با لذت به دخترای زیبام خیره شدم .... ....
#پارت_37 #رمان_چکاوک 🖇🖤 🖤🖇 🖇🖤 🖤🖇 اخرای کلاس دیگه داشت اعصابم بهم میریخت از شرو ورای استاد خیلی وقت بود که دیگه هنذفری نمیذاشتم چون چکاوک همیشه کنار من میشست و وسطاش هی میزد به دستم صحبت میکرد باهام دستمو بردم زیر مقنعه ی بهار موهاشو گرفتم تودستم میخواستم با فنراش بازی کنم ولی متوجه شدم موهاشو بافته دیدم واکنشی به حرکت دستم نشون نمیده اروم کشو باز کردم موهاشو باز کنم؛ چپ چپی نگاهم کرد که زیر گوشش گفتم خودم برات میبافم فرفری ریز خندید و انگشتامو توی فنر موهای خرمایی رنگش کشیدم و فراشو پیچ و تاپ میدادم انقدر سرگرم موهای بهار شده بودم که کلاس تموم شد سر بهار رومیز رفته بود انقدر ور رفته بودم باهاش که خوابش برده بود لپشو کشیدم چند بار صداش کردم ... جلوی پارک دانشگاه نشسته بودیم بهارو بغل کرده بودم داشتم موهاشو میبافتم که چکاوک باذووق گفت مگه بافتن بلدی؟ اره دیگه مگه نمیبینی؟ خودشو مظلوم کرد میشه موهای منم ببافی؟ خواهش میکنم خب حالا گربه ی لوس بشین کنارم تا بعدش واسه تورو ببافم باخنده کنارم نشست ولی من برعکس اون دستم که بهش میخورد حالم دگرگون میشد خب تموم شد چکاوک بیا بشین برات ببافم خواست روی پام بشینه که خودمو کشیدم عقب نه من نمیتونستم اینهمه نزدیکی رو تحمل کنم روی هیچکدوم از بچه ها اینجوری نبودم ولی این یکی فرق داشت یا تعجب گفت چیشد پس؟ هوف کاش درک میکردی کاش حالمو میفهمیدی . اولین بهونه ای که به ذهنم اومد و به زبون اوردم هیچی بهار رو پام بود پام خواب رفت بشین رو زمین تا ببافم انگارحرفمو باور کرد که باخنده نشست رو چمن موهاشو از دوطرفش بافتم واقعا شبیه عروسکا شده بود.... ....
فقط اخرش که گردن نگرفته🗿
#پارت36 #رمان_چکاوک 🖇🖤 🖤🖇 🖇🖤 🖤🖇 سورنا: توسالن گوش یاسیو گرفتم پیچوندم بچه تو سیر نمیشی انقد ازمن کتک میخوری؟ +آی آی گوشم غلط کردم سورن ولم کنننن _با غلط کردن گفتنت دیگه چیزی درست نمیشه اطلاع میدی که غلط کردی؟ اینو که دیگه میدونیم! بهار:ولشکن سورن کلاسمون دیر شد _بیا برو کله فرفری من حساب اینو باید برسم بهار: باز این به من گفت کله فرفری یاسمن: میشه گوشای منو ول کنی؟؟ آییی یکم دیگه بیشتر فشارش دادم ولش کردم ساره رو انداختم جلو تا در بزنه به استاد توضیح بده بابت تاخیرمون ساره سریع خودشو کشید کنار من نمیرمااااا به سپیده بگو سپییییی بیا جواب این استاد وزقو بده گیر نده بهمون پوکر فیس به حرکت ساره نگا کردم گفت خب من چیکار کنم؟ خوشم نمیاد جلو بچها گیر بده سپیده زبون دراز تره همچنان پوکر فیس نگاش کردم هوف ما نه تنها دیر میرسیم بلکه وقتیم میرسیم ۲۰ دقیقه پشت در کلاس میمونیم چرتو پرت میگیم بچها خندیدن درکلاسو باز کردن همونجوری پوکر فیس وارد کلاس شدم ته کلاس چکاوک و دیدم داشت نگام میکرد خنده ی شیرینی کرد قلبم تند تر زد براش بدون توجه به اطرافم پاتند کردم سمتش کنارش نشستم _چطوری توله؟ +خوبم مرسی خودت خوبی؟ _اره بچه منم خوبم +یاسمن چرا دستش رو گوششه؟ _لابد گوشش درد میکنه دیگه ازمن چرا میپرسی؟ نخودی خندید و چشم به جلو دوختم... ....
خب جالب ...مثلا هرچی تو پارت میگید رو میان میگن بهم.. مثلا تو پارتها گفته بودین بدم میاد بگید سورن وسورنا صدا کنین میان میگن بااینکه بدت میاد بگیم سورن ولی سورررنن بعد حرفشونو میزنن کرم ریزی ۱۰از۱۰ یا هرکدوم پیام میدن قبلش بهماسمشونو میگن که من همونما البته بیشتر میشناسم از طرز تایپ کردنشون میفهمم کدومان یااگر تامبوی باشن قبلش بهم میگن که مثل منن یجورایی چون ناشناسه خودشونو معرفی میکنن که بشناسم ممکنه منم بیام توکانال چک کنم کدومن سوالم خب بیشتر راجع به عکس شخصیتاس گفتمم که چون واقعیه دخترا نمیتونن عکسشونو پخش کنن توکانالا ما حتی اسم واقعیمونو گذاشتیم بدون اینکه عوض کنیم و اینکه من نویسنده کتابای حقوقی_علمی ام این اولین تجربه رمان نویسی بوده فقطم من ننوشتم اون قسمتایی ک مربوط به خودمه رو گفتم مثلا اون لحظه من که نمیدونستم چکاوک چی توذهنشه و چیکارا کرده قسمتای مربوط به بقیه رو بچها خودشون نوشتن و اخرش من نوشته هاشون رو درست و اصولی کردم که قلم چند نوع نباشه چون هرکدوم یجور نوشته بودن گفتم قاتی نکنید و بشه روان خوند همینا دیگه....
بلد نیستی سوال بپرسی خب مبین جااانن ما که نمیدونم چی بهش میگن سوالای رایجی که زیاد میپرسن و حرفای جالبی که از بچها دیدی رو بگو که اینجا رفع بشه دیگه
چند نفر قبلا گفته بودن بهم گپ بزنید نمیدونن چقد اکیپی خل و چلید